ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

خدمات اسلام به ایران(بخش دوم)

ادامه از بخش اول، خدمات اسلام به ایران


بخشی از کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نوشته استاد مطهری


نظام فکری و اعتقادی


مقصود ، بیان افکار و عقائد مذهبی عامه مردم ایران در دوره مقارن ظهور اسلام است . ما فعلا در افکار و عقائد فلسفی آن عصر در ایران بحثی نداریم‏ که آیا اولا یک مکتب فلسفی مجزا از عقائد دینی و مذهبی در ایران ساسانی‏ وجود داشته است یا نه ؟ و به فرض وجود ، چه نوع مکتبی بوده است ؟ زیرا بر فرض بگوییم مکتب یا مکاتبی فلسفی وجود داشته است و فلاسفه‏ای به‏ مفهوم واقعی کلمه در آن عصر وجود داشته‏اند ، در روحیه عامه مردم تأثیری‏ نداشته است . و ما برای اینکه افکار و عقائد عامه را بررسی کنیم باید مذاهب و ادیان آن عصر را بررسی نماییم
اسلام بدون شک یک نظام فکری و اعتقادی جدید به ایران داد . و همان طور که قبلا ذکر کردیم مردم ایران بشکل بیسابقه‏ای نظامات فکری و اعتقادی اسلام‏ را پذیرفتند و افکار و معتقدات پیشین خود را دور ریختند . و این پذیرش‏ دفعی و فوری نبود ، تدریجی بود .


و مخصوصا بیشتر در دوره استقلال و قدرت
ایرانیان در مقابل اعراب صورت گرفت

این بحث از این جهت دلکش است که از طرفی اسلام از یک امتیاز خاص‏ برخوردار است که هیچ آیینی مانند آن این اندازه نتوانسته است روح مردم‏ مغلوب را تحت تاثیر و نفوذ معنوی خود قرار دهد
گوستاولوبون در تاریخ تمدن اسلام و عرب می‏گوید : شریعت و آیین اسلام در اقوامی که آن را قبول نموده تأثیری به سزا بخشیده است . در دنیا خیلی کمتر مذهبی پیدا شده که به قدر اسلام در قلوب‏ پیروانش نفوذ و اقتدار داشته بلکه غیر از اسلام شاید مذهبی یافت نشود که‏ تا این قدر حکومت و اقتدارش دوام کرده باشد ، چه ، قرآن که مرکز اصلی‏ است اثرش در تمام افعال و عادات مسلمین از کلی و جزئی ظاهر و آشکار می‏باشد ” ( ۱ )
و از طرف دیگر مردم ایران در میان همه مللی که اسلام را پذیرفتند از یک امتیاز خاص برخوردارند و آن اینکه هیچ ملتی مانند ایران به این‏ سهولت نظام فکری پیشین خود را رها نکرد و آنچنان با جدیت و عشق و علاقه‏ در دل خود را به روی افکار و عقائد دین جدید باز نکرد و به قول ” دوزی‏ ” مستشرق معروف : مهمترین قومی که تغییر مذهب داد ایرانیان بودند ، زیرا آنها اسلام را نیرومند و استوار نمودند نه عرب ( ۲ )
علیهذا باید نظام فکری و یا نظامات فکری حاکم بر جامعه آن روز ایران‏ را مورد بررسی قرار دهیم و با نظامات فکری و اعتقادی اسلام مقایسه کنیم‏ تا معلوم شود اسلام از نظر نظامات فکری چه چیز از ایران گرفت و چه چیز به ایران داد ؟ برای اینکه به نظام فکری و اعتقادی آنروز پی ببریم باید ببینیم ایران‏ آنروز چه دین و چه مذهبی ، بلکه چه ادیان و مذاهبی داشته است ؟


پاورقی : ( ۱ ) تاریخ تمدن اسلام و عرب ، چاپ چهارم ، صفحه . ۵۵۲ ( ۲ ) تاریخ ادبیات مستر براون ، جلد اول ، صفحه . ۳۰۳</SPAN&g t;


ادیان و مذاهب


در ایران ساسانی بر خلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد تنها آیین زردشتی‏ حکومت نمی کرده است . دین زردشت البته دین رسمی کشور بوده است ولی‏ ادیان دیگر که به صورت اقلیت بوده‏اند فراوان بوده ، خواه ادیانی که‏ زردشت را پیغمبر می‏دانسته‏اند و نوعی انشعاب از دین زردشتی تلقی می‏شود و خواه ادیانی که هیچ گونه ارتباطی با دین زردشت نداشته و احیانا منکر پیامبری زردشت بوده‏اند
مرحوم سعید نفیسی ، در جلد دوم تاریخ اجتماعی ایران ، در مقام توضیح‏ سبب آشفتگی اوضاع در دوره ساسانیان ، مهمترین سبب را اختلافات مذهبی‏ می‏داند و مدعی است که اجحافات موبدان زردشتی عامل مهمی برای نارضایی و پیدایش انشعابات بوده است ، وی می‏گوید : . . . بنابر تشکیلات آن
زمان ، روحانیان که
موبدان و هربدان باشند اختیارات نامحدود داشتند و مخصوصا موبدان و پیشوای بزرگشان وموبدان‏ موبد ” در دربار ساسانی مهمترین مقام را داشته و ایشان حق هر گونه تعبیر و تفسیر و جرح و تعدیل و نقض و ابرام و ناسخ و منسوخ در احکام مدنی یعنی‏ زناشویی وارث و مالکیت داشته اند ، و اندک اندک هر چه تمدن ساسانی‏ بیشتر رسوخ می‏یافته بر
قدرت و اختیارشان بیشتر افزوده می‏شد . ناچار مردم‏ ایران از فشار ایشان و تجاوزاتی که به آنها می‏شد بیزارتر می‏شدند و می‏کوشیدند که از زیر بار گران این ناملایمات خود را بیرون آورند .


ب
ه‏ همین جهت در مقابل
طریقه رسمی مزدیسنی زرتشتی که مذهب دولت و دربار بود و به آن ” بهدین ” می‏گفتند ، دو طریقه دیگر در میان زرتشتیان پیدا شده بود : یکی طریقه زروانیان که معتقد بودند اورمزد و اهریمن هر دو از موجود قدیمتر و بالاتری به وجود آمده اند که ” زروان اکرنو ” یعنی زمان‏ بیکران نام داشته است ، و دیگر طریقه کیومرثیان که معتقد بودند اهریمن‏ وجود مستقلی نبوده بلکه زمانی که اورمزد در کار خود شک کرده اهریمن از شک او پدید آمده است . زروانیان و کیومرثیان هر دو با زرتشتیان مزدیسنی‏ اختلاف شدید داشتند و بیشتر این اختلاف جنبه دشمنی به خود می‏گرفته است و بیگانگان از آن بهره مند می‏شده‏اند . .
پنج فرقه دیگر نیز در ایران بوده اند که نه تنها با زرتشتیان و زروانیان و کیومرثیان اختلاف داشته‏اند بلکه با خود نیز ناسازگار بوده‏اند : نخست یهود ایران بودند که در زمان هخامنشیان در نتیجه تصرف بابل به‏ دست کورش از اسارت رهایی یافته و گروهی از ایشان به ایران آمده و بیشتر در مغرب ایران یعنی خوزستان و اکباتان ساکن شده و در دوره‏ ساسانیان بر شماره آنها افزوده شده بود و در داخله ایران پیش رفته و حتی‏ در ناحیه اصفهان جمعیت کثیری از ایشان جمع شده بود
دوم نصارای ایران بودند که در دوره اشکانی از همان آغاز دوره عیسویت‏ عده ای از سکنه نواحی غربی ایران به دین ترسایان گرویده و کلیساهای‏ مخصوصا معتبر در نواحی شرقی و غربی فرات دایر کرده و طریقه خاصی را که‏ بطریقه نسطوری معروف است پسندیده و بدان ایمان آورده بودند و کم کم در داخله ایران پیش رفته تا دورترین نواحی شمال شرقی ایران در ماوراء النهر رفته و از آنجا به چین هم رفته و طریقه نسطوری را با خود به چین برده بودند . .


سوم طریقه مانوی است که در سال ۲۲۸ میلادی آشکار شده و به زودی در ایران پیشرفت بسیار کرده و چون طریقه بی پیرایه‏ای بوده و مانویان کوشش‏ عمده در تصفیه اخلاق و تزکیه نفس و طهارت ظاهر و باطن داشته و جنبه‏ عرفانی و تجرید خاصی به طریقه خود می‏داده‏اند و از میان همه مذاهب قدیم ، حس زیبایی پسندی و جمال پرستی و جستجوی رفاه و آسایش مادی و معنوی در آن بیشتر بوده است مردم ایران به سرعت فوق العاده بدان گرویده‏اند و کسانی که بدان ایمان آورده‏اند عقیده راسخ بدان داشته اند و با همه سخت‏ گیریها که ساسانیان در برابر آن کرده اند نتوانسته‏اند آن را از میان‏ بردارند
چهارم طریقه مزدکی است که در حدود سال ۴۹۷ میلادی در ایران اعلان شده و چون اطلاعاتی که از آن به ما رسیده از کسانی است که با آن مخالف بوده‏اند نمی توان به این نکته اعتماد کرد که مزدکیان طرفدار اشتراک زن و مال و حتی تقسیم دارایی و به اصطلاح اسلامی ” اباحی ”
بوده
باشند ، و با آنکه‏ مخصوصا خسرو نوشین روان منتهای سختگیری را با آنها کرده و همه را در جایی‏ محاصره کرده و کشته است باز مزدکیان از میان نرفته و در ایران پنهانی‏ زندگی کرده‏اند . .
پنجم بودائیان که در نواحی شمال شرقی ایران ، از یک طرف همسایه‏ هندوستان و از طرف دیگر همسایه چین بوده‏اند و در ایران به آنها بدهی‏ می‏گفتند چندین مرکز عمده فراهم ساخته و مخصوصا در بامیان و بلخ بتخانه‏ های مجلل داشته اند و معبد معروف ” نوبهار ” بلخ که در دوره های اسلامی‏ آن را آتشکده و مرکز دین زرتشت دانسته اند مهمترین معبد بودایی آن‏ سرزمین بوده است و خانواده بر مکیان که در دوره هارون الرشید در تاریخ ایران مقام بسیار بلندی به‏ دست آورده اند بازماندگان کسی بوده اند که منصب او ” پر مکه ” یعنی‏ متولی و سرپرست بتخانه نوبهار بوده است . .


مانویان و بودائیان شمال شرقی ایران بر خلاف دیگران ( زردشتیان ، مسیحیان ، یهودیان ) در حمله تازیان به ایران پایداری سخت کرده و بیش‏ از بیست سال در دفاع از سرزمین خود جنگیده و آن را در برابر تازیان‏ پاسبانی کرده اند ( ۱ )


نام یهود و نصاری آمده است ( ۱ )
همه کسانی که راجع به مذاهب ایران ساسانی بحث کرده‏اند وجود و شیوع‏ مذاهب فوق الذکر را در ایران یاد کرده‏اند کریستن سن محقق معروف‏ دانمارکی در کتاب محققانه خود : ” ایران در زمان ساسانیان ” مکرر به‏ مذاهبی که در بالا ذکر کردیم اشاره کرده است . وی در مقدمه کتاب خود اشاره به مذاهب قدیم ایران می‏کند و در متن کتاب فصلهایی تحت عناوین ” آیین زردشتی دین رسمی کشور ” ، ” مانی و کیش او، عیسویان ایران‏ ” و ” نهضت مزدکیه ” می‏آورد و به تفصیل بحث می‏کند در کتاب تمدن‏ ایرانی تألیف جمعی از خاور شناسان ترجمه دکتر عیسی بهنام نیز مکرر در این باره بحث شده است ، طالبین می‏توانند به این کتابها و کتابهای دیگر در این موضوع مراجعه نمایند
نکته جالب این است که مذهب زردشتی در عهد ساسانیان با اینکه مذهب‏ رسمی کشور بود و دولت ساسانی و تشکیلات عظیم روحانی آن عصر حامی و پشتیبان و مدافع سرسخت و بی گذشت آن بودند ، نتوانست اکثریت قاطعی در ایران به وجود آورد ، نه تنها مسیحیت ، حتی یهودیت و بودایی رقیبهای‏ سرسختی برایش به شمار می‏رفتند و مخصوصا مسیحیت در&lt ;/SPAN> حال پیشروی بود
ادیان و مذاهب دیگری از داخل ایران و در میان نژاد آریا از قبیل مانوی و مزدکی نشأت می‏گرفت و سخت در حال پیشروی و کاستن از پیروان زردشتی بود
در همه تاریخ چند هزار ساله این کشور ، تنها اسلام است که تدریجا اکثریت قاطعی به دست آورد ، و مذهبها و مسلکهایی از قبیل مانوی و مزدکی‏ را پس از دو سه قرن به کلی ریشه کن ساخت ، بساط بودایی گری را در مشرق‏ ایران و در افغانستان برچید و مسیحیت و یهودیت و زردشتی گری را در اقلیت ناچیزی قرار داد
ساسانیان سیاست کشورداری خود را بر اساس مذهب نهادند .


پاورقی : ( ۱ ) همان کتاب ، صفحه . ۲۴


اردشیر بابکان سر سلسله ساسانیان . خود از یک خاندان روحانی بود که به سلطنت‏ رسید ، اردشیر از یک طرف به خاطر علائق مذهبی و از طرف دیگر به خاطر سیاست کشورداری که نیازمند به یک مبنای اعتقادی بود به احیاء و اشاعه و تحکیم مذهب زردشتی پرداخت . وی دستور داد کتاب مقدس زردشتیان : ” اوستا ” را تدوین کنند و مرتب سازند ، تشکیلات منظم روحانی به وجود آورد و در نتیجه روحانیان زردشتی صاحب قدرت فوق العاده شدند
آقای دکتر محمد معین در کتاب ” مزدیسنا و ادب پارسی ” می‏گوید : پس از انقراض سلسله اشکانی ، نوبت پادشاهی به اردشیر بابکان ( ۲۲۶ – ۲۴۱ میلادی ) سر دودمان ساسانی رسید ، ظهور وی دیباچه کتاب سعادت ایران‏ به شمار می‏رود . ملت ایران از پرتو کوششهای او رونقی مخصوص یافت ! این‏ پادشاه اساس سلطنت خویش و اخلاف را بر آیین ” مزدیسنا ” بنیاد نهاد وی علاقه به دین را به ارث برده بود : ساسان پدر بزرگش در استخر متولی‏ معبد ناهید ( آناهیت ) بود . از اینرو اردشیر با همتی مخصوص در احیای‏ آیین باستانی کوشید . در روی سکه ها آتشکده به عنوان علامت ملی معرفی‏ گردید . او خود را در کتیبه ها ” مزدیسنا ” یعنی ستاینده مزدا خوانده‏ آنچه مورخان در خصوص دینداری و ارتباط پادشاهی با روحانیت بدو نسبت‏ داده اند فردوسی در شاهنامه ضمن اندرزهای وی به پسرش شاپور تلخیص کرده‏ گوید :


چنان دین و دولت به یکدیگرند تو گویی که در زیر یک چادرند


نه بی تخت شاهی ، بود دین به پای   نه بی دین بود شهریاری به جای


 


خواند و وی را فرمود تا ” اوستا ” را مرتب سازد ( ۱ )
آقای دکتر معین سپس چنین می‏گوید : بطور کلی عهد ساسانیان بزرگترین دوره رونق آیین مزدیسنا بود روحانیت‏ زردشتی در این عصر به کمال اقتدار رسید چنانکه گاهی موبدان و اشراف ضد شاه متحد می‏شدند . نفوذ موبدان در جامعه
به حدی مسلم بود
که حتی در زندگانی فردی شهریان ( شهریاران ، ظ ) نیز دخالت می‏کردند تقریبا همه‏ مسائل می‏بایست توسط همین طبقه قطع و فصل شود . آنگاه از کریستن سن ایران‏ شناس معروف و معتبر چنین نقل می‏کند : نفوذ موبدان فقط بر پایه قدرت روحانی ایشان و همچنین داوریهای عرفی که‏ از طرف دولت موافقت شده بود ، و نیز قدرت آنان در تبرک بخشیدن‏ ولادتها ، ازدواجها و غیره . . . و اقدام به تطهیر و قربانیها متکی نبود ، بلکه دارا بودن املاک ارضی و منابع سرشاری که از طریق جرایم دینی و عشریه‏ و صدقات و هدایا وصول می‏شد مؤید نفوذ آنان بود . بعلاوه ، روحانیت‏ زرتشتی دارای نوعی استقلال وسیع بود و می‏توان گفت که موبدان تقریبا دولتی‏ در میان دولت ایجاد کرده بودند ( ۲ )


آیین زرتشتی دین رسمی کشور


ساسانیان چون سیاست کشور را بر اساس مذهب نهاده بودند و آیین زرتشتی‏ را مذهب رسمی اعلام کردند و به روحانیون زرتشتی قدرت فوق العاده دادند ، با پیروان سایر مذاهب غالبا حسن سلوک نداشتند و احیانا تحت تأثیر روحانیون زرتشتی مردم را مجبور به ترک مذهب خود و پیروی از مذهب زرتشتی می‏کردند و این‏ مذهب را با زور شمشیر به مردم تحمیل می‏نمودند


پاورقی : ( ۱ ) مزدیسنا و ادب پارسی ، چاپ دوم ، صفحه . ۹ ( ۲ ) مزدیسنا و ادب پارسی ، چاپ دوم ، صفحه ۱۱ و ۱۲ ایضا رجوع شود به کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمه رشید یا سمی ، صفحه ۱۳۸


کریستن سن می‏گوید : روحانیان زردشتی بسیار متعصب بودند ، و هیچ دیانتی را در داخل کشور تجویز نمی کردند ، لیکن این تعصب بیشتر مبتنی بر علل سیاسی بود ، دین‏ زردشت دیانت تبلیغی نبود و رؤساء آن داعیه نجات و رستگاری کلیه ابناء بشر را نداشتند ، اما در داخل کشور مدعی تسلط تام و مطلق بودند ، پیروان‏ سایر دیانات را که رعیت ایران به شمار می‏آمدند محل اطمینان قرار نمی‏ دادند . خاصه اگر همکیشان آنها در یکی از ممالک خارجه دارای عظمتی بودند ( ۱ )
سعید نفیسی می‏گوید : مهمترین سبب آشفتگی اوضاع ایران در دوره ساسانیان این بوده است که‏ پیش از پادشاهی این خاندان ، همه مردم ایران پیرو دین زردشت نبودند و اردشیر بابکان چون موبد زاده بود و به یاری روحانیان دین زردشت به‏ سلطنت رسید به هر وسیله که بود دین نیاکان خود را در ایران انتشار داد و چون پایه تخت ساسانیان بر پشتیبانی موبدان قرار گرفت از آغاز ، روحانیان نیروی بسیاری در ایران یافتند و مقتدرترین طبقه ایران را تشکیل‏ دادند و حتی بر پادشاهان برتری یافتند ، چنانکه پس از مرگ هر پادشاهی‏ تا از میان کسانی که حق سلطنت داشتند کسی را بر نمی گزیدند و به دست‏ خود تاج بر سرش نمی گذاشتند به پادشاهی نمی رسید .


پاورقی : ( ۱ ) ایران در زمان ساسانیان ، ترجمه رشید یاسمی ، صفحه . ۲۹۰


به همین جهت است که‏ از میان پادشاهان این سلسله تنها اردشیر بابکان پسرش شاپور را به‏ ولیعهدی برگزیده است و دیگران هیچیک جانشین خود را اختیار نکرده و ولیعهد نداشته‏اند . زیرا اگر پس از مرگشان‏ ” موبدان موبد ” به پادشاهی وی تن در نمی‏داد به سلطنت نمی‏رسید در تمام‏ این دوره پادشاهان همه دست نشانده ” موبدان موبد ” بودند و هر یک از ایشان که فرمانبردار نبود دچار مخالفت موبدان می‏شد و او را بد نام‏ می‏کردند ، چنانکه یزدگرد دوم که با ترسایان بدرفتاری نکرد و به دستور موبدان به کشتار ایشان تن در نداد او را ” بزهکار ” و ” بزهگر ” نامیدند و همین کلمه است که تازیان ” اثیمترجمه کردند و وی پس از هشت سال پادشاهی ناچار شد مانند پدران خود با ترسایان ایران بدرفتاری‏ کند ( ۱ )
ایضا م
ی‏گوید : در ارمنستان که از زمان تشکیل دولت ” ماد
چه در دوره هخامنشی و چه‏ در دوره اشکانی و ساسانی همیشه از ایالات مسلم ایران بوده و مدتهای مدید شاهزادگان اشکانی در آنجا پادشاهی کرده‏اند ، ساسانیان سیاست خشنی پیش‏ گرفته بودند و به زور شمشیر می‏خواستند دین زرتشتی را در آنجا رواج دهند


پاورقی : ( ۱ ) تاریخ اجتماعی ایران ، جلد دوم ، صفحه . ۱۹


ارمنیان در نتیجه همین خونریزیها قرنها پایداری و لجاجت کرده نخست در مذهب بت پرستی خود پا فشرده و سپس در حدود سال ۳۰۲ میلادی اندک اندک‏ بنای گرویدن به دین عیسوی را گذاشتند و طریقه مخصوصی اختیار کردند که به‏ کلیسای ارمنی معروف است ، و در نتیجه همین اختلاف مذهبی در تمام دوره‏ ساسانیان کشمکش بر سر ارمنستان در میان ایران و روم باقی بود ، و این‏ اختلاف نیز نه تنها ایران را در برابر امپراتوران رم و بیزنتیه یا بوزنتیه ( بیزانس ) و رومیه الصغری یا روم غربی و شرقی ضعیف می‏کرد ، بلکه کار بیگانگان دیگر و از آن جمله تازیانی را که به ایران حمله بردند آسان کرد ( ۱ )
ایضا می‏گوید : از کریتر ، موبدان موبد زمان شاپور اول که پس از او نیز مدتی بر سر کار بوده سه کتیبه در نقش رجب و سر مشهد و کعبه زردشت باقی است و جزئیات اقداماتی را که به زور شمشیر برای انتشار دین زرتشت در نواحی‏ مختلف به کار برده است بیان می کند ( ۲ )
در کتا
ب ” تمدن ایرانی ” فصل پنجم درباره کتیبه موبد سابق الذکر چنین می نویسد
: در سال ۱۹۳۹ میلادی در نقش رستم ، نزدیک تخت جمشید ، هیئت حفاری‏ بنگاه خاوری شیکاگو ، در سمت مشرق بنایی که ” کعبه زرتشت ” نام دارد ، کتیبه طویلی به دست آورد که در آن موبد ” کریتر ” شرح می‏دهد که‏ چگونه از ۲۴۲ تا ۲۹۳ بعد از میلاد کم کم ریاست روحانیون مذهب زرتشت را اشغال کرده است . یکی از این کتیبه ها ح
کایت می‏کند
که چگونه عده ای از مبلغان مذاهب خارجی ( ۳ ) را که ماندن آنها در ایران صلاح نبود از این‏ کشور بیرون کردند مانند یهودیها ، ” سمناها ” یا رهبانان بودایی ، برهماییها ، ناصریها ، مسیحیان ، ” موکتکاها ” یا نجات یافته گان ( که‏ احتمالا از هندیها بوده اند ) و بالاخره زندیقها یعنی پیروان مانی ( ۴ )


پاورقی : ( ۱ ) همان کتاب ، صفحه ۲۱ ایضا رجوع شود به کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، صفحه . ۳۰۸ ( ۲ ) همان کتاب ، صفحه . ۲۷ ( ۳ ) یعنی مذهب غیر رسمی و غیر دولتی آن وقت . ( ۴ ) تمدن ایرانی ، به قلم جمعی از خاورشناسان ، ترجمه دکتر بهنام ، صفحه . ۱۷۸


البته همه دوره ساسانی از نظر سختگیریهای مذهبی یکسان نبوده است ، همچنانکه قدرت روحانیون زردشتی همه وقت یکسان نبوده و همه سلاطین ایران‏ تحت نفوذ مطلق آنان نبوده‏اند شاپور اول ، یزدگرد اول ، خسرو انوشیروان‏ لااقل در قسمتی از دوران زمامداری خود روش نسبه آزاد منشانه‏ای نسبت به‏ اتباع سایر مذاهب داشته‏اند .
در کتاب ” تمدن ایرانی ” مقالهوضع مذهب در ایران غربی در زمان‏ ساسانیان ” پس از نقل کتیبه موبد ” کریتر ” و سختگیریهایی که در زمان‏ او می‏شده است ، می‏گوید : از طرف دیگر وقایع نگار ارمنیالیزه و ارداپت ” از دستخطی یاد می‏کند که مربوط به شاپور است و در آن امر داده شده که مغها و یهودیها و پیروان مانی و طرفداران تمام مذاهب دیگر را در هر نقطه از ایران که‏ باشند آزاد بگذارند و مانع انجام مراسم مذهبی آنها نگردند کتیبه اول‏ مربوط به آزاری است که در زمان پادشاهی بهرام دوم بین ۲۷۷ و ۲۹۳ میلادی‏ نسبت به اقلیتها انجام گرفته و دستور دوم راجع به آزادی مذاهب است که‏ افتخار آنرا باید به شاپور اول ( ۲۴۲ – ۲۷۳ ) نسبت داد ( ۱ )
کریستن سن در فصل ششم کتاب خویش که راجع به عیسویان ایران بحث می‏کند وضع کلی عیسویان را در آن عهد چنین شرح می‏دهد
برای توضیح روابط بین عیسویت و دیانت رسمی ایران در قرون چهارم و پنجم به ذکر عباراتی چند از ” زاخو ” مبادرت می‏ورزیم : عیسویت در عهد ساسانی همیشه حتی در سختترین دوره های زجر و تعدی ، مجاز بوده است . اگر چه گاهی بعضی مجامع عیسوی در شهرها و دهات دستخوش آزار عمال ایرانی می‏شده‏اند .


پاورقی : ( ۱ ) تمدن ایرانی ، صفحه ۱۷۸ – . ۱۷۹


عیسویان اصول دینی خود را در انجمنهایی که در سنوات ۴۱۰ و ۴۲۰ در پایتخت کشور ایران تشکیل یافت با حضور دو نفر نماینده دولت امپراطوری بیزانس برقرار نمودند که یکی ” ماروثا ” اسقف میافارقین بود و دیگر ” آکاس ” اسقف آمیدا . ” فرعت ” خطب‏ و مواعظ خود را در سختترین ایام جور و تعدی ، که نسبت به عیسویان در زمان شاهپور دوم جاری بود ، نوشته است و معذلک اثری در این رسالات دیده‏ نمی‏شود حاکی از اینکه اجرای مراسم دیانت عیسوی در آن عهد به طور عادی و بدون مانع جریان نداشته باشد . فشار همیشه متوجه علمای دین مسیح بوده اما هیچ گفته نشده است که عامه مسیحیان را زجر یا مجبور به ارتداد نموده‏ باشند ظاهرا عیسویان چه در کشور ایران ، چه در دولت امپراطوری روم ، در روابط حقوقی بین خود تابع قانون سریانی و رومی بودند که ظاهرا آن را با عرف محل وفق می‏داده‏اند کشتارهای بزرگ ندرتا اتفاق می‏افتاد و غالبا عیسویان می‏توانستند به آرامی تحت هدایت معنوی جاثلیقان و اسقفان خود زیست کنند ( ۱ )
بطور کلی مذهب مسیح به عنوان یک اقلیت مذهبی آزاد بوده است و در عین حال مکرر از آزار مسیحیان در فواصل مختلف تاریخ یاد میشود ، و ظاهرا بیشتر ریشه سیاسی داشته است یعنی اقلیت مسیحی ایران غالبا در کشمکشهای‏ ایران و امپراطوری روم به حکم وابستگی مذهبی جانب هم مذهبان خود را نگاه‏ می‏داشته‏اند و به همین جهت مورد خشم سلاطین ایران قرار می‏گرفته‏اند<SPAN dir=ltr&g t;
کریستن سن درباره یزد گرد اول می‏گوید :


پاورقی : ( ۱ ) ایران در زمان ساسانیان ، صفحه . ۳۲۱


. . . مسالمتی که یزدگرد اول در روابط خود با عیسویان اظهار می‏کرد بلاشک معلول جهات سیاسی بود ، زیرا با استوار کردن بنیان صلح ایران و روم می‏توانست مساعی جمیله در تحکیم اقتدار سلطنت خویش به‏ کار برد ولی علاوه بر این ضرورت سیاسی می‏توان گفت که طبعا یزد گرد مایل‏ به مسامحه در امور دیانتی بوده است ( ۱ )
درباره خسرو انوشیروان می‏گوید : خسرو با روحانیان زردشتی متحد شد تا مزدکیان را چاره کند ، لکن نه طبقه‏ روحانیان و نه طبقه اشراف در عهد او به قدرت سابق خود دست نمی‏یافتند
خسرو اول ، بلاشک زردشتی بوده و از سایر پادشاهان ساسانی این امتیاز را دارد که در مسائل مذهبی جمود و تعصب نداشته و نسبت به عقائد مختلفه‏ دینی و مذاهب فلسفی وسعت مشربی نشان می‏داده است ، عیسویان را در مؤسسات عام المنفعه استخدام می‏کرد و در این کا
ر تردیدی به خویش راه‏
نمی‏داد ( ۲ )


پاورقی : ( ۱ ) همان کتاب ، صفحه . ۲۹۵ ( ۲ ) همان کتاب ، صفحه . ۴۴۷


ghadeer.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید