ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

قسم و سوگند

آیه مورد بحث و ترجمه


آیه مورد بحث و ترجمه


لَا یؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمَانِکُمْ وَلَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أ
َهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلَاثَهِ أَیامٍ ذَلِکَ کَفَّارَهُ أَیمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَیمَانَکُمْ کَذَلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ/مانده، آیه ۸۹


خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده) مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید. کفاره این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید (و مخالفت می‌نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‌کند، شاید شکر او را بجا آورید!


مقدمه:
بر اساس موقعیت های اجتماعی، مذهبی که در طول زندگی، برای ما پیش می آید، گاهی خود را مجبور به انجام کاری می کنیم که سر منشا این اجبار
یکی از این موارد می باشد: وجدان، قسم، نذر و عهد.
(به جهت همین شباهت، بغیر از قسم، در مورد نذر و عهد هم صحبتی خواهیم داشت) بعضی اراده قوی دارند و می تواند خود را مجبور و ملزم به انجام کاری بکنند و واقعا هم آن کار را انجام می دهند. اشخاصی نیز وجود دارند که باید به وسیله یکی ازموارد دیگر(قسم، نذر،عهد)، خود را ملزم کنند که نتیجه این کار، تبدیل یک فعل مباح، یا مستحب، به واجب است. افرادی نیز هستند که علاوه بر توانایی ارادی و تصمیم گیری، برای اینکه کار و فعل آنها، جنبه الهی نیز به خود بگیرید و طالب پاداشی در پس انجام آن می باشند، اقدام به نذر می کنند. با این بیان، دو مورد از انگیزه های قسم، نذر و عهد بیان شد (صرف الزام به انجام کار، قصد قربت). البته انگیزه های دیگری نیز وجود دارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.در باب اهمیت این سه مورد می توان گفت که نذر و عهد بیشتر جنبه شخصی دارد بخلاف قسم که جنبه حقوقی و اجتماعی نیز در آن وجود دارد. موارد متعددی که خداوند تبارک و تعالی در قرآن بدان قسم خورده است بر اهمیت قسم می افزاید. همچنین در باب اهمیت قسم، می توان به فصل الخطاب بودن آن در بعضی موارد حقوقی در دادگاه نیز اشاره کرد که در کتب فقهی-حقوقی بیان شده. مراد از عهد در اینجا، همان عهد اصطلاحی و فقهی
است در مقابل عهد عرفی که پیمان نامیده می شود. عهد عرفی، چنین شرایطی نخواهد داشت.


انگیزه ها:


1.    قصد قربت: فرد خود را متعهد و ملزم به کاری می کند بوسیله قسم، نذر یا عهد برای خداوند و به قصد قربت و ثواب.


2.    بیان اهمیت یا اثبات یک مطلب: همیشه در قسم، آنچه که به آن قسم خوردن می شود و آنچه که برای آن قسم خورده می شود، از اهمیت بالایی برخوردار است که فرد برای بیان اهمیت، قسم می خورد.اکثر قسم هایی که درقرآن ذکر شده، از همین قسم است(اثبات مطلب).


3.    تحقق یک امر: فردی، نذر می کند تا یک امر مورد نظرش، از سوی خداوند تحقق پیدا کند.


4.  &am p;nbsp; صرف التزام: فردی، برای اینکه خود را مجبور به کاری کند و بخواهد شدت این الزام بیش از پیش باشد، اقدام به قسم، نذر یا عهد می کند.


5.    تهذیب نفس: فرد با قسم، نذر مطلق یا عهد، خود را ملزم به کار خیری می کند برای کسب رتبه های معنوی و تهذیب نفس.


6.    کسب آبرو: در بعضی موارد حقوقی یا اجتماعی، فرد برای حفظ آبروی خود، اقدام به قسم می کند و همچنین در بعضی موارد، نیاز به قسامه است.


7.    جلب اعتماد: در بعضی موارد اجتماعی، فرد اقدام به قسم خوردن می کند تا فرد مقابل به او در انجام یا عدم انجام یک کار، اعتماد کند.


8.    جلب منفعت: در موارد اجتماعی یا حقوقی، شرایطی پیش می آید که شخص برای جلب منفعت، قسم می خورد.حال ممکن است که فرد در این قسم صادق باشد یا کاذب.</P& gt;

9.    قصد ریا و خودنمایی: گاهاً دیده می شود بعضی افراد، اقدام به نذر می کنند صرفا برای ارتقا رتبه مقبولیت خود نزد اجتماع و افزایش دید مثبت و مذهبی دیگران به او.


گاهی، بعضی انگیزه ها باعث بطلان قسم، نذر یا عهد می شود مانند قصد ریا در مواردش شخصی و گاهی باعث بطلان نمی شود مانند قسم خوردن در دادگاه.


شرایط قسم، نذر، عهد: ۱٫  بلوغ (در نتیجه، از نابالغ پذیرفته نیست) ۲٫ عقل (در نتیجه، از دیوانه، مست و موارد مشابه، پذیرفته نیست) ۳٫ اختیار (در نتیجه، از فردی که از روی اجبار اقدام به این کار می کند، پذیرفته نیست)۴٫ قصد (در نتیجه، از کسی که با اختیار صحبت می کند اما قصد جدی نداری، پذیرفته نیست)۴٫ عدم ورشکستگی (در نتیجه، از کسی که ورشکسته شده، پذیرفته نیست (البته در موارد مالی))۵٫ عدم سفاهت (در نتیجه، از فردی که در دخل و خرج خود هیچگونه دقتی ندارد، پذیرفته نیست (البته در موارد مالی)۶٫ اجازه شوهر (در مواردی که مخالف حقوق شوهر باشد)۷٫ اجازه پدر (در صورتی که مورد آزار و اذیت پدر شود)۸٫ امکان تحقق مورد (در نتیجه، در صورتی که اصلا امکان وقوع آن کار وجود نداشته باشد، پذیرفته نیست)۹٫ قدرت بر انجام آن (در نتیجه، اگر مکلف قدرت بر انجام آن نداشته باشد، پذیرفته نیست)۱۰٫ شرعاً انجام آن جایز باشد.۱۱٫  در مال خود باشد نه مال دیگری ۱۲٫ با لفظ و یکی از اسامی خداوند باشد.


البته بعضی از این شرایط در قسم ادا شده در دادگاه نیاز نیست مانند قدرت بر انجام آن، جواز شرعی.


نکته ها:


1.    می توان مشروعیت قسم خوردن برای بندگان را از قسم های متفاوتی که خداوند تبارک تعالی در قرآن ادا کرده و همچنین عدم نهی از قسم خوردن و بلکه تایید آن به وسیله بیان شرایط، استنباط کرد. ظاهر آیه ۲۲۴ سوره بقره که می فرماید ”وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لِأَیمَانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَینَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ” دلالت بر حرمت قسم خوردن ندارد بلکه آنچه که در تفاسیر بیان شده، دلالت این آیه بر عظمت نام خداوند است که شایسته نیست چنین نامی را برای هر قسمی استفاده کرده کما اینکه در جامعه فعلی ما، قسم به خداوند، لقلقه زبان شده.


2.    &lt ;/SPAN>همیشه آنچه که بدان قسم خورده می شود، دارای ارزش ذاتی است و یا حداقل نزد قسم خورندهدارای ارزش است.


3.    نذر، گاهی مطلق است بدین معنا که هیچ شرطی در صیغه نذر خود نمی آورد مانند اینکه “نذر می کنم فلان کار خیر را برای خدا انجام دهم” و گاهی نذر مشروط است مانند اینکه” نذر می کنم اگر فلان اتفاق افتاد، فلاک کار خیر را انجام دهم”


4.    اگر برای عدم انجام فعل حرام، اقدام به قسم، عهد یا نذر کند، در صورتی که آن فعل حرام را  مرتکب شود، علاوه بر گناه خود فعل حرام، کفاره نیز دارد. به عبارت دیگر، عقوبت آن دوبرابر میشود.


5.    “لَا یؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمَانِکُمْ” دلالت بر شرط قصد در قسم دارد که خداوند می فرمایند، در صورتی که قصدی در کار نباشد، عقابی وجود ندارد. “وَلَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیمَانَ/مائده،آیه ۸۹” ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید.


6.    قسم خوردن به غیر نام خداوند، حتی نام پیامبر عظیم الشان اسلام(ص)، واجب العمل نیست و مخالفت با آن، کفاره ندارد.


7.    قسم و عهدِ انسان وسواس، بدلیل فقدان شرط اختیار هنگام تخلف از قسم یا عهد، کفاره ندارد. به عبارت دیگر، وسواسی که قسم خورده که به شک خود اعتنا نکند و از روی وسواس شدید به شک خود اعتنا میکند، کفاره ندارد چرا که با این وسواس فکری، اختیار عمل از او گرفته شده است.


8.    کفاره عهد و نذر، اطعام شصت فقی
ر یا دو ماه پی در پی روزه گرفتن یا بنده آزاد کردن است. اما کفاره قسم، اطعام ده فقیر یا پوشانیدن آنها است یا آزاد کردن بنده(عبد) و در صورتی که این موارد برای او ممکن نبود، سه روز روزه بگیره.


9.    در قسم، عهد و نذر، احتیاج به صیغه و لفظ است و باید به زبان آورده شود. در نتیجه اگر در قلب خود چنین نذر، قسم یا عهدی بکند، صحیح نیست و واجب العمل نمی باشد.اما اگر بر روی کاغذی نوشته باشد، احتیاط در عمل به آن است.این صیغه لازم نیست به زبان عربی باشد بلکه با هر زبانی، صحیح است.اگر فردی، لال باشد، نیازی به صیغه نیست بلکه هر کاری که دال بر یکی از سه مورد باشد، صحیح است.


10.“قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ/ خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته؛ و خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است /تحریم، آیه۲” در مقام بیان نحوه شکستن قسم است که با دادن کفاره، می توانید بر خلاف قسم عمل کنید.البته شکستن قسم، عهد و نذر، حرام است مگر اینکه شرایطی پیش آید که عمل بر خلاف آنها، رجحان داشته باشد.


سید مرتضی مرتضوی مقدم


http://rahe-quran.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید