ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

دادن پول و خانم مورد علاقه ام از عنایات امام رضا علیه السلام است

از عنایات امام رضا ع

در یکى از سالها بـراى زیـارت حضرت على بن موسى الرّضا (علیه السّلام) به مشهد مشرّف شده بودم،

یک روز بـا تـمـام آداب بـه زیارت رفتم، مشغول زیارت جامعه بودم و مى خواستم حواسم پرت نشود تصادفا یک جوان دهاتى از کنار من عبور کرد و دستى به شانه من زد و گفت:

 

آقا درست زیارت کن؛ و گذشت.
مـن بـا خـودم گـفـتـم:
حـرف خـوبـى اسـت باید درست زیارت کرد ولى او دست بر نداشت دور ضـریـح گـردش کـرد و بـرگـشـت و دو مـرتـبه دست به شانه من زد و گفت:
آقاى شیخ، مى گویم درست زیارت کن.


من عصبانى شدم گفتم:
چرا حواسم را پرت مى کنى مگر چطور زیارت مى کنم؟ گفت:
پس بیا اوّل جریانى را برایت بگویم تا با مقام مقدّس امام (علیه السّلام) آشنا بشوى، بعد از آن، حضرت على بن موسى الرّضا (علیه السّلام) را زیارت کن.
من چون دیدم حواسم پرت شده و دیگر نمى توانم به زیارت ادامه دهم، گفتم:
مانعى ندارد.

با هم در یکى از رواقهاى حرم مطهّر نشستیم او سرگذشت خود را این چنین بیان کرد:
پـدر مـن یـکـى از مالکین اطراف مشهد بود، نسبتا ثروت زیادى داشت وقتى از دنیا رفت من جوان بودم، ارث خوبى به من رسید ولى چون خودم آن را به دست نیاورده بودم

و رفقاى عیّاشى هم دور مرا گرفته بودند در مدّت کوتاهى همه اموال پدر را از دست دادم.
یـک روز مـتوجّه شدم هیچ چیز در بساط ندارم با کمال خجالت به مادرم گفتم:
پولى دارى به من قرض بدهى؟ گـفـت:
امـوال پـدرت را تـمـام کـردى خـاک بـر سـرت مـن بـه تـو پـول نمى دهم.

تنها راهى که دارى این است بروى ثروتى را که روز فوت پدرت به دست آورده بودى و حالا از دست داده اى از امام هشتم على بن موسى الرّضا (علیه السّلام) بگیرى.
من از خدمت مادر بیرون آمدم، اشک در دیدگانم حلقه زده بود ولى چون مرحوم پدرم مرد صالح و بـا ولایـتـى بـود و بـه مـن مـقـام ولایـت و احاطه علمى امام (علیه السّلام) را بر ماسوى اللّه شناسانده بود،

از همان منزل تا مشهد که حدود بیست کیلومتر راه است من اشک مى ریختم و با آن حـضـرت حـرف مـى زدم. و چـون پـولى نداشتم پیاده هم بودم.

حدود ساعت ۱۰ صبح وارد حرم مـطـهـّر حـضـرت ثـامن الحجج (علیه السّلام) شدم، خسته بودم در گوشه اى نشستم و عرض حـال گـفـتـم:
اشـک مـى ریـخـتم و حاجتم را مى طلبیدم.

در این بین، چشمم به دخترى افتاد که صـورتـش بـاز بـود، عـلاقـه عـجیبى به او پیدا کردم و طبعا چون ازدواج نکرده بودم به دلم افتاد که از حضرت رضا (علیه السّلام) تقاضاى ازدواج با او را هم بکنم.

واضح است که از این به بعد دو حاجت داشتم، یکى ثروت پدر و دیگرى ازدواج با آن دختر. تا ساعت چهار بعد از ظهر اشک مى ریختم و حوائجم را مى طلبیدم.


ناگهان متوجّه شدم کسى دست به شانه من مى زند و مى گوید:
چرا گریه مى کنى؟ گفتم:
حاجتى دارم تا آقا حاجتم را ندهد از اینجا نمى روم.
گفت:
ناهار خورده اى؟ گفتم:
نه.
گفت:
بیا برویم ناهار بخور اگر حاجتت در این بین برآورده نشد، دوباره برگرد.
گفتم:
ممکن نیست، دست از طلب ندارم، تا حاجتم برآرد.
گفت:
بیا برویم من ماءموریّت دارم حاجتت را بدهم مگر حاجتت این نیست که فلان مقدار ثروت و یک دختر که امروز او را دیده اى مى خواهى؟ گـفـتـم:
چـرا و چـون دیـدم حـاجـتـم را مـى دانـد بـا او بـه راه افـتـادم مـرا بـه مـنـزل بـرد و دخـتـرش را صدا زد، وقتى او نزد من آمد دیدم، همان دخترى است که امروز او را در حرم دیده ام.


من از این مرد سؤ ال کردم:
شما از کجا دانستید که حاجت من اینها است؟ گفت:
من و دخترم ظهر براى زیارت حضرت رضا (علیه السّلام) به حرم رفته بودیم وقتى بـه مـنـزل آمـدیـم نـاهار خوردیم و خوابیدم در عالم رؤ یا دیدم که در حرم حضرت رضا (علیه السّلام) هستم

شما همین جائى که در حرم ایستاده بودید، هستید و حضرت رضا (علیه السّلام) روى ضریح نشسته اند و به من فرمودند که:
دخترت را با فلان مبلغ به این جوان بده.
گفتم:
آقا چرا من دخترم را به این جوان دهاتى بدهم؟ فرمود:
جریمه ات همین است، چرا دخترت را با صورت باز به حرم و در میان مردم آورده اى؟

مـن از خـواب بیدار شدم تعبیر خوابم را نمى دانستم ولى وقتى دوباره به خواب رفتم و همان خواب را دیدم حضرت رضا (علیه السّلام) در این مرتبه فرمودند:
به حرم بیا و فورا جواب این جوان را بده.
لذا مـن فـورا لبـاس پـوشـیدم و به حرم آمدم و تو را در همان مکانى که در خواب دیده بودم، مشاهده نمودم.


سـپـس آن جـوان اضـافـه کرد و گفت:

ثروتى را که آن مرد به اشاره حضرت على بن موسى الرّضـا (علیه السّلام) در اختیار من گذاشت

دقیقا همان مقدارى بود که وقتى پدرم از دنیا رفت بـه مـن انـتـقـال پیدا کرده بود.

و من مدّتها است که علاوه بر ثروت و زن مورد علاقه ام که در اخـتـیـار دارم و خـود را کاملا خوشبخت مى بینم یقین کاملى هم به احاطه علمى امام (علیه السّلام) بر ماسوى اللّه پیدا کرده ام

که هر وقت وارد حرم مطهّر حضرت رضا (علیه السّلام) مى شوم و سلام عرض مى کنم، با گوش دل جواب مى شنوم و توصیه مى کنم که شما هم با همین یقین زیارت کنید.

 

منبع: peymanatc.blogfa.com

 

www.dayan.ir

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

 

از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع. از عنایات امام رضا ع.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید