قطره ای از دریای نهج البلاغه

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

عثمان در روز اول محرم سال ۲۴ هجری به خلافت رسید و روز هیجدهم ذیحجه سال ۳۵ هجری کشته شد و لذا دوازده سال خلافت کرد و روزی که خلیفه شد هفتاد سال از عمرش می‏گذشت و روزی که به قتل رسید هشتاد و دو ساله بود ولی به موجب تواریخ تمام فرق اسلامی با استبداد و تبعیض خلافت می‏کرد و در حالیکه عده‏ای زیاد از مسلمانها با فقر به سر می‏بردند او افراد قبیله بنی‏امیه را که افراد قبیله او بودند طوری سیر نگاه می‏داشت که نعمتهای خدا را تفریط می‏نمودند و در سالهای آخر خلافتش چند بار برای رفع مشکلات سیاسی متوسل به حضرت امیرالمومنین(ع) شد و آن حضرت اشکالات را رفع می‏نمود تا این که بر اثر سوء حکومت عثمان، بین مسلمین تفرقه به وجود نیاید و بعد از این که روش استبدادی و تبعیض عثمان مسلمین را به ستوه آورد باز هم به سبب سالخوردگی عثمان نمی‏خواستند او را به قتل برسانند و به او گفتند از خلافت کناره‏گیری کند تا دیگری که برای خلافت صالح است اداره امور مسلمین را بر عهده بگیرد ولی عثمان گفت او از طرف خدا مامور خلافت شده و نمی‏تواند آن وظیفه را بر زمین بگذارد و آخرین واقعه‏ای که مسلمین را نسبت به عثمان خشمگین کرد این بود که بعد از این که خانه خلیفه سوم از طرف مسلمانها محاصره شد یکی از اصحاب پیغمبر به نام نیر بن ایاز به خانه عثمان رفت که از او بخواهد که از خلافت کناره‏گیری نماید و عثمان، بر لب بام خانه آمد و در حالی که نیر بن ایاز در کوچه با وی صحبت می‏کرد یکی از سربازان عثمان از بام خانه تیری به سوی نیر پرتاب کرد و او را به قتل رسانید و مسلمین از عثمان خواستند که قاتل را به آنها تسلیم نماید و عثمان گفت او را تسلیم نمی‏کند و آنگاه محاصره‏کنندگان به خانه عثمان حمله کردند و او را به قتل رساندند و در این خطبه ، حضرت امیرالمومنین(ع) با بیانی صریح می‏گوید که دخالتی در قتل خلیفه سوم نداشته است.


 


«اگر من امر صادر می‏کردم که او را به قتل برسانند، قاتل او بودم و اگر مانع از آن عمل می‏شدم از یاران وی به شمار می‏آمدم و هیچ یک از این دو نمی‏باشم.


شخصی که به کمک او برخاست نمی‏تواند دعوی کند که کسی وی را از پا درآورد که من بر او برتری دارم و آن کس که او را از پا درآورد نمی‏تواند بگوید کسی که به او کمک نمود برتر از من است.


اینک من فاجعه مربوط به او را برای شما آشکار می‏کنم(علت کشته شدن او را بیان می‏نمایم).


او روش حکومت استبدادی را پیش گرفت و بر آن روش باقی ماند و این کار او، بد بود.


و اما شما، شکیبایی را از دست دادید و بی‏تابی کردید و نداشتن شکیبایی و بی‏تابی بد بوده است و خداوند که قاضی حقیقی است در مورد آن حاکم که با روش استبدادی حکومت می‏کرد و کسانیکه شکیبایی نداشتند و بی‏تابی کردند، حکم صادر خواهد نمود. »

بازدیدها: 0

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی