منوی اصلی

موسسه قرآن و نهج البلاغه

ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حج و ابراهیم در قرآن/۳

۹– ابراهیم و اعلان عمومی جهت حج


واذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا و علی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق[۸۰].


حضرت ابراهیم بعد از اتمام بازسازی کعبه از طرف خداوند متعال مأموریت یافت اعلان عمومی جهت انجام مناسک حج را به انجام برساند چنانکه روایت شده: و لما فرغ ابراهیم بناء البیت امره الله ان یوذن فی الناس بالحج فقال یا رب ما یبلغ صوتی فقال الله علیک الاذان و علی البلاغ و ارتفع علی المقام[۸۱].


در روایات دیگر کیفیت نداء و علت آن هم ذکر شده است چنانکه از امام صادق(ع) روایت شد که ابراهیم با صدای بلند نداء داد هلم الحج هلم الحج سپس فرمود: اگر ابراهیم بجای هلم الحج هلموا الی الحج می‌گفت لم یحج من کان یومئذ انسیا مخلوقا ولکنه نادی هلم الحج فلب الناس فی اصلاب الرجال لبیک داعی الله عزوجل لبیک داعی الله[۸۲].


مخاطب آیه کیست؟


مرحوم طبرسی فرمود: جمهورمحققین قائلند که خطاب آیه متوجه حضرت ابراهیم است[۸۳] چنانکه سیاق هم اقتضاء دارد که مخاطب حضرت ابراهیم باشد.


بعلاوه روایاتی که در ذیل آیه مبارکه نقل شده مؤید همین قول است مثل روایات فوق و روایتی که حلبی از امام صادق نقل کرده که از حضرت سئوال شد لم جعلت التلبیه فقال ان الله عزوجل اوحی الی ابراهیم و اذن فی الناس بالحج الایه فنادی فاجیب من کل فج عمیق[۸۴].


در مقابل این قول، قول دیگری است که خطاب آیه متوجه پیامبر اکرم باشد و دلیل آن شأن نزولی است که از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: وقتی که پیامبر اکرم ده سال در
مدینه ماند و هنوز حج انجام نداده بود انزل الله تعالی علیه و اذن فی الناس بالحج… فامر الموذنین ان یؤذنوا با علی اصواتهم بان رسول الله یحج فی عامه هذا
… [۸۵]


ظاهرا روایت منافاتی با روایات قبل ندارد و به این صورت قابل جمع است که بگوئیم خطاب آیه متوجه حضرت ابراهیم است اما با نزول آیه، وجوب حج در اسلام تشریح شد از این رو حضرت تصمیم به حج گرفت اما این در صورتی صحیح استکه بگوئیم حج تا سال دهم هجرت تشریع نشده باشد و حال آنکه مسلمین در سال نهم هجرت همراه نمایند رسمی پیامبر(ص) یعنی علی(ع) مراسم با شکوه حج را انجام دادند مگر اینکه گفته شود که این آیه مربوط به شخص پیامبر است همچنانکه ظاهر شأن نزول هم همین است بعلاوه در روایت حلبی تصریح شد که آیه خطاب به حضرت ابراهیم است و آن حضرت هم نداء عمومی داد بخلاف شأن نزول که فقط دلالت دارد که این آیه بر پیامبر نازل شد و پیامبر هم به مؤذن امر فرمود که اعلان کند رسول الله به حج می‌رود نه اینکه پیامبر مأمور شد که نداء عمومی برای تشریع حج بدهد. ممکن است که خطاب آیه در زمان حضرت ابراهیم(ع) متوجه او بود و در زمان اسلام متوجه پیامبر اکرم(ص) شده است.


نکات مستفاد از آیه


1– از تعبیر یأتوک و یأتین استظهار می‌شود که خداوند به ابراهیم(ع) وعده اجابت او را داد که مردم از راه دور و نزدیک پیاده و سواره دعوت تو را اجابت خواهند کرد و بطرف کعبه حرکت خواهند نمود و این دو جمله جواب امر می‌باشد یعنی اذن فیهم و ان توذن فیهم یاتوک… و یاتین یعنی از تو اعلان و از مردم حضور بهم رساندن بهر نحو ممکن.


شاید این وعده پاسخ دعای حضرت ابراهیم باشد که عرض کرده بود فاجعل افئده من الناس ته
وی الیهم
[۸۶]


2– از تعبیر قرآن به یأتوک استظهار می‌شود که مقصود آمدن نزد ابراهیم و رسیدن به نکاتی که ابراهیم رسیده و دیدن اموری که آن حضرت مشاهده کرده است نه اینکه مراد انجام ظاهری اعمال حج باشد چونکه تعبیر قرآن عمل به مناسک حج نیست بلکه یأتوک است.


3– شاید از تقدم رجالا بر ضامر فهمیده شود که پیاده فضیلت بر سواره دارد مؤید این وجه روایاتی
است که در فضیلت پیاده رفتن نقل شده است چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که پیاده حج کند در هر گام هفتصد حسنه اما برای سواره هفتاد حسنه می‌نویسند
[۸۷] همچنانکه سیره عملی امام مجتبی[۸۸](ع) و بعضی از ائمه (ع) مؤید دیگری برای فضیلت پیاده بر سواره می‌باشد. و شاید هم اشاره به اهمیت زیارت خانه داشته باشد که باید با استفاده از هر گونه امکانات آهنگ حج کرد و در انتظار مرکب ننشینند.


4– از تعبیر ضامر استظهار می‌شود که سختی راه نمی‌تواند باعث سقوط حج شود یعنی از راه صعب العبوری که باعث لاغر شدن حیوان می‌شود به حج خواهند رفت و از طرف دیگر هشداری است برای تحمل مشکلات این راه، و شاید اشاره به این باشد که با امکانات کم و حداقل وسیله هم به حج خواهند رفت.


5– تعبیر فج عمیق اشاره به این دارد که وجوب حج بستگی به راه دور و نزدیک ندارد بلکه از هر کجا باشد باید بسوی کعبه حرکت کنند.


 


10– ابراهیم(ع) و مناسک حج


آنچه که از نظر آیات و روایات قطعی و مسلم است این که حج در زمان حضرت ابراهیم وجود داشته است واگر مثل رشید رضا در وجود کعبه وحج در زمان قبل از ابراهیم کلامی داشته‌اند اما از زمان ابراهیم به بعد احدی درآن اختلاف نکرده بلکه بنیانگذار حج را آن حضرت می‌دانند اما آیاتی که دلالت بر وجود حج زمان حضرت ابراهیم دارد بشرح ذیل است.</SPAN&g t;


1– و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا و علی کل ضامر یأتین من کل فج عمیق لیشهدوا منافع لهم و یذکروا اسم الله فی ایام معلومات[۸۹]. آیه شریفه نه تنها دلالت بر اصل وجود حج در زمان ابراهیم دارد بلکه دلالت بر بعض اهداف و اعمال حج هم دارد اگر حج در زمان حضرت ابراهیم تشریع نشده بود اعلان عمومی آن حضرت چه معنی خواهد داشت.


2– وعهد نا الی ابراهیم واسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین و العاکفین والرکع السجود[۹۰].


این آیه مبارکه هم فی الجمله دلالت بر وجود حج و بعضی از اعمال آن دارد. چونکه خداوند حضرت ابراهیم را مأمور کرد که خانه‌اش را برای طواف کنندگان و عکوف کنندگان و نمازگذاران تطهیر کند.


3– ارنا مناسکنا[۹۱]. با توجه به توضیحی که قبلا در ذیل این آیه ذکر شد این آیه هم


فی الجمله دلالت بر اصل وجود حج دارد توضیح بیشتر آیات و روایاتی که دلالت بر اصل وجود و بعضی از اعمال آن دارد قبلا گذشت.


 


11– ابراهیم در قربانگاه


از جمله آیات دیگری که دلالت بر وجود حج وبعضی اعمال آن دارد آیات ذیل می‌باشد.


فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ماذا تری قال یا ابت افعل ما تؤمر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین فلما اسلما و تله
الجبین نادیناه ان یا ابراهیم قد صدقت الرؤیا انا کذلک نجزی المحسنین ان هذا لهو البلاء المبین و فدیناه بذبح عظیم
[۹۲]


این آیات بر اساس روایاتی که در ذیل آن در تفسیر البرهان، نورالثقلین، مجمع البیان و درالمنثور[۹۳] و کتب تفسیری دیگر و بعض کتب روائی[۹۴] نقل شده است مربوط به یکی از اعمال حج یعنی قربانی می‌باشد.


خلاصه جریان از این قرار است که حضرت ابراهیم برای اتمام حج در خواب مأمور شد که فرزند خودش را در راه خدا قربانی کند از آنجا که این تکلیف چیز عجیب و برخلاف عقل بود سه مرتبه خواب مذکور تکرار شد تا اینکه این مسئله برای حضرت مسلم و قطعی گردید.


گام اول این بود که این جریان را با خود فرزند در میان بگذارد از این رو به فرزندش خطاب کرد. یابنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ماذا تری[۹۵]. ای فرزندم در خواب دیدم که خودم باید ترا ذبح کنم با تأمل و دقت بگو نظرت در این باره چیست تا تقلید و کورکورانه نباش
د، فرزندی که نسخه پدر بود با آغوش باز و از روی طیب خاطر عرض کرد: یا ابت افعل ما تؤمر. اولا با لفظ اب پدر را مخاطب قرار داد یعنی این مسئله باعث نمی‌شود که من تو را پدر ندانم ثانیا عرض کرد افعل ما تؤمر و نگفت افعل ما رأیت یعنی به همانی که امر شده‌ای عمل کن و نگفت آنی که خواب دیدی انجام ده، همچنانکه از امام رضا(ع) دراین باره روایت شده است
.


اما اسماعیل فهو الغلام الحلیم الذی بشر تعالی به ابراهیم فلما بلغ قال یا ابت افعل ما تؤمر و لم یقل یا ابت افعل ما رأیت[۹۶]


سپس جمله‌ای گفت که مراتب ایمان و ادب او را در مقابل خدا بیان می‌کند ستجدنی ان شاء الله من الصابرین یعنی به ایمان و ارادهخودتکیه نکرده بر مشیت و ارده خداوند تکیه نمود بدینوسیله هم پدر و هم پسر نخستین مرحله آزمایش را بخوبی پشت سر گذاشته که قرآن از آن تعبیر به تسیلم می‌کند فلما اسلما تله للحبین.


از آنجائیکه این امتحان بسیار مهم و عظیم بود (ان هذا لهو البلاء المبین) شیطان برای عقیم گذاشتن آن بدست و پا افتاد گاه به سراغ پدر و گه به سراغ پسر و زمانی به سراغ مادر می‌رفت تا آنها را از این عمل منصرف کند اما هر سه دست رد بر سینه او زدند و بر طبق روایتی شیطان به دنبال ابراهیم(ع) براه افتاد وقتی که به محل جمره اول رسید حضرت با هفت سنگ او را از خود راند و هنگامی که به محل جمره دوم رسید مجدداً شیطان را مشاهده کرد این بار هم با به هفت سنگ او را رد کرد و در جمره سوم هم این عمل تکرار شد[۹۷]


لحظه حساس فرا رسید پدری مهربان یگانه فرزند خودش را بر زمین خواباند و کارد را به حرکت در آورد و با سرعت و قدرت بر گلوی فرزند گذاشت اما کارد برنده و تیز در گلوی لطیف فرزند کمترین اثری نگذاشت ابراهیم در حیرت فرو رفت بار دیگر کارد را به حرکت در آورد اما نداء آمد: یا ابراهیم قد صدقت الرویا.


هنگامی که ابراهیم از عهده امتحان بخوبی برآمد جبرئیل از روی تعجب گفت: الله اکبر، الله اکبر. سپس اسماعیل گفت: لااله الاالله و الله اکبر. آنگاه ابراهیم گفت: الله اکبر ولله الحمد[۹۸].


و بر اساس بعض روایات فلسفه استحباب تکبیرات بعد از چند نماز از همینجا نشأت گرفته است همچنانکه از بعض روایت دیگر استفاده می‌شود که فلسفه نامگذاری سرزمین منی به این اسم بخاطر این بود که وقتی حضرت از عهده امتحان بدر آمد جبرئیل به او گفت هر چی می‌خواهی از پروردگارت تمنی کن. فتمنی ابراهیم فی نفسه ان یجعل الله مکان ابنه اسماعیل کبشا یأمره بذبحه فداء له فاعطی مناه[۹۹].


چنانکه در ذیل آیات موردبحث هم به همین مطلب اشاره شده است. وفدیناه بذبح عظیم.


پس حج اجمالاً در زمان حضرت ابراهیم تشریع شده بود اگر چه کیفیت مناسک آن برای ما مشخص نیست ولی ا ین مقدارمسلم است که طواف و قربانی و رمی وجود داشته که طواف از للطائفین هدی ورمی را از آیات ۱۰۲ تا ۱۰۷ سوره صافات و روایات وارده در ذیل آن استفاده می‌شود همچنانکه بعضی از روایات دیگر دلالت دارند که حضرت ابراهیم به سرزمین عرفات هم رفته است[۱۰۰]


 


آیا خواب پیامبران حجت است؟


سخن در مورد خواب بسیار است آنچه که در اینجا لازم است توجه شود این است که خوابهای انبیاء هرگز خواب شیطانی نیست بلکه نوعی ارتباط با خداست چونکه ارتباط انبیاء با مصدر وحی به چند صورت امکان دارد یکی از آن‌ راه‌ها، خواب است از این رو در خوابهای آنها هیچگونه خطائی رخ نمی‌دهد بکله همانند چیزی است که در بیداری می‌بیند تفصیل الکلام فی محله.


 


ذبیح چه کسی بود؟


مفسرین شیعه و عده‌ای از محققین اهل سنت بر این اعتقادند که ذبیح حضرت اسماعیل بوده است اما مقابل جمعی قائلند که ذبیح اسحاق بوده است.


دلائل قول اول


1– ظاهر سیاق آیات دلالت دارد ذبیح اسماعیل بوده است چونکه خداوند متعال بعد از آیات مورد بحث فرموده و بشرناه باسحاق نبیا من الصالحین[۱۰۱]


همچنانکه امام صادق (ع) برای اثبات ذبیح بودن اسماعیل به همین ظاهر تمسک فرمود. فی من لا یحضره الفقیه: سئل الصادق (ع) عن الذبیح فقال اسماعیل لان الله تعالی ذکر قصته فی کتابه ثم قال و بشرناه باسحاق نبیا من الصالحین[۱۰۲]<o:p&g t;


2– روایات زیاد و معتبری در منابع اسلامی نقل شده که ذبیح اسماعیل بوده است از جمله عن ابی جعفر سالته عن صاحب الذبح فقال هو اسماعیل[۱۰۳].


در حدیث معتبری از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود: انا بن الذبیحین[۱۰۴] از آنجائی که پیامبر از فرزندان اسماعیل است از این رو مراد از ذبیحین حضرت اسماعیل و پدرش عبدالله خواهد بود.


3– مرحوم طبرسی به آیه دیگری برای اثبات مطلب تمسک جست و آن آیه فبشرناه باسحاق و من وراء اسحاق یعقوب[۱۰۵] است که در این آیه خداوند به ابراهیم دو چیز را بشارت داد یکی اسحاق و دیگری فرزندی از اسحاق بنام یعقوب و این بشارت چگونه با امر به ذبح اسحاق سازگار است[۱۰۶] معنای ا
ین آیه این است که اسحاق می‌ماند و از او یعقوب بدنیا می‌آید و حال آنکه آیه مربوط به ذبح می‌گوید ذبیح نمی‌ماند پس ذبیح غیر از اسحاق است
.


4– مسلما کودکی که بهمراه هاجر به مکه برده شد و در ساختن کعبه پدر را کمک کرد و برنامه حج را با انجام داد حضرت اسماعیل بود و ظاهرا ذبیح هم همین اسماعیل بوده است حتی بعضی قائلند که اسحاق اصلا به مکه نرفته است[۱۰۷] تا این جریان برای او پیش آمده باشد.


اما در مقابل از بعض روایات استفاده می‌شود که ذبیح اسحاق بوده است از جمله فی الکافی عده من اصحابنا- قال ابوالحسن لو علم الله خیرا من الضأن لفدی به اسحاق[۱۰۸] و فی المجمع روی انه اسحاق[۱۰۹].


این روایات اولا مخالف ظاهر آیه است همچنانکه امام صادق (ع) به ظاهر آیه اشاره فرمود. ثالثا تعداد این روایات در مقابل روایاتی که دلالت دارند که ذبیح حضرت اسماعیل است خیلی کمتر است ثانیا این قول نه تنها مخالف کتاب است بلکه موافق با تورات است<SPAN dir=ltr&g t;[110] که اهل کتاب ذبیح را اسحاق می‌دانند از آنجائیکه اهل کتاب خودر ا از نسل اسحاق می‌دانند از این رو سعی دارند که این امتیاز را نصیب خودشان کنند. بنابراین، احتمال دارد که این دسته از روایات، از قبیل اسرائیلیات باشد.


مرحوم صدوق در من لایحضر پاسخ دیگری فرمودند: بر فرض صحت روایات اسحاق، باید گفت ذبیح اسماعیل بود اما اسحاق آرزو کرد ای کاش مثل برادرش اسماعیل بود و در مقابل آن امتحان صبر می‌کرد بخاطر این آرزو ثواب برادرش را به او دادند فسماه الله بین ملائکته ذبیحا لتمنیه لذلک[۱۱۱].


&nbsp
;


12– مبانی حج ابراهیمی


مراد از حج ابراهیمی همان حج واقعی است که حضرت مأموریت یافت مردم را جهت انجام آن دعوت عمومی بنماید. و اذن فی الناس بالحج[۱۱۲].


همان حجی که دو پیامبر بزرگ الهی مأمور شدند که ساحت قدس کعبه را از هر گونه مظاهر شرک و کفر پاکسازی کنند تا طواف کنندگان و زائرین خانه خدا مراسم حج را صحیح و کامل به انجام رسانند. و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود[۱۱۳]. همان حجی که هدف از آن زنده کردن اصل توحید و یکتاپرستی و زدودن هر گونه بت و بت پرستی و مظاهر شرک و کفر است. و اذا بوأنا لابراهیم مکان البیت ان لاتشرک بی شیئا و طهر بیتی للطائفین…[۱۱۴].


از این رو در کنار خانه خدا دست بدعا برداشت و در حق خود و ذریه‌اش دعا کرد. واجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام[۱۱۵]. و به عبارت دیگر فلسفه حج ابراهیمی فلسفه توحید در تمام ابعاد زندگی است که اولین قدم در راه آن، مبارزه با هر گونه شرک و کفر است و حضرت ابراهیم هم در این راستا با هر چه غیر خدا بود منطقا و عملا مبارزه کرد و برای اثبات توحید مأمور شد کانون بی‌نظیر توحید را بازسازی نماید. حج ابراهیمی همان حجی است که برای قوام جامعه بشری تأسیس شده است. جعل الله الکعبه الحرام قیاما للناس[۱۱۶].


همان حجی که در آن هر گونه منافع جوامع مسلمین اعم از مادی و معنوی اجتماعی و سیاسی تأمین گردد. واذن فی الناس… لیشهدوا منابع لهم[۱۱۷].


و از سوی دیگر فلسفه حج ابراهیم دیدن صاحب خانه (بیتی)
[۱۱۸] و اجابت به دعوتی که ابراهیم نموده و آمدن نزد ابراهیم (یأتوک)[۱۱۹] و رسیدن به نکاتی که ابراهیم رسیده و دیدن اموری که ابراهیم مشاهده کرده و همچون ابراهیم آماده قیام در برابر بت بت پرستان و سرکشان شده باشد از این رو قرآن تعبیر به یأتوک دارد و جائی را در کنار خانه‌اش بنام مقام ابراهیم قرار داده تا مردم به او اقتداء نمایند و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی[۱۲۰].


اگر در زمان حضرت ابراهیم و حضرت محمد(ص) طاغوتها و بت‌ها بی‌جان بودند اما امروز جاندار هستند که بقول حضرت امام احیاگر حج ابراهیمی اینها از آنها بدتر و خ
طرناکترند
.


اگر در عصر رسول الله(ص) ساحت قدس کعبه و حج از هر گونه مظاهر شرک و کفر پاکسازی شد و در سال نهم هجری بوسیله نماینده رسمی پیامبر اکرم در مراسم با شکوه حج از بت و بت پرستان و مشرکان اعلان برائت و بیزاری شد اما با کمال تأسف بعد از مدتی بوسیله استکبار و ایادیش و هر کس که به نحوی منافعش از طریق انجام مراسم صحیح حج به خطر می‌افتاد مورد تحریف واقع شد و تبدیل به یک مراسم خشک و بی‌روح گردید. تا اینکه پس از چهارده قرن فرزند پاکی از تبار ابراهیم و محمد(ص) در ایران اسلامی کمتر همت بر احیاء حج واقعی بست و در سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌ها حج واقعی را به مسلمین جهان معرفی نمود و از حج موجود تعبیر به حج آمریکائی نمود که فقط یک سفر سیاحتی و انجام صورت ظاهری اعمال حج بوده است که کاری به مبانی و اهداف حج از نظر بنیانگذاران آن ندارند و اعلان فرمود که حج بی‌برائت حج نیست و حج ابراهیمی همان حج محمدی است که نماینده رسمی آن در مراسم حج اعلان برائت و بیزاری از شرک و کفر کرد. همان حجی که در آن روح برادری و برابری حاکمیت داشته و هر نوع تبعیض و امتیاز طلبی نفی گشته است. همان حجی که پاسخگوی فریادهای مظلومانه فلسطین و بوسنی و کشمیر و الجزایر و… است همان حجی که مشکلات یک سال مسلمین را بررسی و در صدد رفع آن برآید.


همان حجی که برای قیام تأسیس شده آنهم قیام ناس برای ناس، قیام بر علیه مستکبران و جباران عالم، همان حجی که بعد سیاسی آن کمتر از بعد عبادی نیست بلکه سیاستش عین عبادت است.


حجی که کانون معارف الهی است که از آن، محتوای سیاست اسلام در تمام زوایای زندگی باید جستجو نمود. همان حجی که در ادامه بت شکنی‌های ابراهیم(ع) و محمد(ص) است و اعلان برائت در آن تأسی از رسول‌الله و متابعت از اوامر خداست. همان حجی که درآن باید حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین ستاند.


همان حج
ی که لبیک آن، لبیک به حق تعالی و فریاد لا بر همه طاغوتها و طاغوتچه‌هاست. همان حجی که در آن رمی از شیاطین و در رأس آنها شیطان بزرگ می‌شود تا حج خلیل الله و حبیب الله و ولی الله اعظم حضرت مهدی (عج) را بجا آورده شود و الا در حق ما گفته می‌شود ما اکثروا الضجیج و اقل الحجیج.


همان حجی که برای نزدیک شدن و اتصال انسان به صاحب خانه تأسیس شده است همان حجی که سفرش سفر الی الله و گردش در خانه‌اش، نشان دهنده این است که به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید.


همان حجی که بسان قرآن است و همه از آن بهره‌مند می‌شوند ولی اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاست‌های اجتماعی آن نترسند از صدف این دریا گوهر هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت.


اما حجی که انسان را به خدا نزدیک نکند و رذایل نفسانی زدوده نشود حجی که جوابگوی فریادهای مظلومانه‌ نباشد حجی که بی‌روح و بی‌تحرک و بی‌وحدت و بی‌برائت باشد و هدم کفر و شرک از آن برنیابد و فقط یک سفر تفریحی تجارتی و انجام یک سلسله اعمال خشک و بی‌حاصل و بی‌ثمر باشد حج ابراهیمی محمدی (ص) نخواهد بود.[۱۲۱]


فهرست منابع


1– آلوسی بغدادی علامه شهاب‌الدین السید محمود – بیروت، لبنان – احیاء التراب العربی


2- ابن فارس – احمد – مقابیس اللغه – دوم – مصر – ۱۳۸۹ق


3 – بحرانی – سیدهاشم – البرهان فی تفسیرالقرآن – دوم – قم – مؤسسه اسماعیلیان


4- خزاعی نیشابوری – حسین بن علی بن محمد بی احمد – تفسیر ابوالفتوح رازی – سوم


5 – رازی – فخرالدین مفسر کبیر- سوم


6- رشیدرضا – محمد – المنار – دوم – بیروت و لبنان – دارالمعرفه


7 – زمخشری – محمود – کشاف – بیروت و لبنان – دارالکتب العربی


8 – سیوطی – جلال‌الدین – درالمنثور- اول – بیروت و لبنان- دارالفکر – ۱۴۰۳ق


9 – طباطبایی(علامه)- سیدمحمدحسین- المیزان – قم- منشورات جامعه مدرسین- ۱۴۰۳ق


10 – طبرسی- ابوعلی فضل‌بن حسین- مجمع‌البیان- قم- مکتبه آیه‌الله مرعشی نجفی- ۱۴۰۳ق


11- طبرسی – ابی جریر – تاریخ طبری – بیروت ، لبنان – مؤسسه عز الدین ۱۴۰۷ق


12- الطریحی – فخرالدین – مجمع البحرین –
بیروت ، لبنان – دارو مکتبه الهلال – ۱۹۸۵م


13- الطوسی (شیخ الطائفه) – محمد – تهذیب الاحکام – بیروت – دارصعب دارالتعاریف


14- عروسی حویزی – عبد علی بن جمعه – نورالثقلین – دوم – قم – مؤسسه اسماعیلیان


15 &l t;SPAN dir=rtl>– فیض کاشانی – محسن – تفسیر صافی – بیروت ، لبنان – مؤسسه الاعلمی


16- قطب – سید – فی ظلال القرآن – نهم – بیروت ، لبنان


17– کلینی رازی- محمد- فروع کافی- سوم- بیروت، لبنان- دارصعب‌دار التعارف- ۱۴۰۳ق


18– مجلسی- محمدباقر- بحارالانوار- سوم- بیروت، لبنان- داراحیاءالتراث العربی- ۱۴۰۳ق


پی نوشت:


[80] – حج ۲۷


[81] – نورالثقلین ج ۳ ص۴۸۸ وبا مختصر تفاوتی در روح المعانی و تفسیر الکبیر ذیل آیه.


[82] – نورالثقلین ج ۳ ص۴۸۷


[83] – مجمع البیان ذیل آیه


[84] – نورالثقلین ج ۳ ص۴۸۷


[85] – نورالثقلین ج ۳ ص۴۸۷


[86] <SPAN dir=rtl& gt;– ابراهیم ۳۷


[87] – مجمع البیان وروح المعانی و تفسیر کبیر ذیل آیه


[88] – بحار الانوار ج ۴۴ ص۱۵۰


[89] – حج ۲۷و۲۸


[90] – بقره ۱۲۵ و نظیر آن در سوره حج۲۶


[91] – بقره ۱۲۸


[92] – صافات ۱۰۲ تا ۱۰۷


[93] – البرهان ج ۴ ص۲۸ ببعد- نورالثقلین ج ۴ص ۴۲۰ و مجمع البیان ج ۴ ص۴۵۴ و در المنثور ج ۷ ص۱۰۴ تا ۱۱۴


[94] <SPAN dir=rtl&gt ;– از جمله فروع کافی ج ۴ ص۲۰۷


[95] – تعبیر به بنی و بکار بردن فعل اری بجای رایت و جمله انی اذبحک بجای اذبحک و تکرار انی قابل توجه و دقت است


[96] – نورالثقلین ج۴ ص۴۲۰


[97] – تفسیر ابوالفنوح رازی ذیل آیات و در المنثور ج ۵ ص۲۸۰


[98] – نورالثقلین ج۴ص۴۲۰ و تاریخ طبری ج ۱ ص۱۴۱


[99] – نورالثقلین ج ص۴۲۰


[100] – نورالثقلین ج ۱ ص۱۹۷ و تاریخ طبری ج ۱ ص۱۳۴


[101] – صافات ۱۱۲


[102] – نورالثقلین ج ۴ ص۴۲۴


[103] – نورالثقلین ج ۴ ص۴۲۲


[104] – مجمع البیان ج ۴ ص۴۵۳


[105] – هود ۷۱


[106] – مجمع البیان ۴ ص۴۵۳


[107] – مجمع البیان ج ۴ ص۴۵۳

[108] – نورالثقلین ج ۴ ص۴۲۴


[109] – مجمع البیان ج ۴ ص۴۵۳


[110]
تورات سفر تکوین


[111] – صافی ج ۴ ج ۲۷۶و ۲۷۷


[112] – حج ۲۷


[113] – بقره ۱۲۵


[114] – حج۲۶


[115] – ابراهیم ۳۵


[116] – مائده ۹۷


[117] – حج ۲۸


[118] – بقره ۱۲۵ و حج۲۶


[119] – حج۲۷


[120] – بقره ۱۲۵


[121] – با استفاده از رهنمودهای حضرت امام خمینی احیاگر حج ابراهیمی محمدی(ص)


 


 http://old.ido.ir


http://quran.tebyan.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید