ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ردپای جبرئیل در خانه زین‌العابدین علیه السلام

چهارمین امام معصوم، حضرت علی بن الحسین علیه‌السلام، شخصیتی که جد بزرگوارش، امام علی بن ابیطالب (ع) او را بهترین فرد روی زمین بعد از پدرش معرفی کرده‌ است، در مدینه منوره در سال ۳۸ هجری چشم به دنیا گشود.


امام سجاد(ع) دارای القاب و کنیه‌های متعددی مانند زین العابدین، سید العابدین، زین الصالحین، وارث علم النبیین، وصی الوصیین، خازن وصایا المرسلین و غیره است، دوران کودکی امام(ع)، در زمان جد بزرگوارش، حضرت امیرالمومنین(ع) و عموی بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) گذشت، دوره‌ نوجوانی‌اش را تا شهادت پدرش که حدود ده سال به طول انجامید، در خدمت پدر گذراند.


امام سجاد همانند سایر دیگر ائمه معصومین دارای ویژ‌گی‌های بارزی است که در وجود نورانی ایشان متبلور است، در ادامه نگاهی اجمالی به سیمای الهی امام زین‌العابدین(ع) می‌پردازیم:


علم


امام سجاد (ع) همچون دیگر ائمه و رسولان الهی برخوردار از علم غیب بود، البته علم نسبی که به اذن الهی در اختیار انبیا و امامان قرار دارد؛ علمی که محدود، وابسته به علم الهی و بالقوه است.


بر این اساس راوی می‏گوید: امام زین‏العابدین علی
ه‏السلام می‏فرمود: «لَوْلا آیَهٌ فی کِتابِ اللّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِما کانَ وَما یَکُونُ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ فَقُلْتُ لَهُ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ اَیَّهُ آیَهٍ؟ قال: قَوْلُ اللّه‏ تَعالی یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ»؛ «اگر یک آیه در قرآن نبود، شما را به آنچه بود و خواهد بود تا روز قیامت، خبر می‏دادم»، به او گفتم: ای پسر رسول خدا! آن کدام آیه است؟ فرمود: «سخن خداوند تعالی که فرمود: «هر چه را خدا بخواهد محو و تثبیت می‏کند و ام‏الکتاب نزد اوست». (تفسیر نورالثقلین)


آن حضرت زمانی هم که شخصی بر سر مسئله‏ای فقهی با وی به جدل پرداخت، فرمود: «اگر به خانه ما درآیی، رد پای جبرئیل را به تو نشان خواهیم داد. آیا کسی هست که از ما به سنت آگاه‏تر باشد». (زندگانی امام زین‏العابدین، عبدالرزاق مقرم، ص۴۳۵، به نقل از فصول المختاره، ج۱، ص۷)


نمونه‏ای از علم غیب آن حضرت را می‏توان در برخوردش با عبدالملک بن مروان یافت، حجاج بن یوسف به عبدالملک نوشت: «اگر می‏خواهی بنیان حکومت خودت را استوار سازی، لازم است علی بن الحسین علیه‏السلام را به قتل برسانی.»، عبدالملک هم در جواب او نوشت: «از ریختن خون بنی‏هاشم خودداری کن؛ زیرا سلطنت آل ابوسفیان به واسطه کشتن بنی‏هاشم چندان پایدار نماند». عبدالملک نامه را مخفیانه به حجاج فرستاد،
ولی چند روز بعد نامه‏ای از امام سجاد (ع) دریافت کرد که در آن نوشته بود: «از آن نامه‏ای که درباره حفظ خون بنی‏هاشم به حجاج نوشته بودی اطلاع یافتم…»، وقتی عبدالملک نامه را خواند، دید تاریخ آن با تاریخ نامه‏ای که برای حجاج نوشته است مطابقت دارد. ( اثبات الهداه، ج۵، ص۲۳۵)


عصمت


امام سجاد علیه‏السلام فرمودند: «اَلاْمامُ مِنّا لایَکُونُ اِلاّ مَعْصُوما وَلَیْسَتِ الْعِصْمَهُ فی ظاهِرِ الْخِلْقَهِ فَیُعْرَفَ بِها فَلِذلِکَ لا یَکُونُ اِلاّ مَنْصُوصا. فَقیلَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه‏ فَما مَعْنَی الْمَعْصُومِ؟ فقال: هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللّه‏ وَحَبْلُ اللّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لا یَفْتَرِقانِ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ وَالاْمامُ یَهْدی اِلَی الْقُرآنِ وَ الْقُرآنُ یَهْدی اِلَی الاْمامِ وَ ذلِکَ قَوْلُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ «اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَمُ»؛ «امام از ما، حتماً معصوم است و عصمت چیزی نیست که در ظاهر خلقت معلوم باشد تا با خلقت شناخته شود. به این جهت، امام را جز از راه نصّ نمی‏توان تعیین کرد». سؤال
شد: ای فرزند رسول خدا! پس معنای معصوم چیست؟ فرمود: «معصوم کسی است که به ریسمان الهی تمسک جوید و ریسمان الهی قرآن است، امام و قرآن تا قیامت از هم جدا نمی‏شوند. امام مردم را به قرآن و قرآن به امام هدایت می‏کند و شاهدش این سخن خداوند است که «این قرآن (مردم را) به راهی که پایدارتر است، هدایت می‏کند.» (بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۹۴)


معجزات


ابو خالد کابلی سال‌ها به امامت محمد حنفیه معتقد بود تا اینکه از طریق یحیی بن ام طویل توانست به حضور امام سجاد (ع) برسد، در ملاقات دوم وی، امام سجاد (ع) فرمود: «اگر می‏خواهی مقام خودم را در بهشت هم‏اکنون به تو نشان می‏دهم»، امام دستش را به چشمان ابوخالد کشید و او خود را در بهشت و کاخها و رودخانه‏های آن دید، تا آنکه حضرت بار دیگر دست به چشمان او کشید و او خود را یک مرتبه روبه‏روی حضرت دید، (دلائل الامامه، ص۹۱) وی سرانجام در سایه این توجهات حضرت، توفیق پیروی از امام حق را یافت.


شاکر بودن


ابوحمزه ثمالی می‏گوید: امام زین‏العابدین (ع) هرگاه غذا میل می‏کرد، می‏فرمود: اَلْحمدللّه‏ که به ما غذا داد و ما را سیراب کرد و ما را کفایت فرمود و به ما کمک نمود و ما را پناه داد و نعمت عطا فرمود و فضیلت بخشید، ستایش خدایی را که همگان را اطعام می‏دهد و کسی او را اطعام نمی‏کند.( محاسن برقی، ج۱، ص۱۶)


عشق به قرآن


آن حضرت می‏فرمود: «لَوْ ماتَ مابَیْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعی»؛ «اگر آنچه بین مشرق و مغرب است از میان برود، پس از آنکه قرآن با من باشد، بیمی به خود راه نمی‏دهم.»


امام سجاد (ع) از خوش صداترین افراد بود و ممکن نبود کسی صدای قرآن خواندن او را بشنود و تحت تأثیر قرار نگیرد؛ لذا موّرخان گفته‏اند: سقاهایی که از در خانه امام می‏گذشتند، می‏ایستادند تا صدای امام را بشنوند. (اصول کافی، ج۲، ص۶۰۲)


مستجاب الدعوه بودن


ثابت بنانی نقل می‏کند: من و گروهی از عبادت‏گران بصره (ایوبِ سجستانی، صالح مری، عتبه الغلام، حبیب فارسی و مالک بن دینار) به حج رفتیم و دیدیم مردم از شدت تشنگی و بی‏آبی در مضیقه و فشارند، آنان به ما متوسل شدند و ما به سوی کعبه رفتیم و پس از طواف، با تضرع از خدا تقاضای باران کردیم، اما دعای ما پذیرفته نشد، در همین بین جوانی که اندوه و ناراحتی در چهره‏اش پیدا بود، آمد و بعد از طواف، رو به ما کرد و گفت: مالک بن دینار و …! گفتیم: بله! گفت: یک نفر از شما را خدا دوست ندارد!؟ گفتیم: ما دعا کردیم، اجابت با اوست! او به سوی کعبه رفت و در آنجا به سجده افتاد، در سجده می‏گفت: خدایا تو را به علاقه‏ای که به من داری، اینها را از باران سیراب کن، هنوز دعایش تمام نشده بود که باران همچون دهانه مشک باریدن گرفت، گفتم: جوان! از کجا فهمیدی خدا تو را دوست دارد؟ گفت: اگر دوست نداشت، به خانه‏اش دعوت نمی‏کرد، حال که دعوت کرده، فهمیدم مرا دوست دارد؛ لذا او را به علاقه‏اش به خودم قسم دادم، آن جوان از پیش ما رفت… از مردم مکه پرسیدم: این جوان که بود؟ گفتند: علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم‏السلام بود. (بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۸)


عبادت&l t;/o:p>


در مقام عمل امام سجاد (ع) عابدترین فرد روزگار بود، تا آنجا که مالک بن انس درباره آن حضرت می‏گفت: به من خبر رسیده که علی بن الحسین (ع) هر شب و روز هزار رکعت نماز می‏خواند(تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۳۹۰) و ابن ابی الحدید می‏گفت: «کانَ الْغایَهَ فِی الْعِبادَهِ؛ (شرح نهج‏البلاغه، ج۱، ص۲۷) نهایت در عبادت کردن بود»، برای همین، او به زین‏العابدین مشهور شد.


امام باقر درباره پدر گرامی‌شان ‏فرمود: «بَلَغَ مِنَ الْعِبادَهِ ما لَمْ یَبْلُغْهُ اَحَدٌ وَقَدِ اصْفَرَّ لَوْنُهُ مِنَ السَّهَرِ وَرَمَضَتْ عَیْناهُ مِنَ الْبُکاءِ وَدَبَرَتْ جَبْهَتُهُ مِنَ السُّجُودِ وَ وَرَمَتْ قَدَماهُ مِنَ الْقِیامِ فِی الصّلاهِ»؛ (مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۴۸؛) «از عبادت به جایی رسیده بود که کسی نرسیده بود، از شب‏زنده‏داری رنگش زرد و از گریه چشمانش سرخ و از سجده پیشانی‏اش برجسته و از ایستادن در نماز پاهایش دچار ورم شده بود».


www.aliakbar421.blogfa
.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید
پخش ویدئو

مسابقه ی کتابخوانی تفسیر سوره ی انسان

مشاوره رایگان کلاسهای مجازی