منوی اصلی

موسسه قرآن و نهج البلاغه

ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

مولفه هایی که انسان را از مصرف زدگی نجات می دهد

اگرچه مصرف یک متغیر اقتصادی و پیش نیاز تولید در کشور است اما مصرف زدگی پدیده ای مضر و آسیب زا در اقتصاد ملی است. مصرف زدگی در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامی و تمدن ایرانی قرابت ندارد بلکه مخل و مضر اقتصاد ملی نیز محسوب می شود.


در فرهنگ اسلامی مصرف به طور عام معنای منفی ندارد و به مفهوم استفاده کردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نیاز زندگی است، موارد استفاده آن ممکن است هم مثبت باشد و هم منفی، زمان
ی که مصرف از حد نیاز فراتر رود، حالت مصرف زدگی و اسراف به خود می گیرد.البته اسراف و مصرف زدگی دو کلمه کاملا مترادف نیستند. مصرف و مصرف زدگی بیشتر بار اقتصادی دارند در حالی که اسراف در قرآن به امور معنوی و اعمال نیز برمی‌گردند به عنوان مثال خداوند در آیه ۱۴۷ آل عمران از زبان گنهکاران می‌فرماید: و اسرافنا فی امرنا. یعنی در کار خود اسراف کردیم.اسراف معادل اتلاف، گشاده بازی، ولخرجی، بادبدست، زیاده روی، بیرون از حد خرج کردن می‌باشد. اما مصرف گرایی یا مصرف زدگی شکل غالب رفتار در نظام هایی مبتنی بر ارزشهای سرمایه داری است. این الگوی رفتاری وقتی در جوامع در حال توسعه ای چون ما مورد تقلید قرار می گیرد و به عنوان یک ارزش اجتماعی پذیرفته می شود، پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیانباری به بار می آورد. اسراف و هدر دادن منابع محدود، تشدید احساس محرومیت نسبی و شکاف و فاصله طبقاتی، بی توجهی به ارزش های فرهنگی و اجتماعی چون قناعت، از بین بردن روحیه سرمایه گذاری، و کار و تلاش و تشویق راحت طلبی و تن پروری، دنباله روی و تقلید و… بخشی از آشکارترین آثار مصرف زدگی در سطح فردی است. مصرف زدگی در سطح کلان اجتماعی نیز آثار مخرب بسیاری به دنبال دارد که وابستگی و توسعه نیافتگی از مهمترین آنهاست. در واقع مصرف زدگی عبارتست از استفاده بیش از حد و مصرف نامعقول از کالاها و جایگزینی نیازهای غیر واقعی به جای نیازهای واقعی
.


در تعریفی که غربی ها و شرقی ها در تعریف سبک زندگی از نگاه علمی داشته اند، تعریفی را ارائه کرده اند و مبنایی داشته اند که یکی از این مفاهیم جدید مفهوم مصرف است .در این تعریفات جدید مصرف یک اصل ان
گاشته شده است، درست نقطه مقابل مواردی که ما در تعاریفمان از سبک زندگی دینی داریم. یک مومن و یک مسلمان که دو مولفه بندگی خدا و خدامحوری را دارد و زمانی سبک زندگیش دینی است که زایایی داشته باشد.وقتی در زندگی همه حضرات معصومین (ع
) و انبیا نگاه می کنیم در زندگیشان اهل تولید بوده اند و به اشکال مختلف این عادت را داشته اند به طور مثال حضرت داوود زره سازی به مردم آموخت، بسیاری از انبیا چوپانی، نجاری، کشاورزی و باغداری و … کرده اند. برخی از این حضرات هم اگر فرصتی برای این امور ندارند، خدمات اجتماعی ارائه می کنند و مانند حضرت سلیمان (ع) حاکمی است که دادگری و قضاوت می کند و فقط مصرف کننده و شهروند نیست.


سبک زندگی، حالت زندگی فرد است و با طبقه‌ی اقتصادی–اجتماعی فرد ارتباطی تنگاتنگ دارد و در نهایت هویت اجتماعی او را خلق می‌نماید. به بیان دیگر، سبک زندگی شیوه‌ی زندگی افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی یک جامعه است؛ افراد هر جامعه‌ای در پذیرش هر سبکی از زندگی با پیروی از الگوهای رفتاری، باورها یا هنجارهای ارزشی اجتماعی یا انتخاب نمادهای فر
هنگی خاص عمل می‌نمایند. از سوی دیگر سبک‏های زندگی به طور معمول بر مبنای سازمان اجتماعی مصرف شکل می‌گیرد و بر نگرش‏های هنجاری‏ مرتبط با مصرف تأکید دارد. به بیان دیگر باید اذعان داشت مصرف در تعیین ویژگی‏ها و هویت مردم به ایفای نقش می‌پردازد
.


در سبک زندگی جدیدی که به دنبال گسترش روز افزون تبلیغات تجاری ایجاد شده، مصرف کانون اصلی زندگی اجتماعی و حتی ارزش‏های فرهنگی شده است و این مفهوم غلبه‌ی «فرهنگ مصرف» بر سبک زندگی جامعه را نشان می‌دهد. پس می‌توان گفت مفاهیم ناظر به سبک زندگی در تار و پود فرهنگ مصرف بسط یافته‏اند و به این زمینه وابسته بوده‏اند. از سوی دیگر اگر چه سبک‏های زندگی بر مبنای ذائقه‏ها و ارزش‏های شخصی شکل می‏گیرند، اما مطالعات جامعه شناختی نشان می‌دهد، سبک‌های زندگی الگوهای قابل تشخیصی دارند که با ویژگی‏های اجتماعی- فرهنگی دیگر همخوان است و این ویژگی نوعی نظم برای این شاخص ایجاد می‏کند و آن را به مفاهیم اجتماعی بدل می‏سازد.


دسته بندی سبک‌های زندگی


برای مطالعه‌ی تأثیر آگهی‌های تجاری بر تغییر سبک‌های زندگی لازم است تا نگاهی دقیق‌تر به مفهوم سبک زندگی و دسته‌بندی‌های آن داشته باشیم. در واقع سبک زندگی حکایت از چگونگی انتخاب افراد در پوشش ظاهری، کارهای روزمره‌ی گذراندن اوقات فراغت و بسیاری انتخاب‌های دیگر دارد.بر اساس همین انتخاب‌هاست که سبک‌های زندگی دسته‌بندی‌های مختلفی پیدا می‌کند.


1. سبک زندگی مدرن؛در این سبک، تمایل به برخورداری از عناصر زندگی مدرن مانند استفاده از وسایل تختخواب و صرف غذا بر روی میز، وجود دارد.


2. سبک زندگی سنتی؛در این سبک، انتخاب‌ها، طرز رفتار و روابط اجتماعی بر اساس الگوهای سنتی شکل می‌گیرد. از نگاهی دیگر نیز سبک زندگی بر مبنای طبقه‌ی اجتماعی قابل دسته‌بندی است.


3. سبک زندگی طبقات مرفه؛شیوه‌ی زندگی طبقات مرفه جامعه با نقش‌های دارای منزلت اجتماعی بالا و الگوهای پوشش ظاهری و تجملات و تأکید بر ثروت، دارایی و رفاه به عنوان ارزش، همراه است.


4. سبک زندگی اقشار متوسط؛افرادی که به لحاظ نقش اجتماعی، درآمد و انتخاب‌ها به طبقه‌ی متوسط جامعه تعلق دارند.


5. سبک زندگی طبقات پایین؛گروهی که نقش‌های پایین اجتماعی را پذیرفته‌اند؛ شیوه‌ی زندگی و گذران اوقات فراغت ارزان و تأکید بر ارزش‌های غیر مادی زندگی، ویژگی آن‌هاست. افزون بر این تقسیم‌بندی‌ها زندگی در عصر حاکمیت مصرف و تبلیغات سبب شده تا سبک‌های زندگی براساس نوع کالای مصرفی نیز تقسیم‌بندی ش
ود
.


6. سبک زندگی مبتنی بر مصرف کالای فرهنگی؛در این سبک، الگوهای رفتاری، ارزش‌ها و هنجار، نشانه‌ی اهمیت به مسایل فرهنگی است.


7. سبک زندگی مبتنی بر مصرف کالای اقتصادی.
در این سبک اما توجه به خرید و مصرف کالاهای دارای ارزش اقتصادی و منزلتی وجود دارد؛ مصرف و نمایش کالاهای گران قیمت به عنوان نمادی از منزلت اجتماعی مطرح می‌شود. این سبک مورد تأکید اغلب تبلیغات‌های تجاری است چراکه در سایه‌ی چنین نگاهی به زندگی، فرهنگ مصرف و بازار تضمین شده‌ای شکل می‌گیرد که تا بی نهایت مشتری دارد.


مفهوم شهروند با مفهومی که هم اکنون در اذهان جا افتاده است معنای غلطی را از سبک زندگی دینی ارائه می کند. ما در جامعه دینی یک مجاهد، مصلح و جهادگر و صالح داریم. نام دقیق و مشخصی تاکنون نتوانسته ام برای مفهوم شهروند بیابم اما در نگاه دینی”کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته” همه مردم رعیت هستند و همه هم به اندازه خودشان مسئولند و هر فردی مسئولیت، زایایی و پویایی اش در عرصه های مختلف تولید و مسائل مادی تا تولید علم و دانش و خدمات اجتماعی مهم است. در نگاه غربی و شرقی و سایر مکاتب نگاه اینچنینی را نمی یابید که تا این حد ریز به این مسئله پویایی و موثر بودن فرد در جامعه اشاره کرده باشند. این تعریف کاربری و شهروندی زمانی پیدا می شود که اصل مفهوم مصرف قرار بگیرد. منظور ما این نیست که فرد نباید مصرف کند بلکه منظور این است که فرد نباید مصرف گرا باشد. حال بماند هم اکنون شی پرستی هم به این مفاهیم اضافه شده است. یکی از مشکلاتی که هم اکنون حتی دامن افراد مذهبی را گرفته این است که شیء سالا
ر شده اند
.


برای تمام عزیزان اتفاق افتاده است که وقتی به منزل اقوام و دوستان رفته باشند و یکسری وسایل و اشیایی عجیب و غریب به دیوارها زده اند. شی پرستی هم اکنون جای آن تفاخر های گذشته نسبت به فرزند و مال را گرفته است و این تفاخرها در دوره های متفاوت عوض شده اند هم اکنون این شیء زدگی است که فرد آن شی را یا از خودش آویزان کند و یا از در و دیوار منزلش و یا به شکلی در کاشیکاری و تزئینات منزل بگنجاند که این هم ریشه در مصرف گرایی دارد.مصرف زدگی تا آنجایی پیش رفته است که فرد آن اشیایی را که می خواهد انتخاب کند در حد پرستش بالا برده و اگر کسی را پیدا کنیم که این زیورآلات را در منزل نداشته باشد همه تعجب می کنند که چرا این فرد این کار را نکرده است. اشتباه ما در این است که فکر می کنیم هر چقدر تجملات زندگی ما بیشتر باشد، رفاهمان نسبت به امکانات بالا می رود ولی برخی اوقات اینگونه نیست و ما گاهی اوقات رفاهمان را فدای بدست آوردن این امکانات می کنیم. در واقع ما آرامش و امنیت خاطر و همه آنچه که به ما آسایش می دهد را فدای این می کنیم که اجزای رفاه را بدست بیاوریم.حال آنکه اصل زندگی بر این است که ما در مسیر زندگی، لذت ببریم اگر هدف این شد که ما امکانات رفاهی را به دست بیاوریم هیچگاه به آسایش و آرامش نمی رسیم. نمونه اش در گوشی ها، تبلت ها، ماشین ها و خانه های مجلل تر است.در این میان است که انسان هیچگاه نمی تواند به آن اوج که در همه مسائل مادی وجود دارد، برسد و این مصرف زدگی و شیء گرایی انسان را به جایی می رساند که از سبک زندگی دینی جدا می شود .خیلی افراد درباره مصرف زدگی مطالب زیادی را می دانند و فکر می کنند این امر برای دیگران است و به خودشان مربوط نمی شود و فردی که زندگی متوسطی دارد و مقداری زر و زیور به دیوارهای منزلش آویخته است و سالی یکبار مبلمانش را عوض می کند، خود را مصرف زده نمی داند!


در حالیکه ما در موارد زیادی می بینیم برخی افراد که در طبقه مرفهین جامعه هم نیستند، در طبقه متوسط و ضعیف اولویت های درجه سه آنها با هم قاطی شده است. به عنوان مثال هم اکنون درصد مصرف شیر که یک ماده خوراکی ضروری است اگر با نوشابه و چیپس مقایسه می کنیم و با عنایت به اینکه این مواد برای بدن مضر هم هستند بیشتر است، آیا این مصرف زدگی نیست؟ با گذشت زمان در یک چرخه ای قرار می گیریم که خود متوجه نمی شویم که دچار مصرف زدگی شده ایم.این موضوع شیء زدگی باید توسط اصحاب رسانه و نیز اندیشمندان و اهل قلم مورد توجه قرار بگیرد زیرا آسیب های زیادی را با خود به همراه دارد و متاسفانه اشیایی به عنوان بورس ضروری برای منزل می شود که هیچکدام بویی از فرهنگ دینی و ملی ما نبرده اند. این شیء گرایی انسان را به مرحله بی بازگشت می رساند زیرا انسان در چرخه ای می افتد که بازگشتی ندارد . این جنس و نوع ایمان ما است که ما را به سمت و سویی می کشاند که ما تولیدگرا
یا مصرف گرا شویم. اینکه ما چگونه خداوند را قبول داریم، مولفه هایی که در بحث ایمان بیان کردیم در این مورد راهگشاست ایمان به خدا، انبیا و کتاب الهی و قیامت و معاد انسان را نجات می دهد
.


همین که انسان به معاد باور پیدا کرد، می داند که همه آنچه که بدست می آورد را نباید در این دنیا خرج کند، می داند که هر چه دارد رادر این دنیای فانی که گذراست نباید خرج کند و خود را باید برای قیامت خرج کند و در این دنیا خودرا محصور نمی کند. برای رهایی از دام مصرف گرایی باید مولفه های ایمانی مان را تقویت کنیم.اگر دیدیم در چرخه مصرف گرایی و تنبلی افتاده ایم و خدمات رسانی نداریم بدانیم هنوز وارد مرحله ایمان نشدیم و اینجاست باید احساس خطر کنیم در آیات زیادی در قرآن آمده که انبیای زیادی به فرزندانشان توصیه می کردند که مراقب باشید لحظه مرگ تسلیم اوامر الهی باشید. زیرا مومن کیس و تیزبین و شجاع، فعال و تولیدکننده است. نخستین حرف در سبک زندگی این است که فرد صالح باشد، مومن اگر تولید کننده نباشد صالح نیست و اولین مرتبه که زندگی مومنانه است، قرار نگرفته است.این سیر ایمانی هم اینگونه حفظ می شود که دکمه هشیار باش انسان همیشه فعال باشد و نسبت به مولفه های سبک زندگی اسلامی هشیار باشد.


آنچه که امروز بر مصرف گرایی دامن می زند، زیاده خواهی و قانع نبودن بر دارایی های خود، رشد فرهنگ تجمل گرایی و روند چشم هم چشمی و نوعی احساس کمبود یا نیازهای ذهنی و غیر واقعی در مقبل نیاز واقعی و ملموس که از تبلیغات فراگیر ارزشهای سرمایه داری سر چشمه می گیرد. الگو پذیری اشتباه و بدون تفکر در این زمینه از غرب نیز بسیار در این زمینه موثر بوده است. غرب برای سود بیشتر خود در جهان نیاز آفرینی می کند و مصرف زدگی را رواج می دهد. مقام معظم رهبری در سخنان خود به این مطلب این گونه اشاره کردند که: فرهنگ مصرف‏زدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو می‏برد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند.


اگرچه مصرف یک متغیر
اقتصادی و پیش نیاز تولید در کشور است اما مصرف زدگی پدیده ای مضر و آسیب زا در اقتصاد ملی است. مصرف زدگی در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامی و تمدن ایرانی قرابت ندارد بلکه مخل و مضر اقتصاد ملی نیز محسوب می شود .رسانه ها نیز نقش بسیار پر رنگی در رونق و کاهش مصرف گرایی دارند. امروز صنعت تبلیغات به ویژه تبلیغات تلویزیونی به مثابه یکی از اساسی‌ترین گسترش‌دهندگان جریان مصرف‌زدگی محسوب می‌شود، مقام معظم رهبری در این زمینه نیز رهنمودهایی را داشته اند، ایشان اینگونه می فرمایند که: تبلیغات رسانه‏یی و گاهی تبلیغ‏های خیلی پُررنگ که مردم را به طرف مصرف‏گرایی سوق می‏دهد، با برنامه‏یی که فرضاً شما ساخته‏اید تا مصرف‏گرایی را تقبیح کنید، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نیست.باید توجه داشت که از پیامدهای مصرف زدگی برای اقتصاد ما این است که آنرا وابسته تر می کند و طبق فرمایشات رهبری: مصرف بى‌رویه و زیاد، قاعدتاً از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گیرد؛ چون قشرهاى ضعیف قادر نیستند که زیاد مصرف کنند. مصرفى که از سوى یک قشر انجام مى‌گیرد، به زیان کشور است. یعنى هم زیان اقتصادى، هم زیان اجتماعى و هم زیان روانى و اخلاقى دارد. من مکرر عرض کرده‌ام، باز هم مى‌گویم و خواهش مى‌کنم که مصرف‌گرایى را رها کنند. مصرف باید به اندازه باشد، نه به حداسراف و زیاده روى در مقابل مصرف زدگی و اسراف، صرفه جویی و میانه روی چیز خوبی است مخصوصا درباره این مورد مقام معظم رهبری اسراف را یک عیب ملی خواندند و با انتقاد از مصرف گرایی در زمینه های مختلف تأکید کردند: میانه رویِ برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملی دربیاوریم که در این صورت تهدیدات مکرر دشمن درباره تحریم نیز حتی در صورت اجرا شدن بی اثر خواهد بود
.


چند نکته اساسی:


– میانه روی در مصرف باید به صورت یک فرهنگ درآید.
– حل مسئله مصرف زدگی در کشور ما نیازمند فرهنگ سازی است.
– صدا و سیما در این فرهنگ سازی نقش مهمی را بر عهده دارد.


فرازهایی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب:


ما ضعف هایی هم داریم، این ضعف ها را بایستی از بین ببریم. ضعف های ما خطرهایی است که در سر راه ماست و در این مدت وجود داشته است و باید بعدها جلوی اینها را بگیریم.اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبی بود که گریبان بعضی از ماها را گرفت. بعضی از ما مسوولین دچار دنیاطلبی شدیم، دچار مادیگرایی شدیم. برای ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگری یواش یواش از قبح افتاد.وقتی ما اینجور شدیم، این سرریز می شود به مردم. میل به اشرافیگری، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعی در خیلی از انسان ها هست. وقتی ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز می شود به مردم، در مردم هم این مساله پیدا می شود.


&lt ;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto” dir=rtl class=MsoNormal align=justify>ما امروز متاسفانه دچار اسراف و مصرف زدگی هستیم. من بارها این را عرض کرده ام، باز هم عرض می کنم؛ این خطر است در راه ما.مصرف زدگی را باید کم کنیم، حرص به متاع و کالای دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعه ای درست می شود که فلان چیز کم است، مردم هجوم می آورند برای اینکه بیشتر آن را جمع کنند، که نبادا دچار کمبود آن شوند، در حالی که آن شی ء ممکن است جزو چیزهای لازم زندگی هم نباشد. خب، اگر آن جنس کم هم نیست، همین هجوم مردم آن را کم می کند. ما به این مساله توجه نمی کنیم. این یکی از ضعف های ماست، ما این ضعف را باید برطرف کنیم.


* از بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران در چهاردهم بهمن سال ۱
۳۹۰


گزارش از کردستان وب


http://harfeto.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید