بهترین راه، برترین انتظار

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

برترین شکل انتظار آن است که با جان منتظِر آمیخته گردد و سراسر هستی او را فراگیرد و وی را


امام زمان (عج)

از سهو و نسیان به حضور و ذکر و از ظلمات وهم به نور عقل بازگرداند؛ بدان سان که قلب را در اختیار کسی قرار دهد که آن را به اذن خدا و براساس (یَهدونَ بِاَمرِنا) (۱) متحول سازد. چنین منتظِری عالم را در کام خود شیرین می‏یابد و هیچ حادثه‏ای توان قبضه کردن چنان قلبی را نخواهد داشت و این نه فقط در آخرت بلکه در دنیا هم چنین است: (اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لاخَوف عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون).(۲)


بهترین راه نیل به چنان مقام آن است که انسان مترصد امر غیب باشد، تا اگر نسیمی وزید و پرده عالم شهادت را کنار زد، بتواند نظری به پس پرده بیندازد.


اولیای الهی، خود پرده غیب را کنار می‏زنند و ما را از پس آن آگاه می‏سازند، آن‏چنان که ائمه(علیهم‌السلام) چنین بودند؛ اما بار یافتن به چنین بارگاهی برای ما که بی دست و پا هستیم شدنی نیست. تنها می‏توانیم چشمانی باز داشته باشیم و هرگز به خواب غفلت نرویم و از مقابل پرده کناره نگیریم، تا اگر نسیمی وزید و پرده کنار رفت، گوشه‏ای از ماوراء این پرده برایمان آشکار شود:إنّ لربکم فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرّضوا لها.(۳)


 آثار انتظار


۱/ امید به آینده


انتظار ظهور ولی عصر(عج) آثار و نتایج فراوان فردی و اجتماعی دارد. امید به آینده‏ای روشن که سهم بزرگی در حرکت‏ها، کوشش‏ها و تلاش‏های فردی و اجتماعی دارد، یکی از این آثار شمرده می‏شود و چه بسا یکی از جهات تأکید و توصیه انتظار در لسان عترت طاهرین(علیهم‌السلام) لحاظ همین فایده بوده است؛ آن‏گونه که امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) انتظار فرج را محبوب خدای سبحان دانسته و امید به رحمت خدا را از آثار آن معرفی می‏کند: انتظروا الفرج و لاتیأسوا من روح الله، فانّ أحبّ الأعمال إلی الله (عزّ وجلّ) انتظار الفرج (۴)و حضرت سید الساجدین(علیه‌السلام)، انتظار فرج را از بزرگ‏ترین گشایش‏ها می‏شمارد: انتظار الفرج من أعظم العمل. (۵)


۲/ اصلاحگرایی در عرصه‏های فردی و اجتماعی


آن که باور دارد که هیچ تلاشی برای اصلاح امور در غیبت ولی خدا ثمربخش نیست، هرگز برای مبارزه با طاغوتیان و مقاومت در برابر دشواری‏ها انگیزه‏ای نخواهد داشت؛ امّا آنان که دل به انتظار راستین سپرده و قلبی مملو از امید به ظهور امامشان دارند و می‏دانند که دیر یا زود صالحان، حاکمان زمین خواهند بود و حق به صاحبانش بازمی‏گردد و با محو ستم و بیداد امر جامعه اصلاح و سامان می‏پذیرد، برای رسیدن به چنین جامعه‏ای خویشتن را اصلاح خواهند کرد و در اصلاح جامعه خود نیز می‏کوشند، تا زمینه ایجاد و تشکیل آن دولت کریمه را فراهم آورند.


بر همین اساس، آن که منتظر راستین مصلح جهانی است، هم صالح است و هم مصلح. چنین کسی با اقتدا به دعای مولای خویش از خدای سبحان چنین می‏خواهد: اللّهمّ! إنّا نرغب إلیک فی دوله کریمه، تعزّ بها الإسلام و أهله و تذلّ به النفاق و أهله و تجعلنا فیها من الدعاه إلی طاعتک و القاده إلی سبیلک.(۶)


این همان معنای بلندی است که امام معصوم(علیه‌السلام) بدان اشاره و در بیان وظیفه شیعیان در عصر غیبت می‏فرماید: علیکم بالدعاء و انتظار الفرج! (۷)چرا که اگر دعا ناظر به جنبه فردی و خودسازی تنها باشد، انتظار فرج قطعاً ناظر به هر دو جنبه فردی و اجتماعی یا به سخن دیگر، خودسازی و دیگرسازی است.


۳/ تلاش، پویایی و پیشرفت در تمام عرصه‏ها


آن که منتظر راستین حجت خداست، هماره در تلاش و تکاپوست تا فرهنگ ناب مهدوی از علم به عین آید و از گوش به آغوش، از این روست که هر متخصص فن‏آوری که در مکتب انتظار آموخته گردیده است، در ارائه صحیح تخصّص متعهدانه، هیچ قصوری روا نمی‏دارد.


اگر امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: لیعدنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً(۸)یعنی منتظر ظهور آن حضرت حتی یک تیر هم که شد، آماده کند… صبغه تمثیل دارد نه تعیین، زیرا متخصص نظامی، آمادگی رزمی وظیفه اوست و کارشناس اقتصادی، رسالتش تلاش برای حلّ تورم، رفع بیکاری، تعدیل تقاضا و عرضه، تقلیل فاصله رنج‏آور طبقاتی و تعطیل اسراف و اتراف و ترفّه است و مجتهد فقهی یا حقوقی یا سیاسی، عهده‏دار جهل‏زدایی و ایستادگی در برابر هجوم فرهنگی و در نهایت، تبیین و تعلیل و حمایت عالمانه از مبانی اعتقادی است.


۴/ تخلق به فضائل نفسانی


آن که به راستی امام خویش را موجود می‏داند و او را مظهر (هُوَ بِکُلِّ شی‏ءٍ عَلیم)(۹)، (هُوَ السَّمیعُ البَصیر)(۱۰) و (هُوَ عَلی کُلِّ شی‏ءٍ شَهید)(۱۱) می‏شناسد، هماره خویش را در محضر خلیفه الهی و امام معصوم خود می‏داند، همان‏گونه که حضور خدای والا را در مرتبه‏ای بالاتر ادراک می‏کند و آن‏گاه بر اساس آموزه‏های اساسی قرآن در محضر خدای سبحان و خلیفه او حیا پیشه می‏کند و از درون و برون، خود را در مشهد حق و امام خویش دیده، و از زشتی‏ها و معاصی دوری می‏کند و چنین انتظاری موجب تنزیه روح او شده، قلبش را نورانی می‏سازد.


۵/ آمادگی برای ظهور


امام زمان (عج)مجموعه آثار تحرک‏آفرین، امیدبخش و اصلاحگر انتظار راستین، منتظر صادق را بدان سوی رهنمون می‏شود که چون وقت ظهور ناپیداست، می‏باید همواره واجد شرایط و لوازم ظهور مهدی موجود موعود(عج) باشد و همین آمادگی و پرهیز از تسویف و تأخیر، در اصلاح فرد یا جامعه، در بارور شدن فکر فردی و عقل جمعی سهم بسزایی خواهد داشت.


۶/ استحقاق نگاه تشریفی اهل بیت(علیهم‌السلام)


آن که منتظر راستین امام عصر(عج) است، بر اثر تخلق به اخلاق الهی گرد حرام نمی‏گردد و جانش به گَرد معصیت غبار نمی‏گیرد و می‏کوشد در انجام دادن واجب و دوری از معصیت که در رأس آموزش‏های فرعی اسلام است، قصور و تقصیر روا ندارد. واجبات را عمل و از حرام‏ها دوری کند و فراخور توان خویش به انجام دادن مستحب و ترک مکروه نیز اهتمام ورزد؛ و چون چنین کند، مطلوب مولای خویش را به انجام رسانیده و مستحق عنایت خاص و نگاه تشریفی امام خویش و سایر عترت طاهره(علیهم‌السلام) خواهد شد.


۷/ شکوفاسازی اندیشه‏ها


اثاره دفائن عقول و شکوفایی گنج‏های اندیشه انسان‏ها از برترین برنامه‏های وجود مبارک امام عصر(عج) است، همان‏گونه که در بسیاری از روایاتِ ظهور حضرتش به اوج گرفتن سطح آگاهی در عصر ظهور تصریح شده است.(۱۲)


سیر طبیعی علوم از سویی و کوشش بی‏وقفه علما و صاحبان عقل و دانش و فرهنگ از سویی دیگر، سبب گسترش مباحث و معارف علمی و زمینه رشد فکر و شکوفایی اندیشه را فراهم می‏آورد. این حرکت و جنبش علمی که با تألیف کتاب یا سایر دستاوردهای علمی و فکری و به دست علما که سربازان واقعی و منتظران حقیقی امام عصر(عج) اند به وجود می‏آید، فتنه‏های برخاسته از خواسته‏های نفسانی برای خاموش کردن چراغ عقل را ناکام می‏گذارد و سبب تعالی اندیشه و دانش خواهد گشت.


۸/ باریابی به مقام اعتماد


انسان منتظر که در پرتو یقین به حضور ذات اقدس الهی و ادراک محضر امام عصر خویش در میدان جهاد اوسط و اکبر به مبارزه با شیطان درون و بیرون قیام می‏کند، می‏تواند تا بدان پایه اوج گیرد که امام معصوم به منظور تجلیل از او و تشویق سایر صحابه به پژوهشگری و پرهیزکاری سخن او را در اثنای قول خویش یادآور می‏شود و از او سخن نقل کند، همان‏طور که امام باقر(علیه‌السلام) میان شاگردانش به سخنی از ابوذر استناد فرمودند: «عن أبی بصیر قال: سمعت أبا جعفر(علیه‌السلام) یقول: کان فی خطبه أبی‏ذر»….(۱۳) گرچه ابوذر با همه جلالت شأنش معصوم نیست تا سخنش چونان کلام معصوم(علیه‌السلام) حجت باشد، چون معصوم(علیه‌السلام) سخن او را نقل فرموده است، روشن می‏شود که بر سخن او صحه گذارده است.


هر چند ولی معصوم به نقل قول از غیر معصوم نیاز ندارد، با چنین کاری، الگوسازی می‏کند و می‏آموزاند که انسان بر اثر مجاهده با نفس و ادراک حضور خدای سبحان و ولی الله عصر خویش می‏تواند تا بدان پایه اوج گیرد که مورد اعتماد امام(علیه‌السلام) باشد، به گونه‏ای که امام معصوم از او نقل قول کند.


۹/ ورود به جایگاه رفیع «منّا اهل البیت»(۱۴)


مقام والای عترت طاهره که همان «مقام محمود عند الله»(۱۵) است، از بالاترین مراتب تقرب به خدای سبحان و آرزوی هر مؤمن صاحب معرفتی است. گرچه استقرار در این مقام یعنی در رتبه عترت طاهره(علیهم‌السلام) میسور و مقدور افراد عادی نیست، از آنجا که هر حقیقت موجودی مراتب فراوانی دارد، ورود به چنین جایگاهی بر حسب مرتبه وجودی هر سالک صادقی، میسور و مقدور است.


چه بسا منتظران صالح و صادق حجت منتظر(عج) که خویش را در عرصه جهاد اوسط و اکبر پرورده و به بارگاه قبول اهل بیت(علیهم‌السلام) باریافته‏اند و مشمول نظره رحیمیه آنان گشتند و مس وجودشان بر اثر نگاه کیمیایی عترت طاهره گرانبها شده است، درخور مرتبه وجودی‏شان به مقام محمود اهل بیت باریابند و مدال «منّا أهل البیت» را بر گردن آویزند، همان‏گونه که بزرگانی نظیر « فضّه خادمهٍّ، ابوذر، سلمان»، و… به لطف ارتباط راستین با ولی زمانشان بدین بارگاه بار یافته و بدان افتخار مفتخر شدند.


فضه (رحمها الله) خادمه خانه نورانی علوی و فاطمی است که روزگاری مس وجودی داشت؛ ولی به برکت وجود کیمیااثر خاندان عترت، طلایش گردانید و تا مقامی بار یافت که در فضیلت (ویُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکینًا ویَتیمًا واَسیرا)(۱۶) با موالیانش شرکت جست و به افتخار «منّا اهل البیت» رسید.


 پاورقی:


۱ ـ سوره انبیاء، آیه ۷۳/


۲ ـ سوره یونس، آیه ۶۲/


۳ ـ عوالی اللآلی، ج۴، ص ۱۱۸؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۲۲۱/


۴ ـ الخصال، ص۶۱۶/


۵ ـ کمال الدین، ج۱، ص ۴۳۷/


۶ ـ الکافی، ج۳، ص۴۲۴/


۷ ـ مهج الدعوات، ص۳۳۲/


۸ ـ الغیبه، نعمانی، ص۳۲۰/


۹ ـ سوره بقره، آیه ۲۹/


۱۰ ـ سوره اسراء، آیه ۱/


۱۱ ـ سوره سبá آیه ۴۷/


۱۲ ـ عن أبی جعفر(علیه‌السلام) قال: إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم (الکافی، ج۱، ص ۲۵)؛ قال أبو عبدالله(علیه‌السلام): العلم سبعه و عشرون جزءاً فجمیع ما جاءت به الرسل جزءان لم یعرف الناس حتّی الیوم غیر الحرفین فإذا قام القائم أخرج الخمس و العشرین حرفاً فبثّها فی الناس و ضمّ إلیها الحرفین حتّی یبثّها سبعه و عشرین حرفاً (منتخب الانوار، ص ۲۰۱؛ ر.ک: بحار الانوار، ج۵۲، ص ۳۳۶).


۱۳ ـ المحاسن، ج۱، ص۳۵۷؛ بحار الانوار، ج۲، ص۵۲ ـ ۵۱/


۱۴ ـ الکافی، ج۱، ص ۱۸۱/


۱۵ ـ کامل الزیارات، ص۱۷۷/


۱۶ ـ سوره انسان، آیه ۸/


بخش مهدویت تبیان


منبع: مجله الکترونیکی اسراء

بازدیدها: 0

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی