ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

عمل به حکم داوود نبی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم


کلینی به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که خطاب به اباعبیده فرمود: «… یا أباعبیده! اذا قام قآئم آل محمد علیه السلام حکم بحکم داوود و سلیمان لا یسأل البینه»؛ (۱) «… ای اباعبیده! هرگاه که قائم آل محمد علیهم السلام قیام کند به حکم داوود و سلیمان حکم خواهد کرد و لذا از دلیل و شاهد سؤال نمی کند.»
نعمانی از ابان بن تغلب نقل کرده که گفت: من با جعفر بن محمد علیهماالسلام در مسجد کوفه بودیم که او دست مرا گرفته بود و فرمود: «ای ابان! زود است که خداوند سیصد و سیزده مرد را در این مسجد شما حاضر کند… آن گاه به منادی امر می کند که ندا دهد: این مهدی است که به حکم داوود و سلیمان قضاوت خواهد نمود؛ که در قضاوتش ا
ز بینه سؤال نمی کند».(۲)

در مورد این گونه روایات می گوییم:
۱ ظاهر روایات آن است که امام زمان علیه السلام بعد از ظهور به علم خود در هر واقعه ای حکم می کند نه به بینه، برخلاف آنچه که امامان سابق بر او انجام می دادند. شیخ مفید رحمه الله در کتاب المسائل می گوید: «امام علیه السلام می تواند به علم خود حکم کند همان طوری که به ظاهر شهادت ها نیز می تواند چنین کند و هرگاه شهادت را باطل ببیند بر علم خود حکم خواهد کرد…».(۳)
علامه ی مجلسی رحمه الله در «مرآه العقول» می فرماید: «و این اختلاف در سیره ی اهل بیت علیهم السلام از قبیل نسخ نیست تا کسی اشکال کند که بعد از پیامبر نسخی نیست، بلکه یا به اعتبار تقیه در برخی موارد است و یا به جهت اختلاف اوضاع و احوال در زمان ها است…».(۴)
۲
از آنجا که وظیفه امام زمان علیه السلام بعد از ظهور پر کردن زمین از عدل و داد است، لذا طبیعی است که به واقع حکم نماید تا این که حقوق به صاحبان اصلی اش بازگردد، و مقتضای آن این است که حضرت به علم خود که از جانب خدا به او الهام شده حکم نماید، و این همان حکم داوود است.
۳
حکم حاکم به علمش، بدون اتکا بر بینه و قسم، نه تنها مورد اتفاق علمای شیعه است بلکه برخی از علمای اهل سنت نیز آن را جایز شمرده اند.
ابن قدامه می گوید: «… از احمد بنابر نقلی شنیده شده که حکم حاکم به علمش جایز است، و این قول ابویوسف و ابوثور و رأی دوم شافعی و اختیار مزنی است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله در موردی که ذکر می کند بدون بینه و اقرار و تنها با علم به گفتار مدعی حکم صادر کرد.
آن گاه می گوید: حاکم که به قول دوگواه حکم می کند به جهت غلبه بر ظن اوست، پس در مورد علم و قطع، اولی به جواز حکم است.
و دیگر این که حاکم می تواند در تعدیل و جرح شهود به علم خود عمل کند، پس در ثبوت حق به طریق اولی می تواند به علم خود حکم نماید».(۵)
نتیجه این که: هیچ استبعادی ندارد که حضرت مهدی علیه السلام در قضایا به علمی که از جانب خداوند به او الهام شده حکم نماید.


پی نوشت ها:


1-کافی، ج۱، ص ۳۹۷.
۲
الغیبه، نعمانی، ص ۱۶۹.
۳
بحار الأنوار، ج۲۶، ص۱۷۷.
۴
مرآه العقول، ج۴، ص ۳۰۱.
۵
المغنی، ج۱۱، ص ۴۰۱.


منبع: کتاب حکومت حضرت مهدی علیه السلام در عصر ظهور


http://www.jc313.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید
پخش ویدئو

مسابقه ی کتابخوانی تفسیر سوره ی انسان

مشاوره رایگان کلاسهای مجازی