ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

دموکراسی امام علی علیه السلام

امیرالمؤمنین با خوارج در منتهى درجه آزادى و دموکراسى رفتار کرد . او خلیفه است و آنها رعیتش , هر گونه اعمال سیاستى برایش مقدور بود اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتى سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد , به آنها نیز همچون سایر افراد مى نگریست . این مطلب در تاریخ زندگى على عجیب نیست اما چیزى است که در دنیا کمتر نمونه دارد . آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عق
یده آزاد با آنان روبرو مى شدند و صحبت مى کردند , طرفین استدلال مى کردند , استدلال یکدیگر را جواب مى گفتند . شاید این مقدار آزادى در دنیا بى سابقه باشد که حکومتى با مخالفین خود تا این درجه با دموکراسى رفتار کرده باشد . مىآمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازیت ایجاد مى کردند . روزى على امیرالمؤمنین بر منبر بود . مردى آمد و سئوالى کرد . على بالبدیهه جواب گفت . یکى از خارجیها از بین مردم فریاد زد : قاتله الله ما افقهه (خدا بکشد این را , چقدر دانشمند است) , دیگران خواستند متعرضش شوند اما على فرمود رهایش کنید او به من تنها فحش داد .


خوارج در نماز جماعت به على اقتدا نمى کردند زیرا او را کافر مى پنداشتند . به مسجد مى آمدند و با على نماز نمى گذاردند و احیانا او را مى آزردند . على روزى به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا کرده اند .


یکى از خوارج به نام ابن الکواء فریادش بلند شد و آیه اى را به عنوان کنایه به على بلند خواند : و لقد اوحى الیک و الى الذین من قبل
ک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین (۱) .


این آیه خطاب به پیغمبر است که به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو وحى شد که اگر مشرک شوى اعمالت از بین مى رود و از زیانکاران خواهى بود . ابن الکواء با خواندن این آیه خواست به على گوشه بزند که سوابق تو را در اسلام مى دانیم , اول مسلمان هستى , پیغمبر تو را به برادرى انتخاب کرد , در لیله المبیت فداکارى درخشانى کردى و در بستر پیغمبر خفتى , خودت را طعمه شمشیرها قراردادى و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست , اما خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرک بشوى اعمالت به هدر مى رود , و چون تو اکنون کافر شدى اعمال گذشته را به هدر دادى .


على در مقابل چه کرد ؟ ! تا صداى او به قرآن بلند شد سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند . همین که به آخر رساند , على نماز را ادامه داد . باز ابن الکواء آیه را تکرار کرد و بلا فاصله على سکوت نمود .


على سکوت مى کرد چون دستور قرآن است که :


اذا قرىء القرآن فاستمعوا له و انصتوا (۲) .


(هنگامى که قرآن خوانده مى شود گوش فرا دهید و خاموش شوید).و به همین دلیل است که وقتى امام جماعت مشغول قرائت است مأمومین باید ساکت باشند و گوش کنند .


بعد از چند مرتبه اى که آیه را تکرار کرد و مى خواست وضع نماز را به هم زند , على این آیه را خواند :


فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون (۳) .


( صبر کن وعده خدا حق است و خواهد فرا رسید . این مردم بى ایمان و یقین , تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند) .&lt ;/o:p>


دیگر اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد (۴) .


________________________________________


1 – سوره زمر , آیه ۶۵ .


2 – سوره اعراف , آیه ۲۰۴ .


3 – سوره روم , آیه ۶۰ .


4 – ابن ابى الحدید , ج ۲ , ص ۳۱۱ .


کتاب جاذبه و دافعه علی (ع)، شهید مرتضی مطهری


http://iranika.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید