زیبا زندگی کن همچون او…

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

منش و رفتار امامان معصوم علیهم السلام در همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی، ‏تصویرى حقیقی از قرآن کریم است که بشر امروز باید از تمامی ابعاد آن توشه برگیرد و آن را همچون نقشه ی راهی برای رسیدن به یک زندگی ایده آل، چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، در برابر خود قرار دهد و بر اساس آن گام بردارد. با این حال گاهی، تنها گوشه ‏اى از ویژگیهای رفتاری و فضایل آن بزرگواران، توجّه موّرخان را به خود جلب نموده است و متاسفانه آنان از پرداختن به ابعاد دیگر زندگی سراسر آموزنده آن حضرات غافل گردیده اند.


به عنوان نمونه آنگونه که عبادت امام سجاد علیه السلام برجسته گردیده، به بُعد علمى ایشان پرداخته نشده است. و یا اینکه همواره از جنبه علمى امام باقر علیه السلام بسیار سخن گفته شده ولی جوانب دیگر زندگی پربرکت حضرتش مورد غفلت واقع شده است.


از این رو ما در این نوشتار، به ذکر برخى از فرازهای نورانی زندگى پنجمین حجت پروردگار، امام محمد باقر علیه السلام اشاره مى‏ کنیم و خواننده محترم را وا مى‏ گذاریم تا از این رهگذار، خود به ابعاد ناگفته دیگر آن‏ بزرگوار پى ببرد.


 بخشنده ترین


ابن شهر آشوب در کتاب مناقب خود در مورد امام باقر علیه السلام مى ‏نویسد: او راستگوترین و گشاده روترین و بخشنده ‏ترین مردمان بود. در میان ‏اهل بیت علیهم السلام کمترین ثروت و در عین حال بیشترین هزینه را داشت. هر جمعه یک دینار صدقه مى‏ داد و مى‏ فرمود: صدقه روز جمعه به خاطر فضیلت این روز بر دیگر روزها، دو چندان مى ‏شود.


چنانکه شیخ مفید درباره آن‏ حضرت مى‏ گوید: مراتب بخشندگى او در خاص و عام آشکار و بزرگوارى ‏اش در میان مردم مشهور و با وجود کثرت عیال و متوسّط بودن وضع زندگى ‏اش به تفضیل و احسان شناخته شده بود.


سلیمان بن دمدم می گوید: آن ‏حضرت از پانصد درهم ‏تا ششصد و تا هزار درهم جایزه مى ‏داد و هیچ گاه از دادن صله به برادران‏ و دیدارکنندگان و امیدوارانش به ستوه نمى ‏آمد. هر گاه مى ‏خندید، مى ‏فرمود: خداوندا بر من خشم مگیر.


أبى مى‏نویسد: هر گاه فرد دردمند و گرفتارى را مى‏دید، زیر لب استعاذه مى ‏گفت و هیچ گاه از اهل خانه ‏اش شنیده نشد که ‏به فقیر بگوید: اى فقیر! خدا به تو برکت دهد و یا اى فقیر! این را بگیر. بلکه ‏آن ‏حضرت همواره مى‏ فرمود که فقیران را با بهترین نامهایشان صدا بزنند.(۱)


مۆدبّ ترین


رفتار امام باقر علیه السلام ‏با دیگران در نهایت بزرگوارى و ادب بود. ابوعبیده از ادب آن حضرت در سفر می گوید:


من رفیق راه ابو جعفر بودم. ابتدا من سوار مى‏ شدم و سپس‏ آن ‏حضرت. پس چون هر دو بر پشت مَرکب سوار مى‏ شدیم، سلام مى‏ کرد و احوال مى ‏پرسید مانند کسى که انگار تا این لحظه دوستش را ندیده بود و با من مصافحه (و روی بوسی) مى‏ کرد و به هنگام پایین آمدن، پیش از من فرود مى ‏آمد و چون هر دو قرار مى‏ یافتیم، سلام مى ‏داد و احوالپرسى مى‌‌کرد چنان که‏ گویى تازه دوستش را دیده است. پس به او عرض کردم: اى فرزند رسول ‏خدا کارى مى ‏کنى که پیشینیان ما چنین نکرده ‏اند و اگر حتّى یک بار هم‏ این کار را بکنند، بسیار است.


امام علیه السلام فرمود: آیا نمى ‏دانى در مصافحه چه چیزى (نهفته) است ؟ دو مۆمن که با یکدیگر برخورد مى ‏کنند و یکى از آنها با دیگرى مصافحه‏ مى‏ کند گناهان آن دو فرو مى ‏ریزد چونان که برگ از درخت مى ‏ریزد و خداوند تا زمانى که آن دو از هم جدا شوند به آن دو مى‏ نگرد.(۲)


چشم‌پوش ترین


حضرت باقر علیه السلام در معاشرت با مردم، گذشت و بخشش زیادی از خود نشان می داد. از خطای ‏دیگران تا جایی که ممکن بود چشم پوشی می نمود و همین منش بهترین تاثیر را در دلها مى ‏گذاشت.


روزى مردى مسیحى به آن‏ حضرت گفت: تو بقرى (گاوى) ؟


امام فرمود: نه من باقرم. باز مرد به قصد طعنه گفت: تو فرزند آشپزى ؟


امام فرمود: آشپزى حرفه مادرم بود.


مرد باز گفت: تو پسر آن زن ‏سیاه چرده زنگى بداخلاقى ؟


حضرت پاسخ داد: اگر تو راست مى ‏گویى خداوند او را بیامرزد و اگر تو دروغ مى ‏گویى خداوند تو را بیامزرد!


مرد نصرانى از اخلاق امام علیه السلام مبهوت ماند و همین امر او را واداشت تا به دست مبارک حضرت، به دین اسلام تشرّف یابد.(۳)


 مهربان ترین


حضرت با ضعیفان و مستضعفان، با مهربانى و نرمى خاصی برخورد ‏می کرد. ‏در این رابطه، امام صادق علیه السلام مى‌‏فرماید:


هنگامى که کارى را به غلامان خود مى‏ سپارید و بر آنان سنگین‏ مى‏ آمد، با ایشان در انجام آن همکارى کنید. همانطوری که پدرم، امام ‏باقر علیه السلام، وقتى به خدمتکاران خود دستورى مى ‏داد، پس مى ‏نگریست اگر آن کار سنگین بود مى گفت بسم اللَّه و با آنان همکارى مى ‏کرد و اگر سبک ‏بود از آنان دور مى‏ شد(۴)


چه بسا کار نمودن ایشان در کشتزار نیز به همین خاطر بوده است، امام مى ‏توانست از غلامانش در سر و سامان بخشیدن به‏ مزرعه اش استفاده کند، امّا او دوست داشت براى معاش ‏خانواده ‏اش، کوشش کند و خود را به رنج و زحمت اندازد، چراکه ائمه اطهار علیهم السلام بر این باور بودند که کار و کوشش در نزد خدا امرى پسندیده است و آنها را به پروردگار نزدیکتر مى‌‌کند.


امام صادق‏ علیه السلام می فرمود: ابوجعفر علیه السلام به هنگام شهادت، غلامان بدِ خویش را آزاد کرد و خوبان آنها را نگاه داشت. من گفتم: اى پدر اینها (بدان) را آزاد مى ‏کنى و آنها (خوبان) را نگاه مى‏ دارى ؟ فرمود: اینان از من اندوهناک شده اند پس این در برابر آن.(۵)


 عاشق ترین


امام باقر علیه السلام همواره به یاد پروردگار خویش بود. با مردم زندگی می کرد، امّا این امر او را از ذکر خدا باز نمى داشت. فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق ‏علیه السلام در وصف ‏پدرش چنین مى ‏فرماید:


پدرم بسیار ذکر خدا مى ‏گفت. من با او مى ‏رفتم، و او ذکر خدا مى‏ گفت. با او غذا مى ‏خوردم و او ذکر خدا مى ‏گفت. با مردم سخن‏ مى ‏گفت، امّا این امر او را از ذکر خدا باز نمى‏ داشت.(۶)


بدین سان امام محمد باقر علیه السلام، نه تنها والاترین نمونه رفتار پسندیده در عصر خویش بود بلکه در تمام طول تاریخ جاودانه ترین شد تا بشر زیبا زیستن را بیاموزد.


 پی نوشت:


۱) سید محسن امین، فى رحاب ائمّه أهل البیت علیهم السلام، سیره الباقر علیه السلام ، ص ‏۶.


۲) ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، ص ۲۸۹.


۳) همان.


۴) همان، ص‏۳۰۳.


۵) همان، ص ۳۰۰.


۶) همان، ص‏۲۹۸.


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

بازدیدها: 0

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی