ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حضرت موسی و شعیب نبی _ سوره قصص

حضرت موسی و شعيب نبی _ سوره قصص

حضرت موسی و شعیب نبی _ سوره قصص: بعد از مرور آیات ۲۰ تا ۲۸ سوره قصص که در مورد ملاقات حضرت موسی و شعیب نبی است. در مورد این آیات کمی به گفتگو می نشینیم. البته شما دوستان همیشگی می توانید با رجوع به تفاسیر نور و راهنما، نکات بساری را که مرتبط با این آیات است دریابید.

 

 

 

ماجرای فرار حضرت موسی

وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَهِ یَسْعَى قَالَ یَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النَّاصِحِینَ(۲۰)
و از دورافتاده‌ترین [نقطه‌] شهر، مردى دوان دوان آمد [و] گفت: «اى موسى، سران قوم در باره تو مشورت مى‌کنند تا تو را بکشند. پس [از شهر] خارج شو. من جداً از خیرخواهان توام».(۲۰)

 

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(۲۱)
موسى ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت [در حالى که مى‌]گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش».(۲۱)

 

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسَى رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَوَاءَ السَّبِیلِ(۲۲)
و چون به سوى [شهر] مدین رو نهاد [با خود] گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند».(۲۲)

حضرت موسی و شعیب نبی

 

 

رسیدن به مدین

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودَانِ  قَالَ مَا خَطْبُکُمَا  قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاءُ  وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ(۲۳)
و چون به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر آن یافت که [دامهاى خود را ] آب مى‌دادند، و پشت سرشان دو زن را یافت که [گوسفندان خود را] دور مى‌کردند. [موسى‌] گفت: «منظورتان [از این کار ]چیست؟» گفتند: « [ما به گوسفندان خود] آب نمى‌دهیم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند، و پدر ما پیرى سالخورده است».(۲۳)

 

فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ(۲۴)
پس براى آن دو، [گوسفندان را] آب داد، آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت: «پروردگارا، من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم».(۲۴)

 

فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا  فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(۲۵)
پس یکى از آن دو زن -در حالى که به آزرم گام بر مى‌داشت- نزد وى آمد [و] گفت: «پدرم تو را مى‌طلبد تا تو را به پاداش آب‌دادن [گوسفندان‌] براى ما، مزد دهد.» و چون [موسى‌] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حکایت کرد، [وى‌] گفت: «مترس که از گروه ستمگران نجات یافتى».(۲۵)

 

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ  إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ(۲۶)
یکى از آن دو [دختر] گفت: «اى پدر، او را استخدام کن، چرا که بهترین کسى است که استخدام مى‌کنى: هم نیرومند [و هم‌] در خور اعتماد است».(۲۶)

 

 

 

پیشنهاد شعیب به موسی

قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ  وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ  سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ(۲۷)
[شعیب‌] گفت: «من مى‌خواهم یکى از این دو دختر خود را [که مشاهده مى‌کنى‌] به نکاح تو در آورم، به این [شرط] که هشت سال براى من کار کنى، و اگر ده سال را تمام گردانى اختیار با تو است، و نمى‌خواهم بر تو سخت گیرم، و مرا ان شاء الله از درستکاران خواهى یافت».(۲۷)

 

قَالَ ذَلِکَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ  أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَیَّ  وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ(۲۸)
[موسى‌] گفت: «این [قرار داد] میان من و تو باشد که هر یک از دو مدت را به انجام رسانیدم، بر من تعدى [روا] نباشد، و خدا بر آنچه مى‌گوییم وکیل است».(۲۸)

حضرت موسی و شعیب نبی

 

 

 

 

بیان دو نکته از داستان

داستان بالا که چگونگی ملاقات حضرت موسی با شعیب نبی را توضیح می دهد و دارای نکات فراوانی است. اما دوست داشتم این دو نکته را که بسیار مبتلا بِه، بوده را کمی توضیح دهم.

 

نکته اول؛

نکته اول آنکه، حضرت موسی بدون هیچ چشم داشتی از دختران شعیب و فقط از روی وظیفه و کمک به خلق خدا، در کمال خستگی از چاه آب بیرون کشید. و گوسفندان آنها را سیراب کرد.

و بعد از این کار خطاب به خداوند گفت: من نیازمند به خیرخواهی تو و آنچه از خیر بر من نازل می کنی هستم.
یعنی موسی، کاملا این کار را برای خدا و بنا بر رسم انبیاء بدون چشم داشت از دیگران انجام داد، اما دختر شعیب چندی بعد برگشته و می گوید: که پدرم می خواهد به تو اجر کاری را که کرده ای بدهد.

یعنی اگر کسی برای خدا به ما کمکی کرد نباید بگوییم که برای خدا کرده است مزدش را هم از خدا می گیرد.
خیلی وقت ها شنیده ایم که در مورد مربیان قرآن و سخنران ها و حتی مداحان گفته می شود؛ که چرا آنها پول می گیرند. و در قبال این کار ها نباید پول گرفت. و در مورد مربیان قرآنی حتی حدیثی را هم می خوانند.

در جواب باید گفت بله آنها نباید چشم داشتی داشته باشند. اما از منظر قرآن، این باعث نمی شود که شما وظیفه خود را فراموش کرده و اجر زحمات آنها را نپردازید. اگر از آنها عمل به فرامین اسلامی را می خواهید؛ پس باید خود نیز به فرامین دیگر که می گوید زحمت هیچ کس را بدون پاسخ نگذارید. و در توان خود جبران کنید را نیز عمل کنید. نمی شود تنها از دیگران عمل به فرامین اسلامی را خواست.

 

 

نکته دوم؛

نکته دوم، در بحث سهل گیری ازدواج است، ما می بینیم که تا دختر شعیب دو ویژگی را برای موسی ذکر می کند. و همچنین شعیب وقتی این فداکاری را نیز از موسی می بیند. می خواهد که یکی از دخترانش را به نکاح موسی درآورد.

و آن دو ویژگی بعد از دیدن روحیه فداکاری و دستگیری از دیگران (به خصوص افراد ضعیف.) از زبان دختر شعیب آن است که او فردی قوی و امین است.

قوی یعنی او فردی است که قدرت دارد. و می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. و به قول معروف، دست و پا چلفتی نیست. (هرچند موسی در آن لحظه آواره ای بود؛ که هیچ چیز و هیچ چیز نداشت، نه خانه نه چهارپا یا همان ماشین خودمان و نه حقوق و دستمزدی و نه در اداره ای مشغول به کار بود و نه حقوق ثابت داشت، چون در حال فرار بود). و امین یعنی اهل خیانت و کلک و دودوزه بازی نیست و صادق است. در واقع فرد امین، از دختر شما که به امانت به او سپرده اید، بدرستی و با تمام توان خود مراقبت می کند.

آن روحیه و همین دو ویژگی کافی بود که شعیب بخواهد تا چنین فردی را به دامادی خود بپذیرد.

 

 

 

 

تهیه شده در واحد تولید محتوای موسسه قرآن و نهج البلاغه

شما می توانید برای دریافت مطالب جدید در کانال معارف قرآن و نهج البلاغه موسسه در پیام رسان های ایتا و تلگرام به نشانی زیر عضو شوید

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

کلمات کلیدی، برچسب ها:
موسی و شعیب
قصص آیات ۲۰ تا ۲۸
کمک به همنوع
کمک بی چشم داشت
پرداخت مزد به داوطلبان
آسانگیری در ازدواج

حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی. حضرت موسی و شعیب نبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید