ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

جستاری درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه/۲

درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام

سوم. مؤلفه های معنی شناختی

 

یکی از بنیادهای نظری مباحث ترجمه، مفاهیم معنی شناختی است. فرایند انتقال معنی از زبان مبدأ به زبان مقصد، خود، پیچیدگی نظری بسیار دارد و از جمله کوشش مترجم برای تطبیق ساختار هر دو زبان، ایجاد و القای ابعاد نحوی، سبکی و گونه ی ادبی متن در زبان مقصد، انعکاس وجوه زیبایی شناختی متن و صورت آن، رعایت دست کم توجه به الزامات زبان شناختی و حفظ سطوح مختلف معنایی متن را در بر می گیرد. دشواری و پیچیدگی همه ی این امور و بایسته ها در ترجمه ی متون ق
دسی بسی بیشتر است. برای شکل گیری بازگردانی صادق و رسا از متون دینی، ضرورتهای

معنی شناختی مهم تر جلوه می کنند. اکنون بنگریم که فیض الاسلام در ترجمه ی خود از نهج البلاغه، جوانب معنی شناختی را چگونه و در چه سطح پاس داشته است.
۱
. تفسیر و تأویل. ترجمه هم در بنیاد خود و هم در ریشه ی واژگانی در بسیاری از زبانها با دو مفهوم تفسیر و تأویل پیوند خورده است. بدون دانستن و شرح کردن زوایای پنهان متن هرگز نمی توان ترجمه ای در خور آن ارائه کرد. از این رو، ترجمه در بسیاری از نشیب و فرازهای خود به تفسیر و بلکه بالاتر از آن تأویل متن نیازمند است. نارسایی ابزار زبان، دستور، تفاوت زمانی و ذهنی، حواشی معرفت شناختی مفاهیم و عناصر متعدد دیگر، گاه اجازه نمی دهند که مفهومی درست و شفاف به زبان مقصد ترجمه شود. مترجمان نیز برای فائق آمدن بر این دشواری، به تأویل و تفسیر روی می آورند و همه ی ساحتهای پیش گفته را می شکنند و با هنجار ستیزی و قاعده گریزی می کوشند معنای واقعی متن را – اگر بتوان از آن سخن گفت – به دست دهند.
در مورد نهج البلاغه که کتابی است سرشار از نکته های اعجاز آمیز بلاغی و نشسته بر بلندترین قله ی ادب عربی، همه ی این دشواریها دو چندان است. ما در بسیاری از عرصه ها برای فهم ظاهری و صوری کلمات علوی(علیه السلام)نیز باید ریشه های تاریخی، ارجاعات وحیانی، تاریخ اندیشه های شیعی، مفاهیم فلسفی و کلامی، و جزئیات جامعه شناختی صدر اسلام و بسیاری چیزهای دیگر را بشناسیم و بفهمیم. همه ی این دایره ی بزرگ و گسترده در سطح نخست ترجمه ی دستوری و انتقال واحد جمله از متن مبدأ به متن مقصد نمی گنجد.
فیض الاسلام به این بایستگی توجه دارد و با استفاده از توضیحات شرح گونه ی خود می کوشد پوشیدگیها و پنهانیهای معانی نهج البلاغه را به زبان فارسی آشکار سازد. او به همین منظور، «بدعت» و «سنت» را معنی می کند(۲۸)، موارد تاریخی بدعت
را بر می شمرد(۲۹)، بلا را فساد و تباه کاری می داند(۳۰)، در تفسیر این سخن علی(علیه السلام)که «انه یموت من مات منا ولیس بمیت»، اهل بیت را زنده به بدن مثالی و «بلکه بدن اصلی» می داند و آن را مستند به عقل و نقل می شمارد(۳۱
)، نکات تفسیری و تاریخی ارجمندی را در باب «حدیث ثقلین» تذکر می دهد(۳۲)، جنبه های تاریخی متن را تفسیر می کند(۳۳)، شبهه را معنی می کند و زمان پیروزی کامل حق را هنگام ظهور «دولت حقه» می داند(۳۴)، وجوه معنایی کلام را بیان می کند(۳۵)، لوازم و پیامدهای معنایی کلمات را تبیین می سازد(۳۶)، معنای فقهی واژگان را بر می شمارد(۳۷). این کوشش شایسته ی فیض الاسلام با توجه به مهجوریت نسبی نهج البلاغه در عصر او، چیزی فراتر از ترجمه را پدید می آورد. ما در بندهای بعد از این نکته بیشتر سخن خواهیم گفت
.
۲
. انگاره های معرفتی. در ترجمه ی متون دینی، فهم دقیق متن و انتقال آن، گاه مستلزم شناخت زمینه ها و ساحتهای فکری، فلسفی، کلامی، تاریخی، اجتماعی و اخلاقی آن است. با نگاهی روشن با این بعدها به دست دادن بازگردانی دقیق و صادق مطلوب و حتی ممکن نیست. البته این انگاره ها می توانند در مترجمان مختلف تفاوت یابند و متن را به اشکال گوناگون بسازند. دستیابی به این ساحتها هم نیازمند پژوهش، دقت و منطق پذیری ذهن مترجم است. در ترجمه و شرح فیض الاسلام ما بارها و بارها با این انگاره های ذهنی مواجهه می شویم و در مقام داوری می توانیم ارزش و معیار صدق آنها را در جای جای متن بسنجیم.
فیض الاسلام آنجا که لازم می بیند، از هیچ گونه اتکا و استناد به مبانی معرفتی خود دریغ نمی کند و به صراحت اندیشه های خویش را در میان کمانکها که ابزار کمال بخشی او به ترجمه است می آورد. نهج البلاغه متنی است که به تقریب بیشترین وجوه حیات آدمی را درگیر می کند و به ساحتهای گوناگون زندگی بشری دست می اندازد: از سیاست و حکومت گرفته تا اخلاق و ایمان، از معاد و روز حشر تا کیفیت معیشت دنیوی، از عالم فرشتگان تا جهان ارواح. هم از این رو، ترجمه ی دقیق و سرراستانه ی این کتاب، نیازمند تکیه برداده های فراوان معرفتی و دینی و جز آن است. چیزی که این متن را کاملاً از دیگر متون جدا می سازد؛ حتی اگر ویژگی قدسیت آن را نیز در نظر نیاوریم.
فیض الاسلام در این موارد، گاه مفهوم قدرت خداوند را توضیح می دهد(۳۸)، لوازم وجودی «ممکن» را بر می شمارد(۳۹)، عدل الهی را با توجه به شرور معنی می کند(۴۰)، لوازم جسمیت را باز می گوید(۴۱)، به اشارات معنای حدوث و امکان فلسفی را طرح می کند(۴۲)، و مفهوم دینی «عصمت » را شرح می دهد(۴۳)، بر شمردن همه ی این انگاره ها و توضیحها(۴۴)، از طرح اجمالی این جستار بیرون است. همین قدر بیفزاییم که این افزونه ها بی گمان ترجمه ی فیض را از سطح بازگردان ساده – اگر چنین چیزی ممکن باشد – به ساحت شرح و تفسیر فرامتنی می برد و این با عنایت به دوره ی عرضه ی این اثر و ضرورت طرح همه جانبه ی نهج البلاغه در جامعه ی دینی، امتیازی به یاد داشتنی است.
۳
. حفظ شکل یا انتقال معنی. در همه ی بازگردانها از هر متن و به هر زبان، دغدغه گاه عذاب آور مترجمان کوشا این است که آیا برای حفظ شکل و صورت متن می توان از بازگردان وجوهی از معنای آن دست شست یا برای انتقال این ابعاد باید و می سزد که حتی صورت و ساختار متن را ویران کرد. این دو لبه ی تیغ ترجمه در هر زبانی است. البته شدت و اهمیت این فرایند در ترجمه ها متفاوت است. ولی آتچه هست این است که در ترجمه های دینی و قدسی، همواره تأکیدی ویژه بر این امر می رود. در مورد بحث خود، وقتی مثلاً به چینش کلمات در زبان فارسی بیان کنیم، کاری دشوار در پیش خواهیم داشت. برای نمونه، تقدیم و تأخیر هر یک از مبتدا و خبر، جایگاه فعل، فاعل و مفعول، وضعیت مرجع ضمایر، نسبتهای بیانی و معنوی کلمات با یکدیگر و عناصر بسیاری از این دست، معانی ویژه ای را در زبان عربی می سازد که بازگردان آنها در ساختار جمله ی زبان فارسی ناممکن است. تنها شیوه ی انتقال این معناهای برآمده از نحو زیان عربی، شرح و توضیح آنها در جمله های جداگانه است.
فیض الاسلام در ترجمه ی خود این نکته ی پراهمیت را همواره پیش چشم داشته و با استفاده از کمانکهای توضیحی خود، ترجمه ای در آمیخته با شرح عرضه کرده است. فیض به همین سبب از سیاق جملات نامنظم که واحدهای دستوری در آنها در جایگاه خود نیستند بهره می برد و گذشته از ضرباهنگ ویژه ای که به ترجمه ی خود می بخشد، دقتهای معنایی جملات متن را روشن تر منتقل می کند، توجه به توضیحات فیض و تطبیق الگوهای گاه نامنظم جملات او با جملات متن، فهم معانی نهج البلاغه را بسی آسان تر می سازد</SPAN&g t;.
از باب نمونه، ترجمه ی جمله ای را از خطبه ی سوم نهج البلاغه که به «خطبه ی شقشقیه» معروف است بر می رسیم. بازگردان فیض از این جمله اگر چه الگویی نامنظم دارد و همراه با توضیحات است، دقیق تر و متن گشاتر است. در این خطبه آمده است:«الی ان قام ثالث القوم نافجاً حصینه بین نثیله و معتلفه». اکنون به روایت برخی از ترجمه ها از این حمله بنگریم.
آیتی: آن گاه سومی برخاست؛ در حالی که از پرخوارگی باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستوری که همی جز خوردن در اصطبل نداشت(۴۵).
انصاریان: تا سومی به حکومت رسید که برنامه ای جز انباشتن شکم و تخلیه ی آن نداشت(۴۶).
جعفری: شخص سومی از ان جمع در نتیجه شورا به خلافت برخاست. او در مسیر انباشتن شکم و خالی کردن آن بود و با بالا کشیدن پهلوهای خویش(۴۷).
دشتی: تا آن گاه که سومی به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخوری باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود(۴۸).
شهیدی: تا سومین به مقصود رسید وو همچون چارپابتاخت و خود را در کشتزار مسلمانان انداخت و پیاپی دو پهلو را آکنده ساخت و تهی ساخت(۴۹).
طالقانی: که سومی قوم (عثمان) از آن میان به پا خاست؛ در حالی که دو پهلویش از پرخوری بالا آمده، کارش و آمد میان سرگین گاه و علف خور بود(۵۰).
فارسی: و عاقبت خلافت بر سومی مسلم گردید. او مردی خودپسند و شک پرست و سست اراده و بی تدبیر بود.(۵۱)
فقیهی: تا اینکه سرانجام سومی به خلافت ایستاد، در حالی که شکم و دو پهلویش بالا آمده بود و جز خالی کردن و خوردن کاری نداشت(۵۲).
فیض الاسلام: تا اینکه (پس از مرگ عمر، در شورایی که به دستور او تشکیل یافت) سوم قوم(عثمان) برخاست (و مقام خلافت را به ناحق اشغال نمود)؛ در حالی که باد کرد هر دو جانب خود را (مانند شتری که از بسیاری خوردن و آشامیدن باد کرده) میان وضع بیرون راندن و خوردنش (شغل او مانند به
ائم سرگین انداختن و خوردن بود و امور مربوط به خلافت را رعایت نمی نمود)(۵۳)
.
مبشری: باری نوبت به سومین آن قوم رسید که با سری پر باد، بین آخور و آبریز عمر می گذاشت(۵۴).
مکارم شیرازی: بالاخره سومی به پا خاست. او همانند شتر پرخور و شکم برآمده همی جز جمع آوری و خوردن بیت المال نداشت(۵۵).
& lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; COLOR: black; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman’; mso-themecolor: text1″ lang=AR-SA>فیض الاسلام در ترجمه ی خود از این عبارت نهج البلاغه، توضیحی تاریخی درباره ی چگونگی به خلافت رسیدن عثمان می دهد، نام او را معلوم و آشکار باز می گوید، معنای فعلی و در حقیقت فاعلی کلمه ی «نافجا» و نیز حال بودن آن را به درستی گوشزد می کند، جایگاه مفعولی کلمه ی «حصینه» را درست به گونه ی مفعولی باز می گرداند، «نثیل» و «معتلف» را بدرستی معنی می کند و سرانجام با جمله ای توضیحی معنی را کمال می بخشد. می بیند که مترجمان دیگر، مشابه همان جمله ی آخر فیض را در ترجمه ی خود آورده اند و به سیاق کلمات و جایگاه نحوی آنها توجهی در خور نکرده اند. همین موجب شده است که برخی از ترجمه های این عبارت، ناقص و برخی از آنها حاوی جملاتی بیگانه با متن باشند. اما ترجمه ی فیض، بی کم و کاست، مطابق با متن و شرح توضیحی او نیز روشن کننده ی جنبه های ابهام آمیز آن است. چنین رویکردی به ویژه در ترجمه ی نهج البلاغه انتقال معنی را هدف می گیرد و از این رو به سائقه ی زیباسازی متن فارسی و به دست دادن جملاتی با الگوی منظم، معنا را فرو نمی نهد
.
۴
. آشکاری و آشکارگری. نخستین ویژگی هر ترجمه ی شایسته و مناسب از هر متن و به هر زبان، آشکاری و آشکارگری است. بازگردان هر متن، خود، باید به روشنی نگاشته شده باشد و نیز مفاهیم متن اولیه را بروشنی بازگوید. هرگونه غموض و ناپیدایی مفهوم در ترجمه، نقص اساسی آن به شمار می رود. هم از این روست که می سزد ترجمه را گونه ای تفسیر زبانی بدانیم و چنان بینگاریم که مترجم همان مفاهیم متن مبدأ را پیشاپیش به زبان مقصد اندیشیده است
و سپس آنها را به جامه ی واژه ها و گزاره ها در آورده است. در ترجمه ی متون دینی و قدسی، ضرورت و نیز دشواری این امر بسیار است
.
نهج البلاغه در بسیاری از بندها و جمله ها از آن رو که به بستر تاریخی ویژه خود معطوف است و نیز کتابی فراهم آمده از بخشهای بریده و منقطع سخنان علی(علیه السلام)است – و به چند دلیل و سبب دیگر – متن دیریاب است. مترجم این متن ویژه باید بکوشد معانی آن را آشکار کند و با تکیه بر دانش های پیرامونی، جنبه های ناپیدای متن را به میان آورد و روشن سازد. فیض الاسلام بی گمان در این عرصه مترجمی توانمند و سنجیده کار است. او ترجمه ی خود را به افق کلمات نهج البلاغه نزدیک می کند و سپس در آن سطح وافق، مفاهیم را برای خواننده پارسی می سازد. بی سبب نیست که ما در ترجمه ی او بسیاری از ریشه های تاریخی، دینی، فکری، اجتماعی، قرآنی، و شریعتی مفاهیم نهج البلاغه را می بینیم و آنها را چنان که فیض می خواهد دنبال می کنیم. در مطالعه ی برخی از ترجمه های نهج البلاغه ما ناگزیریم گاه به قرآن رجوع کنیم و گاه کتاب تاریخی را ورق بزنیم، اما به هنگام خواندن ترجمه ی فیض، آن را آکنده از توضیحات لازم می بینیم و این نیاز و ناگزیری اگر مرتفع نمی شود، دست کم کاهش می یابد. در فرآیند پیچیده ی ترجمه، آشکاری و آشکارگری وابسته به معنای نهایی و این، خود، همواره امری منوط به پیش نیازها و بایسته هاست. بررسی عوامل اثر گذار بر معنای نهایی در نهج البلاغه، عنوان جستاری دیگر است، اما همین جا برخی از این اسباب معنی شناختی را باز می گوییم:

الف. قرآن. آشنایی با مفاهیم قرآنی و شناخت ارجاعات بسیار متن نهج البلاغه به آیات، واژه ها و مدلولات قرآنی، جنبه های پوشیده ی معنی را در این کتاب آشکار می کند. مترجم نهج البلاغه نمی تواند به این جانب از کتاب بی اعتنا باشد. هم در ظاهر و هم در باطن، بسیاری از مفاهیم نهج البلاغه برگرفته از قرآن کریم و یا اشاره کننده به آن است. فیض الاسلام نیز در جابه جای ترجمه ی خویش، ارجاعات متن را به قرآن کریم بازگفته و آن را با ذکر اصل آیه و ترجمه ی آن و احیاناً طرح نکات تفسیری پیرامون آن شرح داده است. این تأمل بسیار گرانقدر قرآنی در نهج البلاغه براستی پیوند قرآن و عترت را نشان می دهد و زیباییهای سخنان علی(علیه السلام)را آشکارتر می کند(۵۶).
ب. سنت. نهج البلاغه بخشی بزرگ از سنت اسلام است. آنچه در این کتاب ارجمند آمده هم «سنن النبی(صلی الله علیه و آله وسلم) را باز می گوید و هم نمایاننده ی سیره و سنت صاحب ولایت، امام علی(علیه السلام)است. از این رو، کتاب می تواند و باید در زمره ی منابع درجه اول دینی باشد و سرچشمه ی زلال استنباطهای شرعی، معرفتی، اعتقادی و اخلاقی شود. ترجمه ی متنی این چنین نیز باید هر جا که لازم است به سنت و سیره ی معصومان(علیه السلام)ارجاع دهد و تکیه گاه های نظری، عملی، فقهی دینی را در آن روشن کند. فیض الاسلام در ترجمه ی خود کوشیده است این ابعاد را آشکار گرداند و با توضیح و بسط آنها به کمال معنی شناختی ترجمه ی خود بیفزاید. نمونه هایی از این دست ارجاعات و اشارات را می توان در جابه جای ترجمه ی فیض یافت(۵۷)&l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; COLOR: black; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman’; mso-themecolor: text1″ dir=ltr>.
ج. اسباب تاریخی. نهج البلاغه گذشته از جوانب قدسی، معنوی و ایمانی خود، کتاب شناخت تاریخ صدراسلام است. خطبه ها، نامه ها و حکمتهای علوی(علیه السلام)در این کتاب، معطوف به حوادث تاریخی است. این بعد طیفی گسترده از تاریخ پیش از اسلام و دوران جاهلیت، زمان پیام اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)، دوران خلفا و سالهای حکومت علی(علیه السلام)در بر می گیرد و به شرح و توصیف وقایع، رویدادها، شخصیتها، جنگها و حتی سرزمینها می پردازد. ما در این کتاب با نگاه علی(علیه السلام)به حوادث تاریخ صدر اسلام آشنا می شویم، اما، خود، برای فهم بیشتر محتوای کتاب باید با بسترها و زمینه های تاریخی آن نیز آشنا باشیم. شأن صدور بسیاری از مفاهیم نهج البلاغه امری تاریخی است و از این رو مطالعات تاریخ پژوهانه را می طلبد. البته این همه تکیه ی گسترده و همه جانبه ی متن به تاریخ، ترجمه ی آن را نیز دشوار می سازد.
فیض الاسلام با شناخت این ویژگی نهج البلاغه، ترجمه ی خود را مستند به اشارات، تصریحات و پژوهشهای کوتاه اما پرمایه ی تاریخی کرده است. ما در ترجمه ی فیض به مدخلهای تاریخی بسیاری بر می خوریم که حتی درست به مانند مقاله ای مختصر بحثی تاریخی را پیش می کشد و خواننده را با صدر و ذیل رویدادهای تاریخی آشنا می کند. او هر جا لازم بداند، بحثی تاریخی را می گشاید و خواننده را آگاه تر و با نگاهی
تیز شده تر به مطالعه ی نهج البلاغه می برد. توضیح درباره ی فدک(۵۸)، تبیین وقایع تاریخی پیش از اسلام(۵۹)، معرفی تاریخی شخصیتها و صحابیان(۶۰)، معرفی رجالی نامها و کنیه ها(۶۱)، بیان شأن صدور تاریخی کلمات علی (علیه السلام)(۶۲) و جنبه های بسیار دیگر، ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه را آکنده از توجه به پس زمینه های تاریخی و نیز بافتار تاریخمند آن می سازد. این برای ترجمه ای نو پدید، در عصر حاضر که داعیه دار معرفی و بسط اندیشه های علوی(علیه السلام)است، مزیتی پر ارج به شمار می آید
.
د. الزامات بلاغی، کنایی و زیبا شناختی. یکی دیگر از بسترهای معنی شناختی هر متن- و به ویژه متون دینی- الزامات زیبایی شناسانه ای است که جنبه های ادبی و هنری آن را تقویت می کند. متن دینی علای الاصول- هر چه که باشد- صبغه ی ادبی غلیظی دارد. اما نهج البلاغه، شیوه نامه ی بلاغت است و بدین سبب بلیغ ترین و فصیح ترین صورتها و لایه های معنای ادبیات عربی را در آن می یابیم. ترجمه ی چنین متنی بدون عنایت خاص به این موارد ناشدنی است. اگر هم مترجمان نمی توانند به قله ی فرازمند کتاب برسند، دست کم می توانند با به یاد داشتن و همواره به یاد آوردن نشان های زیبایی شناسی آن، به کتاب نزدیک شوند. فیض الاسلام در خلال ترجمه ی خود، گاه به این نکته نیز اشاره می کند(۶۳).

 

چهارم. مؤلفه های ریخت شناختی

 

هر متن در تحقق وجودی خود، به عناصر صوری و معنوی ویژه ای است. همین عناصرند که آن متن را پدید می آورند، به آن شکل می دهند و آن را از دیگر متون- همبسته یا گسسته- متمایز می کنند. یکی از این عناصر سبکی و صوری، رده ی عنصرهای ریخت شناختی هر متن است. ریخت یا ساختار (Structure)، وضعیت و موقعیت ویژه ی متن از آغاز تا به انجام است. معنی همواره در ظرف ریخت خود تجلی می یابد و نمی تواند با آن بیگانه باشد. در ترجمه ی متون دینی و بازگردان مفاهیم آن ها به هر زبان، این ساختار و ریخت برگزیده ی مترجم است که به آن مفاهیم در زبان مذکور هستی و هویت می بخشد. نمونه را می توان به ترجمه ی های گوناگون متن مقدس قرآن کریم در زبان پارسی اشاره کرد. این ترجمه های متعدد، هریک د
ر اندازه ی خویش، برای بازگردان مفاهیم قدسی بافتاری ویژه را برگزیده اند و آن را به حقیقت نزدیک تر دیده اند
.
ترجمه ی نهج البلاغه نیز از این امر به دور نیست. ریخت ترجمه های گوناگون آن نشان می دهد که مترجمان در ظرف چه ساختاری مفاهیم آن را به فارسی بازسازی یا باز اندیشی کرده اند. پارسی سازی کلمات نهج البلاغه در عرصه ی ترجمه، نیازمند اندیشیدن به این ظرف است. فیض الاسلام در ترجمه ی خود- با توجه به همه ی نیازها و ضرورتهای معاصر خویش- از این توجه ژرف اندیشانه غفلت نکرده است. دقت در ابعاد گونه گون ترجمه ی او، سویه های ریخت شناختی آن را نیز وا می نماید.

۱. متن(text) و فرامتن (context). در مواجهه با هر متن دینی، آنچه محتوای آن را برای ما می سازد، هم رنگ خود متن و هم هاله های بیرونی دانسته های ماست. متن با وجوه لفظی و واژگانی، معنوی، ادبی و بیانی خود، صورتی را پدید می آورد که شناخت آن از دریچه ی اطلاعات و رهیافتهای ما انجام می پذیرد. آنچه هر متن به بیرون از خود ارجاع می دهد، فرامتن خوانده می شود. این فرامتن هم به بسترهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی، روانی متن باز می گردد و هم پهنای گسترده ی دانشها و نیازها و انگاره ها و پیش فرضهای مخاطب را مفروض می گیرد. بر این اساس، از مجموع در هم تنیده ی این پیچیدگی فرامتنی است که متن شکل می گیرد و هویت خاص می یابد.
در ترجمه ی نهج البلاغه نیز بسان هر متن دیگر، این فرامتنها تعیین کننده اند. فیض الاسلام براستی از سطح ترجمه ای صرف و گزاره نما بیرون رفته است. او از تاریخمندی(۶۴)، ویژگیهای جامعه شناختی(۶۵)، عناصر بومی و قومی عربان(۶۶)، مفاهیم عقل عرفی(۶۷)، نگره های فلسفی و کلامی (۶۸)، پیش فرضهای زبان شناختی (۶۹)، و نگاه جامع گرایانه ی خویش بهره می برد و نهج البلاغه را همه جانبه و فراگستر ترجمه می کند. راز دیرمانی و اقبال پارسی زبانان به این بازگردان نیز یکی هم وامدار این خصیصه ی ارجمند است.
۲. نسخه شناسی. در ترجمه ی برخی از متون، به دلیل تعدد و اختلاف پاره ای از نسخ باید گزینشی دقیق داشت و نسخه ی اصح را برگزید. نهج البلاغه نیز از آن دست متونی است که اختلاف- هر چند ناچیزی- در نقل آن روی داده است. فیض الاسلام با عنایت به این نکته، نسخه شرح ابن ابی الحدید را مبنای کار برگزیده است که البته نسخه ای کهن و گرامی است. او به اختلاف نسخه ها توجه کرده و ترجمه ی خود را بر بنیاد نسخ صحیح دانسته است.(۷۰)
۳. شکل خط. یکی دیگر از وجوه ریخت شناختی اغلب فراموش شده در ترجمه ی فیض الاسلام، شکل ظاهری و چاپ آن است. ترجمه ی فیض به خط خوش خوشنویس بزرگ کتابهای دینی و اسلامی، مرحوم
طاهر خوشنویس (رحمه الله)، نگاشته شده است و با استفاده از دو خط متمایز نسخ و نستعلیق، متن و ترجمه را از هم جدا کرده است. در نگاهی معطوف به عناصر شکلی و ساختاری کتابهای دینی در می یابیم که دست کم در دهه های گذشته- یعنی درست همزمان با انتشار جلد نخست ترجمه ی فیض در اواخر دهه ی بیست- پیوندی زیبایی شناختی میان خطوط اسلامی- ایرانی با مفاهیم معنوی و مینوی برقرار بوده است. از این رو، به جز قرآن کریم، دیگر کتب مقدس اسلامی و شیعی نیز به این خطوط نگاشته و چاپ شده اند. این رویه هنوز هم در پاره ای از کتب دینی، متون عرفانی، ادعیه و صحف معصومان(علیه السلام)جاری است.
به اعتقاد این قلم، هاله ای از رنگ قدسی گرداگرد خطوطی چنین تنیده است و خواننده ی ایرانی زمینه های ایمانی و دینی و تاریخی معنوی خود را در آنها متجلی تر می بیند. هوشمندی فیض در انتخاب چنین شکل و ریختی، ترجمه ی او را در شمار کتابهای دینی در آورد و براستی حقی را که نهج البلاغه شایسته آن است بدان بخشید. پس از ترجمه ی اوست که این کتاب را عدل مفاتیح، صحیفه و دیگر کتب مقدس می شمارند و راز و رمزهای معنوی را از آن انتظار می دارند. رویکرد فرهنگ مدارانه ی فیض به شکل عرضه و انتشار چنین ترجمه ای، دست کم در روزگار او بدیع بوده است. اما اکنون ممکن است دیدگاههای دیگری در این باب وجود داشته باشد

پنجم. مؤلفه های روان شناختی

 

کتاب نگاری همچون هر کنش انسانی دیگر، ابعادی روان شناختی دارد. آدمی بی دلیلی برآمده از ژرفای جان و پنهان روان، دست به کاری نمی برد و بی سببی برخاسته از زوایای روح، عملی را تجسم نمی بخشد. شاید نوشتن به لحاظ وجود عنصر آگاهی، بهتر از هر فعالیت دیگر پرده از رازهای درونی آدمی بر می دارد. وقتی کسی کتابی می نگارد یا مثلاً متنی را برای ترجمه بر می گزیند، سپس آن را به شیوه ای ویژه خود روایت می کند و مخاطبان خود را با گزینشی بر بنیاد انتخاب موضوع، بدان جا که خود می خواهد می برد، آشکار است که ابعاد باطنی نگاه و دیدگاه خویش را می نماید. اکنون در ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه، برخی از این مؤلفه های روان شناختی را دنبال می کنیم:
۱
</SPAN&gt ;. انتخاب نهج البلاغه. رویکرد فیض الاسلام به ترجمه ی متون دینی، آن هم در برهه ای دشوار از تاریخ حیات دینی روزگار، ما امری ارجمند و در خور تأمل است. فیض با آنکه مجتهدی توانمند است و می تواند به روال و منوال حوزوی به علوم شرعی بپردازد و حلقه ی درس و بحثی ترتیب دهد، از سراحساس باطنی در می یابد که آنچه روزگار ما بدان نیازمند است، دسترس به آبشخوری زلال معارف دینی است. او به گفته ی خود از ترجمه ی قرآن می آغازد، اما با مطالعه ی افزون تر و نگاهی تازه تر به جامعه، ترجمه ی نهج البلاغه را ضرورتی عمیق تر می بیند و مشتاقانه بدان می پردازد. فیض در دیباچه ترجمه ی خویش از انس خود در طی سالیان دراز با نهج البلاغه سخن می گوید و این کتاب را راهنمای گمراهان و مایه ی سعادت و اصلاح مفاسد و تباهیهای جهان می شمارد و هم از این رو ترجمه ی آن را خدمتی بزرگ به جامعه ی دینداران می داند(۷۱). فرایند یافتن کتابی که نیازهای عصر را برآورد و به گفته ی خود فیض «دریایی بی پایان حاوی مسائل علمی، ادبی، دینی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی» باشد، در نگاه او به نهج البلاغه می رسد. و این بی گمان درست ترین انتخاب بوده است.
۲
< SPAN dir=rtl>. انگیزه و سائقه. در ترجمه ی متون به ویژه متون دینی، انتخاب متن سر راستانه انگیزه ی باطنی مترجم را باز می گوید. فیض الاسلام با گزینش نهج البلاغه، اوج شورمندی و نیز هوشمندی خود و هم عمق ارادت و ا عتقاد خویش را به ساحت «سردار مؤمنان»(۷۲)، علی(علیه السلام)آشکار کرده است. او نهج البلاغه را «بهترین اثر و نشانه دین مقدس اسلام و مذهب شریف جعفری» می داند و معتقد است که پس از قرآن کریم و سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، هیچ سخن و کتابی بهتر و بلیغ تر از آن نیامده است(۷۳)
.
فیض الاسلام در ترجمه ی خود آغازگری (incipit) آورده است که خود گونه ای ابداع و متکی بر بنیادهای ریخت شناسی معنوی در کتب مقدس است. وی در این آغازگر، سائقه خویش را از ترجمه نهج البلاغه به آشکارترین کلمات باز می گوید. تمام سخن در همین واژگان پیداست: «ای خلق جهان. باب مدینه ی علم، امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) است و بس. از این در، در آیید تا سعادت و نیکبختی دنیا و آخرت را به دست آورید. فیض الاسلام، قلهک، تهران»(۷۴).
۳
. رویکرد دانشنامه نگارانه. از همه ی باز گفته های پیشین چنین به دست می آید که ترجمه ی متون دینی، چیزی فراتر از بازگردان، بلکه انتقال گونه ای فرهنگ با همه ی گستردگی آن است. در کار ترجمه ی این متون، توجه به این نکته اهمیت بنیادین دارد؛ زیرا گزاره نمایی نخستین گام یک بازگردان صادق است. آنچه مهم تر است، واقع نمایی روح و شاکله ی متن قدسی دینی است. هر مترجم برای رسیدن به این فراز، راه دشواری در پیش دارد. در این عرصه، ترجمه های فاخر از متون دین، همواره چیزی بیش از ترجمه قلمداد می شوند. ما این ویژگی را رویکردی دانشنامه نگارانه نامیده ایم.
ترجمه ی فیض الاسلام از نهج البلاغه نیز با همه ی مختصات خود، براستی برتر از بازگردان تنهاست، او اثر خود را «ترجمه و شرح» خوانده است. ضرورتهای عصری، کمال گرایی، نیاز به گسترش
فضای فکری نهج البلاغه در جامعه و نیز شاخصه های صوری و مفهومی متن کتاب، فیض الاسلام را واداشته است تا بهره وری از برخی مؤلفه های دانشنامه نگاری، ترجمه ی خود را رفعتی افزون تر ببخشد. همین تأمل مایه ی آن بوده است که پارسی زبانان، ترجمه ی فیض را به جای گزارشی صرف از نهج البلاغه، ابزاری فرهنگ گستر برای بسط اندیشه های علوی(علیه السلام)بدانند
.
آنچه در این سطور گذشت، ارزیابی همدلانه و سپاسگزارانه ی ترجمه ی سیدعلی نقی فیض الاسلام از نهج البلاغه بود. متولیان امروزین این اثر بزرگ می توانند و باید با وارسی نقدها و نقصهای این بازگردان- که بی تردید در امر والای ترجمه ی نهج البلاغه هیچ متنی تمام نیست- و به دست دادن نسخه ای منقح تر و تازه تر از آن، به مدد ویرایش انتقادی، ترجمه ی این کتاب خجسته را امتدادی معاصر ببخشند. سخن فرجامین در یاد کردن جان شیفته ی این ترجمان بزرگ، درودی متواضعانه به ساحت کوششهای مخلصانه اوست.

 

پی‌نوشت‌ها& lt;B>:

 

1. به گفته ی مترجم، تا آغاز دهه ی پنجاه شمسی قریب یک میلیون نسخه از این ترجمه به چاپ رسیده است. ن. ک: ترجمه ی و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام: ج ۱ص ج. آماری ازشمارگان این کتاب در سالهای اخیر در دست نیست.
۲
. از جمله بنگرید به: آذرتاش آذرنوش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی از آغاز تا عصر صفوی.
۳
. به نقل از دکتر سید محمد مهدی جعفری، کیهان فرهنگی، سال هشتم، شماره ی پنجم (آیات ۱۳۷۰)، ص۱۰۲.
۴
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام: ج۱، ص۱۱۹.
۵
. نهج البلاغه، ترجمه ی عبدالمحمد آیتی: ص۱۱۹.
۶
. نهج البلاغه، ترجمه ی حسین انصاریان: ص۱۲۶.
۷
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد تقی جعفری تبریزی: ص۱۵۷.
۸
. نهج البلاغه، ترجمه ی (مترجم نامعلوم): ص۹۷.
۹
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی: ص۲۴.
۱۰
. نهج البلاغه، ترجمه ی سید جعفر شهیدی: ص۴۴.
۱۱
. نهج البلاغه، ترجمه ی سید محمود طالقانی: ص۵۲۵.
۱۲
. نهج البلاغه، ترجمه ی محسن فارسی: ص۵۷.
۱۳
. نهج البلاغه، ترجمه ی علی اصغر فقیهی: ص۱۲۷.
۱۴
. ترجمه و شرح نهج البلاغه: ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱.
۱۵
. نهج البلاغه، ترجمه ی اسدالله مبشری: ص۲۰۹.
۱۶
. ترجمه ی گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی: ج۱ص۱۴۷.
۱۷
. نهج البلاغه، ترجمه ی عبدالمحمد آیتی: ص۶۷۹.
۱۸
. نهج البلاغه، ترجمه ی حسین انصاریان: ص۶۴۲.
۱۹
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد تقی جعفری تبریزی: ص۸۹۱.
۲۰
. نهج البلاغه، مترجم نامعلوم: ص۲۷۱.
۲۱
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی: ص۱۶۲.
۲۲
. نهج البلاغه، ترجمه ی سید جعفر دشتی: ص۳۰۷.
۲۳
. نهج البلاغه، ترجمه ی محسن فارسی: ص۳۸۶.
۲۴
. نهج البلاغه، ترجمه ی علی اصغر فقیهی: ص۶۲۳&lt ;SPAN dir=ltr>.
25. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج۵ص ۹۴۰.
۲۶
. نهج البلاغه، ترجمه ی اسدالله مبشری: ص ۱۰۸۳.
۲۷
. ترجمه و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی: ج۳، ص۸۷.
۲۸
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج۳، ص۴۴۲.
۲۹
. همان؛ ص ۵۷۴.
۳۰
. همان،؛ ص۴۶۵.
۳۱
. همان، ج۱ص۲۱۶-۲۱۷.
۳۲
. همان، ص۲۱۷.
۳۳
. همان، ص۵۱.
۳۴
. همان، ص۶۸.
۳۵
. همان، ج۶ص۱۲۸۲.
۳۶
. همان،؛ ص۱۱۸۷.
۳۷
. همان، ص۱۱۹۸؛ ج۴، ص۶۸۴، ۷۶۲؛ ج۳، ص۴۲۹.
۳۸
. همان، ج۳، ص۵۸۰.
۳۹
. همان.
۴۰
. همان، ص۵۸۱.
۴۱
. همان؛ ج۴، ص۷۳۴.
۴۲
. همان، ج۳، ص۴۶۸-۴۶۹.
۴۳
. همان، ج۴ص۸۱۴.
۴۴
. نیز بنگرید به: ج۳، ص۴۷۱-۴۷۲، ۵۱۳، ۵۵۸؛ ج۲، ص۲۴۶-۲۴۷؛ ج۳، ص۵۶۸، ۶۰۰-۶۰۱.
۴۵
. نهج البلاغه، ترجمه ی عبدالمحمد آیتی، ص۴۷.
۴۶
. نهج البلاغه، ترجمه ی حسین انصاریان، ص۶۰.
۴۷
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد تقی جعفری تبریزی، ص۶۷.
۴۸
. نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی؛ ص۶.
۴۹
. نهج البلاعه؛ ترجمه ی سید جعفر شهیدی، ص۱۰.
۵۰
. پرتوی از نهج البلاغه، سید محمود طالقانی، ص۱۳۹.
۵۱
. نهج البلاغه، ترجمه ی محسن فارسی، ص۱۴.
۵۲
. نهج البلاغه، ترجمه ی علی اصغر فقیهی، ص۵۹.
۵۳
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج۱ص۵۱.
۵۴
. نهج البلاغه، ترجمه ی اسدالله مبشری: ص۷۵.
۵۵
. ترجمه و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۶۷.
۵۶
. برای نمونه بنگرید به: ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج ۱ ص۲۰۴،۱۵۴،۲۳-۳۷،۳۲،۱۶۷،۲۰۵-۳۹؛ ج ۵، ص۸۶۰، ۸۷۳؛ ج۴، ص۷۹۱، ۷۷۸؛ ج۲، ص۲۴۴-۲۴۵.
۵۷
. از جمله رجوع کنید به: ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج ۱، ص۲۱۷؛ ج ۵، ص ۸۷۸، ۹۶۵؛ ج۳، ص۴۶۲، ۵۹۸، ۶۰۴.
۵۸
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام، ج ۵، ص۹۶۸-۹۶۹.
۵۹
. همان، ص ۹۶۳، ج۳، ص۵۹۱، ۵۹۹</SPAN& gt;.
60
. همان، ج ۳، ص ۴۸۸؛ ج ۲، ص۴۰۳.
۶۱
. همان، ج ۳، ص ۵۵۲، ۵۸۷، ۵۹۸؛ ج ۴، ص ۶۰۲.۷۱۵؛ ج ۳، ص۴۶۵، ۵۲۸؛ ج ۵، ص ۹۸۸، ۹۹۱، ۱۰۶۷.
۶۲
. همان، ج ۴، ص۷۷۲، ج ۳، ص ۴۲۶، ۴۴۳؛ ج ۵، ص۸۶۴.
۶۳
. همان، ج ۳، ص ۵۱۹،۵۳۵؛ ج ۲، ص۲۵۱-۲۵۲، ج ۳، ص ۵۴۸، ۶۱۰، ۷۳۰؛ ج ۵، ص۸۹۵؛ ج ۱، ص۱۰۶.
۶۴
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام: ج ۳، ص ۵۵۷؛ ج ۴، ص۶۵۵.
۶۵
. همان، ج ۳، ص ۵۹۱، ۵۹۹.
۶۶
. همان، ج۱، ص۲۲۳؛ ج۵، ص۸۸۶.
۶۷
. همان؛ ج ۱، ص ۵۹؛ ج ۳، ص۵۷۴.
۶۸
. همان، ج ۳، ص ۴۷۱-۷۴۲، ۴۸۶.
۶۹
. همان، ج ۲، ص ۲۵۱-۲۵۲.
۷۰
. همان، ج ۱، ص ۹؛ ج ۳، ص ۶۱۱.<BR&gt ;71. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام، ج ۱، ص ۷.
۷۲
. همان، ج ۵، ص ۹۷۲.
۷۳
. همان؛ ج ۱، ص۷.
۷۴
. همان، ج ۱، ص د.

 

کتابنامه
۱. تاریخ ترجمه از عربی به فارسی از آغاز تا عصر صفوی، آذرنوش آذرتاش، تهران: سروش، ۱۳۷۵.
۲
. نهج البلاغه، ترجمه ی عبدالمحمد آیت، تهران: دفتر فنی نشر فرهنگی اسلامی- بنیاد نهج البلاغه، چاپ چهارم، ۱۳۷۷& lt;/SPAN>.
3
. ترجمه ی گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، جعفر امامی و رضا آشتیانی، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، قم: مؤسسه مطبوعاتی، هدف چاپ ششم؛ [بی تا]
۴
. نهج البلاغه، ترجمه ی حسین انصاریان، تهران: انتشارات پیام آذری، چاپ اول، ۱۳۸۷.
۵
. نهج البلاغه، ترجمه محمد تقی جعفری تبریزی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸.
۶
. نهج البلاغه، (مترجم نامعلوم)، به کوشش عزیزالله جوینی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۸.
۷-
نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی، قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، چاپ اول، ۱۳۷۶.
۸
. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۸.
۹
. پرتوی از نهج البلاغه، سید محمود طالقانی، پژوهش سید مهدی جعفری، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۴.
۱۰-
نهج البلاغه، در سخنان علی(علیه السلام)محسن فارسی، تهران:انتشارات امیرکبیر، چاپ دهم، ۱۳۷۶.
۱۱-
ترجمه ی نهج البلاغه، علی اصغر فقیهی، قم انتشارات مشرقین، چاپ ششم، ۱۳۸۱.
۱۲
. ترجمه و شرح نهج البلاغه، سید علی نقی فیض الاسلام، [بی جا]: [بی نا]، [بی تا].
۱۳
. نهج البلاغه امام علی(علیه السلام)اسدالله مبشری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۶۶.
منبع: شهدادی، احمد؛ (۱۳۸۳)، یادگارنامه فیض الاسلام: جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمانی متون مقدس، خمینی شهر، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر، چاپ اول ۱۳۸۳& lt;SPAN dir=ltr>
.

 

www.muhammadi.org

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام. درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.درباره ی ترجمه ی فیض الاسلام.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید