میلاد عجیب ترین معلم تاریخ

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

 از خاندانی پاک

بلبل بوستان علوی امام سجاد علیه السلام در آشیانه پر مهر و محبتی به دنیا آمد که خداوند برای توصیف آنانْ سوره «هَلْ اَتی» را نازل کرد و با آیه تطهیر، ایشان را از هر زشتی و پلیدی منزّه ساخت.


پدر بزرگ وار ایشان، امام حسین علیه السلام و مادرش «شهربانو» دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سرزمین پهناور ایران است. این بانوی پاکدامن، چنان محبوبیتی در نزد خداوند متعال پیدا کرد که لیاقت همسری و مادری امام معصوم را پیدا کرده و ذریه پاک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از ایشان ادامه پیدا کرد.


مردم در محضر امام سجاد علیه السلام تحت تأثیر هیبت و شکوه ایشان، یارای هرزه گویی و بیهوده گویی نداشتند، بلکه سکوتی همراه با ادب بر مجلس امام حاکم بود


پیشوای بندگان در محشر


امام سجاد علیه السلام ، زینت عابدان و پیشوای بندگان پاک خداوند است. ابن عباس در این باره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت می کند که فرمود: «هرگاه روز قیامت شود، ندا دهنده ای در میان جمع اهل محشر ندا می دهد که مایه زینت عابدان کجاست. در آن هنگام، فرزندم، علی بن الحسین با کمال سرفرازی و سربلندی در محشر ظاهر می شود و میان صفوف حرکت می کند».


 القاب آسمانی


امام چهارم، القاب و کنیه های زیادی دارند که هرکدام از آن ها، بر یکی از کمالات اخلاقی و شخصیتی ایشان رهنمون است. در میان کنیه های ایشان، ابوالحسن و ابومحمد از شهرت زیادی برخوردار است و از القاب ایشان، زین العابدین، سید الساجدین، سجاد، سیدالعابدین، زکی و امین را می توان نام برد.


درباره لقب سجاد گفته اند که: آن امام هُمام آن قدر سر به سجده می گذاشت و برای هر نعمتی سجده می کرد که پیشانی اش پینه بسته بود. هم چنین هنگامی که آن حضرت سر به سجده می گذاشت، آن قدر به همان حالت می ماند تا این که عرق از سر و صورت مبارک ایشان جاری می شد.


شبیه ترین به امیرمومنان


امام زین العابدین علیه السلام شبیه ترین مردم به جد خود امیرالمومنین علیه السلام بود. شبها بسیار نماز می گذارد و بسیار قرآن تلاوت می نمود. مشکهای پرآب به دوش می کشید و به خانه ایتام و مسکینان می رفت. حدود سیصد خانواده از مستحقین را از جهت آب و نان اداره می کرد و نمی دانستند که چه کسی به آنها غذا می دهد تا آنکه پس از رحلت که اثر جای مشک آب و ظرفهای نان را به دوش حضرت دیدند و خانوده های فقیر مدینه که بی آب و نان ماندند، فهمیدند آن کارها را حضرت علی بن الحسین انجام می داده است.


بجز آن، امام سجاد علیه السلام روزی صد گوسفند در آشپرخانه می کشتند و سفره ایشان همیشه گسترده بود که فقرا و یتمیان و مسکینها و در راه ماندگان می آمدند. امام شخصا به آشپزخانه سرکشی و از مردم پذیرایی می فرمود. (*)


امام سجاد علیه السلام، برده داری بود که بجای شلاق زدن و کار کشیدن از برده ها، آنها را در فضایی قرار می داد که بتوانند حقایق و معارف دینی را به صورت علمی و عملی بیاموزند و بعد آزاد شوند


غذا بردنهای مخفیانه شبانه و سفره پهن کردن های روزانه امام سجاد علیه السلام یادآور این آیه از قرآن است:


الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره/ ۲۷۴)؛ کسانى که اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق مى‏کنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.


بنابراین آنچه نزد خدا پسندیده است، آن است که دو نوع انفاق داشته باشیم: بخشی از اموال خود را در روزها و آشکارا در راه خدا خرج کنیم – که هر کسی بتواند از آن مطلع شود – و بخش دیگر را شبانه و به روشهای مخفیانه، که کسی متوجه نشود. جالب آن است که این آیه در شأن امیرالمومنین علی علیه السلام نازل شد که همان مقدار پولی را که داشتند، بخشی را آشکارا و بخشی را مخفیانه خرج نمودند. امام سجاد علیه السلام هم در اینجا به این سنت اسلامی عمل نمودند. بخشی از رسیدگی های خود به فقرا را مخفیانه و بخشی را آشکار انجام می دادند.


اینها بخشی از صفات والای اخلاقی و رفتاری امام سجاد است.


مدرسه انسان ساز


نکته دیگری که در زندگی زین العابدین علیه السلام تعجب آور است، خریدن برده است. هر چند باور کردن آن مشکل است، امام سجاد علیه السلام بسیار بسیار برده می خریدند و نگه می داشتند، اما مگر یک نفر در زندگی چند خادم نیاز دارد و مگر یک انسان توان مدیریت کردن چند خادم را در هر لحظه دارد؟ ما که می دانیم امام علیه السلام و هیچ کدام از خاندان نبوت، تجارت برده نمی کردند و این کار را ناپسند می شمردند؛ بنابراین در این کار حضرت چه حکمتی وجود دارد؟


با مطالعه زندگی امام سجاد علیه السلام در می یابیم که امام در واقع مدرسه ای راه انداخته بودند و خود هم آن را مدیریت می فرمودند. روش کار اینگونه بود که برده می خریدند و آنها را چند ماه پیش خود نگه می داشتند و اخلاق و رفتار صحیح و دینی را آموزش می دادند و در نهایت، آنها را آزاد می کردند. این رفتار آن حضرت جزو بزرگترین خدمتهایی بوده که می شده در آن زمان انجام داد که به فکر هیچکسی نمی رسید. برخی از این برده ها بعدا مشهور و نقش آفرین شدند و برخی از آنها به مقامات معنوی دست یافتند و همه اینها در سایه پرورش در سایه امام سجاد علیه السلام بود.


امام سجاد علیه السلام، برده داری بود که بجای شلاق زدن و کار کشیدن از برده ها، آنها را در فضایی قرار می داد که بتوانند حقایق و معارف دینی را به صورت علمی و عملی بیاموزند و بعد آزاد شوند.


رفتار آن حضرت با برده ها خواندنی است..


از زندگی امام سجاد علیه السلام می آموزیم که راه حق هیچگاه بسته نمی شود. هر قدر هم که بی یار و یاور و تحت فشارهای حکومتی باشیم اگر تقوای خدا را مراعات کنیم، همواره خدا راهی را در پیش روی ما قرار خواهد داد و به اندیشه ما برکت می دهد


 روش امام سجاد علیه السلام برای احیای سنت پیامبر


جوّ سیاسی دوران امامت امام‏ سجاد علیه السلام به گونه‌ای بود که نمى‏توانستند به تأسیس مکتب و تربیت علنى بپردازند. ایشان برای احیای سنت از دست رفته پیغمبر صلی الله علیه و آله به تربیت بردگان ‌پرداخت. که این راه را بهترین روش مى‏شمرد. امام بردگان خود را فرزند مى‏نامید و آنان را با تعبیر «یا بُنَى» صدا مى‏زد. امام ‏علیه السلام با این برخورد مى‏فهماند که نزد وى، مسلمانِ آزاد و برده برابر است. وى هیچ گاه بردگان خود را تنبیه نمى‏کرد، بلکه خطاهاى آنها را مى‏نوشت و در آخر ماه مبارک رمضان همه را در یک جا گرد مى‏آورد و خطاهاى هر یک را برایش مى‏خواند و از وى بر ترک آن اقرار مى‏گرفت. از آنان درخواست مى‏کرد همان گونه که او آنها را بخشیده است، آنان نیز براى امام‏ علیه السلام از پروردگار طلب بخشش نمایند. سپس حضرت به آنان جایزه مى‏داد و همه را در راه خدا آزاد مى‏کرد. وى با این روش به آنها «اخلاق اسلامى» مى‏آموخت. امام علاوه بر اینها، وسایل لازم را براى یک زندگى مستقل و آبرومندانه به ایشان مى‏بخشید.(۱) حضرت این عمل را سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏شمرد و با این روش آنان را دانش مى‏آموخت، رفتار و فرهنگ اسلامى تعلیم مى‏داد و از ارزش و شخصیت انسانى بهره‏مند مى‏نمود.(۲) سیره امام سجاد علیه السلام چنین بود که در اعیاد، به ویژه عید فطر، بیست برده و کنیزِ تربیت شده در راه خدا، آزاد مى‏کرد.


این عمل امام‏ علیه السلام یک مکتب انسان ساز بود و پایه مهمى براى گسترش اسلام ناب به شمار مى‏رفت. امام سجاد علیه السلام این رفتار را در تمام ایام، در طول سال تکرار مى‏نمود، چنان که بردگان نیز از آن آگاه بودند و بدین جهت، هنگام خرید مشتریان، خود را در معرض دید آن حضرت قرار مى‏دادند و تا ایشان را نمى‏دیدند خویشتن را از نگاه دیگران پنهان مى‏داشتند.


با توجه به این که بردگان از سرزمین‏هاى دور آورده مى‏شدند، معلوم مى‏شود که روش امام سجاد علیه‌السلام و برخورد ایشان با زیردستان، به ویژه بردگان، در نواحى دیگر نیز معروف بوده است.


برخى نوشته‏اند: امام زین‏العابدین‏ علیه السلام در هر سال، ماه و روز، برای هر خطا و اشتباهى بردگان را آزاد مى‏کرد، تا این که سپاهى از مردان و زنانِ آزاد شده فراهم شدند که همه در ولاى امام سجاد علیه‌السلام بودند و تعدادشان به پنجاه هزار یا بیشتر مى‏رسید.(۳) برخى نیز رقم بردگان آزاد شده به دست مبارک امام سجاد علیه السلام را تا یکصد هزار یاد کرده‏اند.(۴) بعضى از همین آزاد شدگان که در مکتب پرورشى امام سجاد علیه السلام تربیت شده بودند، به محدثانى برجسته و پرتلاش تبدیل شدند، که از آن جمله مى‏توان از شخصیت‏های بزرگى چون: حسن بن سعید اهوازى، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن حسین بن سعید و شعیب نامى یاد نمود که همه از موالى و آزاد شدگان امام سجاد علیه السلام هستند.(۵) شیخ طوسى نیز راوى معروف، على بن یحیى بن الحسن را از همین افراد شمرده است.(۶)


بردگان نزد امام سجاد علیه السلام همانند آزادگان بودند. آنان رفت و آمدهاى معمولى داشتند و مانند سایر مردم مى‏زیستند. آنان از محضر امام ‏علیه السلام کسب فیض مى‏کردند و به افرادى پاک و مهذّب تبدیل مى‏شدند. «سعید بن مسیّب» مى‏گوید:


یک سال قحطى شد، چنان که همه چشم انتظار نزول باران بودند؛ اما دعاى هیچ کس اجابت نمى‏شد. به ناگاه دیدیم غلام سیاهى از مردم کناره گرفت. آرام آرام رفت تا بر بالاى تپه‏اى رسید و دست به دعا برداشت. هنوز دعاى او تمام نشده بود که ابرى در گوشه آسمان پیدا شد. ابر آهسته پیش آمد تا تمام آسمان را فراگرفت. به ناگاه آسمان غرّشى کرد و بارش باران آغاز شد. غلام، خدا را شکر کرد و از تپه پایین آمد. من که آن کرامت را دیدم، به همراه مردم دنبالش رفتم تا به خانه امام سجاد علیه السلام رسیدم. غلام، داخل خانه شد. من خدمت امام‏ علیه السلام رسیدم و از ایشان خواستم تا او را به من ببخشد. حضرت چون مرا مى‏شناخت و مى‏دانست اهل اذیت و آزار نیستم، پذیرفت… چون غلام آگاه شد، از من پرسید: چه چیز تو را به این خواسته واداشت؟ پاسخ دادم: به خاطر آنچه از تو دیدم. غلام دست به دعا برداشت و گفت: «پروردگارا! این رازى بود نهفته بین من و تو؛ حال که فاش گردید، مرا بمیران و نزد خود ببر.» هنوز در حال گریه و دعا بود که مُرد.(۷)


همواره در مسیر حق


با نگاه کلی به زندگی امام، می فهمیم که ایشان هیچ لحظه ای بیکار و معطل نماندند آن هم در شرایط رعب آلود آن دوران (بنی مروان) که سخت ترین شکنجه ها و کشتن ها و فحاشی ها و بی آبرو کردنها برای دوستان اهل بیت علیهم السلام روا شده بود. به عنوان مثال حجاج، دست و پای یحیی بن ام طویل را به جرم پیروی از امام سجاد علیه السلام برید و او را به شهادت رساند که تنها یکی از جنایتهای فراوان حجاج، استاندار وقت، بود. با این حال امام از هیچ فرصتی برای روشن کردن راه حق کوتاهی نمی فرمود.


جالب آنکه ایشان با همه مشغله ها، از عبادت غافل نبودند؛ روزهای بسیاری را روزه می گرفتند و شبهای بسیاری را به نماز و قرآن به صبح می رساندند و با این همه، عبادتهای خود را در مقایسه با عبادتهای علی علیه السلام ناچیز می شمردند.


نکته آخر آنکه امام علیه السلام مراقب بودند یاد و خاطره عاشورا فراموش نشود و به همین دلیل هر وقت برای آن حضرت آب می آوردند، گریان می شدند. از ایشان می آموزیم که برای زنده نگه داشتن راه حقیقت بجای سخنرانی های مکرر، با عمل خود مردم را آگاه کنیم.


هر چه بیشتر درباره زندگی اهل بیت علیهم السلام مطالعه می کنیم علاقه ما به ایشان افزایش می یابد. خدایا ما را در دنیا و آخرت با آنان قرار ده و ما را در شبیه شدن به آنان موفق گردان.


پی‌نوشت‌ها:


*) مجموعه زندگانی چهارده معصوم، حسین عمادزاده، ص۶۸۳.


۱) على‏بن عیسى‏اربلى، کشف الغمّه فى‏ معرفه الائمّه، ج ۳، ص ۸۵.


۲) دراسات و بحوث فى تاریخ الاسلام، ج‏۱، ص‏۸۸.


۳) محسن رنجبر، نقش امام سجاد علیه السلام در رهبرى شیعه، به نقل از سیّد الاهل، زین العابدین على بن الحسین، ترجمه حسین وجدانى، ص ۴۹.


۴) رسول جعفریان، حیات امامان شیعه، ص ۳۸۷.


۵) اختیار معرفه الرّجال، ج ۲، ص ۸۲۷.


۶) رجال الطوسى، ص‏۳۸۲.


۷) اثبات الوصیّه، ص ۲۰۴.


منبع: سایت تبیان با تغییر و تصرف

بازدیدها: 2

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی