شعاعی از انوار شخصیت امام حسین علیه السلام

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) مرتبه ای عظیم و برجسته داشت که جز پدر، مادر، اباالحسن(ع) و امامانی که از فرزندان آن حضرت بودند، هیچ کس به آن مرتبه و مقام نرسیده بود.


در قرآن کریم در آیه تطهیر درباره منزلت و مرتبه امام حسین(ع) چنین آمده است:“... انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت…”. ” بدون تردید، خدای متعال اراده فرموده است که رجس هر آلایشی را از شما خانواده ببرد و شما را پاک و پاکیزه فرماید.”(احزاب/33)


آیه کریمه، گواهی خدای متعال به پاکیزگی و طهارت اهل بیت و نیز مرتبه بلند و بالای آن بزرگواران است و تاکید بر این حقیقت آشکار است که برجسته ترین شخصیت اسلامی به آنان اختصاص یافته است.


آیه مودت”… قل لااسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی…”(شورا/23)


بگو در ازاء تبلیغ رسالت، مزد و پاداشی از شما نمی خواهم، مگر دوستی اقرباء و فامیل.


مفسرین گفته اند، این آیه کریمه در شان حضرت علی، حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است.


از جابربن عبدالله نقل شده است که گفت:عرب بیابانگردی نزد رسول اکرم(ص) آمد وگفت: ای محمد! اسلام را بر من عرضه کن، حضرت فرمود:


شهادتین بر زبان جاری کن و گواهی ده که خدائی جز خدای یکتای بی همتا نیست، شریک و انبازی ندارد و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست.


اعرابی گفت: از این بابت، مزدی از من خواهی خواست؟


حضرت فرمود: نه مگر دوستی خویشان و نزدیکان.


اعرابی پرسید: نزدیکان خودم، یا نزدیکان شما؟


حضرت فرمود: نزدیکان من.


اعرابی گفت: بنابراین دست مبارکت را بده تا با تو بیعت کنم، لعنت خدا بر کسی که شما و نزدیکانتان را دوست نداشته باشد.


حضرت فرمود: آمین.(1)


امام حسین(ع)، همچون برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) در سایه حمایت الهی زیست تا برای به دوش کشیدن بار سنگین دعوت و رسالت مهیا شود. آن دو امام بزرگوار، برنامه واحدی را در جهت پرورش فکری و روحی و اخلاقی، زیر نظر جد بزرگوارشان حضرت محمد(ص) و پدر گرامیشان حضرت علی(ع) و مادرشان حضرت زهرا(س) دنبال کردند و بدینگونه شعاع شخصیت آن حضرت تجسم فکری، اخلاقی و علمی مکتب الهی است.


هنگامی که شخصیت امام حسین(ع) را از نظر اخلاق و رفتار مورد توجه قرار می دهیم، برخورد آن حضرت با اقشار مختلف را از این جهت که رهبر نمونه و سرآمد امت اسلامی محسوب می گردد، لمس می کنیم. در اینجا به برخی از مصادیق برخورد و رفتار بالنده و تابناک آن حضرت اشاره می کنیم.


روایتی از فروتنی آن حضرت


امام حسین(ع) بر جمعی از فقیران و تهیدستان گذشت، در حالی که بر زیراندازی نشسته، سرگرم خوردن چند تکه نان بودند به ایشان سلام داد، آنها حضرت را بر سفره خویش فراخواندند، امام حسین(ع) در جمعشان نشست و فرمود: اگر خوراک شما صدقه نمی بود، شریک خوردن شما می شدم، سپس افزود: برخیزید و به خانه من درآیید. سپس آنان را از غذا سیر کرده لباس مناسب به ایشان پوشاند و دستور داد درهمی به آنها بدهند.(2)


همین نمونه علمی و گویا، کافی است که میزان فروتنی آن حضرت و ژرفای آن را شناسایی کنیم به ویژه وقتی ذهن خود را به این حقیقت معطوف داریم که امام حسین(ع)، شایسته ترین فرد برای رهبری امت است، و تنها سر رشته دار اندیشه و رهبری امت بشمار می رود.


و باز با توجه به این واقعیت که احدی از معاصرینش به مرتبه اجتماعی او نایل نشده است، تا جایی که صحابی بزرگوار، ابن عباس، به خاطر تعظیم و تکریم او رکاب حضرت را می گیرد تا امام حسین(ع) بر مرکب خویش سوار شود، به همین دلیل وقتی آن حضرت با پای پیاده برای حج بیت الله الحرام سفر می فرمود، تمام کسانی که در طول راه با حضرت برخورد می کردند، به خاطر احترام به ایشان پیاده می شدند و همراه حضرت پیاده حرکت می کردند.


درک و دریافت موقعیت اجتماعی امام حسین(ع) در جهان اسلام و در میان مسلمین، ما را قادر می سازد تا میزان تواضع و فروتنی آن حضرت را بهتر درک نماییم، زیرا ملاحظه می کنیم که آن امام در جامعه اسلامی با ساده ترین فرد نیز با همان شیوه معاشرت و رفتار بلند انسانی، برخورد می فرمود. یکی از نمونه های عینی بر تواضع آن حضرت این است که در صفه( ایوان جنب مسجد پیامبر(ص) در مدینه منوره) با افراد بی چیزی که مشغول خوردن غذا بودند، برخورد کرد، آنها حضرت را برای صرف غذا دعوت کردند، حضرت به جمع ایشان پیوست و فرمود:


ان الله لایحب المستکبرین “، همانا خداوند مستکبران را دوست نمی دارد.


آنگاه از خوراک آنان میل فرمود و اظهار داشت: من دعوت شما را اجابت کردم، اکنون نوبت شما است که دعوت مرا اجابت نمائید.


آنها هم دعوت حضرت را پذیرفتند، لذا ایشان را به خانه برد و خطاب به همسرش رباب فرمود: “هر چه ذخیره کرده ای بیرون بیاور.”


عفو و بخشش امام حسین(ع)


عفو و بخشش امام حسین(ع) نیز در بلندی و والایی، مانند سایر اخلاق و صفات آن حضرت است. یکی از مصادیق عینی و عملی آن را با هم می خوانیم:


روزی فردی مرتکب لغزشی شد که سزاوار تادیب شد، امام حسین(ع) خواست او را ادب نماید، فرد به امام حسین گفت: یا مولای، آنها که خشم خود را فرو می خورند،


امام(ع) فرمود: با او کاری نگیرید.


فرد گفت: آنها که از مردم گذشت می کنند،


امام فرمود: از تقصیرت گذشتم.


فرد گفت: خدای متعال نیکوکاران را دوست می دارد.


حضرت فرمود: تو را برای خدا بخشیدم و دو برابر آنچه به تو بخشیده بودم، از آن توست.


ابن اثیر در کتاب اسد الغابه مى‏ نویسد:


«کان الحسین رضى الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوه و الحج و الصدقه و افعال الخیر جمیعها(3) »


حسین(ع) بسیار روزه مى‏ گرفت و نماز مى‏ گزارد و به حج مى‏ رفت و صدقه مى‏ داد و همه‏ ى کارهاى پسندیده را انجام مى‏داد. شخصیت حسین بن على(ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شکوه بود که وقتى با برادرش امام مجتبى(ع)، پیاده به کعبه مى ‏رفتند، همه‏ ى بزرگان و شخصیت‏هاى اسلامى به احترامشان از مرکب پیاده شده، همراه آنان راه پیمودند.(4)


احترامى که جامعه براى حسین(ع) قائل بود بدان جهت بود که او با مردم زندگى مى ‏کرد ـ از مردم و معاشرتشان کناره نمى ‏جست ـ با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ایمان بى تزلزل او به خداوند او را غمخوار و یاور مردم ساخته بود.


و گرنه، او نه کاخ‏ هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ؛ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى‏ بستند و حرم رسول الله(ص) را براى او خلوت نمى‏ کردند…این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعى اوست، بخوانیم:


روزى از محلى عبور مى ‏فرمود، عده‏اى از فقرا بر عباهاى پهن شده اشان نشسته بودند و نان پاره‏هاى خشکى مى‏ خوردند، امام حسین(ع) مى ‏گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بیان داشت:


ان الله لا یحب المتکبرین.(5)


خداوند متکبران را دوست نمى‏ دارد.


سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما هم دعوت مرا اجابت کنید. آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند،(4) و بدین ترتیب پذیرایى گرمى از آنان به عمل آمد و نیز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خویش به جامعه آموخت.


پی نوشت ها:


1- سرچشمه های نور، مسلم صاحبی، ص 29.


2- مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، بخش مکارم الاخلاق.


3- اسد الغابه، ج 2، ص 20.


4- ذکرى الحسین، ج 1، ص 152، به نقل از ریاض الجنان، چاپ بمبئى، ص 241 ـ انساب الاشراف.


5 ـ سوره‏ ى نحل، آیه‏ ى 22


http://www.tebyan.net

کانال های ما در شبکه های اجتماعی

مشاوره رایگان کلاسهای مجازی