ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

شبهه تحریف قرآن کریم/ سوره ۴نساء

شبهه تحریف قرآن کریم

زینب طیبی/کارشناس ارشد علوم قرآ ن وحدیث

 

چکیده

 

شبهه تحریف قرآن کریم از دیر زمان مطرح بوده و پیوسته مورد انکار و رد علما و محققین بزرگ اسلام بوده است، جز برخی گروه ها یا افرادی که به دلیل آشنایی اندک با اصول و پایه های عقاید اسلامی شبهه را مهم دانسته و خواسته اند به گونه ای آن را توجیه کنند. منشأ این شبهه برخی از اخباری است که در کتب روایی اهل سنت و شیعه درج شده است که به ظاهر تحریف کلام الهی را می رساند، لکن این دسته از روایات در مواردی قابل تأویل بوده و تعداد کثیری از این اخبار نیز به لحاظ سندی از ناحیه غلات، مجاهیل، ضعفا و غیرثقات بوده، بدین جهت نزد محدثان بزرگ شیعه فاقد اعتبار و حجیت است. در این مقاله سعی شده با بررسی دلالی و سندی مهم
ترین روایت تحریف، یعنی تحریف سوره نساء و به خصوص آیه سوم آن که در آن ادعای حذف ثلث کلام الله شده، صیانت و سلامت لفظی قرآن، مستند شود.

 

کلید واژه ها: تحریف قرآن، اخبار تحریف، بررسی روایات.

 

بررسی اجمالی تحریف و وقوع آن در قرآن:

 

الف) تحریف و اقسام آن:

 

وا ژه تحریف از ریشه «حرف» به معنای کناره گیری، عدول و تغییر شئ است. از این رو در قرآن کریم آمده است «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَی حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ»۱ تحریف کلام نیز به معنای تغییر دادن، کنار زدن کلام از موضع طبیعی و مقصود واقعی آن است.۲

 

در اصطلاح نیز تحریف به چند معنا آمده است:

 

1. تحریف در دلالت کلام یا تحریف در معنی؛ یعنی تفسیر و تأویل ناروا به گونه ۲. ای که لغت،۳. وضع و قرینه ۴. ای بر آن دلالت نداشته باشد وتنها بر طبق میل خود،۵ آن را تفسیر و تأویل نموده باشند. از این ۶. رو اینگونه تأویل غیر مستند را تأویل باطل و تفسیر به رأی شمرده ۷. اند.۳ نظیر آیه شریفه که درباره برخی از یهودیان نازل شده است «مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ»۴ در وقوع چنین تحریفی اختلافی نبوده و در برخی از روایات از چنین تحریفاتی به شدت منع شده است که از آن جمله خبر کلینی در کافی با اسناد خویش از امام باقر علیه السلام است که آن حضرت در نامه ۸. ای به سعد ۹. الخیر چنین می ۱۰. نگارند: «وکان من نبذهم الکتاب أن أقاموا حروفه حرفوا حدوده فهم یروونه لا یرعونه،۱۱. والجهال یعجبهم حفظهم للروایه والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایه؛ آنان با حفظ حروف و الفاظ کتاب خدا و تحریف معانی و احکام آن،۱۲. آن را پشت سر انداختند،۱۳. آنان قرآن را می ۱۴. خوانند،۱۵ برای دیگران نقل می ۱۶. کنند ولی احکام آن را مراعات نمی ۱۷. کنند. نادانان از خواندن و نقل آیات قرآن خوشحالند لکن عالمان و دانشمندان از اینکه احکام و حدود قرآن رعایت نمی ۱۸. شود غمگینند»۵

 

تحریف قرائی در حروف یا حرکات وکلمات قرآن بدون تغییر معنای آن؛ که مربوط به مصاحف و علت اختلاف قرائات است، اگرچه قرائاتی در مورد قرآن گفته شده؛ ولی همواره قرائت ا صل، رایج بوده است.۶

 

تحریف و کم و زیاد شدن یک آیه از قرآن به شرط آنکه موجب تغییر در قرآن منزل نگردد و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز آن آیه را خوانده باشند؛ تحریف به این معنی و خصوصیات یاد شده در مورد قرآن گزارش شده است. به عنوان نمونه «بسمله» از جمله آیاتی است که به اتفاق مسلمین، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله قبل از هر سوره جز سوره توبه آن را قرائت می نموده است. لکن بین علمای اهل سنت اختلاف است که آیا این آیه از قرآن است یا خیر. جمعی از ایشان گفته اند که این آیه جزو قرآن نیست، بلکه پیروان مالک خواندن آن را در نماز های واجب قبل از سوره حمد مکروه می دانند، مگرآنکه بسمله را به قصد پرهیز از مخالفت با دیگر مسلمانان قبل از «حمد» در نماز بخوانند که در این صورت مکروه نخواهد بود و جمعی دیگر قائل شده اند که بسمله جزئی از قرآن است و شیعه اتفاق نظر دارد بر اینکه بسم الله جزو تمام سور قرآن است بجز سوره توبه.۷

 

تحریف به زیاده، بدین معنا که کلمه، آیه و یا سوره ای غیر الهی در قرآن ثبت شده باشد. از ابن مسعود روایت شده است که برخی کلمات را به عنوان تفسیر در خلال آیه می آورد تا مراد آیه را روشن تر سازد چنانکه در آیه تبلیغ جمله «إن علیا مولی المومنین» را زیاد نموده است و آیه را چنین می خواند: «یأَیها الرسول بلغ ما أُنزل إلیک من رّبک– ان علیا مولی المومنین – و إن لّم تفعل فما بلّغت رسالته‏»۸ تحریف بدین معنا به اجماع تمام مسلمین باطل، بلکه بطلانش نیز از ضروریات است.۹

 

تحریف به نقیصه و کاستن حرف، کلمه، آیه و یا سوره ای از قرآن؛ در این خصوص برخی گمان برده اند قرآن بیش از اندازه موجود بوده است و یا به جهت سهو و اشتباه و یا به عمد از آن کاسته شده است – تحریف به این معنا همان مطلب اختلافی است که گروه اندکی آن را پذیرفته اند و جمع زیادی منکر آن شده اند. به دلیل برخی اخبار اهل سنت که « حشویه »۱۰ آن را روایت نموده اند – و نیز اخباری از شیعه که « اخباریون»۱۱ بدان دامن زده اند مساله کاستی از قرآن مطرح شده؛ ولی اجماع امت اسلامی بر آن است که هرگز چیزی از قرآن کاسته نشده است.۱۲ شایان ذکر است که چنین تحریفی بیشتر محل نزاع در بررسی روایات تحریف سوره نساء با قائلین به تحریف است.

 

ب) دلایل صیانت قرآن از تحریف:

 

در آغاز به بررسی آیات و سپس دیگر دلایل پرداخته می شود:

 

آیه شریفه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»۱۳ این آیه متضمن ضمانت و وعده الهی بر حفظ قرآن از هر گونه تحریف است و وعده الهی تخلف ناپذیر است. خداوند متعال در آیه شریفه با چند تأکید و سیاق حصر، به صراحت بیان داشته است که قرآن از هر گونه دستبردی مصون است.

 

آیه شریفه «وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ لا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ»۱۴ در آیه تمام اقسام باطل از قرآن نفی شده است که مستلزم نفی هر گونه تحریف از قرآن و مصون بودن آن از هر گونه آسیب، تغییر و بطلان نیز هست.۱۵

 

حدیث ثقلین که فریقین آن را نقل کرده اند؛ «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا أبد»۱۶ و در آن بر تمسک به قرآن، دستور داده شده و لازمه وجوب تمسک همیشگی به قرآن، عدم تحریف آن است.۱۷

 

روایت عرض امام صادق علیه السلام که فرمودند: «کل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو زخرف»؛ هر حدیثی که با کتاب خدا موافقت ندارد زینت شده و (دست ساز) است.۱۸ طبق حدیث مذکور، قرآنی که معیار و مقیاس حق و باطل است چگونه ممکن است خود تحریف شده باشد درحالی که امام صادق علیه السلام آن را برای همیشه به عنوان معیار میزان حق و باطل بیان می نماید.۱۹

 

اعجاز قرآن؛ اعجاز امری مسلم و قطعی است و قرآن در موارد متعددی دعوت
به تحدی نموده است.۲۰ از این رو علمای اسلامی مساله اعجاز قرآن را دلیلی بر رد شبهه تحریف دانسته اند چرا که احتمال زیادت، آنگونه که برخی از خوارج گفته اند که سوره یوسف تماما بر قرآن افزوده شده است، چون یک سرگذشت عاشقانه است و جایی در قرآن ندارد؛ یا کاستن، آنگونه که عبدالله بن مسعود گمان برده است که دو سوره معوذتین، دو دعای مبطل السحرند و جزو قرآن نیستند، درباره قرآن به کلی منتفی است؛ زیرا لازمه آن امکان هماوردی با قرآن است و آیا بشر را یارای آن است که همانند قرآن بیاورد به گونه ای که هرگز با آن تفاوتی از حیث فصاحت و بلاغت و بیان و محتوی نداشته باشد؟۲۱

 

6. رخصت ائمه بر قرائت هر یک از سور در نماز؛ فقهای شیعه بر آن هستند که نمازگزار در نمازهای واجب پس از قرائت سوره حمد می بایست یکی از سوره های دیگر قرآن را به شکل کامل و صحیح بخواند. از طرفی ائمه اجازه بر قرائت هر یک از سوره های قرآن را پس از حمد داده اند در نتیجه اگر قرآن تحریف شده بود با رخصت ائمه منافات داشت؛ چرا که هر گونه نقصان یا زیادی در سور قرآن در هنگام قرائت در نماز موجب بطلان نماز خواهد شد و اگر ائمه احتمال تحریف در سور قرآن را می دادند آن را متذکر می شدند و بر مدعیان تحریف لازم بود که سوره ای را که احتمال تحریف در آنها بوده در نماز بخوانند، زیرا اشتغال یقینی نیازمند برائت یقینی است و اگر احتمال تحریف را در همه سور می دادند از خواندن همه آنها پرهیز می نمودند درحالی که اجازه بر قرائت تمام سور دلیلی بر عدم تحریف آنها است.۲۲

 

7.گواهی تاریخ؛ قرآن از روز نخست مورد عنایت همگان به ویژه مسلمین بوده و هست. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله شخصا حافظ قرآن
بوده و پیوسته دستور حفظ، ثبت و ضبط آن را می دادند و مسلمین موظف بودند آن را ثبت و حفظ نمایند و بدین منظور از آن نسخه های متعدد تهیه می کردند و در خانه های خویش در میان صندوق یا کیسه های مخصوص نگهداری می کردند. از همان زمان مساله حفظ قرآن رواج یافت و عده بی شماری به عنوان حافظان قرآن پیوسته در میان جوامع اسلامی جایگاه بلندی یافتند و علاوه بر ثبت و ضبط قرآن در مصاحف، نسخه های متعددی تهیه و در سراسر بلاد اسلامی منتشر نمودند. چگونه ممکن است با چنین اهتمام وافری در تمامی اعصار و مکان ها از ناحیه مسلمین و حراست از کتاب آسمانی این کتاب هدایت گر دچار تغییراتی شده باشد؟۲۳

 

بررسی دلالی و سندی روایات تحریف آیات سوره نساء:

 

سوره نساء به لحاظ اهمیت اخبار تحریف در خصوص آن، مورد بررسی محققان بوده است. در این سوره حدود شصت روایت از سوی مدعیان تحریف، ذیل نوزده آیه؛ ۳، ۲۴، ۴۷، ۴۲، ۵۹، ۵۴، ۶۶، ۶۵، ۶۴، ۶۳، ۷۹، ۹۴، ۱۳۵، ۱۳۷، ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۶۸، ۱۷۰ و ۱۷۴ وجود دارد که بررسی تفصیلی اهم آنها چنین است:

 

آیه سوم:

 

در آیه سوم سوره نساء: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَی فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَی وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا» روایت به شرح ذیل است که:

 

یشبه القسط فی الیتامی نکاح النساء ولا کل النساء یتامی، فهو مما قدمت ذکره من اسقاط المنافقین من القرآن و بین قوله فی الیتامی و بین نکاح النساء من الخطاب والقصص أکثر من ثلث القرآن»۲۴ این روایت از جهات ذیل قابل بررسی است:

 

خبر مذکور در زمره اخباری قرار می گیرد که فاقد ا صل و سندی معتبر هستند؛ چرا که اصل خبر از متفردات ابی منصور احمد بن علی طبرسی (م ۶۲۰ ) بوده و در دیگر مصادر روایی شیعه و اهل سنت از آن خبری نیست و احتجاج طبرسی بدلیل وجود مراسیل و مجاهیل فراوان نزد علمای شیعه فاقد اعتبار است و از آنجا که مولف کتاب نیز معلوم نیست و محتمل بین چندین نفر است، بدان اعتنا نمی کنند.۲۵

 

محتوای روایت نیز برخلاف ادله صیانت قرآن از تحریف است چرا که کلام الهی به زبان عربی و مخاطبان اولیه کلام الله مجید نازل گردیده و می بایست به لحاظ قواعد دستوری و زبانی نیز تابع زبان مخاطبین خود باشد و خلاف آن معارض حکمت الهی است. از ای
ن رو با اندک تأملی در آیه مذکور می بینیم که آیه سوم سوره نساء آنگونه که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بدان اشاره نموده است۲۶ از اتصال لفظی و محتوایی تامی با آیات قبل و بعد خود برخوردار است و چگونه ممکن است زمانی که آیه حاوی مضمون تام و جامعی است و معنایی کامل را به مخاطبین خود عرضه می دارد فاقد ثلث کلام الهی در میان الفاظ و معانی خویش باشد؟!

 

وزن و آهنگ آیات قرآن به گونه ای است که چنانچه نقص یا زیادتی در بین الفاظ آن صورت پذیرد، در وزن و آهنگ آن اختلال روی می دهد و این امر با اعجاز قرآن سازگاری ندارد؛ زیرا همانگونه که پیش از این در دلائل صیانت قرآن از تحریف بیان نمودیم قرآن کریم در آیات متعددی اعجاز خود را مطرح کرده و تحدی به مثل آن نموده است، بیان می دارد که: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإنْسُ وَالْجِنُّ عَلَی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا»۲۷ تحدی قرآن حکایت از اعجاز آن دارد و ادعای هر گونه تحریف به نقیصه و زیاده را در قرآن موجود منتفی می داند؛ چرا که در صورتی که ثلث قرآن از آیه مذکور کاسته شده باشد، دیگر این کلام، کلام خداوند نخواهد بود و قرآن فصاحت و بلاغت خود را از دست می دهد، درحالی که اعجاز قرآن همواره ثابت بوده و برای کسی هماوردی آن میسور نشده است و هر گونه تحریفی نوعی اختلال در نظم و اسلوب ویژه و بلاغت قرآن وارد می کند و آن را از منزلت کلام الهی به منزلت کلام بشری می رساند و اعجاز بلاغی و لفظی آن را ساقط کرده، درحالی که اعجاز لفظی قرآن همواره مورد توجه علمای مسلمان و حتی کسانی که متهم به مبارزه با قرآنند،۲۸ بوده و هست.

 

چگونه کلامی که نسل به نسل و سینه به سینه با اهتمام نبی خدا صلی الله علیه و آله و صحابه ایشان و دیگر مسلمین در تمامی زمان ها و مکان ها با پشتوانه «وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»۲۹ از دستبرد و تحریف دشمنان قسم خورده اسلام مصون مانده است، باخبری واحد که در دیگر منابع و مصادر روایی شیعه خبری از آن نیست و تنها از متفردات احتجاج طبرسی است، مورد خدشه و تغییر قرار گیرد و بخش عظیمی از قرآن رایج در میان مسلمین حذف گردیده باشد؟ آنگونه که شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء (م۱۲۲۸) در صیانت قرآن از تحریف بر همین رویه استدلال نموده است: «روایات نقیصه به روشنی مردود شناخته شده است و ظاهر آن نمی تواند مورد قبول باشد به ویژه روایاتی که ثلث (بیش از دو هزار آیه) قرآن یا بسیاری از آن را افتاده پنداشته است؛ زیرا اگر چنین اتفاقی رخ داده بود باید شهرت همگانی می یافت، چون داعیه نقل بر آن بسیار است و همواره دشمنان اسلام آن را دستاویز قرار می دادند و بزرگترین طعن بر قرآن کریم تلقی می نمودند…. چگونه ممکن است چنین شده باشد درحالی که مسلمانان فوق العاده در حفاظت و حراست وضبط آیات و حروف آن کوشا بوده اند؟»۳۰

 

آیه بیست وچهارم:

 

در آیه ۲۴ سوره نساء آمده است: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا» و در
ذیل آیه چندین روایت در مصادر شیعه مبنی بر تحریف آیه مذکور از ناحیه اخباریین مطرح گردیده است.۳۱ که به عنوان نمونه به دو خبر ذیل اشاره می نماییم:

 

«العیاشی عن محمد بن مسلم عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال جابر بن عبد الله عن رسول الله صلی الله علیه واله: انهم غزوا معه فأحل لهم المتعه ولم یحرمها، وکان علی علیه السلام یقول لو لا ما سبقنی به ابن الخطاب یعنی عمر ما زنی الا شقی وکان ابن عباس یقرأ: فما استمتعتم به منهنّ – الی اجل مسمی- فئاتوهن أُجورهن فریضه وهؤلاء یکفرون بها ورسول الله صلی الله علیه واله أحلها ولم یحرمها؛۳۲

 

امام باقر علیه السلام می فرمایند: جابر از سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن می گفت از آن جمله گفت: من و یارانم با رسول خدا صلی الله علیه و آله به جنگ می رفتیم و حضرت متعه را برایمان حلال کرد و تا زنده بود حرام نکرد و علی علیه السلام بارها می فرمود: اگر پسر خطاب، عمر قبل از من به خلافت نمی رسید احدی جز شقی مرتکب زنا نمی شد و ابن عباس آیه را اینگونه بیان می کرد (فما استمتعتم به منهن- الی اجل مسمی – فئاتوهن أُجورهن فریضه) و می گفت: این دستگاه خلافت به این آیه کفر ورزیدند ولی رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حلال کرد و تا زنده بود تحریمش نکرد»

 

«علی بن إبراهیم، عن ا بیه، عن ابن أبی عمی
ر، عمن ذکره، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: إنما نزلت: فما استمتعتم به منهن -الی اجل مسمی- فئاتوهن أُجورهن فریضه؛۳۳

 

روایات مذکور نمی تواند دلائلی بر تحریف به نقیصه باشد و از جهات ذیل قابل بررسی است:

 

1. آنچه که بوضوح از اخبار مذکور بر می آید آن است که عبارت « الی اجل مسمی» بیان و تفسیری برای «فما استمتعتم به منهن» است، نه آنکه الی اجل مسمی در عصر نزول و اندکی پس از آن جزئی از قرآن بوده و بعدها به سبب عواملی چون جمع آوری قرآن توسط خلفا از قرآن کاسته شده باشد و قرائت ابن عباس در خبر عیاشی و نظائر آن-که سبب توهم قائلین به تحریف گردیده– حکایت از تحریف به نقیصه آیه ۲۴ ندارد، زیرا آنگونه که علامه عسکری نیز بیان داشته اند «قرأ» در عصر معصومین علیهم السلام به معنای تعلیم لفظ به همراه معنای آن بوده است و نبی اکرم صلی الله علیه و آله همواره به اصحاب خود امر می فرمودند که بیان آیات الهی را به همراه آیه بنویسند.۳۴

 

2. همچنین لفظ نزلت هکذا، نزلت، تنزیله کذا، هکذا انزلت و نظائر آن که نمونه ای از آن در خبر کافی آمد از اصطلاحاتی است که در زمان معصومین علیهم السلام جهت تفسیر آیه به کار می رفت و این معانی نزد علمای معاصر ائمه چون کلینی، قمی، عیاشی، صدوق و… کاملا روشن و معلوم بود و آنها از این الفاظ تفسیر آیات را م
ی فهمیدند و از این رو ما به عنوان نمونه در تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم و تفسیر عیاشی می بینیم که ایشان ابتدا نصی که در مصحف رایج میان مردم وجود داشت را می آوردند و سپس دست به تفسیر آیات می زدند و از این رو در تفسیر ایشان کلامی مبنی بر اینکه آیه ای از قرآن براساس اینگونه روایات تحریف شده باشد وجود ندارد، چرا که اینها به اجماع بر این بودند که آنچه در بین مردم متداول است همان قرآن منزل است و نقص و زیادتی در آن صورت نپذیرفته است.۳۵

 

3. از سوی دیگر عبارت «الی اجل مسمی» در وزن و آهنگ آیه اختلال ایجاد می نماید و نقیصه مذکور با اعجاز و تحدی کلام باری تعالی سازگاری ندارد و هماوردی قرآن را میسور می کند. درحالیکه اعجاز قرآن همواره ثابت بوده و هماوردی آن برای کسی میسر نشده است.

 

آیه چهل وهفتم:

 

در آیه ۴۷ نساء آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَی أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ» در ذیل آیه سه خبر۳۶ گزارش شده است که به بررسی دو خبر مهم ذیل خواهیم پرداخت:

 

«السیاری عن محمد بن علی عن محمد بن سنان، عن عمار بن مروان، عن منخل، عن جابر عن أبی عبد الله علیه السلام قال: نزل جبرئیل علیه السلام علی محمد صلی الله علیه وآله بهذه الآیه هکذا: یأَیها الّذین أُوتوا الکتب ءامنوا بما نزّلنا -فی علی- مصدّقا لّما معکم.»۳۷

 

السید المحدث التوبلی فی التفسیر البرهان مرسلاعن عمرو بن شمر، عن جابر قال: قال أبو جعفر علیه السلام: نزلت هذه الآیه علی محمد صلی الله علیه وآله هکذا: یا أیها الذین اوتوا الکتاب آمنوا بما أنزلت فی علی مصدقا لما معکم من قبل أن نطمس وجوها فنردها علی أعقابها.۳۸

 

این روایات از جهات ذیل قابل بررسی است:

 

الف ) در این دسته از اخبار رواه غالی وغیر ثقه ای وجود دارند که حتی بدون توجه به بررسی متنی و محتوایی خبر، ذهن آدمی به سوی مختلق بودن خبر سوق داده می شود و چگونه مدعیان تحریف به قرآن در راستای اثبات مدعای خویش به چنین اخبار سست و ضعیفی استناد نموده اند که در ذیل به احوال برخی از این راویان اشاره می شود:</P >

1.احمد بن محمد بن سیار؛ کنیه وی اباعبدالله و معروف به سیاری است،۳۹ ابن غضائری درباره وی می گوید: ضعیف، متهالک، غال، محرف.۴۰

 

2.محمد بن علی الکوفی؛ معروف به ابا سمینه، نجاشی در احوال وی گفته: ضعیف جدا، فاسد الاعتقاد و ابن غضائری هم از او با عنوان کذاب و غالی یاد نموده است.۴۱

 

3.منخل بن جمیل؛ ضعیف، فاسد الروایه،۴۲ متهم به غلو۴۳ که غلاه احادیث فراوانی به وی نسبت داده اند.۴۴

 

4. عمرو بن شمر؛ نجاشی ضمن تضعیف وی می گوید: او در کتب جابر جعفی دست می برده و احادیثی را بدان می افزوده، به جابر نسبت می داده است؛ ضعیف جدا، زید احادیث فی کتب جابر الجعفی ینسب بعضها الیه. والامر ملبس.۴۵

 

ب ) نکته در خور توجهی که بر جاعلین این دسته از اخبار پوشیده بوده، عدم تناسب نقیصه های ذکر شده در اخبار با سیاق آیات است؛ زیرا آیات قبل، متعرض حال یهود و یا حداقل حال طائفه ای از یهود است که سخن از آنها بدین جا می رسد که این طائفه به خاطر آن که به خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله خیانت کردند و آن چه در دین خودشان صالح بود فاسد کردند، جمعشان به لعنت خدا گرفتار شده، در نتیجه توفیق از ایشان مگر از عده قلیلی از آنها سلب شد، پس آیه متوجه جمیع اهل کتاب است، چرا که ظاهر جمله «یا ایها الذین اوتوا الکتاب» همین عمومیت را افاده می کند.۴۶ در نتیجه زمانی که سیاق آیات سخن از اهل کتاب دارد و عدم ایمان ایشان به قرآنی که مصدق کتاب آسمانی ایشان است و در آنها خبر بعثت نبی خدا صلی الله علیه و آله آمده است، چه جایگاهی برای سخن از ولایت علی علیه السلام در این مقام وجود دارد؟!

 

ج) همچنین با مراجعه به روایاتی که از سوی قائلین به تحریف طرح شده است، معلوم می گردد که عبارات متعددی نظیر: «انزلنا فی علی نورا مبینا»،۴۷ «انزلنا فی علی»۴۸ و «انزلنا الیکم فی علی نورا مبینا»۴۹ به عنوان عبارت محذوف آیه چهل و هفتم سوره نساء گزارش شده اند که باید از مدعیان تحریف به نقیصه سوال کرد که اگر در آیه ۴۷ نسا ء تحریفی رخ داده، کدام یک از عبارات مذکور، همان نص قرآنی است که خداوند تبارک و تعالی از طریق وحی بر نبی خود نازل نمود و محرفین و منافقین آن را از آیه حذف، در آن تغییراتی ایجاد نمودند؟!۵۰

 

آیه پنجاه ونهم:

 

در آیه شریفه ۵۷ نساء آمده است که: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلا ظَلِیلا» در ذیل این آیه بیش از ده خبر۵۱ از ناحیه مدعیان تحریف مطرح شده است که به جهت اختصار به عنوان نمونه به سه خبر مهم تر آن در ذیل اشاره می رود:

 

1. «علی بن ابراهیم عن ابیه عن حماد عن جریر عن ابی عبدالله لیه السلام قال نزلت فإن تنازعتم فی شی‏ء فارجعوه إلی اللَّه و الی رسوله و الی اولی الامر منکم.»۵۲

 

«السیاری عن علی بن الحکم عن عامر بن سعید الجهنی عن ابی جعفر علیه السلام قال: أَطیعوا اللَّه و أَطیعوا الرّسول و أُولی الأَمر منکم من آل محمد صلوات الله علیه هکذا نزل بها جبرائیل.»۵۳

 

« الحسین بن محمد، عن معلی بن محمد، عن الحسن بن علی الوشاء عن أحمد ابن عائذ عن ابن اذینه عن برید العجلی قال: سألت أبا جعفر علیه السلام عن قول الله عزوجل: إن الله یأمرکم أن تؤدوا الامانات إلی أهلها وإذا حکمت
م بین الناس أن تحکموا بالعدل قال: إیانا عنی، أن یؤدی الاول إلی الامام الذی بعده الکتب والعلم السلاح وإذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل الذی فی أیدیکم، ثم قال للناس: یأَیها الّذین ءامنوا أَطیعوا اللّه و أَطیعوا الرّسول و أُولی الأَمر منکم إیانا عنی خاصه، أمر جمیع المؤمنین إلی یوم القیامه بطاعتنا، فإن خفتم تنازعا فی أمر فردوه إلی الله وإلی الرسول وإلی اولی الامر منکم، کذا نزلت وکیف یأمرهم الله عزوجل بطاعه ولاه الامر ویرخص فی منازعتهم؟! إنما قیل ذلک للمأمورین الذین قیل لهم، أطیعوا الله وأطیعوا الرسول و اولی الامر منکم…؛ سپس امام باقر علیه السلام فرمودند: ای کسانی که ایمان آورده اید و مومنین تا روز قیامت را مورد خطاب قرار داد که خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید، منظور از اولی الامر تنها ما بودیم، پس هر گاه در امری [دینی] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر و اولی الامر عرضه بدارید، و این چنین نازل شده است و چگونه مردم را امر به اطاعت اولی الامر می کند و آنگاه تجویز می کند برای خود اولی الامر اینکه با یکدیگر تنازع کنند، پس روی سخن به مامورین اولی الامر است، یعنی مردمی که باید امر اولی الامر را اطاعت کنند، آنها که به ایشان گفته شده: أَطیعوا اللَّه و أَطیعوا الرّسول و أُولی الأَمر منکم»۵۴

 

روایات مذکور نیز نمی تواند دلیلی بر تحریف به نقیصه باشد و از جهات ذیل قابل بررسی است:

 

الف) دراسناد اخبار برخی از این روایات چون خبر سیاری متهالک۵۵ رواه مجهولی نظیر عامر بن سعید الجهنی دیده می شود که نامی از وی در کتب رجالی شیعه و اهل سنت به میان نیامده است.
در خبرکلینی از حسین بن محمد۵۶ نیز معلی بن محمد وجود دارد که از ناحیه علمای رجال تضعیف گشته و از او با عنوان «مضطرب الحدیث والمذهب» یاد نموده اند.۵۷

 

ب) متن روایات هم آنگونه که در خبر روضه کافی آمده است، نمی تواند بر چیزی غیر از تفسیر و بیان معصوم پیرامون آیه دلالت داشته باشد. آنگونه که برخی از علما و مفسرین بدان تصریح نموده اند.۵۸ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل خبر روضه کافی می گویند: «چه بسا فردی از این روایت و خصوصا جمله قرائت شده بفهمد که امام فرموده آیه اینگونه نازل گردیده است و این توهمی باطل است، چرا که امام آیه شریفه را به آن چند کلمه اضافی تفسیر کرده اند و خواسته اند مراد آیه را بیان نمایند»۵۹

 

ج ) با توجه به اینکه روایات عبارات مختلف «فان – خفتم تنازعا فی امر»، «فان – خفتم التنازع– فی شئ…»، «…واولی الامر منکم – من آل محمد صلوات الله علیهم-…» و… را به عنوان نص قرآنی آیه ۵۹ نساء مطرح نموده اند باید گفت که کدام یک از عبارات مذکور، همان عبارتی است که توسط جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل گردید و منافقین آن را تحریف نمودند؟۶۰

 

آیه شصت و چهارم:

 

آیه ۶۴ سوره نساء: «أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا» که خبر علی بن ابراهیم در ذیل آن آمده است:

 

«علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن ابن اذینه عن زراره عن ابی جعفر علیه السلام قال: و لو أَنّهم إذ ظلموا أَنفسهم جاءوک- یا علی- فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللَّه توّابا رحیما. هکذا نزلت.»۶۱

 

روایت مذکور هم نمی تواند صحیح باشد زیرا:

 

الف) مصدر خبر مذکور تفسیر علی بن ابراهیم قمی است که نسخه موجود این تفسیر از منظر علما و محققین جهان تشیع فاقد اعتبار تام است و مورد توجه بزرگانی چون کلینی –که شاگرد وی محسوب می شد– و نیز شیخ طوسی که نزدیک به عصر او «تفسیر تبیان» را نگاشت، قرار نگرفت.۶۲

 

تفسیر مذکور اینگونه آغاز گردیده است: «حدثنی ابو الفضل العباس بن محمد بن القاسم بن حمزه بن موسی بن جعفر قال حدثنا ابو الحسن علی بن ابراهیم…»۶۳ که قائل «حدثنی…» نامعلوم است.

 

آیت الله سید موسی زنجانی احتمال می دهد که وی علی بن حاتم بن ابی حاتم قزوینی۶۴ باشد که همواره از ضعفا نقل حدیث می کند۶۵ و آنان قریب بیست وپنج نفرند که همگی در اسناد این تفسیر قرار گرفته اند. احوال ابو الفضل علوی نیز در کتب رجالیه شناخته شده نیست و احتمال می رود که وی یکی از شاگردان علی بن ابراهیم قمی باشد که اصل تفسیر را از او فرا گرفته و از اوایل سوره آل عمران از تفسیر ابی الجارود بهره گرفته است و برای تکمیل؛ تفسیر قمی را هم به آن در آمیخته است. او از دیگران نیز بهره جسته و از این راه بر تفسیر خود افزوده است. به هر حال این تفسیر که به صورت کنونی در آمده، آمیخته ای است از تفسیر قمی، ابی الجارود زیدی مذهب۶۶ و روایات دیگران. از این رو انتساب آن به قمی ارزش سندی ندارد۶۷ و خبر مذکور در ذیل آیه شصت و چهارم نساء فاقد اصل و سندی معتبر است.۶۸

 

ب ) به لحاظ متن نیز با دقت در آیات پیشین آیه ۶۴ به خوبی استفاده می شود که این آیه تتمه ای است بر آیات ۶۰ الی ۶۳ سوره نساء که خطاب در آیات مذکور متوجه رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله است وحال چه مناسبتی می تواند بین خطاب به علی علیه السلام با آیات ذکر شده وجود داشته باشد که خداوند متعال در میان آیاتی که به لحاظ لفظی و محتوایی در ارتباط تنگاتنگ با
یکدیگر هستند، علی علیه السلام را مخاطب خویش قرار دهد؟! علاوه بر این آنگونه که پیش از این ذکر نمودیم، نقیصه یاد شده با اعجاز کلام الله مجید و وزن و آهنگ آیه قابل جمع نیست.۶۹

 

آیه صد و سی و پنجم سوره نساء:

 

در آیه ۱۳۵ نساء آمده: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَی بِهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» که در ذیل آیه، اخبار ذیل از ناحیه اخباریون مطرح گردیده است:

 

1. «الحسین بن محمد، عن معلی بن محمد، عن علی بن أسباط، عن علی بن أبی حمزه، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله علیه السلام فی قوله تعالی: إن تلووا أ و تعرضوا فقال: إن تلووا الامر وتعرضوا عما امرتم به فإن الله کان بما تعملون خبیرا»۷۰

 

2. «السیاری – وعن بعض الهاشمیین عن ابن اورمه عن یونس عن الرضا علیه السلام فی قوله تعالی: و إن تلووا الامر وتعرضوا عما امرتم به فإن الله کان بما تعملون خبیرا»۷۱

 

دو خبر یاد شده دلائلی بر تحریف به نقیصه ندارد زیرا:

 

الف) در خبر اول راویانی چون معلی بن محمد و علی بن ابی حمزه بطائنی آمده اند که هر دو از سوی علمای رجال مورد ذم و طعن قرار گرفته اند.۷۲ به عنوان نمونه ابن داود از وی اینگونه یاد نموده است:

 

معلی بن محمد البصری؛ مضطرب الحدیث و المذهب، یعرف حدیثه و ینکر و یروی عن الضعفاء.۷۳

 

علی بن ابی حمزه؛ هو احد عمد الواقفه؛ کذّاب، متهم.۷۴

 

در سند سیاری مشهور به جعل حدیث۷۵ نیز عبارت «عن بعض هاشمیین» آمده است که باید گفت: مقصود از این هاشمی ها چه کسانی هستند که از محمد بن اورمه ضعیف و متهم به غلو۷۶ روایت را نقل نموده اند؟! آیا جز این است که این خبر از مختلقات سیاری است که با انتساب آن به امثال یونس بن عبدالرحمن،۷۷ سعی در نشر هر چه بیشتر و مقبولیت هر چه تمام تر اخبار غلو آمیز خود داشته است؟

 

ب ) با فرض اینکه خبر از سندی مطلوب هم برخوردار می بود، عبارت «عما امرتم» که قائلین به تحریف ادعای حذف آن را از آیه مذکور دارند، خبر از آن دارد که معصوم علیه السلام درصدد تفسیر آیه بوده است نه آن که بگوید آیه اینگونه نازل شده بود و از این رو برخی از ایشان در زمانی که به روایت ابی بصیر استناد می کنند، اذعان می دارند که بعید نیست این خبر بر تفسیر آیه دلالت داشته باشد.۷۸

 

آیه صد و هفتادم:

 

در ذیل آیه: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ فَآمِنُوا خَیْرًا لَکُمْ وَإِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» اخبار ذیل آمده است:

 

«الکلینی عن احمد بن مهران عن عبد العظیم بن عبد الله الحسنی عن محمد بن الفضیل عن أبی حمزه عن أبی جعفر علیه السلام قال: نزل جبرئیل علیه السلام بهذه الآیه هکذا: یا أَیها النّاس قد جاءکم الرسول بالْحقّ‏ِ من رّبّکم- فی ولایه علی- فئامنوا خیرا لّکم و إن تکفروا -بولایه علی- فإنّ للَّه ما فی السموت و الأَرض.»۷۹

 

«السیاری عن محمد بن علی عن محمد الفضیل عن حمزه والحسین بن سیف عن اخیه عن ابیه عن ابی حمزه عن ابی جعفر علیه السلام قال: نزلت هذه الآیه هکذا: یا أَیها النّاس قد جاءکم الرّسول بالحقّ‏ِ من ربّکم- فی ولایه علی -فئامنوا- بولایته- خیرا لّکم و إن تکفروا- بولایه علی- فإنّ للّه ما فی السموت و الأَرض»۸۰ که این دسته از اخبار نیز از جهات ذیل قابل بررسی است:

 

الف ) در خبر کلینی- که به عینه در تفسیر عیاشی هم آمده است۸۱- سیاری واضع۸۲ و راویان غالی وغیر ثقه ای دیده می شود که احوال برخی از ایشان به قرار ذیل است:

 

-احمد بن مهران: انه ضعیف.۸۳

 

-محمد بن الفضیل: ضعیف، یرمی بالغلو.۸۴

 

– محمد بن علی الکوفی: معروف به ابوسمینه، نجاشی در احوال وی گفته: ضعیف جدا، فاسد الاعتقاد و ابن غضائری هم از او با عنوان کذاب وغالی یاد نموده است.۸۵

 

– حسین بن سیف: مجهول الحال.۸۶

 

ب) چنانچه در سلسله این دسته از اخبار، راویان غالی، مجهول و غیر ثقه هم وجود نداشت باز هم متن روایات در اثبات تحریف آیه راه به جایی نمی برد؛ زیرا آیات ۱۷۰-۱۶۳ سوره نساء پیرامون وحی بر نبی خدا نظیر وحی بر دیگر انبیاء است: « انااوحیناالیک کما أوحینا الی نوح و النبیین من بعده» و در ادامه روی سخن آیات با کسانی است که کافر شده و مردم را از راه خدا در عصر نبی باز داشتند: «ان الذین کفروا وصدوا عن سبیل الله» و سرانجام کلام بدین جا ختم می گردد که رسولی را برای شما ارسال و هر که ایمان آورد برای او بهتر و هر که کافر شود، در خسران است؛۸۷ حال ایمان آوردن و یا نیاوردن به رسالت نبی خدا صلی الله علیه وآله چه ارتباطی با مساله ولایت علی علیه السلام در میا
ن این دسته از آیات دارد که در ارتباط کا مل با یکدیگر هستند و هر گونه نقصی در آیه می تواند در اعجاز لفظی و بلاغی آن اختلال ایجاد نماید.۸۸

 

آیه صدوهفتاد و چهارم:

 

و در آخرین آیه ای که اخبارییون پیرامون آن از تحریف سوره نساء سخن رانده اند «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا» روایت سیاری اینگونه آمده است:

 

«السیاری – و عن محمد بن علی عن ابن سنان عن عمار بن مروان عن منخل عن جابر عن ابی عبدالله علیه السلام: یأَیها النّاس قد جاءکم برهان مّن رّبکم و أَنزلنا إلیکم- فی علی- نورا مبینا»۸۹

 

نگارنده بر آن است که قریب به اتفاق روایات تحریف به نقیصه در صورت قابل تاویل نبودن، چیزی نیست مگر ساخته و پرداخته رواه غالی و غیرثقه ای که به سبب خروج از محوریت بی چون و چرای ولایت ائمه معصومین علیهم السلام دست به جعل اینگونه اخبار ساختگی و واهی زده اند، بررسی
روایت تحریف آیه مذکور، حکایت از این مدعا دارد:

 

الف) احوال راویان غالی و غیر ثقه خبر سیاری متهالک، به شرح ذیل است:

 

محمد بن علی بن ابراهیم الکوفی(ابو سمینه): فردی بسیار ضعیف، غالی، کذاب و فاسد الاعتقاد.۹۰

 

محمد بن سنان: عده ای از رجالییون به تضعیف وی پرداخته و در احوال وی گفته اند: «محمد بن سنان فردی غالی، کذاب و بسیار ضعیف است و به اخباری که تفرد به وی داشته باشد اعتنا نمی شود»۹۱ و برخی دیگر چون شیخ مفید و آیت الله خویی او را توثیق نموده اند.۹۲

 

منخل بن جمیل: ضعیف، فاسد الروایه،۹۳ متهم به غلو۹۴ که غلات احادیث فراوانی به وی نسبت داده اند.۹۵

 

خبر ذکر شده با توجه به وضعیت احوال رجال سند، متفرد بوده و از تفردات سیاری به شمار می رود که به احتمال قوی سیاری آن را ساخته و پرداخته و سپس سندی برای آن جعل، به امام صادق علیه السلام نسبت داده است، چرا که چگونه ممکن است خبری با دواعی نقل فراوان در هیچ یک از کتب روایی شیعه ذکر نشده باشد.۹۶

 

ب) مساله دیگری که موهوم بودن خبر را روشن تر می سازد، بی ارتباطی عبارت «فی علی» با سیاق آیات است. در آیات قبل پس از آن که از پیشنهاد اهل کتاب و در خواست ایشان مبنی بر این که رسول خدا صلی الله علیه وآله کتابی از آسمان برایشان نازل کند پاسخ داد و بیان کرد که هر چه رسول آورده به حق آورده و از ناحیه پروردگارش آورده است و کتابی که از ناحیه خدا آورده است حجتی است قاطع و در آن شکی نیست، اینک در این آیات نتیجه گیری می کند که قرآن حق دارد تمامی بشر را به سوی رسول خدا صلی الله علیه وآله و کتاب او دعوت کند.۹۷

 

نتیجه آنکه با بررسی جزئی وتفصیلی مهم ترین روایاتی۹۸ که مدعیان تحریف در ذیل ۱۹ آیه از آیات سوره نساء بدان تمسک جسته اند، استفاده می شود که قریب به اتفاق این دسته از اخبار فاقد اصل و سندی در خور توجهند و در قریب یازده خبر آن رواه مجهولی نظیر: عامربن سعید الجهنی۹۹ عبدالسلام بن مثنی،۱۰۰ حمزه بن ربیع،۱۰۱ سلیمان بن اسحاق۱۰۲ و حسین بن سیف۱۰۳ آمده است. در قریب ۲۳ خبر نیز رواه غالی چون سیاری،۱۰۴ سلیمان بن عبدالله دیلمی،۱۰۵ یونس بن ظبیان،۱۰۶ محمد بن علی،۱۰۷ محمد بن اورمه۱۰۸ و منخل۱۰۹ دیده می شود. در سلسله دوازده خبرهم راویان ضعیف وغیر ثقه ای چون عمرو بن شمر،۱۱۰ معلی بن محمد البصری،۱۱۱ احمد
بن مهران۱۱۲ وعلی بن حسان۱۱۳وجود دارد.

 

عباراتی که از سوی مدعیان تحریف به نقیصه نظیر«الی اجل مسمی، فی ولایه علی، یا علی وعما امرتم به» به عنوان الفاظ حذف شده آیه، ذکر شده است با اعجاز لفظی، بلاغی، وزن و آهنگ آیات که مورد اتفاق فریقین است ناسازگار است،۱۱۴ چرا که لازمه آن امکان هماوردی با قرآن است درحالی که اعجاز قرآن همواره ثابت بوده و برای کسی هماوردی آن میسور نشده است و هر گونه تحریف نوعی اختلال در نظم و اسلوب ویژه و بلاغت قرآن وارد می کند و آن را از منزلت کلام الهی به منزلت کلام بشری می رساند و اعجاز بلاغی و لفظی آن را ساقط می نماید.۱۱۵

 

قرآن کریم به زبان عربی و لسان مبین نازل گردیده است و حکمت الهی اقتضای آن را دارد که به لحاظ قواعد دستوری و زبانی تابع لسان مخاطبین خویش باشد،۱۱۶ از این رو در قرآن آیه ای یافت نمی شود که به لحاظ لفظی و محتوایی از قواعد زبان عربی پیروی ننموده باشد، اما در برخی از اخبار آنگونه که در ذیل آیات ۶۴، ۱۷۰، و ۱۷۴ ذکر شد عبارات نقیصه هیچ گونه مناسبتی با سیاق آیات خویش ندارد.

 

اضطراب اخبار در تعیین عبارت حذف شده از آیه و نقل آنها به اشکال مختلف خود قرینه ای بر ضعف این دسته از اخبار و چه بسا جعلی بودن آنهاست.۱۱۷

 

قریب به سی و نه خبر از چندین خبری که از سوی ادعا کنندگان به عنوان شواهد تحریف سوره نساء برشمرده شده است، در زمره اقوال و روایات تفسیری ائمه قرار می گیرند و هیچ گونه دلالتی مبنی بر اینکه معصوم علیه السلام بیان نموده باشد که در آیه کاستی رخ داده است، وجود ندارد۱۱۸ و حتی آنگونه که در بررسی روایات تحریف آیه ۲۴ نساء گذشت علما و مفسرینی چون عیاشی، قمی، طوسی و طبرسی از عبارات «قرأ معصوم علیه السلام تلا، هکذا نزلت، نزلت هکذا نزلت، تنزیله کذا» معنای اصطلاحی این الفاظ را دریافته باشند وجود ندارد؛ زیرا این الفاظ اصطلاحاتی بوده که در زمان معصوم علیه السلام جهت تفسیر آیه به کار می رفت واین معانی نزد علمای معاصر ائمه کاملا روشن بود وآنها از این الفاظ تفسیر آیه را می فهمیدند؛۱۱۹ اما قائلین به تحریف برای اثبات مدعای خویش عبارات مذکور را بر تحریف آیه حمل نموده اند.

 

و بالاخره آنکه با بررسی تفصیلی سندی و دلالی روایات تحریف سوره نساء، به خبری که قابلیت تأمل و بررسی جدی در باب اینکه عبارتی از آیات سوره نساء کاسته شده و یا زیادتی در آن صورت گرفته است دست نیافتیم و جای بسی شگفت است که چگونه قائلین به تحریف در جهت اثبات مدعای خود در مقابل کلامی که به نحو متواتر، نسل به نسل و سینه به سینه با اهتمام نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله و اصحاب ایشان و نظارت ائمه معصومین علیهم السلام و مسلمین در هر عصر و زمانی با وعده تخلف ناپذیر الهی از هرگونه گزندی در امان مانده است،۱۲۰ به اخبار دست و پا شکسته راویان غالی و غیر ثقه ای چون سیاری متهالک تمسک جسته اند و به متونی استناد کرده اند که نه تنها مدعای ایشان را اثبات نمی کند، بلکه در تقابل کامل با آن است.۱۲۱</P&gt ;

پی نوشت ها:

 

حج/ ۱۱.

 

معجم مقاییس اللغه ج ۲،ص ۴۲؛ مجمع البحرین، ج ۱،ص ۲۸۹.

 

صیا نه القرآن من التحریف، ص۱۶.

 

نساء/ ۴۶.

 

روضه کا فی،ج ۸،ص ۵۳،ح ۱۹.

 

البیان، ص۶ ۲۱؛ تاریخ قرآن معرفت،ص ۱۵۶.

 

البیان، ص ۲۱۷.

 

الملل و النحل شهرستانی، ج ۱،ص ۱۲۸ و التمهید فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۲۰- ۳۲۱.

 

تاریخ قرآن معرفت،ص ۱۵۶.

 

10. حشو در لغت به معنای چیزهایی از پنبه و غیر آن است که لحاف و بالش و تشک را با آن پر می کنندو در اسلام حشویه لقبی است که برخی از علمای کلام اسلامی نظیر: علمای معتزله، به اصحاب حدیث داده اند، زیرا اصحاب حدیث غالبا قا ئل به تجسیم و تشبیه خداوند بودند.از این گذشته این گروه از اهل سنت هما نند اخباریون به محتوای حدیث اهمیتی نمی دهند و هر حدیثی را که فرد ثقه ای نقل نماید، آن را معتبر و حجت می دانند ا گرچه راویان قبل از او ضعیف باشند. (ر.ک:ف
رهنگ فرق اسلامی، ص ۱۵۸-۱۵۹)

 

11. در گذشته اخباریون به کسانی گفته می شد که بیشتر به جمع اخبار تاریخی می پرداختند؛ ولی از سده یازدهم تاکنون به آن دسته از محدثین گفته می شود که در جمع روایات کمال تساهل را به خرج داده اند،رطب و یابس را در هم می ریزند و از هر کس هر چیزی را روایت می کنند. ( ر.ک: صیانه القرآن عن التحریف، ص ۱۰۹و۱۵۷).

 

12. ر.ک:البیان،ص ۲۱۸؛ اعتقادات الاما میه،ص ۴-۹۳؛ التبیان طوسی، ج ۱، ص ۳؛ الغدیر، ج ۳،ص ۱۰۱؛المیزان،ج ۱۲، ص ۱۰۴؛ صیانه القرآن من التحریف، ص ۶۴ وعصمه القرآن من الزیاده و النقصان،ص ۵۰-۱۱۴

 

13.حجر/ ۹.

 

14.فصلت/ ۴۱-۴۲.

 

15 ر.ک: نزاهت قرآن از تحریف، ص ۴۸-۶۳.

 

16. مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴؛ سنن ترمذی،ج ۱۲، ص ۲۰۰؛ تفسیر البرهان، ص ۲۰؛ المراجعات سید شرف الدین، ص ۲۰.

 

17. البیان، ص ۲۳۰.

 

18.الکافی، ج ۱، ص ۶۹.

 

19. نزول قرآن و رؤیای هفت حرف، ص ۲۳۱.

 

20. ر.ک: بقره / ۲۳؛ یونس/ ۳۸؛ اسراء/ ۸۸.

 

21. صیانه القرآن من التحریف، ص ۳۹-۴۲.

 

22. البیان،ص ۲۳۴.

 

23. التمهید،ج ۱، ص ۲۸۵-۲۸۶و اسطوره تحریف،ص ۲۴۸. ماجرای مما نعت مسلمین از افزودن حکم رجم و حذف واو از قرآن توسط عمر، دو نمونه بارز تاریخی از اهتمام مسلما نان بر حفظ و ضبط قرآن کریم است.(ر.ک: صحیح بخاری،ج ۸،ص ۲۱۱، مسند احمد بن حنبل، ج ۱،ص ۲۳ و الدر المنثور سیوطی،ج ۳،ص ۲۶۹.)

 

24.الاحتجاج طبرسی، ج ۱،ص ۳۷۷؛ بحارالانوار، ج ۸۹،ص ۴۷ و ج ۹۰،ص ۱۲۱.

 

25صیا نه القرآن من التحریف، ص۲۰۲.

 

26. ر.ک: المیزان، ج ۴، ص ۱۷۷-۱۸۰.

 

27. اسراء/ ۸۸.

 

28. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۱،ص ۱۷۲-۱۷۶.

 

29. حجر/ ۹.

 

30. کشف الغطاء، کتاب القرآن، کتاب الصلاه، مبحث ۷و۸،ص ۲۹۸.

 

31. ر. ک:تفسیر عیاشی ج ۱ص ۲۳۴و۲۳۳، ح ۸۷و۸۸و۸۵و۸۶؛ الکافی ج۵، ص ۴۴۹ح۳؛وسائل الشیعه،ج ۲۱،ص۶، ح۲۶۳۵۸؛من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۵۹، ح ۴۵۸۶؛ القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج ۳، ص ۳۳۰-۳۳۲.

 

32. تفسیر عیاشی، ج۱، ص ۲۳۳، ح ۸۵

 

33.الکافی ج۵، ص ۴۴۹ح ۳؛وسائل الشیعه،ج ۲۱،ص۶، ح۲۶۳۵۸؛ همان ج۱۴،ص۴۳۷ ح۲۶۳۵۹؛ کنز الدقائق مشهدی،ج ۲، ص ۴۱۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۱،ص ۴۶۷،ح۱۷۲؛ تفسیر صافی،ج ۱،ص ۴۳۸.

 

34. القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج ۳، ص ۲۱۹.

 

35 تفسیر المیزان، ج۴،ص ۲۸۹؛ القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص ۲۲۲.

 

36. ر.ک: الکافی ج۱،ص۴۱۷،ح ۲۷؛ بحارالانوار،ج ۲۳،ص ۳۷۳ و ج ۳۵، ص ۵۷ و ج ۹، ص ۱۹۳،ح ۳۶؛ تفسیر عیاشی ج ۱، ص ۲۴۵، ح ۱۴۸؛ تفسیر البرهان، ج۱، ص ۳۷۴؛ تفسیر نور الثقلین ج ۱، ص ۴۸۶، ح ۲۷۸؛تفسیر فرات الکوفی، ص ۱۰۵، ح ۹۷؛مناقب آل ابیطالب، ج ۲، ص ۳۰۱.

 

37.القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳، ص ۳۳۴.

 

38. تفسیر البرهان، ج۱، ص ۳۷۴.

 

39. الفهرست طوسی،ص ۶۶، ش ۷۰.

 

40. معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۲؛ نجاشی هم از وی این گونه یاد نموده است:احمد بن محمد بن سیار أبو عبد الله الکاتب، بصری، کان من کتاب ال طاهر فی زَمن أبی محمد علیه السلام. ویعرف بالسیاری، ضعیفُ الحدیث، فاسدُ المذهب، ذکر ذلک لنا الحسین بن عبیدالله. مجفو الروایه، کثیرُ المراسیل (رجال نجاشی، ص ۸۰،ش ۱۹۲؛ خلاصه الاقوال، ص ۳۲۰،ش ۹؛ رجال ابن داود،ص ۲۲۹، ش ۴۰؛ نقد الرجال تفرشی، ج ۱،ص ۱۶۲، ش ۳۲۲؛ طرائف المقال، ج ۱، ص ۲۲۵، ش ۱۳۷۷)

 

41. رجال نجاشی، ص ۳۳۲، ش ۸۹۴؛ فهرست طوسی، ص ۲۲۳، ش ۶۲۴، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳
۱۹-۳۲۱.

 

42. رجال نجاشی،ص ۴۲۱،ش ۱۱۲۷.

 

43. التحریر طاوو سی، ص ۵۶۹، ش ۴۲۹.

 

44. رجال ابن داو د حلی،ص ۲۸۱،ش ۵۱۶.

 

45 رجال نجاشی، ص ۷۶۵، ش ۲۸۷؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۱۸، ش ۸۹۲۴.

 

46. تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۳۶۳-۳۶۴.

 

47. الکافی ج۱،ص۴۱۷،ح ۲۷.

 

48. تفسیر البرهان، ج۱، ص ۳۷۴؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص ۲۴۵، ح ۱۴۸.

 

49. تفسیر فرات الکوفی، ص ۱۰۵، ح ۹۷؛مناقب آل ابیطالب، ج ۲، ص ۳۰۱.

 

50. القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص ۳۳۷-.

 

51. روضه کافی، ج ۸، ص ۱۶۰، ح ۲۱۲؛ تفسیر قمی، ص ۱۲۹؛ بحارالانوار،ج ۲۳،ص۲۸۵ و،ص ۲۹۰،ح۱۷و،ص ۲۹۴؛ تفسیر عیاشی، ج ۱،ص،۲۴۶و۲۴۷و۲۵۴؛ الکافی،ج ۱،ص ۲۰۵،ح ۱ وج۸،ص ۱۸۴،ش ۲۱۲وج ۱،ص ۱۷۶،ح۱؛ القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۳۸-۳۴۰.

 

52. تفسیر قمی، ص ۱۲۹؛ بحارالانوار،ج ۲۳،ص ۲۸۵</ SPAN>

 

53. ر. ک: القرآن الکریم و روایات المدرستین، ج۳، ص۳۳۹.

 

54. الکافی، ج ۱،ص ۲۷۶،ح۱.

 

55 احمد بن محمد بن سیار أبو عبد الله الکاتب، بصری، کان من کتاب آل طاهر فی زمن أبی محمد علیه السلام. ویعرف بالسیاری، ضعیف الحدیث، فاسد المذهب، ذکر ذلک لنا الحسین بن عبیدالله. مجفو الروایه، کثیر المراسیل؛ (ر.ک: ۴۱.رجال نجاشی، ص ۸۰،ش ۱۹۲؛ خلاصه الاقوال، ص ۳۲۰،ش ۹؛ رجال ابن داود،ص ۲۲۹، ش ۴۰؛ نقد الرجال تفرشی، ج ۱،ص ۱۶۲، ش ۳۲۲؛ طرائف المقال، ج ۱، ص ۲۲۵، ش ۱۳۷۷).

 

56. احوال رجال خبر چنین است:« الحسین بن محمد بن عا مر بن عمران الاشعری القمی،(ثقه؛ر. ک: اختیار معرفه الرجال،ج ۲، ص ۴۹۶ ) عن معلی بن محمد البصری (مضطرب الحدبث و المذهب، یعرف حدیثه وینکر ویروی عن الضعفاء؛ ر.ک:رجال ابن داود، ص ۲۷۹، ش ۵۰۷) عن الحسن بن علی الوشاء( کان من وجوه هذه الطائفه؛ ر. ک: رجال نجاشی، ص ۳۹، ش ۸۰ )، عن أحمد ابن عائذ( صالح، کان یسکن ببغداد؛ ر.ک: جامع الرواه، ج ۱،ص ۵۷ )، عن عمر ابن ا
ذینه( ثقه؛ ر.ک: الفهرست، ص ۱۸۴، ش ۵۰۳)، عن برید العجلی( وجه من وجوه اصحابنا وفقیه ایضا؛ ر. ک: رجال نجاشی، ص ۱۱۲، ش ۲۸۷) ».

 

57. رجال ابن داو د، ص ۲۷۹، ش ۵۰۷.

 

58. تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۴۳۷؛ شرح اصول کافی مازندرانی،ج ۱۲، ص ۲۴۱؛ بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۲۸۶.

 

59. المیزان،ج۴، ص۴۳۷.

 

60. القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص ۳۴۱.

 

61. تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۴۲.

 

62. تفسیر و مفسران، ج ۲،ص.

 

63.تفسیر قمی، ج۱،ص ۲۷.

 

64. ر.ک: رجال طوسی، ص ۴۳۲،ش ۶۱۹۰.

 

65 خلاصه الاقوال، ص ۱۷۹، ش ۲۳.

 

66. ر ک: معجم رجال حدیث، ج ۸، ص ۳۳۲، ش ۴۸۱۵

 

67. تفسیر و مفسران، ج ۲،ص ۱۸۴-۱۸۵

 

68. القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص ۶۷ و ۳۴۵

 

69. القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۴۵-۳۴۶.

 

70. الکافی، ج ۱، ص۴۲۱،ح ۴۵؛ بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۳۷۸، ح۶۰.

 

71. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۵۲.

 

72. احوال رجال خبر چنین است:« الحسین بن محمد بن عا مر بن عمران الاشعری القمی،(ثقه؛ر. ک: اختیار معرفه الرجال،ج ۲، ص ۴۹۶ ) عن معلی بن محمد البصری (مضطرب الحدیث و المذهب، یعرف حدیثه وینکر ویروی عن الضعفاء؛ ر.ک:رجال ابن داود، ص ۲۷۹، ش ۵۰۷)عن علی بن اسباط(ثقه وکان فطحیا؛ ر ک: رجال نجاشی، ص ۲۵۲، ش ۶۶۳) عن علی بن ابی حمزه( هو احد عمد الواقفه؛ کذاب، متهم؛ر. ک: اختیار معرفه الرجال،ج ۱، ص ۷۰۵؛ رجال ابن داود،ص ۲۵۹،ش ۳۲۵: رجال نجاشی،ص ۲۴۹، ش ۶۵۶ ) عن ابی بصیر(
ثقه؛ر. ک: اختیار معرفه الرجال، ج ۱، ص ۳۹۶. )»

 

73. رجال ابن داود، ص ۲۷۹، ش ۵۰۷.

 

74.همان، ص ۲۵۹،ش ۳۲۵

 

75خلاصه الاقوال، ص ۳۲۰،ش ۹؛ رجال ابن داود،ص ۲۲۹، ش ۴۰؛ نقد الرجال تفرشی، ج ۱،ص ۱۶۲.

 

76. ر. ک: رجال ابن داود،ص ۲۵۹،ش ۳۲۵: رجال نجاشی،ص ۲۴۹، ش ۶۵۶.

 

77. مولی بنی اسد، کان وجها فی اصحا بنا، عظیم المنزله ( ر. ک: رجال نجاشی، ص ۴۴۷، ش ۱۲۰
۸.).

 

78. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص ۳۵۲.

 

79. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۲۴، ح ۵۹.

 

80. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص ۳۶۱.

 

81.تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۸۵، ح ۳۰۷.

 

82.ر.ک:رجال نجاشی، ص ۸۰،ش ۱۹۲؛ خلاصه الاقوال، ص ۳۲۰،ش ۹؛ رجال ابن داود،ص ۲۲۹، ش ۴۰؛ نقد الرجال تفرشی، ج ۱،ص ۱۶۲، ش ۳۲۲؛ طرائف المقال، ج ۱، ص ۲۲۵، ش ۱۳۷۷.

 

83.خلاصه الاقوال، ص ۳۲۴، ش ۲۲.

 

84.رجال طوسی، ص ۳۶۵، ش ۵۴۲۳.

 

85 رجال نجاشی، ص ۳۳۲، ش ۸۹۴؛ فهرست طوسی، ص ۲۲۳، ش ۶۲۴، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۱۹-۳۲۱.

 

86. ر. ک: رجال نجاشی، ص ۵۶، ش ۱۳۰؛ طرائف المقال، ج ۱، ص ۴۳۵، ش ۳۶۴۴.

 

87. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۱۴۷-۱۵۶.

 

88. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۶۱.

&lt ;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl” dir=rtl class=MsoNormal align=justify>89. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۶۳.

 

90. رجال نجاشی، ص ۳۳۲، ش ۸۹۴؛ فهرست طوسی، ص ۲۲۳، ش ۶۲۴، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۱۹-۳۲۱.

 

91. معالم العلماء ابن شهرآشوب، ص ۱۳۷،ش ۶۸۴؛ رجال طوسی، ص ۳۶۴، ش ۵۳۹۴؛رجال نجاشی،ص ۳۲۸، ش ۸۸۸؛نقدالرجال تفرشی،ج ۴، ص ۲۲۳، ش ۴۷۵۶.

 

92. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۱۶۹- ۱۷۱؛ خلاصه الاقوال،ص ۳۹۴، ش ۱۷؛ابن داود هم در جال خود نام او را در بش اول در زمره ثقات آورده است (ر. ک: رجال ابن داود، ص ۱۷۴، ش ۱۴۰۵)

 

93. رجال نجاشی، ص ۴۲۱، ش ۱۱۲۷.

 

94. التحریر طاوو سی، ص ۵۶۹، ش ۴۲۹.

 

95 رجال ابن داو د حلی،ص ۲۸۱،ش ۵۱۶.

 

96. ر. ک: القرآن الکریم و رو ایات المدرستین، ج۳، ص۳۶۳.

 

97. تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۱۶۰.

 

98. ر.ک: القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص ۳۲۹-۳۶۲.

 

99.ر.ک: تفسیرعیاشی،ج۱،ص ۲۵۴.</P&gt ;

100.ر.ک: القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص ۳۴۳.

 

101.همان،ج۳،ص ۳۴۳.

 

102.همان، ج ۳،ص ۳۴۷.

 

103.ر. ک: رجال نجاشی، ص ۵۶، ش ۱۳۰.

 

104.ر.ک:خلاصه الاقوال،ص ۳۵۰؛ رجال نجاشی، ص ۱۸۲، ش ۴۸۲.

 

105ر.ک:رجال نجاشی،ص ۴۴۸،ش ۱۲۱۱.</SPAN&g t;

 

106.ر.ک:رجال نجاشی،ص ۴۴۸،ش ۱۲۱۱.

 

107.ر.ک رجال نجاشی، ص ۳۳۲، ش ۸۹۴؛ فهرست طوسی، ص ۲۲۳، ش ۶۲۴، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۱۹-۳۲۱.

 

108.ر. ک: رجال ابن داود،ص ۲۵۹،ش ۳۲۵: رجال نجاشی،ص ۲۴۹، ش ۶۵۶.

 

109.ر.ک: التحریر طاوو سی، ص ۵۶۹، ش ۴۲۹، رجال نجاشی، ص ۴۲۱، ش ۱۱۲۷.

 

110.ر.ک: رجال نجاشی،ص ۲۸۷،ش ۷۶۵

 

111.ر.ک: رجال ابن داود، ص ۲۷۹، ش ۵۰۷.

 

112.ر ک: خلاصه الاقوال، ص ۳۲۴، ش ۲۲.

 

113.ر.ک: رجال نجاشی،ص ۲۵۱،ش ۶۶۰.

 

114.علوم قرآ نی،ص ۲۳۷.

 

115صیا نه القرآن من التحریف،ص ۳۹-۴۴.

 

116.در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن، ص ۵۷وپیرامون همین سوره ر.ک: المیزان، ج ۴، ص ۱۷۷-۱۸۰.

 

117.القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص ۳۳۷.

 

118.ر. ک: تفسیر عیاشی، ج ۱،ص ۲۲۳ ح ۸۵؛ الکافی ج۱،ص۴۱۷،ح ۲۷؛ بحارالانوار،ج ۲۳،ص ۳۷۳ و ج ۳۵، ص ۵۷ و ج ۹، ص ۱۹۳،ح ۳۶؛ تفسیر عیاشی ج ۱، ص ۲۴۵، ح ۱۴۸؛ تفسیر البرهان، ج۱، ص ۳۷۴؛ تفسیر نور الثقلین ج ۱، ص ۴۸۶، ح ۲۷۸؛تفسیر فرات الکوفی، ص ۱۰۵، ح ۹۷؛مناقب آل ابیطالب، ج ۲، ص ۳۰۱.

 

119.القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص۲۲۲.

 

120.کشف الغطاء، کتاب القرآن، کتاب الصلاه، مبحث ۷و۸،ص ۲۹۸.

 

121.القرآن الکریم وروایات المدرستین، ج۳،ص۳۶۳.

 

منابع:

 

1. ابوالعباس احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی، تحقیق: سید موسی شبیری زنجانی، موسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۷ ق.

 

2. ابوالقاسم فرات بن ابراهیم فرات کوفی، تفسیر الفرات الکوفی، تحقیق: محمد الکاظم، وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامی، تهران، ۱۴۱۰ق

 

3. ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: احمد حبیب قیصر العاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.

 

4. ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی) تحقیق: سید مهدی رجائی، اول، موسسه آل البیت، قم،۱۴۰۴ق.

 

5 ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، الفهرست، تحقیق: جواد قیومی، موسسه نشر الفقاهه، قم، ۱۴۱۷ق.

 

6. ابوعبدالله محمدعلی ابن شهرآشوب، معالم العلماء، قم: بی تا.

 

7. ابو عبدالله محمدبن علی ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، المطبعه الحیدریه، نجف، ۱۳۷۶ق /۱۹۵۶م.

 

8. ابونضر محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، تحقیق: سید هاشم رسول محلاتی، المکتبه العلمیه الاسلامیه، تهران، بی تا.

 

9. ابی جعفر محمد بن علی شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تحقیق: علی اکبر غفاری، دوم، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۰۴ق.

 

10. احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، دارصادر، بیروت، بی تا.

 

11. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، تحقیق: سید محمد باقر الخرسان، اول، دار النعمان، نجف، ۱۳۸۶ ق.

 

12. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، تحقیق: محمد عوض مرعب و فاطمه محمد اصلان، اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق.

 

13. ثقه الاسلام ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ق.

 

14. تقی الدین بن داود حلی، الرجال، اول، مطبعه حیدریه، نجف، ۱۳۹۲ ق.

 

15 جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، اول، هستی نما، تهران، ۱۳۸۰ ش.

 

16. حسن بن یوسف علامه حلی، خلاصه الاقوال، دوم، مطبعه حیدریه، نجف، ۱۳۸۱ق.

 

17. سیدابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دارالزهراء، ۱۳۹۵ ق / ۱۹۷۵م.

 

18. سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث و تفصیل الرواه، پنجم، بی جا، ۱۴۱۳ق / ۱۹۷۵م.

 

19. سید رضا مؤدب، نزول قرآن و رؤیای هفت حرف، اول، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۷ش.

 

20. سید عبدالحسین شرف الدین، المراجعات، تحقیق: حسین الراضی، دوم، جمعیه الا
سلامیه، بیروت، ۱۴۰۲ق.

 

21. سید علی اصغر جابلقی، طرائف المقال، تحقیق: سید مهدی رجائی، اول، مکتبه آیه الله مرعشی، قم، ۱۴۱۰ ق.

 

22. سید علی موسوی دارابی، اسطوره تحریف، اول، امامت، مشهد، ۱۳۸۱ ش.

 

23. سید مرتضی رضوی، عصمه القرآن من الزیاده و النقصان، اول، موسسه دار الهجره، قم، ۱۴۲۲ق.

 

24. سید مصطفی تفرشی، نقد الرجال، اول، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۸ق.

 

25 سیدهاشم حسینی بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، اول، بعثت، تهران، ۱۴۱۵ق.

 

26. شیخ حسن بن زین الدین، التحریر طاووسی المستخرج من کتاب حل الاشکال، تحقیق: فاضل الجواهری، مکتبه آیه الله مرعشی، قم، ۱۴۱۱ق.

 

27. شیخ عبدالحسین الامینی، الغدیر فی الکتاب و السنه والادب، اول، دارالکتب العربی، بیروت، ۱۳۷۹ق.

 

28. شیخ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، دوم، مکتبه نشر الثقافه الاسلامیه، بی جا، ۱۴۰۸ ق.

 

29. عبدالله جوادی آملی، نزاهت قرآن از تحریف، تحقیق: علی نصیری، اول، أسراء، قم، ۱۳۸۳ش.

 

30. عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، موسسه اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۲ق/ ۱۳۷۰ش.

 

31. علامه سید مرتضی عسکری، القرآن الکریم و روایات المدرستین، دوم، مجمع العلمی الاسلامی، قم، ۱۴۱۶ ق/ ۱۹۹۶ق.

 

32. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، تحقیق: سید طیب موسوی جزائری، نجف: ۱۳۸۷، دار الکتاب للطباعه و النشر، قم، ۱۴۰۴ق.

 

33. کشف الغطاء، شیخ جعفر الغطاء، مهدوی، اصفهان، بی تا.

 

34. محمد باقر مجلسی، بحار الانوارالجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، دوم، موسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ ق /۱۹۸۳م.

 

35 محمد بن اسماعیل البخاری، صحیح البخاری، اول، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۱ق.

 

36. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق: عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دار احیاء التراث العربی، بی تا.

 

37. محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۵ ق.

 

38. محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل والنحل، دوم، دارالمعرفه، بیروت، ۱۳۹۵ ق.

 

39. محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، مکتبه المحمدی، قم، بی تا.

 

40. محمد بن عیسی الترمذی، سنن الترمذی، تحقیق: عبدالوهاب عبداللطیف، اول، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۳ ق.

 

41. محمدبن نعمان شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، تحقیق: حسین درگاهی، دوم، دارالمفید، بیروت، ۱۴۱۴ ق/ ۱۹۹۳م.

 

42. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، اول، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۶۰ ش.

 

43. محمد هادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، بی تا.

 

44. محمد هادی معرفت، تاریخ قرآن، چهارم،سمت، تهران، ۱۳۸۱.

 

45 محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، اول، التمهید، قم، اردیبهشت ۱۳۷۹ش

 

46. محمد هادی معرفت، صیانه القرآن من التحریف، اول، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۳ق.

 

47. ملا محسن فیض کاشانی، التفسیر الصافی، تحقیق: حسین الاعلمی، مکتبه الصدر، تهران، بی تا، موسسه الهادی، قم، ۱۴۱۶ق.

 

48. مولی محمد صالح مازندرانی، شرح اصول الکافی، بی جا، بی تا.

 

49. میرزا محمد مشهدی فمی، تفسیر کنزالدقائق، تحقیق: حاج آقا مجتبی عراقی، اول، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم،۱۴۰۷ق.

 

50. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، بیست ونهم، دارالکتب الاسلامیه، تهران،۱۳۸۴ش.

 

 

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه -آموزش مجازی قران ونهج البلاغه

 

 

شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم.شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم. شبهه تحریف قرآن کریم

www.hawzah.net

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه -آموزش مجازی قران ونهج البلاغه

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید