غارتگران کربلا

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

همیشه مرسوم بود، جنگ که می شد، پیروز میدان، از میدان جنگ غنیمت می برد. شتری، طلایی، اسب جنگی یا باغ و ملک و زمینی و یا حتی امتیازی از طرف بازنده. امّا در کربلا، قاعده ها بر هم خورد؛ ابلیسهای بدتر از ابلیس به جای غنیمت بردن، غارت کردند: کسی پیراهن پاره را، دیگری انگشتر را به همراه انگشت.


شمر بن ذی الجوشن، برای خودش لعنت ابدی را برد؛ این را همه می دانیم. در این مطلب، به غارتگران کربلا اشاره می کنیم. باشد که نفرت از آنان در دلمان ابدی شود و لعنت خداوند بر آنان زیاده گردد. ان شاء الله.



آخرین لحظات امام حسین (ع)


هلال بن نافع از آخرین لحظات امام حسین (علیه السلام) روایت می کند:


من با اصحاب ابن سعد ایستاده بودم که ناگاه شنیدم شخصى فریاد زد و گفت: «ایها الامیر! این شمر است که می خواهد حسین را بکشد.»


من در میان دو لشکر ایستاده بودم و امام حسین (ع) را می دیدم که در حال جان دادن بود. به خدا قسم هرگز قتیلى را ندیدم که آغشته به خون خود باشد و از حسین (ع) نیکوتر و از نظر صورت نورانى ‏تر باشد. نور صورت مبارک و زیبائى هیئت آن بزرگوار مرا از فکر شهیدشدنش منصرف کرده بود و او در آن حال طلب آب می کرد.


شنیدم مردى به حسین می گفت: «تو آب نخواهى آشامید تا اینکه وارد جهنم شوى و از آب جوش آن بیاشامى! امام حسین (ع) در جوابش فرمود: آیا من داخل جهنم می شوم و از آب جوش آن مى‏ آشامم؟ [نه این طور نیست که تو می گویى] بلکه من بر جدم پیامبر خدا وارد می شوم و با آن حضرت در خانه ‏اش که جایگاه صدق و نزد خداى مقتدر است ساکن می شوم و از آبى مى ‏آشامم که هیچ گونه تغییرى ننموده است. بعدا از این عملى که شما نسبت به من مرتکب شدید و این کارى که با من انجام دادید به آن حضرت شکایت می نمایم.»


راوى ادامه می دهد: همه ی آن گروه از این سخن خشمناک شدند و گویا خدا در قلب احدى از آنان رحمى قرار نداده باشد و در حالى سر مبارک امام حسین را جدا کردند که با آنان تکلم می کرد و من از کمی رحم آنان تعجب کردم! به ایشان گفتم: به خدا قسم که من هرگز بر هیچ امرى با شما شریک نخواهم شد.» (۱)
 
غارت کردن امام (ع)
حضرت سیدالشهدا (ع) پیش از آنکه به شهادت برسند، از چپاول گری و خوی وحشی  این قوم با خبر بودند. به همین خاطر، پیراهن خونی خود را در آخرین لحظات از تن درآورده و به امام سجاد (ع) سپردند و پیراهنی کهنه زیر زره خود پوشیدند. همچنین شلواری را سوراخ کرد و بر تن کرد که آن را از تنش نبرند. اما هم پیراهن کهنه و هم شلوار را پس از شهادت امام، به غارت بردند.

همچنین، امام در آخرین باری که به میدان رفتند، شمشیر ذوالفقار که میراث امامت است را نزد امام علی بن حسین (ع) گذاشتند و با شمشیر دیگری به جنگ رفتند. چرا که می دانستند هر آنچه باقی بماند، غارت می شود.

«بحر بن کعب» (علیه اللعنه)، آن شلوار کهنه و پاره را ربود. بعد از عاشورا، دو دست بحر بن کعب در تابستانها چون دو تکّه چوب خشک، خشک شده و در زمستانها در حالى که دو دست او مرطوب بود از آن چرک و خون جارى مى‏گردید تا آن که خدا هلاکش فرمود. (۲)

«اسحاق بن‏ حوبه‏  حضرمى» -لعنه اللَّه علیه- پیراهن کهنه و خونی امام را ربود و پوشید و به بیمارى برص (پیسى) مبتلا گردید و موی تنش ریخت. (۳) در پیراهن امام حسین (ع) صد و ده و اندى اثر تیر و نیزه و شمشیر بود. امام صادق (ع) می فرماید: «بر بدن مبارک حسین (ع) اثر سى و سه نیزه و سى و چهار شمشیر بود.» (۴)
عمامه ی امام را «اخنس بن مرثد بن علقمه حضرمى‏»  یا «جابر بن یزید اودى» (علیها اللعنه) به غارت برد و او نیز دیوانه شد.
کفش امام را «اسود بن خالد» (لعنه اللَّه علیه) درآورد و به غارت برد.


انگشترى امام (ع) را «بجدل بن سلیم کلبى» (علیه اللعنه) با قطع انگشت امام  ربود. در تاریخ آمده است که وقتی مختار او را  دستگیر کرد، دو دست و دو پاى بجدل را قطع کرد و رهایش نمود تا در خون کثیفش دست و پا زد و هلاک شد. قطیفه ی امام را که از خز بود،  «قیس بن اشعث» (لعنه اللَّه علیه) ربود به همین دلیل مشهور به قیس قطیفه شد.
زره کوتاه آن حضرت را «عمر بن سعد» (لعنه اللَّه علیه) گرفت. بعد از هلاکت عمر بن سعد، مختار آن را به «ابى عمره» قاتل ابن سعد بخشید.


شمشیر امام حسین (ع) را «جمیع بن خلق اودى» به یغما برد. برخی نیز گفته اند: مردى از بنى تمیم به نام «اسود بن حنظله» (لعنه اللَّه علیه) آن را غارت کرد. (۵)


در این میان، «خولی بن یزید»، سر امام حسین (ع) را غنیمت برد تا بدین طریق، با ارزشمندترین غنیمت را از جنگ برای امیر فاسدش، ابن زیاد ببرد و بهترین پاداش را بگیرد. (۶)


اللهم العنهم جمیعا



غارت خیمه ها


نخستین کسی که به سمت خیام دوید و قصد آتش زدن آن را داشت، «شمر بن ذی الجوشن» بود. پس از آن، لشکر حرامی به سمت خیمه ها هجوم بردند. راوی این ماجرا، نقل می کند: «زنان را با سر برهنه، غارت شده، با پاى برهنه و در لباس اسارت در آمده از خیمه‏ ها بیرون راندند و خیمه‏ها را آتش زدند.»  (7)


حضرت فاطمه صغرا (سلام الله علیها) – دختر امام حسین (ع)-  نقل می کند: «من بر در خیمه ایستاده بودم و به پدرم و اصحاب او نگاه میکردم که با بدن‏هاى بى‏ سر نظیر قربانی ها بر روى خاک افتاده‏ اند و اسبان بر فراز اجسادشان جولان می زدند. من با خودم فکر می کردم که بعد از پدرم از دست بنى امیه چه بر سر ما خواهد آمد!؟ آیا ما را به قتل می رسانند، یا اسیر می کنند؟ ناگاه دیدم مردمى که بر اسب خود سوار است زنان را با نوک نیزه خود می راند و آن زنان به یک  دیگر پناهنده می شدند. همه ی چادرها و دستبند زنان را ربوده بودند.


زن ها فریاد می زدند: «وا جداه، وا ابتاه، وا علیا، وا قله ناصراه، وا حسناه!! آیا فریادرسى نیست که به فریاد ما برسد، آیا کسى نیست که از ما دفاع نماید!؟» قلب من از این منظره ی دلخراش دچار خفقان شد و اعضایم به لرزه افتادند. لذا از خوف اینکه مبادا آن مرد نزد من بیاید از طرف راست و چپ خود را به عمه‏ ام ام کلثوم می رساندم.


من در همین حال بودم که ناگاه دیدم آن مرد متوجه من گردید. من از او فرار کردم- گمان می کردم که از دست او سالم خواهم بود. ناگاه دیدم وى مرا دنبال کرد و من از خوف او از خود بیخود شدم، ناگاه دیدم سر نیزه در میان کتف من قرار گرفته است! من به صورت به روى زمین سقوط کردم و او گوشم را پاره کرد و گوشواره و مقنعه ی مرا غارت کرد و خون ها همچنان به صورت و سر من فرو می ریختند و آفتاب سرم را می گداخت. سپس آن مرد بسوى خیمه ‏ها برگشت و من بیهوش شدم…» (۸)


الا لعنه الله علی القوم الظالمین


پی نوشت:


۱. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار)، مترجم: محمد جواد نجفی، نشر اسلامیه، ص: ۸۵؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور ۳/۵


۲. لهوف / ترجمه میر ابوطالبى؛ نشر دلیل ما،  ص۱۵۵؛ با استفاده از همان نرم افزار.


۳. همان، ص ۱۵۸.


۴. همان.


۵. همان، صص ۱۵۸- ۱۵۹


۶. نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا، ترجمه وقعه الطف، مترجم: جواد سلیمانی، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى‏، ص: ۱۹۲؛ با استفاده از همان نرم افزار.


۷. لهوف، همان، ص ۱۵۹


۸. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام‏، همان، ص: ۹۱


http://mastoor.ir

بازدیدها: 11

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی