ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پاداش حفظ چشم

بسم الله الرحمن الرحیم


چشم چرانی و پیامدهای آن، پاداش حفظ چشم


یکی از ساده‌ ترین راههای ارتباط با دیگران نگاه کردن است؛ زیرا حواس دیگر انسان هر کدام در جای خود ساکنند و تا چیزی به آنها نرسد در طلب آن بر نمی‌آیند و گرفتار آن نمی‌شوند، ولی چشم از دور و نزدیک همه چیز را صید می‌کند و شعاعش همه اطراف را، تا آنجا که مجال دید است در بر می‌گیرد. بزرگان دین گفته‌اند که ساده‌ ترین راه نفوذ شیطان در وجود انسان و تسخیر قلب او نگاه کردن است.


بر اساس تحقیقات انجام شده درباره انحراف جنسی جوانان، یکی از مهمترین و قوی‌ترین محرکهای غریزه جنسی، نگاههای شهوت انگیز است که در این میان چشم، نقش اصلی را ایفا می‌کند.


اگرچه مناظر شهوت انگیز مصادیق متعدد و فراوانی دارند و دیدن بدن نامحرم، دیدن انواع عکسها،‌ فیلمهای ویدیویی، سینمایی، سی دی‌ها،‌ ماهواره و اینترنت و غیره را در بر می‌گیرد. اما به لحاظ اینکه مردان بیشتر از زنان نسبت به مناظر شهوت‌انگیز حساس هستند بنابراین بطور کلی چشم، دروازه ورود تصورات و اندیشه‌ها به وجود انسان است، در اکثر موارد ما ابتدا چیزی را می‌بینیم و سپس درباره آن می‌اندیشیم و در ذهن آن را پردازش می‌‌کنیم، لذا نگاه، مواد اولیه و مصالح لازم تصورات و تخیلات را فراهم می‌کند. از این رو اگر نگاه، شهوانی و نامشروع باشد، زمینه‌ ساز افکار خطرناک و دردهای روحی و روانی خواهد بود بر اساس تحقیقات، بیشتر موارد خود ارضایی و روابط نامشروع از نگاه‌های حرام آغاز شده است، افرادی که چشم‌های هرزه دارند، همیشه دستخوش رنج‌های روحی و دردهای درونی بی‌شماری می‌شوند که جملگی محصول نگاههای نامشروع و نظربازیهای آنهاست .
چشم چرانی که خود در واقع نوعی از انحرافهای اخلاقی و جنسی
است، به تعبیر روایات اسلامی یک نوع زنا محسوب می‌شود.  چشم‌ چرانی افزون بر تأثیرات روحی و روانی فراوان که مهمترین آنها به تعبیر روایات حسرت، اندوه و گرفتاری در دام فساد و فحشا است دارای عوارض مادی و منشاء بیماری‌های جسمی زیادی نیز می‌باشد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: دشواری تنفس، درد اطراف قلب، ضعف و خستگی عمومی و دائمی بدن، تپش قلب و…
در متون دین اسلام نیز به طور گسترده به زیانهای چشم چرانی و همچنین اهمیت و پاداش کنترل چشم از نگاه‌های حرام پرداخته شده است که ما در این مجال کوتاه به برخی از ‌آنها اشاره می‌کنیم:


۱ـ حسرت و اندوه طولانی


امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «نگاه [شهوت آلود]، تیری مسموم از تیرهای شیطان است و چه بسا نگاه شهوت آلودی که حسرتی طولانی بر جای می‌گذارد» .


امیرمؤمنان علیه السلام نیز در این‌باره می‌فرمایند: «هر فردی که چشم خود را آزاد بگذارد و به هر چیزی نگاه کند، حزن و اندوهش زیاد می‌شود» . و نیز می‌فرمایند: «بسا نهال هوسی که از نیم نگاهی کاشته می‌شود» .& lt;/o:p>


کلام زیبای این دو معصوم را از دو بعد می‌توان مورد بررسی قرار داد، اول: اینکه چه بسا افراد چشم چران با دیدن زنان و دختران زیبا همیشه در حسرت و آرزوی کامجویی از آنان باشند و هیچگاه این امر بر آنان میسر و مقدور نگردد و لذا حسرت و اندوه همیشگی برای آنها به وجود آید.


دوم: اینکه ممکن است آدمهای چشم چران در مقام مقایسه زنان خود با زنان و دختران کوچه و بازار برآیند و همیشه در این قیاس همسران خود را ناقص و زشت ببینند و از انتخاب همسر خود برای زندگی پشیمان و محزون گردند غافل از اینکه اگر با آنها هم ازدواج کند باز هم زنانی زیباتر از آنان یافت خواهد شد.


داستان: مرد در بستر مرگ افتاده بود و ثانیه‌های آخر عمر را می‌گذراند. به سختی نفس می‌کشید، دست و پایش از ترس و وحشت می‌لرزید، رنگش زرد گشته بود، مثل اینکه خون در رگهایش منجمد شده بود دوستانش که این حال رقت بار را از او دیدند و دریافتند که مرگش حتمی است، شهادتین را به او تلقین می‌کردند و می‌گفتند: بگو اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله؛ ولی او باصدایی آرام و شکسته می‌گفت: کجاست‌ آن زن زیبایی که سراغ حمام را می‌گرفت! دوباره شانه‌هایش را تکان می‌دادند که شاید متوجه شود و شهادتین را بر زبان جاری کند ولی مثل اینکه در عالم حسرت و اندوه غوطه ور بود و مرتب می‌گفت: ک
جاست آن زن زیبایی که سراغ حمام را می‌گرفت! اصلا نمی‌توانست شهادتین را بگوید و با همان حال اسفناک در اوج حسرت و اندوه از دنیا رفت. بعد از مرگش این سؤال برایم باقی ماند که: این چه جملاتی بود که به ‌جای شهادتین می‌‌گفت، تا اینکه روزی این مسأله را از یکی از دوستان صمیمی‌اش پرسیدم، گفت: راستش را بخواهی وقتی اکبر آقا جوان بود و سرشار از شور جوانی؛ به چشم چرانی و نظربازی عادت کرده بود.از قضا روزی که بر سر کوچه ایستاده بود و مردم کوچه و بازار را دید می‌زد زن زیبا و عفیفی که به دنبال حمام می‌گشت و راه را گم کرده بود به طرف او می‌رود و از او می‌پرسد: ببخشید آقا! می‌شود راه حمام زنانه را به من نشان دهید.


اکبر آقا نگاهی به زن جوان می‌کند و دلش به شدت می‌لرزد و با تمام وجود شیفته او می‌شود؛ چرا که آن زن، زیباترین زنی بود که تا به حال دیده بود.


اکبر آقا هم فوراً در نیمه باز خانه خودش را به عنوان حمام به آن زن نشان می‌دهد. زن در کمال سادگی، داخل خانه می‌شود، اکبر آقا هم بلافاصله وارد خانه می‌شود و در را می‌بندد. زن بیچاره که دیگر هیچ راه فراری برای خود نمی‌بیند و خودش را در چنگال اکبر اسیر می‌بیند، می‌گوید: حقیقت این است که منم بدم نمی‌آید ساعتی را با شما باشم ولی من هم کثیفم و هم گرسنه‌، بهتر است شما مقداری غذا تهیه کنید و من هم به حمام بروم و خودم را برای شما مهیا شما کنم، اکبر آقا که تمایل و اشتیاق زن را می‌بیند اجازه می‌دهد زن به حمام برود. اما دیگر هرچه انتظار می‌کشد زن بر نمی‌گردد. بعدها اکبر آقا می‌گفت سالیان درازی است که بر سر کوچه می‌نشینم و انتظار آن زن زیبا را می‌کشم و از اعماق دل، حسرت و افسوس می‌خورم
که چرا او را از دست دادم.


آری! همین افسوس و اندوه طولانی بود که موقع مرگ، گریبان او را گرفته بود و نمی‌گذاشت شهادتین را بگوید .
۲ـ انحراف و هلاکت:


خداوند متعال در حدیثی قدسی درباره چشم چرانی می‌فرمایند: نگاه اول (تصادفی) مال توست ولی نگاه دوم به ضرر و زیان توست و نگاه سوم باعث انحراف و هلاکت تو است .


۳ـ غرق شدن در فتنه


امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: نگاه بعد از نگاه، شهوت و میل جنسی را در دل می‌رویاند و همین برای غرق شدن صاحبش در فتنه کافی است .


در این روایت امام، فساد جنسی را معلول نگاه‌های مکرر همراه با شهوت و چشم چرانی معرفی می‌فرمایند. در این باره امیرمؤمنان علیه السلام نیز می‌فرمایند: نگاه حرام راهنمای فتنه‌هاست


داستان: تابستان سال گذشته بود که به شمال رفته بودیم و من مثل هزاران دختر دیگر بی‌خیال و چموش به دنبال چشمانی می‌گشتم که با محبت و عاشقانه نگاهم کند، به هر پسر جوانی چشم می‌دوختم و به دقت براندازش می‌کردم.
سرانجام در یک مهمانی بر سر سفره، جوانی نظرم را جلب کرد،‌ من دائما به او نگاه می‌کردم و او هم مات و مبهوت به من خیره شده بود، با یک لبخند رضایت بخش از طرف من آشنایی ما شروع شد. چند روزی بیشتر از آشنایی و دوستی ما نگذشته بود که سامان به گونه‌ای باور نکردنی با چرب زبانی‌های زیرکانه اعتماد و اطمینان مرا جلب کرد، و من در کنار او احساس آرامش و خوشبختی می‌کردم وقتی با هم بودیم از همه چیز و همه کس صحبت می‌کردیم و من بی‌خبر از همه جا، دور نمای یک زندگی زیبا را در کنار او، در ذهنم مجسّم می‌کردم.


مدتی بود که در اثر خیالبافیهای دخترانه کم خواب شده بودم و شبها تا دیر وقت با رؤیای
یک زندگی شیرین در کنار سامان نمی‌خوابیدم. بعد از ظهر یک روز گرم که با سامان قدم می‌زدیم، از بی‌خوابیها و رؤیا بافیهایم با او حرف زدم، او هم با مهربانی و دقت گوش می‌کرد. وقتی حرفم تمام شد،‌ چند عدد قرص از جیبش بیرون آورد و گفت: من هم گاهی دچار بی‌خوابی می‌شوم، اما این قرصها نجاتم می‌دهد! و چند عدد قرص به من داد و از هم خداحافظی کردیم. شب که شد دوباره بی‌خوابی به سراغم آمد و من یکی از قرصها را خوردم که این آغاز اعتیاد من بود.


بعد از آنکه به تهران برگشتیم، دوستی من و سامان ادامه یافت، دیگر به قرصهایی که از او می‌گرفتم عادت کرده بودم و بدون‌ آنها، همه وجودم درد می‌گرفت. یک شب که در خیابان قدم می‌زدیم من از او چند عدد قرص خواستم او مرا به خانه خودشان دعوت کرد تا در آنجا قرصها را به من بدهد. من هم بی خبر از همه جا به خانه آنها رفتم و آن شب با نیرنگهای سامان و اعتماد و نفهمی من، دامنم نیز آلوده شد. بعد از آن من یک معتاد شده بودم کم کم با راهنمایی‌های سامان به هروئین روی آوردم دیگر تمام فکر و ذهنم تهیه مواد شده بود و هیچ چیز جز هرئین برایم مهم نبود کم کم برای تهیه مواد به خودفروشی و هرزگی روی آوردم.
حالا دیگر یک هروئینی کثیف و آلوده دامن هستم که نه در خانه جا دارم و نه در اجتماع. به خدا از خودم و زندگی نکبت بارم خسته شده‌ام، وقتی کتاب سوخته زندگیم را ورق می‌زنم می‌بینم خودم مقصر بودم؛ چرا که اگر جلوی چشمانم را می‌گرفتم، هیچ وقت اسیر گرگ انسان نمایی چون سامان و چنگالهای خانمان سوز اعتیاد نمی‌شدم .


۴ـ فساد جنسی


امام رضا علیه السلام می‌فرماید: نگاه کردن به موهای زنان شوهردار و غیر آنها (از دختران و زنان بدون شوهر) حرام شده است؛ به دلیل این که این‌ گونه نگاه‌ها،‌ باعث تحریک جنسی مردان می‌گردد، و تهییج و تحریک، باعث فساد جنسی و انجام کارهای حرام و ناشایست می‌شود .


۵ـ رویش فسق و دوری از مسیر هدایت


نقل شده است که حضرت عیسی علیه السلام به حواریین فرمودند: «از نگاه کردن به دختران اجتناب کنید، زیرا این نگاه، بذر شهوت و تمایلات جنسی است و باعث رویش فسق (در وجود انسان) می‌شود» .


در لسان العرب «فسق» به گناه و ترک دستورات خدا و
انحراف از مسیر حق معنا گردیده است. چه بسا انسان با چشم چرانی ونگاه به زنان و دختران آنچنان اسیر و پایبند شهوت شود که از دین خدا و مسیر هدایت خارج گردد و تمام فکر و ذکرش ارضای غریزه‌ جنسی شود.


داستان: حدود سی سال بود که بالای مناره مسجد محله می‌رفت و اذان می‌گفت، همه اهالی به صدای او عادت کرده بودند و با بانگ الله اکبر او، سحرها از خواب بیدار می‌شدند، و به نماز می‌ایستادند.


او که جوانی خود را در خادمی مسجد سپری کرده بود انسانی محترم و آبرومند بود مردم نیز با کمکهایشان زندگی یک نفره او را تأمین می‌کردند. او هم مردی قانع و خویشتن‌دار بود و همه کارهای مسجد را انجام می‌داد.


دو سه روزی بود که خیلی با کسی صحبت نمی‌کرد و دائما در فکر فرو رفته بود، اذان را به موقع نمی‌گفت، مثل اینکه مسأله مهمی ذهنش را مشغول کرده بود. من که با او رابطه خوبی داشتم یک روز بعد از نماز ظهر و عصر کنارش نشستم و گفتم: حاجی! چیزی شده؟ خیلی تو فکری، می‌توانم کاری برایت انجام دهم.


گفت: چه بگویم راستش را بخواهی چند روزی است که اسیر دل شده‌ام و می‌خواهم ازدواج کنم.


من که تا حالا از این حرفها از او نشنیده بودم بلافاصله گفتم: این که خیلی خوب است. دیگر از تنهایی هم در می‌آیی و به زندگی‌ات سر و سامانی می‌دهی.


آهی کشید و گفت: آخر می‌دانی داستان من چیست؟؟ در این چهل سال عمر عاشق و دلباخته نشدم و اصلا به فکر ازدواج نبودم اما حالا که عاشق شده‌ام، فریفته یک دختر مجوسی گشته‌ام!!


گفتم: حاجی! دست بردار چیزی که زیاد است دختر نجیب و مسلمان، حالا چرا عاشق دختر مجوسی شدی؟!
گفت: خدا را گواه می‌گیرم که سی سال اذان گفتم ولی از بالای مناره مسجد خانه‌های اطراف را نگاه نکردم ولی چند روز پیش که برای گفتن اذان ظهر به بالای مناره مسجد رفته بودم با خودم گفتم برای یک بار هم که شده به خانه‌های اطراف مسجد نگاهی بکنم.


ناگهان داخل حیاط یکی از خانه‌ها
چشمم به دختری زیبا افتاد که مشغول استحمام بود، دیدن آن زن همان و عاشق شدن من همان، از آن روز به بعد نمی‌دانم چگونه نماز می‌خوانم همیشه و همه جا تصویر زیبای آن دختر در مقابل چشمانم بود، تا اینکه به فکر افتادم بروم و از او خواستگاری کنم، همه مصیبتها وقتی شروع شد که پدر آن دختر گفت: ما مجوسی هستیم و اگر بخواهی دخترمان را به تو بدهیم باید تو هم مجوسی بشوی!


همین که این مطلب را شنیدم گفتم: حاجی تو می‌خواهی چه کار کنی؟!


گفت: هر چقدر با خودم فکر کردم و خواستم فکر آن دختر را از دلم بیرون کنم نتوانستم، دوباره به در خانه آنها رفتم هر چقدر التماس کردم که شرط مجوسی شدن من را بردارند و از آن صرفنظر کنند، قبول نکردند که نکردند.
حال، به این نتیجه رسیده‌ام که به ظاهر از دین اسلام دست بردارم و به آداب آنها، دختر را به عقد خودم در آورم، آنگاه دوباره مسلمان بشوم و از این کار توبه ‌کنم. گفتم: دست بردار! این‌ها نقشه‌های شیطان است مبادا دین و ایمانت را به خاطر آن دختر از دست بدهی…


یک هفته‌ای بود که من در مسافرت بودم وقتی برگشتم به صحنه عجیبی برخوردم دیدم اعلامیه مجلس ترحیم مؤذن به دیوار مسجد است، دیگر توان حرکت نداشتم از  کاسب محله که دکانش مقابل مسجد بود پرسیدم: چی شده؟! مؤذن چطور مرد؟
گفت:
مگر خبر نداری؟!


گفتم: نه! من یک هفته نبودم و از همه جا بی‌خبرم؟


گفت: حدود شش روز پیش مؤذن با یک دختر مجوسی ازدواج کرد و در شب عروسی که می‌خواست به وصال دختر برسد سکته کرد و مرد و الان هم سه روز است که از تدفین او می‌گذرد!!


آهی کشیدم و با خودم گفتم: خدایا به تو پناه می‌برم که چگونه انسان با یک نگاه همه دینش را از دست می‌دهد ؟!


پاداش حفظ چشم


شایسته است
در پایان این قسمت اندکی از پاداش و آثار حفظ چشم بر اساس روایات اسلامی سخن بگوییم تا دریابیم با حفظ چشم نه تنها از خطرهای بزرگی در امان می‌مانیم بلکه چه فضیلت‌های با ارزشی را کسب خواهیم نمود:
رسول گرامی اسلام
e فرمودند: «هیچ مرد مسلمانی نیست که نگاهش به زنی بیفتد و چشم خود را پایین اندازد، مگر این که خداوند متعال به او توفیق عبادتی را می‌دهد که شیرینی آن را در دل خویش بیابد» .


و نیز در روایت دیگری، آن حضرت حفظ چشم را از نگاه به نامحرم، سبب درک حلاوت ایمان بیان نموده‌اند .
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «هر کس نگاهش به زنی بیفتد و چشم خود را به طرف ‌‌آسمان کند یا آن را بر هم نهد، هنوز چشم برهم نزده است که خداوند از حورالعین به ازدواج او در می‌آورد» .


امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «کسی که چشم خود را پایین اندازد، دلش را آسوده گرداند» .


و نیز می‌فرمایند: «هر که نگاه‌هایش پاک باشد، اوصافش نیکو
شود».


از امیرمؤمنان علیه السلام سوال شد: برای حفظ چشم از گناهان از چه وسیله‌ای می‌توان کمک گرفت؟ امام فرمود: «با در نظر گرفتن قدرت خداوندی که بر نهانی‌های تو آگاه است» .


www.sibtayn.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید