منوی اصلی

موسسه قرآن و نهج البلاغه

ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حج و ابراهیم در قرآن/۲

۷– دعاهای ابراهیم در کنار خانه خدا


دعاهایی که حضرت ابراهیم در کنار خانه خدا انجام داده به دو دسته زیر قابل تقسیم است[۴۲]


الف: دعاهائی که قبل از بازسازی کعبه انجام گرفت.


ب: دعاهائی که بعد از بازسازی کعبه انجام داده شد.


دسته اول: ظاهرا این دسته از دعاها مربوط به آبادانی مکه است از این رو بیشتر جنبه مادی دارد و از آنجائیکه آبادانی هر منطقه لااقل احتیاج به امن بودن منطقه، و
جود ارزاق و زمینه کسب و تجارت و توجه و تمایل افکار عمومی به آن منطقه دارد از این رو ابراهیم (ع) وقتی که وضع جغرافیایی آن منطقه را دید دست بدرگاه الهی دراز کرد و برای آبادانی مکه دعاهای ذیل را نمود
.


الف- جلب توجه افکار عمومی


ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلوه فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم.


حضرت ابراهیم (ع) بعد از اسکان هاجر و کودک خردسالش در سرزمین بی‌آب و علف بهنگام ترک آنها دست بسوی پروردگار بلند کرد و عرض نمود خدایا افکار عمومی و تمایل قلبی مردم را متوجه آنها کن چنانکه مرحوم طبرسی در توضیح این دعا فرمود: هذا سوال من ابراهیم ان یجعل الله قلوب الخلق تحن الی ذلک الموضع لیکون فی ذلک انس لذریته بمن یود علیهم من الوفود و لیدرا ارزقهم علی مرور الاوقات و لو لطفه سبحانه با ما له قلوب الناس الیه اما للدین کالجح و العمره و اما للتجاره لما صح ان یعیش ساکنوه[۴۳]


پس این دعا جامع دین و دنیا است اما دین بخاطر تمایل مردم برای انجام اعمال حج و عمره اما دنیا بخاطر تمایل مردم برای انجام تجارت در این سرزمین همچنانکه بعضی از مفسرین عامه هم به جامع بودن این دعا اشاره کرده‌اند[۴۴]


معنای دیگر این دعا


معنای قبلی معنای ظاهری آیه بود اما در روایات شیعه معنای دیگری هم برای آیه شده است و آن این است که ابراهیم(ع) دراین دعا از خداوند درخواست کرد که خدایا قلب مردم را متوجه اهل بیت (ع) بفرما که این محبت شرط قبولی اعمال حج است چنانچکه از امام باقر (ع) روایت شده که: من خرج من بیته بزاد و راحله و کری حلال یووم هذا البیت عارفا بحقنا یهوانا قبله کما قال الله عزوجل و اجعل افئده من الناس تهوی الیهم و فنحن و الله دعوه ابراهیم التی من هوانا قلبه قبلت حجته و الافلا… [۴۵]


و فی الاحتجاع عن امیرالمؤمنین (ع): و الافئده من الناس تهوی الینا و ذلک دعوه ابراهیم حیث قال و اجعل افئده من الناس تهوی الیهم[۴۶]&lt ;o:p>


نکته دیگر:


این دعاحاکی ازاین است که وضع آن سرزمین قابل سکونت نبود از این رو مردم تمایل و رغبتی به آنجا نداشتند برای همین ابراهیم عرض کرد: فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم.


ب- ارزاق</P&g t;

ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد… و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون[۴۷]


دومین دعای حضرت ابراهیم بهنگام ترک آنها این است که پروردگار انواع ثمرات و میوه‌ها را روزی آنها بفرما و این درخواست بخاطر موقعیت جغرافیائی آن امکان است که فاقد از هر گونه ارزاق بوده است از این رو حضرت ابراهیم این تقاضا را در چند جا تکرار نموده است و در یک مورد آنرا مقید به من امن بالله و الیوم الاخر نمود. وارزق اهله من الثمرات من امن منهم بالله و الیوم الاخر[۴۸].


از آنجائی که اهالی مکه همه مؤمن نخواهند شد بلکه بعضی‌ها کافر میشوند و از طرف دیگر ابراهیم هم از کافرین بیزاری جست فلما تبین انه عدوالله تبرء منه[۴۹].


از این رو دعا را مقید به مؤمنین کرد اما خداوند متعال نه تنها دعای حضرت ابراهیم را در حق مؤمنین مورد استجابت قرار داد. و بهترین ارزاق بطور وافر در تمام سال در آنجا یافت می‌شود بلکه کافرین را هم ملحق به مؤمنین کرد و فرمود: ومن کفر فامتعه قلیلا ثم اضطره الی عذاب النار و بئس المصیر[۵۰]. و این مقتضای همان صفت رحمانیت خداست که مؤمن و کافر را در بهره‌مندی از منافع مادی یکسان قرار می‌دهد چنانکه در جای دیگر فرمود: کلا نمد ه
ولاء و هولاء من عطاء ربک و ماکان عطاء ربک محظورا
[۵۱]


در اینکه مراد از ثمرات آیا ثمرات مادی و معنوی یا مادی فقط است اختلاف نظر وجود دارد. ظاهرا از اطلاق ثمرات و کلمه قلیلا که در منطق قرآن به بهره‌مندی چند روزه دنیا، متاع قلیل اطلاق می‌شود استظهار می‌شود که درخواست حضرت ابراهیم شامل بهره‌مندی مادی و معنوی می‌شود اما خداوند در مورد کفار فرمود آن‌ها را بهره‌مندی مادی بهره می‌برند.


مؤید این اطلاق، روایاتی است که در ذیل آیه مورد بحث نقل شده که بعضی‌های اشاره به منافع مادی و بعضی اشاره به منافع معنوی دارند مثل قول امام صادق(ع) در تفسیر و ارزقهم من الثمرات که حضرت فرمود هو ثمرات القلوب[۵۲].


اما در مقابل، این احتمال هم داده می‌شود که ظاهر و ارزق اهله من الثمرات بهره‌مندی مادی است و این تقاضا بخاطر موقعیت جغرافیائی آن امکان هست از این رو خداوند من کفر ، را هم اضافه فرمود.


ج- امنیت


واذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلدا امنا[۵۳]


و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد امنا[۵۴]


ظاهرا از تفاوت در تعبیر که بلد در آیه اول نکره آمده و در دومی با الف و لام، استفاده می‌شود که این دو دعا در دو زمان متفاوت انجام گرفته است یکی بیش از تحقق یافتن بلد و بنای مکه و دیگری پس از تحقق یافتن بلد پس لااقل دعای اول مال قبل از بازسازی کعبه خواهدبود مؤیدش این است که این آیه قبل از آیه مربوط به بازسازی کعبه یعنی و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت ذکر شده است بهر حال هنگامیکه ابراهیم وضع سرزمین مکه را می‌بیند از خداوند درخواست می‌کند که مکه را محل امن و امان قرار دهد و خداوند هم دعای او را از دو سو مورد اجابت قرار داد هم امنیت تکوینی بخشید هم امنیت تشریعی، اهمیت نعمت امنیت بر احدی پوشیده نیست تکرار این نعمت درآیات مختلف از یک سو[۵۵] و به رخ مشرکین کشیدن این نعمت از سوی دیگر[۵۶] و ابراهیم دعای امنیت را در رأس دعاهای هفتگانه قرار دادن از جهت دیگر [۵۷] اهمیت این نعمت را دوچندان خواهد کرد.


دعاهای دسته دوم


ظاهرا این دسته از دعاها بیشتر جنبه معنوی دارد.


د-تقاضای پذیرش بازسازی کعبه


و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم[۵۸]&l t;o:p>


ظاهرا این دعا در هنگام بازساری کعبه صورت گرفته است چونکه معنای آیه این است بیاد آورد هنگامیکه ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه را بالا می‌بردند و ( می‌گفتند) پروردگارا از ما بپذیر و بقول مرحوم علامه طباطبائی این جمله، گذشه را مجسم می‌کند که کأنَّ ابراهیم و اسماعیل مشغول بالا بردن پایه‌های کعبه هستند و سامع آنها را بر این حل می‌بیند و دعای آنها را می‌شنود[۵۹]


و این دعا نهایت اخلاص و تواضع آنها را می‌رساند که حتی متعلق تقبل را که بالا بردن پایه‌های کعبه باشد را ذکر نکردند یعنی این عمل ما در پیشگاه تو قابل ذکر نیست بلکه یک عمل کوچک است چنانکه ذیل آیه یعنی جمله انک انت السمیع العلیم که بمنزله تعلیل برای استدعای قبولی اعمال است قابل دقت است چونکه جمله مذکور از یک طرف با توجه به معرفه بودن مسند و مسند الیه حصر را می‌رساند یعنی آنی که در واقع دعاهای ما را می‌شوند و به نیات ما آگاهی دارد خداوند متعال است و بقیه هیچ هستند و از سوی دیگر جمله بوسیله حرف إن و ضمیر أنت تاکید آورده شد، تا نهایت یقین اینها بر مضمون جمله رسانده شود وتاکیدی بر قوت خلوص آنها گردد</SPAN&gt ;.


 


هـ- تسلیم در برابر خدا


ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک[۶۰]. این دعا در دنباله دعای قبلی می‌باشد از این رو یا در موقف بازسازی یا لااقل بعد از بازسازی انجام گرفته است.


 


تذکر دو نکته


1– مراد از اسلام اسلام مشهور در بین ما نیست که عبارت از اظهار ایمان می‌باشد چونکه معنی ندارد بگوئیم ابراهیمی که خودش صاحب دین حنیف است هنوز این مرتبه از ایمان را نداشت و در کنار کعبه آنرا از خدا تقاضا کند و اگر اسلام به این معنی مراد بود ذکر کلمه لک لازم نبود پس مراداز اسلام کمال عبودیت و تسلیم کامل می‌باشد که با شان حضرت ابراهیم سازگاری دارد[۶۱]


2– از این دعا و امثال آن مطلب دیگری استفاده می‌شود و آن اینکه ابراهیم فقط به فکر خودش نیست بلکه به فکر دیگران هم بوده و برای سعادت آنها دعا نموده است و این یک درسی برای انسانها که در مقام دعا و مواقع استجابت دعا به فکر دیگران هم باشند.


و- آشنایی با مناسک


و ارنا مناسکنا[۶۲]. مرحوم طبرسی فرمود: مناسک جمع منسک- متعبدات- النسک فی اللغه العباده… او الذبیحه


معنی آیه این است که شرایع و مواضع آنرا به من بفهماند اما با توجه به سیاق آیه و کثرت استعمال نسک در اعمال حج معنایش این می‌شود که خدایا هنگامی که مرا امر به بازسازی کعبه کردی تا مردم را برای دعوت به حج فراخوانم پس شرائع و مواضع آنرا در حج به ما بیاموز.


همچنانکه روایت شده که جبرئیل اعمال حج و مواضع آنرا به ابراهیم (ع) تعلیم داد[۶۳] مؤید این وجه قول عده‌ای از مفسرین از خاصه و عامه است[۶۴]. اما مرحوم علامه
طباطبائی (ره) فرمود که مراد از ارنا تعلیم و توفیق نیست بلکه ارنا حقیقت عملی است که از آنها صادر شده است پس قهرا غرض از مناسک آن اعمال و عبادتی است که از آنها صادر شده است نه آن اعمالی که باید انجام داد پس معنی این می‌شود که عبادتی را که انجام دادیم حقیقت آنرا به ما نشان بده[۶۵].


ز- توبه


و تب علینا انت التواب الرحیم[۶۶]. از آنجائی که حضرت ابراهیم و اسماعیل دو پیامبر معصوم هستند که گناه از آنها صادر نمی‌شود تا توبه در حق آنها معنی دار شود از این رو گفته‌اند ظاهر آیه مراد نیست و برای آن توجیهی انجام داده‌اند در این راستا مرحوم طبرسی سه توجیه برای این جمله ذکر نموده است.


1– این جمله براساس تسبیح وتعبد وانقطاع الی الله گفته شده تا مردم به آنها اقتداء کنند.


2– بخاطر ظلم و عصیان ذریه خودشان این تقاضا را از خدا کرده‌اند.


3-از خداوند متعال تقاضا کردند که با مغفرت ور حمت بسوی آنها رجوع کند.[۶۷]


ح-بعثت پیامبر مکرم اسلام


ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم[۶۸]


مراد از وابعث فیهم رسولا بعثت پیامبر اکرم (ص) است همچنانکه خود حضرت فرمود انا دعوه ابراهیم و بشاره عیسی[۶۹] چنانکه اکثریت قریب به اتفاق از مفسرین اشاره به همین معنی نموده‌اند<SPAN dir=ltr&g t;.


ط-دوری از بت پرستی


و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام رب انهن اضللن کثیرا من الناس فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم[۷۰].


این دعا اساس و پایه همه عقائد و برنامه‌های دینی را تشکیل می‌دهد که لغزش دراین ناحیه باعث گمراهی و درنهایت خروج از ملت و آئین ابراهیم خواهد شد و در واقع یک معیاری برای شناخت پیروان حقیقی حضرت ابراهیم از غیر حقیقی می‌باشد.


اما چرا ابراهیم (ع) با آنکه خودش و فرزندان بلا واسطه‌اش یعنی حضرت اسماعیل (ع) و اسحاق (ع) از پیامبران معصوم هستند این درخواست را از خداوند نموده‌اند.


مفسرین توجیهات مختلفی ذکر نموده‌اند که مناسب‌تر از همه این است که بگوئیم این دعا شبیه آیه «اهدنا الصراط المستقیم» در نماز می‌باشد که معصومین (ع) هم آنرا می‌گفتند و از طرف دیگر تأکید بر مسئله مبارزه با بت پرستی آنهم در کنار کانون توحید می‌باشد[۷۱]


ی- دعاهائی که احتمالا در کنار خانه خدا انجام گرفت


از جمله دعاهائی که احتمالا در کنار خانه خدا انجام گرفت دو ‌آیه دیگر از سوره ابراهیم می‌باشد که در دنباله دعاهای قبل ذکر شده است. رب اجعلنی مقیم الصلوه ومن ذریتی ربنا و تقبل دعاء. ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب[۷۲].


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'"& gt; در این دو آیه، سه دعاء دیگر از حضرت ابراهیم ذکر شده است اولی از آنها این است که توفیق برپا داشتن نماز که بالاترین پیوند انسان با خداست برای خود و بعض ذریه‌اش از درگاه خداوند متعال خواستار شد و دومی آنها عرض کرد خدایا این دعا را از ما قبول بفرما و در آخرین دعا مغفرت و غفران الهی را برای خود و پدر و مادرش و مؤمنین خواستار شد.


جمع بندی


از مجموع دعاهای ذکر شده نکات زیر بدست می‌آید.


1– این دعاها در واقع مقاصد ابراهیم را مجسم و پرتوی از فضائل روحی و مجاهدات الهی او را نشان می‌دهد.


2– جوارخانه خدابهترین مکان مناسب برای مهمترین دعا وخواسته‌های انسان می‌باشد.


3– این دعاها حضرت ابراهیم در کنار خانه خدا به انسان می‌آموزدکه چه تقاضاهائی را باید در جوار کعبه داشت.


4– ابراهیم (ع) در این دعاها فقط به فکر خودش نبود بلکه برای ذریه خودش و مؤمنین هم دعا کرد.


5– ذکر این دعاها در قرآن دلالت بر استجابت آنها دارد والا صرف نقل آنها بدون رد یا استجابت لغو لازم می‌‌آید[۷۳].


6– تکرار نداء مکرر با لفظ ربنا و رب قابل توجه و دقت است.


 


 8-مقام ابراهیم


واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی[۷۴]


فیه آیات بینات مقام ابراهیم[۷۵]


مقام ابراهیم سنگی[۷۶] است که آن حضرت بر آن قدم نهاد، و اثر پایش بطور معجزه آسا بر روی آن سنگ باقی مانده است و اکنون داخل گنبد کوچکی روبروی درب کعبه با فاصله تقریبی سیزده متر قرار گرفته و زائران خانه خدا بعدا ز طواف به کنار آن می‌روند و نماز طواف را بجای می‌آورند و بر اساس بعضی از روایت، این سنگ از بهشت آورده شده است چنانکه از امام باقر (ع) روایت شده انه قال: نزلت ثلاثه احجار من الجنه مقام ابراهیم و حجر بنی اسرائیل و الحجر الاسود.[۷۷]

&#x0D ;

اما در چه موقع اثر پا، روی این سنگس نقش بسته روایات دو دسته‌اند. دسته‌ای دلایت دارند که حضرت درموقع بازسازی کعبه روی این سنگ می‌ایستاد و پایه‌های کعبه را بالا می‌برد و در این موقع اثر پای حضرت بر روی این سنگ نقش بست و تا حالا باقی ماند.


دسته دیگر دلالت دارند که ابراهیم بعد از بازسازی کعبه مأمور شد که اعلان عمومی برای حج بنماید در این موقع روی این سنگ ایستاده و مردم را برای حج دعوت کرد.


بهر حال خداوند متعال در دو جای قرآن ا
ز این محل باعظمت یاد فرمود. از یک سو به زائرین خانه‌اش امر فرمود که مقام ابراهیم را مصلی خود قرار دهید و از سوی دیگر مقام ابراهیم را بعنوان اولین و بارزترین آیات روشن خودش قرار داد
.


اگر مقام ابراهیم با آنکه مفرد است تفسیر آیات بینات قرار داده شود. معنایش این است که مقام ابراهیم بمنزله ایات کثیره است همچنانکه خود ابراهیم بمنزله یک امت است. ان ابراهیم کان امه…[۷۸]


و طبق تفسیر دیگر مقام ابراهیم یکی از آیات بینات است چه بگوئیم بقیه آیات ذکر نشد و چه بگوئیم ذکر شد اما از اینکه اولین آنرا مقام ابراهیم قرار داد یا از میان آنها فقط مقام ابراهیم را ذکر فرمود اهمیت مطلب نیز روشن خواهد بود.


مطلب دیگر اینکه حفظ این آیه از زمان حضرت ابراهیم تا عصر حاضر برخلاف آیات سایر انبیاء خصوصا با وجود کثرت اعداء دین، بر اهمیت آن افزوده خواهد شد.


در خاتمه بعنوان حسن الختام کلامی از امام حسین (ع) در فضیلت مقام ابراهیم(ع) ذکر می‌شود امام حسین (ع) در یکی از سالها در مسجد الحرام بود ناگهان سیلی آمد و وارد مسجد شد مردم می ترسیدند که سیل مقام ابراهیم را ببرد فرمود: ناد ان الله قد جعله علما لم یکن لیذهب به فاستقروا…[۷۹].


پی نوشت:


[42] -این دعاها به دو دسته مادی و معنوی هم قابل تقسیم است.


[43] -مجمع البیان ج ۳ ص۳۱۹


[44] -تفسیر فخر رازی ج۱۹ ص۱۳۷


[45] -نورالثقلین ج ۲ ص۵۵


[46] -تفسیر صافی ج ۳ ص۹۱


[47] -ابراهیم ۳۷


[48] -بقره ۱۲۶


[49] -توبه۱۱۴


[50] -بقره ۱۲۶


[51] -اسراء ۲۰


[52] -نورالثقلین ج ۲ ص۵۵۱


[53] -بقره ۱۲۶


[54] -ابراهیم ۳۵

&#x0D ;

[55] – و اذ جعلنا البیت مثابه للناس و امنا – بقره ۱۲۵. من دخله کان امنا -آل عمران ۹۷. و هذا البلد الامین – تین ۳. واطمعهم من جوع و امنهم من خوف – قریش ۴.


[56] – اولم یروا انا جعلنا حرما امنا ویتخطف الناس من حولهم افبالباطل یومنون و بنعمه الله یکفرون عنکبوت ۶۷ و نظیر آن ۵۷ قصص


[57] – در سوره ابراهیم از آیه ۳۵ تا ۴۱ هفت دعا از ابراهیم (ع) نقل شده که اولین آن دعا برای امنیت است که حتی مقدم بر دعا برای دوری از بت و بت پرستی قرار گرفت.


[58] – بقره – ۱۲۷


[59] – المیزان ج ۱ ص۲۸۲


[60] – بقره – ۱۲۸


[61] – این معنی هم در لغت آمد و هم در قرآن استعمال شد و هم قول اکثریت قریب به اتفاق مفسرین است


[62] – بقره ۱۲۸


[63] – فروغ کافی ج ۴ ص ۲۰۲و ۲۰۳


[64] – طبرسی، زمخشری، فخر رازی، رشید رضا ذیل آیه


[65] – المیزان ج۱ ص۲۸۴


[66] – بقره ۱۲۸


[67] – مجمع البیان ج ۱ ص۲۱۰


[68] – بقره ۱۲۹


[69] – نورالثقلین ج ۱ ص۱۳۰ و مجمع البیان ج ۱ ص۲۱۰و المیزان ج ۱ ص۲۸۶


[70] – ابراهیم ۳۶


[71] – جهت توضیح بیشتر مراجعه به المیزان ج ۱۲ ص۶۹ ۷۴ شود


[72] – ابراهیم ۴۰و۴۱


[73] – المیزان ج۱ ص۲۸۱


[74] -بقره ۱۲۵


[75] -آل عمران ۹۷</SPAN&g t;


[76] -برای مقام ابراهیم تفاسیر دیگری هم ذکر کرده ‌اند از جمله کل حرم، کل حج معرفه و مزدلفه- ولی بر اساس روایات شیعه همان سنگی است که اثر پای ابراهیم (ع) بر آن نقش بسته همچنانکه مردم از این عنوان همین مکان را می‌فهمند چنانکه فخر رازی گفته این قول محققین است(ج۴ ص۵۴)


[77] -نورالثقلین ج ۱ ص۱۲۲


[78] -نحل ۱۲۰


[79] – نورالثقلین ج ۱ ص۳۶۷ در دنباله این روایت دارد که کان موضع المقام الذی وضعه ابراهیم عند جدار البیت فلم یزل هناک حتی حوله اهل الجاهلیه الی المکان الذی هو فیه الیوم بعد پیامبر (ص) در فتح مکه آنرا در جای اصلی گذاشت اما بعد عمربن خطاب آنرا در جای فعلی گذاشت.


http://old.ido.ir


http://quran.tebyan.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید