ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق چیست؟

دانشجوى گرامى، روش تخلق به صفات نیک از اساسى ترین و گسترده ترین مباحث علم اخلاق است. موضوع و هدف اصلى تمامى کتاب هایى که در زمینه اخلاقیات و علم اخلاق نگاشته شده است، آموزش تخلق به ارزش هاى اخلاقى است. ما در این فرصت تنها قادریم به صورت فهرست وار و به طور کلى روش خودسازى و تخلق به ارزشها را بیان نماییم.

 

عالمان اخلاقى در منابع این علم براى وصول به این هدف، سه مرحله را بر مى شمارند.

 

1 علم: یعنى تحصیل در علم اخلاق و آشنایى با رذائل و روش معالجت آنها و همچنین آشنایى با فضایل و روش تخلق به آنها، از طریق مراجعه به منابع اخلاقى و یا اساتید این دانش.

 

2 حال: منظور از حال همان برانگیختگى و انگیزش در انسان است. در اثر آشنایى با اخلاق، رذایل و فضایل اخلاقى و همچنین پى بردن به ارزش تهذیب نفس و منافع و معنویتى که از این طریق نصیب انسان مى شود، این اشتیاق در انسان پدید مى آید که نفس خود را از رذایل و پلیدى هاى خلقى پاک و به صفات حمیده و فضایل پسندیده انسانى بیاراید و این همان مرحله «حال» است.

 

3 عمل: مرحله اصلى اخلاق و خودسازى عمل است زیرا آنچه تاکنون د
ر امر پیمودن دو مرحله قبلى عاید سالک گشته است، تنها ذهنیتى است که باعث شوق نسبت به تهذیب نفس و تعالى اخلاقى مى شود. جایگاه صفات حمیده قلب آدمى است و تا هنگامى که انسان به صورت عملى صفات و ارزش هاى اخلاقى را از خویش بروز و ظهور ندهد، قلب او متصف به این گونه صفات نمى گردد.

 

البته تنها اتصاف و ظهور صفت در قلب نیز کافى نمى باشد. اگر کسى بخواهد واقعا شخصیت و منش اخلاقى بیابد، لازم است صفات پسندیده را در قلب خویش نهادینه و راسخ نماید. به تعبیر دیگر ملکات اخلاقى است که شخصیت و باطن انسان را شکل مى دهد و هر کس در حقیقت ترکیبى از صفات راسخ است و نه حالات زودگذر.

 

روش نهادینه نمودن ارزش هاى اخلاقى نیز تکرار است. همانگونه آدمى براى انجام دادن یک ورزش یا صنعت و یا هر کار دیگرى در ابتدا با دشوارى روبرو است ولى به تدریج و در اثر مداومت و تکرار انجام آن کار برایش آسان مى گردد، صفات اخلاقى نیز در اثر عمل و تکرار و مداومت به صورت ملکه راسخ در مى آیند و انجام آنها نیز آسان مى شود:

 

به طور مثال کسى که خداى ناکرده به صفت بخل مبتلا است. پس از پى بردن به زشتى این رذیلت و آثار بسیار منفى آن که بر شخصیت او مى گذارد و پس از این که اشتیاق مى یابد که ریشه این صفت را از قلب خویش بر کند و به جاى آن صفت زیباى جود و سخاوت را بنشاند، چاره جز این ندارد که به صورت عملى به اعطاى مال و بذل و بخشش بپردازد. این کار در ابتدا بسیار دشوار است، زیرا که شخصى تعلق فراوان به اموال خود دارد ولى به تدریج که به تکرار آن مى پردازد، آسان مى گردد. آسان شدن انجام عمل، علامت رسوخ و ثابت شدن این صفت در نفس او است و نشانه اى است براى معالجت، بهبودى و نجات از یکى از امراض مهلک نفسانى.

 

نتیجه این که: ظهور دادن عملى صفات خصوصا در معاشرت و برخورد با دیگران در جامعه و تکرار آن، یگانه روش پاکسازى نفس از رذایل اخلاقى و تخلق آن به صفات حمیده انسانى و ارزش هاى اخلاقى است، اگر چه این مرحله منوط به داشتن خودشناسى، آگاهى، انگیزه و اشتیاق کافى براى خودسازى و تعالى روح است.

 

موضوع عمل و مداومت بر آن نیز از مباحثى است که در حوزه علوم اسلامى خصوصا علم اخلاق، تربیت و خودسازى مورد بررسى و تأکید فراوان است. نکته اساسى اى که در پاسخ به این سؤال باید نسبت به آن عنایت نمود، چگونگى ساخت و
شکل گیرى شخصیت انسان است.

 

شخصیت انسان تحت تأثیر و تعامل میان عوامل گوناگون شکل مى گیرد. عوامل و مؤلفه هاى تأثیرگذار در تحقق و تشخص شخصیت انسان عبارتند از: دانش، بینش، انگیزش، گرایش، کنش و منش. از این میان، مباحث مربوط به منش که شامل صفات اخلاقى مى شود، نقش اساسى را به عهده دارد. به عبارتى شخصیت هر کس حاصل خلقیات و صفاتى است که در روح و نفس او تشخص مى یابد.

 

در مورد صفات خلقى و نحوه تأثیرگذارى آن بر نفس انسان، به دو نکته مهم و قانونى اشاره مى شود.

 

یک: اینگونه صفات در حقیقت بازتاب عمل و کنش آدمى است، عملکرد نیک باعث تحقق صفات نیک و عملکرد بد موجب تحقق صفات مذموم در نفس انسان خواهد شد و بدون عملکرد نیز صفتى در کار نخواهد بود.

 

با این بیان نقش عمل و فاعلیت به خوبى آشکار مى شود. هر کس که کارى مى کند و عملى را انجام مى دهد، در حقیقت فاعل ساخت خود است. یک روى سکه کارى است که در خارج انجام مى شود و روى دیگر سکه آن است که به روح خود شکل مى دهد و شخصیت خویش را بنا مى نهد. به عبارتى، هر عمل انسان دو گونه بازتاب دارد، بازتابى در خارج که براى همگان قابل مشاهده است و بازتابى در درون انسان که سنگ بناى شخصیت او خواهد شد. ناگفته پیدا است، آنچه در درون آدمى تحقق مى یابد به صورت اوصاف است، همچون عدالت، صداقت، کرامت و مانند آن که حیثیت مادى ندارد.

 

دو. صرف انجام عمل و بازتاب وصفى آن در نفس (مانند انجام کارى عادلانه و تحقق صفت عدالت در نفس انسان) براى ساخت شخصیت انسان کفایت نمى کند. هنگامى یک صفت کمال آور و شخصیت ساز مى شود که به صورت ملکه راسخه و وصف ثابت، در روح انسان نهادینه شود. تمامى فرایند پیدایش ملکات و رسوخ صفات در نفس آدمى منوط به تکرار و مداومت بر عمل است، عملى که چنین بازتابى از آن توقع مى رود. به کسى که یک روز ورزش مى کند یا وزنه مى زند، ورزشکار یا وزنه بردار اطلاق نمى شود. ورزشکار کسى است که هر روز ورزش مى کند و این عمل جزئى از برنامه هاى دائمى او است و کسى وزنه بردار است که در اثر تمرین و ممارست و در طول زمان، توانایى برداشتن وزنه هاى سنگین در او ظهور یافته و در اثر مداومت شایسته عنوان وزنه بردار گردیده است.

 

ابتدا انسان مى داند و به موضوع با ارزشى دانا مى شود و سپس بدان علاقه مند مى گردد که بدان متصف شود و یا عمل کند و در نهایت با تکرار و تمرین، آن عمل یا صفت ملکه جان او مى شود و جزء شخصیت او مى گردد. سر توصیه به اربعین و اینکه خوب است فلان عمل را چهل روز مداومت نمایید، این است که این نوع مداومت به ملکه شدن آن کمک مى کند.

 

اصطلاح ملکه شدن بیشتر درباره صفات شخصیت و درونى و خلقیات استعمال مى شود، ولى مى توان آن را درمورد علم و عمل نیز به کار برد. البته در مورد عمل بیشتر از واژه عادت استفاده مى شود، ولى علم چون صفت است، در مورد آن راحت تر این واژه معنا پیدا مى کند. علم آنگاه ملکه نفسانى مى شود که همیشه در نفس حاضر باشد و در آن راسخ شده باشد. در سوره آل عمران آیه هفت مى خوانیم: ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فى العلم. و کسى تاویل قرآن را نمى داند مگر کسانى که در علم راسخ شدند.

 

هدف علم اخلاق ساخت شخصیت انسانى انسان است، بنابراین اگر به عمل نیک و پیگیرى مداوم آن ف
رمان مى دهد، به این دلیل است که بدون عمل هیچگونه ساخت و سازى صورت نمى پذیرد و بدون مداومت نیز صفات خلقى رسوخ نمى یابند و در صورت ترک عمل زایل خواهند شد.

 

باید توجه داشت که سایر مؤلفه هاى مذکور که عبارت بودند از دانش، بینش، گرایش و انگیزش، همگى مقدمه و زمینه هاى پیدایش کنش و در نتیجه تحقق منش و تشخص شخصیت انسان هستند. هدف دین و اخلاق نیز هدایت انسان تا مرحله کنش است، زیرا آدمى با عمل و رفتار است که شاکله روح خویش را به صورت انسانى متعالى و معنوى و یا خداى ناکرده به عکس آن به صورت آدمى پست، دنیوى و مادى شکل مى دهد.

 

براى تحصیل خوش اخلاقى و مبارزه با بداخلاقى و علاج آن، لازم است به موارد زیر توجه شود.

 

1 توجه به ارزش خوش اخلاقى و آثار نیک آن و همچنین زشتى بداخلاقى و آثار بد آن. براى این منظور بهترین راه موجود، مطالعه‏ى روایات و آیاتى است که در زمینه حسن
خلق و سوء خلق وارد شده است. برخى از روایات به شرح زیر است:

 

الف) حسن خلق: رسول خدا (ص) فرمود: خداوند هنگامى که ایمان را خلق کرد آنرا به خوش اخلاقى و سخاوت تقویت نمود و همچنین هنگامى که کفر را آفرید آنرا نیز به بد اخلاقى و بخل تقویت نمود.

 

على (ع) فرمود: چه بسیار انسانهاى عزیزى که اخلاق بد ایشان را ذلیل ساخته است و چه بسیار انسانهاى ذلیلى که با اخلاق خوش به عزت رسیده‏اند.

 

رسول خدا (ص) فرمود: اسلام یعنى حسن خلق. امام صادق (ع) فرمود: هیچ زندگى‏اى گواراتر از زندگى همراه با خوش اخلاقى نیست. رسول خدا (ص) فرمود: خوش اخلاقى، اولین، سنگین‏ترین، نیکوترین، با فضیلت‏ترین چیزى است که روز قیامت در ترازوى عمل انسان قرار داده مى‏شود. در قرآن کریم آمده است: انک لعلى خلق عظیم‏ افتخار پیامبر اسلام (ص) به عظمت خوش اخلاقى آن حضرت (ع) بوده است. رسول خدا (ص) فرمود: کاملتری
ن مردم از حیث ایمان و شبیه‏ترین آنها به من، خوش اخلاقترین آنها است. امام صادق (ع) فرمود: حسن خلق روزى را زیاد مى‏نماید، بر عمر انسان مى‏افزاید و گناهان را آب مى‏نماید همانگونه که آفتاب یخ را آب مى‏کند.

 

ب) بد اخلاقى: امام صادق (ع) فرمود: بد اخلاقى عمل و عبادت انسان را باطل مى‏نماید همانگونه که سرکه عسل را فاسد مى‏کند. على (ع) فرمود: اخلاق بد، بدترین همنشین انسان است، دوستان انسان را فرارى مى‏دهد و چیزى وحشتناک‏تر از بداخلاقى نیست. رسول خدا (ص) فرمود: به راستى ممکن است بنده‏اى به خاطر بداخلاقى به پائین‏ترین درکات جهنم سقوط نماید. على (ع) بداخلاقى روزى انسان را کم مى‏نماید.

 

2 راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقى، توجه به توحید است یعنى توجه به این معنى که تمامى انسانها مظاهر حق تعالى هستند

 

و هر گونه برخوردى با آنها، در واقع برخورد با مُظهر و صانع آنها محسوب م
ى‏شود. احترام و مهربانى با هر پدیده‏اى، در واقع احترام و مهربانى با پدیدآورنده‏ى آن است و ترش روئى و نامهربانى با آن پدیده نیز به پدید آوردنده‏ى آن بر مى‏گردد. باید به این نکته توجه نماییم که هرگونه معامله با خلق از جهتى معامله و برخورد با خالق آنها نیز به حساب مى‏آید و هرگز خداى تعالى راضى نیست که با بندگان و مظاهرش برخوردى نامناسب و ناشایست شود. گشاده‏روئى با خلق خدا و تحصیل رضایت مخلوق، موجب کسب رضایت خالق آنها مى‏شود. همانطور که در روایات وارد شده است کسى که از مخلوق تشکر نکند از خالق آنها نیز تشکر نکرده است. همچنین کسى که نسبت به مخلوقات الهى ترش روئى نماید، این نوع برخورد، به خاطر رابطه‏ى بسیار عمیقى که میان خلق و خالق، مَظهر و مُظهر وجود دارد، به خالق و مُظهر آنها نیز سرایت خواهد نمود.

 

3 یکى از ابعاد مهم وجودى انسان عواطف طبیعى، انسانى و ایمانى او است. ایجاد رابطه عاطفى با سایر انسانها قابل رشد و تربیت است. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى انسان از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین مى‏شود. باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى یعنى ایجاد رابطه‏ى عاطفى مثبت بدست مى‏آید و بد اخلاقى که در واقع همان رابطه‏ى عاطفى منفى است، بر عکسش عاطفه مثبت، موجب کدورت و عذاب زندگى مى‏باشد و دیگران را از گرد انسان مى‏پراکند.

 

على (ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخ
ت مى‏کند و موجب عذاب نفس است.

 

4 از راههاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران است. هر کس قادر است با یک تصمیم قوى عزم جزم و با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد. اگر کسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر نماید و در این مدت باروئى گشاده، لبى خندان و رابطه‏اى صمیمى برخورد نماید، قطعا نتایج خوبى خواهد گرفت. تمامى روایات بحث از میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۳۷ به بعد یادداشت شده است.

 

www.yasinmedia.com

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق. روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق.روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق.روش هاى مؤثر در تغییر اخلاق.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید