ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

جستاری درباره ی ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه/۱

درباره ی ترجمه فیض الاسلام

نویسنده: احمد شهدادی
چکیده

 

بازگردان متون مقدس در همه جا، و به ویژه در جهان اسلام و تشیع، جلوه های بدیع از شورمندی و شکوهمندی با خود دارد. در این میان، نهج البلاغه خورشیدی در سپهر معارف توحی
دی است و از این رو در زبان پارسی، شرحها و ترجمه های این دانش نامه ی معرفتی و فرهنگنامه ی مینوی بسیارند و از سده ی چهارم هجری تا امروز تداوم دارند. با این حال، رواج نهج البلاغه و ترویج مطالعه ی خطبه ها و نامه ها و حکمتهای آن در میان عامه ی مردمان روزگار ما، یعنی از چند دهه ی پیش، مدیون تلاش پایمردانه ی سید علی نقی فیض الاسلام، شارح و ترجمان بزرگ این عصر، است.

ترجمه ی فیض الاسلام از منظر کاربرد شناختی اهمیتی بسیار دارد. ترجمه ی او همچون کتابی فرهنگ ساز و آیین گستر، نقش تاریخی خود را بدرستی ایفا کرده و گذشته را به آینده پیوند زده است. این کارکرد تاریخی، ترجمه ی فیض الاسلام را از حیث پرکردن خلأها، اقبال مخاطبان، انتخاب درست و آثار فرهنگی دینی، ممتاز کرده و رخصت بخشیده است.
در بررسی مؤلفه های سبک شناختی ترجمه ی فیض الاسلام با عناصر – متنی، واژگانی، علمی، تاریخی و حتی فکری و فرهنگی ویژه ای رویارو می شویم. در این نگاه، ترجمه ی فیض در موازنه با نثر معیار، تشخص می یابد، از رهیافت ترجمه ی واژه به واژه در زمانه ی خود می پرهیزد، به گونه ای کهن گرایی زنده دست می یابد و با تأملات واژه شناختی، آغازگر عصر ترجمه های نهج البلاغه می شود.
یکی دیگر از بنیادهای نظری مباحث ترجمه ی، مفاهیم معنی شناختی است. این بعد کوشش مترجم برای تطبیق ساختار هر دو زبان، ایجاد و القای زمینه های نحوی و سبکی، انعکاس وجوه زیبایی شناختی متن و توجه به الزامات زبان شناختی را در بر می گیرد. فیض الاسلام در ترجمه ی خود از بازگردان صرف به تفسیر می رسد، بر بنیاد انگاره های معرفتی ویژه، ترجمه ی خود را سامان می دهد، به انتقال معانی می اندیشد و در عین آشکاری، آشکارگری می کند. این سویه های معنایی در توجه به قرآن، سنت، اسباب تاریخی و الزامات بلاغی، کنایی و زیباشناختی جلوه می یابد.
از حیث مؤلفه های ریخت شناختی، ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه، ریخت و ساختار ویژه ای دارد. مترجم در بازگردان خود به جز متن، به فرا متن هم می نگرد، نسخه ای منقع را اساس کار خود می گیرد، به نمود آیینی شکل خط توجه می کند، و ترجمه ی خود را در رده ی کتابهای دینی در می آورد. نگاهی به مؤلفه های روان شناختی ترجمه ی فیض الاسلام نیز از والایی و ارج آن حکایت دارد. انتخاب درست و هوشمندانه ی متن نهج البلاغه برای ترجمه، انگیزه ی فرهنگ گستری و رواج دادن آموزه های شیعی و سرانجام، رویکرد دانشنامه نگارانه، از این مؤلفه های روان شناختی به شمار می آیند.
ترجمه ی متون قدسی همواره و در همه جای جهان، شورمندانه ترین اهتمامها و شکوهمندترین راز ورزیها را با خود دارد. این امر در بازگردان کتب مقدس جهان اسلام و تشیع جلوه ای ویژه تر می یابد. نهج البلاغه، کتاب بزرگ هدایت و صحیفه ی روشن بلاغت، ارجمندترین میراث فرهنگ شیعی و گرانمایه ترین یادگار طلیعه دار سلسله ی ولایت، امام علی (علیه السلام)، است. این گردآورده ی پر ارج که به شکوه همت سیدرضی (رحمه الله)، نگاهبان مواریث آیینی و معنوی شیعی، فراهم آمده است، ده قرن است که چون آفتاب معنی در سپهر معارف توحیدی می درخشد. از همین رو، در فرهنگ شیعه و به ویژه در زبان پارسی، شرحها و ترجمه های این دانشنامه ی معرفتی و فرهنگنامه ی مینوی بسیارند و از سده ی چهارم هجری تا امروز تداوم دارند. فهرست نگاری و تبیین اهمیت و ارج هر یک از این کوششها، خود، نیازمند مطالعات و پژوهشهای کتاب شناختی ویژه شروح و ترجمه های نهج البلاغه است.
اما آنچه این قلم در این جا و اکنون بدان می پردازد، سمت و سویی دیگر دارد. با وجود این ترجمه ها و شروح، نهج البلاغه تا آغاز نیمه دوم قرن چهاردهم هجری همچنان کتابی مربوط به حوزه ی مطالعاتی حدیث شناختی و خورند فهم و ادراک فرزانگان و نخبگان دانشهای اسلامی به شمار می آمده است و دست تمنای توده ی دینداران و موالیان آموزه های علوی(علیه السلام) از آن کوتاه بوده است. تنها پس از این تاریخ است که این کتاب گران ارج از قلمرو تخصصی کتابخانه ی عالمان بیرون می آید و در دسترس عموم کتابخوانان و به ویژه شیفتگا
ن و معتقدان قرار می گیرد
.
این تحول به ظاهر تاریخی و بواقع تاریخ ساز، از تبرک همت و نیت صادقانه و خالصانه ی دانشور مردی سبزه رو و تکیده قامت صورت بست که ناشناس و بی ادعا، دستار مشکی رنگ پریده و کوچکی به سر می بست و عبای اراده و بی نیازی به دوش می افکند و در بازار قدیم تهران چند دهه پیش، ناشناخته می گذاشت. این فرهیخته ی گرانمایه، سید علی نقی فیض الاسلام، مترجم بزرگ نهج البلاغه ی امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) است. حقیقت این است و هیچ انصافی آن را انکار نمی تواند کرد که رواج نهج البلاغه و ترویج مطالعه ی خطبه ها و نامه ها و حکمتهای آن در میان عامه ی مردمان روزگار ما، یعنی از چند دهه پیش، مدیون تلاش و صبوری پایمردانه ی این شارح و ترجمان بزرگ است. با این حال، تبیین و تنسیق این حقیقت نیازمند گردآوری مؤلفه های تاریخی تحول اندیشه و منابع دینی در جامعه ی ما و نیز بازاندیشی و پژوهش در سیر تبدل آبشخوری های دینی و ایمانی مردمان زمانه ی ماست. این، خود، داستانی دراز دامن دارد. آنچه اکنون به انگیزه ی یاد کرد این مترجم سخت کوش و شکیبا در پی آنیم، به دست دادن جستاری درباره ی اثر بزرگ اوست.

 

یکم. نگاه کاربرد شناختی

 

سید علی نقی فیض الاسلام به شهادت اجازه نامه هایی که در پایان ترجمه ی او از نهج البلاغه آمده، مجتهدی دانا و محدثی توانا بوده است. وی از بزرگان دو عرصه ی اجتهاد و حدیث اجازه داشته و می توانسته است به شیوه ی همگنان – و چنان که ناگفته پیداست – در عرصه های تفقه و آموزش علوم دینی بماند و بکوشد و خویشتن را وقف مطالعات فقهی، اصولی و حدیثی کند. با این حال، او به کار سترگ ترجمه ی متون مقدس اسلامی می پردازد و نخست بازگردان قرآن کریم را آغاز می کند و در اثنای آن، کار عظیم ترجمه ی نهج البلاغه را می آغازد و بدین گونه این کتاب گران ارج را از انحصار کتابخانه ی بزرگان بیرون می آورد و به جان مشتاق و نیازمند عامه ی مردمان هدیه می کند. این گام نخست برای مانایی و ماندگاری ترجمه ی او و نیز آثار پر برکت آن در بسط اندیشه های کتاب نهج البلاغه است.
بی آنکه نیازی به واکاوی بنیادهای نظری باشد، کار فیض الاسلام در ترجمه یک متن مقدس شیعی و قرار دادن آن در طی سالها و دهه ها
در دسترس ذهن و زبان جامعه ی دینی، خود، شاهکاری شکوهمند است. این نکته ای کاربردی است که کتابهای

فرهنگ ساز و آیین گستر، به جهت بداعت و جلالت خود، نقش تاریخی خویش را بدرستی ایفا می کنند و چونان پلی استوار، گذشته را به آینده پیوند می زنند، کار ویژه ی تاریخی (Historical Funaciton) ترجمه ی فیض الاسلام، با وجود همه ی ترجمه ها و شرحهای پارسی پیش از آن، مرتبط ساختن ذهن جامعه ی دینداران روزگار ما با چشمه ی فیاض آموزه های علوی(علیه السلام)در نهج البلاغه است. هر پژوهشی که در باب گسترش فرهنگ شیعی در ایران عصر حاضر و همه ی تبعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن صورت پذیرد و به مؤلفه های ساختاری این زیست بوم بپردازد، نمی تواند به نقش عظیم ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه بی اعتنا بماند. حدود شش دهه است که این ترجمه در شمارگان بسیار بسیار گسترده(۱)، مفاهیم نهج البلاغه را حتی به زاویه های جهان پارسی زبان برده است و این بستر سازی خیره کننده ای برای القای اندیشه های حماسی و ایمانی علی(علیه السلام)بوده است. از این همه می توان نتیجه گرفت که ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه چند ویژگی ممتاز دارد:
۱
. این بازگردان، خلأ تاریخی عظیمی را در دوره ای حساس از حیات فرهنگی شیعه ی پارسی زبان براستی هدف گرفته و بدرستی پرکرده است.
۲
. به گواهی اقبال مخاطبان، این بازگردان با فضای فکری و فرهنگی مخاطبان معاصر خود در آمیخته و نه تنها با آن بیگانه نبوده، بلکه به وحدت رسیده است.
۳
. انتخاب درست، زمان مداری، توجه به ضرورتها و نیازها، همدلی و همراهی با سپهر مخاطبان و مواجهه ی آیینی و شاید عبادی آنان با این کتاب؛ نشان می دهد که این بازگردان ابعاد و جنبه های فنی استوار و عمیقی نیز دارد.
۴
. ترجمه ی فیض السلام از نهج البلاغه، آثار و برکات فکری و فرهنگی بسیاری نیز در پی داشته است و در جایگاه خود اثری کاملاً دینی به شمار می رود. ترویج آرمان گرایی، اعتمادسازی در فرهنگ شیعه، بسط آموزه های دینی و هدایت عامه ی مخاطبان از سطح به عمق، استوار سازی سدهای تدافعی شیعی در برابر هجمه های ماده گرایان و اسلام ستیزان، جاری ساختن خون جوشنده ی حماسه و حضور علی(علیه السلام) در رگهای جامعه شیعی، و افزودن یک مائده ی آسمانی دیگر به منابع فکری دردمندان دین پروژه، از اهم امتیازات این بازگردان بزرگ است. درست از پس رواج ترجمه ی فیض الاسلام است که جامعه ی دینداران شیعی در ایران زمین، افزون بر قرآن کریم و مفاتیح الجنان، سومین کتاب قدسی را نیز به کتابخانه ی کوچک خانه ی خود می آورند: «ترجمه و شرح نهج البلاغه، به قلم سید علی نقی فیض الاسلام».

 

دوم. مؤلفه های سبک شناختی

 

هرگاه در متن شناسی و ادبیات از سبک سخن می گوییم، طیف گسترده ای از عناصر متنی، واژگانی، علمی، تاریخی و حتی فکری و فرهنگی را در نظر می آوریم و با سنجش و قیاس دستورمند آنها، سبک شناسی ادوار یا آثار علمی و ادبی را تدوین می کنیم. حقیقت این است که تعیین شاخصهای سبک شناختی در ترجمه ی متون دینی با پارسی، نیازمند وارسی تاریخ هزار و اندی ساله ی این امر و نیز تبیین و تنسیق مشخصه های دوره های گوناگون آن است. این کار در چنین مجالی سامان نمی یابد و حتی با اینکه برخی از آثار داده هایی در این عرصه به دست داده اند(۲)، باز هم جای خالی پژوهشی سخته در این عرصه آشکارا دیده می شود. ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه از این لحاظ، نیازمند توضیحات ویژه ای است.
۱
. در موازنه ی نثر معیار، نخستین اهمیت سبک شناختی ترجمه ی فیض به مدد سنجه ی نثر معیار زمانه و هنگامه ی عرضه ی ترجمه ی او دریافته می شود. ترجمه ی فیض الاسلام در سال ۱۳۶۵ قممری آغاز شده و جلد ششم، یعنی واپسین بخش آن، به سال ۱۳۲۹ شمسی انتشار یافته است(۳). نثر معیار دهه ی دوم سده ای که در آنیم، می تواند سنجه ی نقد ترجمه ی فیض از نظرگاه سبک شناختی باشد. در عرصه ی آثار دینی و از لحاظ کمیت و حتی کیفیت مکتوبات دینی، دهه ی بیست شمسی چن
دان شاخص و درخشان به نظر نمی آید؛ به ویژه اگر بحث ترجمه ی متون دینی در کار باشد، این دهه به جز یکی دو مورد پراکنده – و از جمله ترجمه ی ناقص طالقانی از نهج البلاغه به سال ۱۳۲۵ شمسی – دوره ی ناامید کننده ای است
.
فضل تقدم فیض و خلاقیت پیشروانه ی او در آغاز سیری نو برای طرح مفاهیم دینی و معارفی از راه بازگردان آنها به زبان حجم انبوه تری از مخاطبان پارسی زبان، خود، گونه ای برتری ادبی به کار بزرگ او می بخشد. با این حال، حتی در قیاس با ادبیات نوشتاری دهه ی بیست، اثر فیض الاسلام درخشندگی ویژه ای دارد. حتی اگر دقتها و ضرورتهای خاصی را در نظر نیاوریم که فیض در اثر خود درگیر آنها بوده است، می توانیم مطمئن باشیم که بازگردان او از نهج البلاغه، از منظر عناصر زبان شناختی، اگر نه برتر از نثر قاعده ی زمانه ی او، دست کم در کنار و همراه آن، به کار دشوار ترجمه ی متون مقدس به زبانی همگانی دست یازیده است.
البته اکنون پس از طی دهه های متفاوت و هر یک تاریخ ساز ذهنی و زبانی، و به ویژه پس از گسترش آفرینش و انتشار ترجمه های متعدد و پیاپی از متون دینی، راه کوفته تر و چشم اندازهای نظر و عملی ترجمه ی این متون روشن تر شده است. اما شش دهه ی پیش، وقتی فیض الاسلام ترجمه ی نهج البلاغه را آغاز می کرده، ظرفیتهای زبانی فارسی در ت
رجمه ی مفاهیم دینی تنها به کار ارجمند پیشینیان مربوط می شده و ترجمه ای معاصر در این عرصه وجود نداشته است. هر مشخصه ای که برای نثر معیار دهه ی دوم شمسی معلوم کنیم، کمابیش در زبان برگزیده ی فیض هست، و این نکته ی خردی نیست. اگر جمله بندی او به چشم تأمل امروزین ثقیل بیاید، یا رنگ عربی گرایی نثر او بیش از حد غلظ بنماید، باید در نگاشته های آن سالها تعمق کنیم و نثر فیض را با آنها بسنجیم
.
۲
. رهیافت ترجمه ی واژه به واژه. به گونه ای کلی در تاریخ ترجمه و بویژه در تاریخ ترجمه ی متون دینی، رهگیری واژه به واژه متن مبدأ و انتقال آن بدین شیوه به زبان مقصد، نوعی سیاق آزموده است. نمونه های فراوانی در دست است که مترجمان به دلایل و علل درونی و بیرونی کوشیده اند تا متن را چنان که هست – حتی در چنین واژگانی آن – بازگردان کنند. این البته در ترجمه ی متون دینی امری آشناتر و رایج تر بوده است. الزامات معنوی و پایبندی های ایمانی و مترجمان، آنان را برآن می داشته است که بکوشند همواره به سود متن مبدأ و به زیان نثر و زبان خود، «عینیت» و «این همانی» صورت و محتوا را پاس بدارند. ناگفته پیداست که اثبات و نفی این نظریه و میزان به کارآمدن آن، نیازمند تدقیقهای نظری است. با این حال، وقتی این انگیزه و نیاز در جایی نبوده است، پای پیش فرضها و دخالتها و توسعه های فنی و هنری و فکر مترجم به میان می آمده است.
ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه می کوشد – دقت کنیم: می کوشد – که برخلاف نظریه های رایج معاصر خود در باب ترجمه ی متون دینی و حتی نمونه های عملی آن، برای نزدیک تر شدن به ذهنیت عامه ی مخاطبان پارسی زبان، قالبی را برگزیند که تا حد ممکن از «رهیافت واژه به واژه» دور باشد و گزاره های متن مبدأ را به گزاره هایی مطابق با سلیقه ی مخاطبان هم عصر خود بدل کند. هم این است که ما اکنون و پس از گذشت سالها و با برآمدن و طلوع آفاق تازه در ترجمه ی متون دینی و به ویژه نهج
البلاغه و در دسترس بودن دهها ترجمه ی کوتاه و بلند از این متن، هنوز می توانیم ترجمه ی فیض الاسلام را بخوانیم و آن را با ذائقه خود مناسب بیابیم. حتی در قیاس با دیگر بازگردانها، ترجمه ی فیض الاسلام در بسیاری از قطعه ها و بخشها، شاخص تر، واقع گراتر، و حتی اگر نه زیباتر، دست کم به قدر بهترین ترجمه ها زیباست.
۳
. کهن گرایی زنده. نهج البلاغه در بنیاد خود «شیوه نامه بلاغت» است و نیز در حوزه ی کتابهای مقدس و مربوط به صدر تاریخ قدسی اسلام به شمار می آید. هم از این رو ترجمه ی آن باید با توجه به همه جانبه و ژرف به «قدسی بو
دن» و «ادبی بودن» آن انجام پذیرد. شاید برای القای صبغه ی «ادبی بودن» این کتاب بتوان با ابزارهای زبانی خاص دست یازید و سبک و سیاق ادبی و هنری آن را به قدر میسور باز تابید. این کار را همه ی مترجمان – هر یک به گمان خود – پیش چشم داشته اند و هریک به قدر حوصله ی ذهنی خود آن را پی گرفته اند. اما پرسش بنیادین این است: برای باز نمودن و القای سویه ی قدسی این کتاب گرامی چه شیوه ها و کنشهایی سودمند و ممکن است؟ چگونه می توان رنگ قدسی کتابهایی از این دست را پس از ترجمه و با وجود دخالتهای گوناگون زبان و تغییر ساخت، حفظ کرد و آن را از صافی ترجمه هم عبور داد؟ این امر در تاریخ نظری ترجمه متون دینی، به ویژه بازگردان قرآن کریم، این برترین متن قدسی، امری پی گرفتنی است
.
براساس نظریه ی «ترجمه ناپذیری» (intranslatability) متون مقدس، ترجمه ویران کننده ی ابعاد قدسی این متون است و از این رو چنین متنهایی هرگز چنان که باید و با همان تأثیرها و حومه ها و هاله ها – بازگردان نمی شوند. این نظریه کار مترجم را تنها نقل و انتقال گزاره ها به زبان دیگر می داند و معتقد است که قدسیت متون در ترجمه از کف می رود. در برابر، پاره ا ی از مترجمان گفته اند و البته خود هم کوشیده اند که باید در بازگردان متون قدسی، به همه ی ابزارهای زبانی ممکن تمسک جست تا وجهه های زیبایی شناختی، قدسیت و «فره» مندی این متون را به هر اندازه که می توان نگاه داشت و انتقال داد.
در این میان، یکی از این ابزارها کهن گرایی یا القای گونه ای آرکاییسم زبانی است. در هر زبان، متون کهن متنهایی مرتبط به تاریخ ازلی زبان قلمداد می شوند و گرد خود هاله هایی از تقدیر، قدسیت، پاکیزگی و رفعت دارند. ما ناخودآگاه متنهایی از آن روزگاران کهن را متنهایی فراتر و برتر از حال و زمانه ی خود، یعنی مربوط و مرتبط به دورانهای اثیری، می شناسیم. این متنها همان سنخ تأثیری را بر ما می نهند که
در شکل گسترده تر و عمیق تر از مواجهه با متون قدسی در خود می بینیم. این توجه زبان شناختی و شاید اسطوره شناختی، مترجمان متون قدسی را بر آن می دارد تا بکوشند از آمیزه های باستانی و آرکاییک در بازگردانهای خود سود بجویند و دست کم از این طریق جوانب قدسی آن را افزون کنند. ما پارسی زبانان هنوز که هنوز است، ترجمه ی (نوبت اول) تفسیر «کشف الاسرار» میبدی را زیباتر و اثرگذارتر از ترجمه های معاصر می یابیم که برای عامه ی مخاطبان و به نثر و سیاق زبان روزنامه ها نگاشته شده است. این امری مرتبط به انگاره های اساطیری ما از زبان است
.
ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه کوشیده است در اندازه ی خود از شاخصه های زبان کهن بهره برد و بدین لحاظ با نزدیک شدن به متون باستانی – در انتخاب کلمات، جمله سازی، طنین و لحن و سایر ابعاد – بی آنکه از حوزه ی فهم مخاطب معاصر خود بیرون رود، گونه ای شکوهمندی و رفعت را به نمایش بگذارد. ما گاه از مطالعه ی بخشهای گوناگون ترجمه ی فیض الاسلام می توانیم طنین و ضرباهنگ متون کهن را بشنویم و بدون مواجهه با دشواریهای این گونه ی نوشتاری آهنگ کهن را بستاییم. به گمان این قلم، هوشمندی مترجم در انتخاب سبکی چنین، ترجمه ی او را برای خوانندگان خوشخوان تر و اثرگذارتر می کند. به این بخش از سیاق نثر فیض بنگرید که مقدمه ای توضیحی بر ترجمه ی خطبه ی سی و ششم نهج البلاغه است:
«نهروان اسم موضعی است در کنار نهری در راهی که به کوفه نزدیک است سمت صحرای حروراء و حروراء نام قریه ای است نزدیک کوفه. و اینکه خوارج نهروان را حروریه می نامند از جهت این است که اجتماع ایشان برای مخالفت با امیرالمؤمنین در آن صحرا بوده است. و سبب جنگ حضرت با خوارج نهروان آن است که چون در جنگ صفین، کارزار بر معاویه و اصحابش سخت شد، و هریرالکلب در لغت زوزه کشیدن سگ را گویند، و رو به رو شدن دلیران را در کارزار به آن تشبیه می نمایند، خلاصه، بامداد آن شب معاویه به دستور عمروبن عاص حیله به کار برده، فرمان داد تا لشکریان پانصد قرآن بر سر نیزه ها کرده، جلو لشکر حضرت آورده، فریاد کردند: ای مسلمانان، کارزار دمار از روزگار عرب برآورد و این همه مخالفت بنیاد قبایل ما و شما را برانداخت. بیایید تا به کتاب خدا بازگشته، به آنچه میان ما حکم کند رضا داده، دست از مخالفت برداریم. این حیله ی ایشان مؤثر شد و لشکر عراق از آن سخنان متردد گشته، در جنگ سستی نمودند و دوازده هزار کس رو گرداندند و به حضرت گفتند: مالک اشتر را از جنگ بازگردان و گرنه تو را می کشیم».(۴)کسی که متن کتابهای کهن و نثرهای باستانی را پژوهیده باشد، لحن و نوای آنها را در این کلمات و جملات باز می یابد. امروزه نظریه های معطوف به «همه گرایی» ترجمه با گزینش چنین زبانی چندان موافق نباشند، اما نمی توانند انکار کنند که انتخاب این گونه سیاقها دست کم برای ترجمه ی متون دینی – و به ویژه متونی چون نهج البلاغه – ابعاد زیبا شناختی آنها را تا اندازه ای باز می نماید. بعدها مترجمان دیگر نهج البلاغه نیز سبکی بسیار غلیظ تر، مسجع تر و پر طمطراق تر از چنین شیوه ای را برگزیدند و نشان دادند که این گونه ی ادبی در ترجمه بازهم می باید و می تواند آزموده شود.
۴
. تأملات واژه شناختی. یکی از مختصات سبک شناختی ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه، توجه دقیق و دانشورانه به واژه هاست. در کتابی بدین پایه ارجمند و اعجازآمیز، حق آن است که شکوه معنی از شکوه و انتخاب خداوندگارانه ی واژه ها بر می خیزد. اگر چه ترجمه هرگز در حد واژگان باقی نمی ماند و همواره از آن فراتر می رود، نیک پیداست که شناخت حوزه های معنای واژگان بنیاد کار هر بازگردان است.
در سنجش ترجمه ی فیض با دیگر ترجمه های نهج البلاغه، دقت و وسواس آمیز او در باب انتقال معانی واژگان و نیز اصرار بر بازگردان لایه های گوناگون معنایی – چنان که در خور کتابی چنین است – کار فیض را امتیازی بزرگ می بخشد. همین امر البته گاه موجب شده است که مترجم به ارائه مترادف و حتی نشاندن جملات به جای کلمات بپردازد که گاه از توضیحات تفصیلی تر نیز نپرهیزد. این، خود، رویدادی بدیع در ترجمه است که مترجم لایه های زیرین معنی را از یاد نبرد و وفادارانه – هر چند نه الزاماً ادیبانه و منشیانه – آنها را انتقال دهد. نمونه را به دو مورد از تدقیقات و توجهات پر ارج فیض می نگریم و آنها را با برخی از ترجمه های در دسترس می سنجیم.
حضرت امیر(علیه السلام)در خطبه ی پنجاه و دوم نهج البلاغه در وصف ناپایداری دنیا سخنانی شگرف گفته است. در بخشی از این سخن بلند چنین آمده است: آنچه از دنیا برای کسانی باقی می ماند، چیزی نیست جز… و جرعه ای همانند جرعه ی «مقله»: «او جرعه کجرعه المقله». اکنون به بازگردان این جمله در برخی از ترجمه ها بنگرید:
آیتی: یا به قدر جرعه ای که روی ریگی را که در ته قدحی افکنده باشد بپوشاند.(۵)
انصاریان: یا چون جرعه ی آبی اندک.(۶)
جعفری: جز جرعه ی آبی اندک.(۷)
جوینی: چون جرعه ای همچو جرعه ی آبی که درمیان سنگریزه باشد.(۸)
دشتی: یا جرعه ای آب که…(۹).
شهیدی: یا جرعه ای که تشنه ای آن را به گلو رساند.(۱۰)
طالقانی: و جرعه ای که (تشنه کام را سیراب نکند) نمانده است(۱۱).
فارسی: و یا اندک آب کوزه هایی که با ریخت
ن سنگریزه هایی به درونش بالا آمده باشد(۱۲)
.
فقیهی: یا به قدر جرعه ای از اب که کاروانها در بیابانهای وسیع و بی آب و گیاه، هنگام کم بودن آب، در میان افراد خود قسمت می کنند(۱۳).
فیض الاسلام: باقی نمانده از آن مگر جرعه ای (مدت کمی) مانند جرعه ی «مقله» (عادت عرب بر آن است که چون تشنگان در بیابان اندک آبی یابند، سنگریزه در ظرفی ریخته، آن قدر آب بر آب ریزند که سنگریزه ها را بپوشاند. پس هر یک آن مقدار آب را برای رفع تشنگی بیاشامد، و به این طریق آب اندک را میان خودشان قسمت کنند، و آن سنگریزه ها را «مقله» گویند).(۱۴)
مبشری: یا جرعه ای که گلو را تر کند(۱۵).
مکارم شیرازی: و یا آن قدر از آن مانده که اگر تشنگان آن را بیاشامند، عطش آنها فرو ننشیند(۱۶).
نمونه ی دیگر، ترجمه ی کلمه ی «قهرمانه» در نامه ی سی و یکم نهج البلاغه است. جمله ی حاوی این کلمه از جملات مشهور نهج البلاغه است و از این رو ترجمه ی آن آشنا به نظر می آید:«فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه». در هر حال، بازگردان این جمله را نیز در ترجمه هایی چند می نگریم و با ترجمه ی فیض الاسلام مقایسه می کنیم.
آیتی: زیرا زن چون گل ظریف است؛ نه پهلوانی خشن(۱۷).
انصاریان: زیرا زن گلی است ظریف؛ نه خادم و کارپرداز(۱۸).
جعفری: زیرا زن ریحان است نه قهرمان(۱۹).
جوینی: بدرستی که زن شاهسپرم است و نیست کارفرما(۲۰).
دشتی: زن گل بهاری است؛ نه پهلوانی سخت کوش(۲۱).
شهیدی: که زن گل بهاری است لطیف و آسیب پذیر؛ نه پهلوان است که کارفرما و در هر کار دلیر(۲۲).
فارسی: چون که زن گل و ریحان است؛ نه زورآور و قهرمان، تندی خار و دشواری کار را نباید توقع داشت(۲۳).
فقیهی: همانا زن به منزله ی گل خوشبوست نه کارگزار و پیشکار(۲۴).
فیض الاسلام: زیرا زن چون گیاهی است خوشبو نه کارفرما(۲۵).
مبشری: زن گل خوشبوست نه قهرمان(۲۶).
مکارم شیرازی: زیرا زن همچون شاخه ی گلی است؛ نه قهرمان خشن(۲۷).
روشن است که بهترین معنای کلمه ی «قهرمانه» همان است که فیض الاسلام آورده است. این واژه در زبان عرب به معنای «پهلوانان» یا همان «قهرمان» زبان فارسی نیامده است. توجه دقیق و گاه مثال زدنی فیض الاسلام به معانی واژه ها و گستره ی
سطوح معنایی آنها در قیاس با دیگر ترجمه ها، از امتیازات بازگردان اوست. فیض البته این رهیافت را مدیون دقت، مطالعه و پژوهش و برتر از همه ی اینها انگیزه ی صادقانه و شورمند خود است. پس کوشش برای شناخت افزون تر واژگان نهج البلاغه و انتقال معنای آنها به هر شیوه ی ممکن، از دیگر وجوه سبک شناختی ترجمه ی فیض الاسلام به شمار می آید
.

 

ادامه دارد…

 

www.muhammadi.org

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام. درباره ی ترجمه فیض الاسلام.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید