ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

زندگینامه حضرت هود علیه السلام

وَ إِلى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ یَقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکم مِّنْ إِلَهٍ غَیرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلا مُفْترُونَ(۵۰)
یَقَوْمِ لا أَسئَلُکمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِى إِلا عَلى الَّذِى فَطرَنى أَ فَلا تَعْقِلُونَ(۵۱)
وَ یَقَوْمِ ا
ستَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السمَاءَ عَلَیْکم مِّدْرَاراً وَ یَزِدْکمْ قُوَّهً إِلى قُوَّتِکُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مجْرِمِینَ(
۵۲)
قَالُوا یَهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَیِّنَهٍ وَ مَا نحْنُ بِتَارِکى ءَالِهَتِنَا عَن قَوْلِک وَ مَا نحْنُ لَک بِمُؤْمِنِینَ(۵۳)
إِن نَّقُولُ إِلا اعْترَاک بَعْض ءَالِهَتِنَا بِسوءٍ قَالَ إِنى أُشهِدُ اللَّهَ وَ اشهَدُوا أَنى بَرِى ءٌ مِّمَّا تُشرِکُونَ(۵۴)
مِن دُونِهِ فَکِیدُونى جَمِیعاً ثُمَّ لا تُنظِرُونِ(۵۵)
إِنى تَوَکلْت عَلى اللَّهِ رَبى وَ رَبِّکم مَّا مِن دَابَّهٍ إِلا هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِیَتهَا إِنَّ رَبى عَلى صِرَطٍ مُّستَقِیمٍ(۵۶)
فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکم مَّا أُرْسِلْت بِهِ إِلَیْکمْ وَ یَستَخْلِف رَبى قَوْماً غَیرَکمْ وَ لا تَضرُّونَهُ شیْئاً إِنَّ رَبى عَلى کلِّ شىْءٍ حَفِیظٌ(&l t;SPAN lang=FA style=”FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman’; mso-bidi-language: FA”>۵۷)
وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نجَّیْنَا هُوداً وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِّنَّا وَ نجَّیْنَهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ(۵۸)
وَ تِلْک عَادٌ جَحَدُوا بِئَایَتِ رَبهِمْ وَ عَصوْا رُسلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ(۵۹)<SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'"&g t;
وَ أُتْبِعُوا فى هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیَمَهِ أَلا إِنَّ عَاداً کَفَرُوا رَبهُمْ أَلا بُعْداً لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ(۶۰)
۵۰٫ و نیز (ما) به سوى عاد برادرشان هود را فرستادیم و او به قوم خود گفت : اى قوم ، خدا را بپرستید که هیچ معبودى غیر او ندارید و بجز افترا هیچ دلیلى بر خدایى خدایانتان وجود ندارد.
۵۱٫ اى مردم ، من از شما در برابر دعوتم مزدى نمى خواهم . پاداش من جز به عهده خدایى که مرا آفریده ، نیست . آخر چرا تعقل نمى کنید؟
۵۲٫ (و نیز گفت ) اى مردم ، از پروردگارتان طلب مغفرت نموده سپس برگردید تا باران سودمند آسمان را پى درپى به سویتان بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید و زنهار، به ناکارى و عصیان روى از خداى رحمان مگردانید.
۵۳٫ گفتند: اى هود، تو بر نبوت خود شاهدى براى ما نیاوردى و ما هرگز به خاطر گفتار تو از خدایانمان دست بر نداشته و به تو ایمان نخواهیم آورد.
۵۴٫ و جز این درباره تو نظر نمى دهیم که به نفرین بعضى از خدایان ما دچار بیمارى روانى شده اى . هود گفت : من الله را شاهد دارم و خود شما نیز شاهد باشید که من از شرک ورزیدنتان بیزارم .
۵۵٫ شما همه دست به دست هم داده با من هر نیرنگى که مى خواهید، بزنید و بعد از اخذ تصمیم مرا مهلتى ندهید.
۵۶٫ من بر خدا، پروردگار خود و پروردگار شما، توکل و اعتماد دارم ؛ پروردگارى که هیچ جنبنده اى نیست مگر آنکه زمام اختیارش به دست اوست ، چون سنت او در همه مخلوقات واحد و صراط او مستقیم است .
۵۷٫ و در صورتى که از پذیرفتن دعوتم اعراض کنید، من رسالت خود را به شما رساندم و آنچه براى ابلاغ آن به سوى شما گسیل شده بودم ، ابلاغ نمودم . (شما اگر نپذیرید) پروردگارم قومى غیر شما را مى آفریند تا آن را بپذیرند؛ و شما به خدا ضررى نمى زنید، چون پروردگار من نگهدار هر موجودى است (او چگونه از ناحیه شما متضرر مى شود؟)
۵۸٫ همین که فرمان عذاب ما صادر شد و عذابمان نازل گردید، هود و گروندگان به وى را مشمول رحمت خود نموده ما نجات دادیم و براستى از عذابى غلیظ و دشوار نجات دادیم .
۵۹٫ و این قوم عاد که اثرى به جاى نگذاشتند، آیات پروردگارشان را انکار نموده فرستادگان او را نافرمانى کردند و گوش به فرمان هر جبارى عناد پیشه دادند (و در نتیجه از پروردگار خود غافل شدند).
۶۰٫ نتیجه اش این شد که براى خود لعنتى در دنیا و آخرت به جاى گذاشتند و خلاصه این سرگذشت این شد که قوم عاد به پروردگار خود کفر ورزیدند و گرفتار این فرمان الهى شدند که مردم عاد، قوم و معاصر هود پیامبر، از رحمت من دور باشند.
(از سوره مبارکه هود)


گفتارى پیرامون داستان هود (ع )
۱</B&g t;عاد، قوم هود (ع)
اما قوم او مردمى عرب از انسانهاى ما قبل تاریخ بوده و در جزیره زندگى مى کرده اند، و آنچنان منقرض شده اند که نه خبرى از آنها باقى مانده و نه اثرى ، و تاریخ از زندگى آنان جز قصه هایى که اطمینانى به آنها نیست ضبط نکرده و در تورات موجود نیز نامى از آن قوم برده نشده است .
و آنچه قرآن کریم از سرگذشت این قوم آورده چند کلمه است : یکى اینکه قوم عاد، (که چه بسا از آنان به تعبیر عاد اولى نیز تعبیر شده ، و از آن به دست مى آید که عاد دومى نیز بوده ) مردمى بوده اند که در احقاف زندگى مى کردند و “احقاف “ که جمع “حقف “ (شنزار و ناهموار) است و در کتاب عزیز خدا نامش آمده ، بیابانى بوده بین عمان و سرزمین مهره (واقع در یمن و بعضى گفته اند: بیابان شنزار ساحلى بوده بین عمان و حضر موت و مجاور سرزمین ساحلى شجر. و ضحاک گفته : احقاف
نام کوهى است در شام . و این نام در سوره احقاف ، آیه
۲۱ آمده و از آیه شریفه ۶۹ از سوره اعراف و آیه ۴۶ سوره ذاریات برمى آید که این قوم بعد از قوم نوح بوده اند.
و از آیه ۲۰ سوره قمر، آیه ۷ سوره الحاقه استفاده مى شود که : آنها مردمى بوده اند بلند قامت چون درخت خرما، و از آیه ۶۹ سوره اعراف برمى آید که : مردمى بوده اند بسیار فربه و درشت هیکل ، و از آیه ۱۵ سوره سجده و آیه ۱۳۰ سوره شعراء برمى آید: مردمى بوده اند سخت نیرومند و قهرمان ، و از آیات سوره شعراء و سوره هایى غیر آن بر مى آید که : این قوم براى خود تمدنى داشته و مردمى مترقى بوده اند داراى شهرهایى آباد و سرزمینى حاصلخیز و پوشیده از باغها و نخلستان ها و زراعت ها بوده اند و در آن عصر مقامى برجسته داشته اند و در پیشرفتگى و عظمت تمدن آنان همین بس که در سوره فجر درباره آنان فرموده : “الم تر کیف فعل ربک بعاد ارم ذات العماد التى لم یخلق مثلها فى البلاد”
و این قوم بطور دوام ، غرق در نعمت خدا و متنعم به نعم او بودند تا اینکه وضع خود را تغییر دادند و مسلک بت پرستى در بینشان ریشه دوانیده و در هر مرحله اى براى خود بتى به عنوان سرگرمى ساختند و در زیر زمین مخزنهاى آب درست کردند به امید اینکه جاودانه خواهند بود، و طاغیان مستکبر خود را اطاعت مى کردند، خداى تعالى به خاطر همین انحرافهایشان برادرشان هود (علیه السلام ( را مبعوث کرد تا به سوى حق دعوتشان نموده ، و ارشادشان کند به اینکه : خداى تعالى را بپرستند و بتها را ترک گویند و از استکبار و طغیان دست برداشته به عدل و رحمت در بین خود رفتار کنند.
هود (علیه السلام ) در پند و اندرز آنان نهایت سعى را کرد و خیرخواهى خود را به همه نشان داد، راه را برایشان روشن و از بیراهه مشخص کرد و هیچ عذرى براى آنان باقى نگذاشت ، با این حال مردم خیرخواهى آن جناب را با اباء و امتناع مقابله کردند و با انکار و لجبازى با او روبرو شدند، و بجز عده کمى ایمان نیاوردند و اکثریت جمعیت بر دشمنى و لجبازیهاى خود اصرار ورزیدند و نسبت سفاهت و دیوانگى به آن حضرت دادند، و اصرار و پافشارى کردند که
آن عذابى که ما را از آن مى ترسانى و به آن تهدید مى کنى بیاور، آن جناب در پاسخ این اصرار و شتابزدگى آنان مى فرمود: “انما العلم عند اللّه و ابلغکم ما ارسلت به و لکنى اریکم قوما تجهلون “

چیزى نگذشت که خداى تعالى عذاب را بر آنان نازل کرد به این صورت که بادى عقیم از باران (باد بدون باران ) به سوى آنها گسیل داشت ، بادى که در سر راه خود هیچ چیزى بر جاى نگذاشت ، همه را مانند استخوان پوسیده کرد، بادى صرصر (داراى صدایى مهیب ) و در ایامى نحس به مدت هفت شب و هشت روز پشت سر هم وزید که اگر آنجا بودى ، مى دیدى که مردم به حال غش افتاده اند، گویى تنه هاى خرماى سرنگون شده اند، بادى که مردم بلند بالاى آن قوم را مانند نخل منقعر (کنده شده ) از جاى مى کند.
قوم عاد در آغاز آنچه از این باد دیدند خیال کردند ابرى است که براى باریدن به سویشان مى آید لذا به یکدیگر بشارت و مژده داده و مى گفتند: “عارض ممطرنا – ابرى است که ما را سیراب خواهد کرد” ولى اشتباه کرده بودند بلکه این همان عذابى بود که در آمدنش شتاب مى کردند، بادى بود که عذابى الیم با خود مى آورد عذابى که به امر پروردگارش هر چیزى را نابود مى ساخت و آن چنان نابود مى ساخت که کمترین اثرى از خانه هاى آنان باقى نگذاشت ، در نتیجه خداى تعالى تا آخرین نفر آن قوم را هلاک کرد و به رحمت خود هود و مؤ منین به وى را نجات داد.


۲شخصیت معنوى هود
هود )ع ) خودش از قوم عاد دومین پیغمبر
ى بود که براى دفاع از حق و سرکوبى و ابطال کیش وثنیّت قیام کرده ، البته دومین نفرى که قرآن کریم سرگذشتش را نقل کرده و محنتها و آزارى که در راه خداى سبحان دیده حکایت نموده است ، آرى قرآن کریم آن جناب را به همان ستایش که انبیاء گرام خود را ستوده ، ستایش کرده و در همه ذکر خیرهاى خود از آن حضرات ، وى را شرکت داده است ، سلام خدا بر او باد
.


روایات درباره داستان هود (ع ) و قوم او
و در روایات وارده از ائمه اهل بیت )علیهم السلام ) نیز آمده که خانه ها و بلاد قوم عاد در بیابان بود و داراى زراعتى گسترده و باغ هاى خرما بودند، عمرهایى طولانى و هیکل هایى بلند داشتند و بتان را مى پرستیدند، خداى تعالى جناب هود (علیه السل
ام ) را به سوى آنان مبعوث کرد تا به اسلام و خلع شرکائى که براى خدا درست کرده بودند دعوتشان کند، مردم زیر بار نرفته و به آن جناب ایمان نیاوردند، در نتیجه خداى تعالى آسمان را از باریدن باران بر آنان بازداشت ، هفت سال باران بر آنان نبارید تا دچار قحطى شدند
… .
مساءله نیامدن باران براى قوم عاد از طرق اهل سنت از ضحاک نیز روایت شده که او گفته است : سه سال باران نبارید، هود به مردم فرمود: “استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدرارا – از پروردگارتان طلب مغفرت نموده پس از شرک ورزیدن توبه کنید تا خدا باران را به سوى شما گسیل دارد” اما آنها زیر بار نرفتند و همچنان به شرک خود ادامه دادند.
این را هم باید دانست که روایات درباره داستان هود و عاد بسیار وارد شده اما مشتمل بر امورى است که به هیچ راهى نمى توان اصلاحش کرد، نه از طریق قرآن کریم و نه از طریق عقل و اعتبار، و به همین جهت از ذکر آن روایات صرفنظر کردیم .
و نیز اخبارى دیگر از طرق شیعه و اهل سنت آمده که بیانگ
ر وضع باغى است که در این قوم بوده و مردى به نام “شداد” پادشاه آنان آن را پدید آورده بودند و این روایات همان است که در تفسیر آیه شریفه “ارم ذات العماد التى لم یخلق مثلها فى البلاد” وارد شده
.
در کتاب کمال الدین و روضه کافى ، با ذکر سند روایتى از ابو حمزه ثمالى از ابى جعفر محمد بن على باقر (علیه السلام ) آورده ، که در ضمن آن فرموده : نوح (علیه السلام ) خبر داده بود که خداى تعالى پیامبرى مبعوث مى فرماید به نام هود و او قوم خود را به سوى خداى عزوجل مى خواند و مردم او را تکذیب مى کنند، و خداى تعالى ایشان را به وسیله باد هلاک مى کند، پس ‍ زنهار که هر یک از شما او را درک کرد از تکذیبش بپرهیزد و به وى ایمان آورد و حتما پیرویش کند، چون خداى تعالى او را از عذاب باد نجات مى دهد.
نوح (علیه السلام ) به فرزندش “سام “ سفارش کرد که با این وصیت در رأ س هر سالى تجدید عهد کند، سام این کار را مى کرد، و آن روز را در هر سال عید مى گرفتند و آن روز را در انتظار روزى که هود مبعوث شود به سر مى بردند. همین که خداى تبارک و تعالى هود را مبعوث فرمود، به علم و ایمان و میراث علمى گذشتگان و نیز به اسم اکبر و آثار علم نبوت ، که نزدشان بود نگریستند و دیدند که هود پیغمبر است و پدر بزرگشان نوح (علیه السلام ) به آمدن وى بشارتشان داده ، پس به وى ایمان آورده و تصدیقش نموده پیرویش کردند و از عذاب باد نجات یافتند، اینجاست که خداى تعالى مى فرماید: “و الى عاد اخاهم هودا” و نیز مى
فرماید: “کذبت عاد المرسلین اذ قال لهم اخوهم هود الا تتقون
“.


http://ale-mohammad.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید