تئاتر دورهمی

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

«بررسی وضعیت تئاترامروز  در ایران و استقبال مردم»


شعار امسال جشنواره ی تئاتر فجر، آن چه در تزئینات و کنار هر نوشته ای از تئاترهای  امسال دیده می شد، جمله ی تئاتر برای همه بود. شعاری که نه فقط امسال، چند وقتی هست که از محافل مدیریت تئاتری شنیده می شود. تئاتر برای همه. تئاتر برای همه مردم .


عبارت دیگری که بعد از این جمله می شنویم آشتی با تئاتر است. نمی دانم کی مردم با تئاتر خیلی دوست بوده اند، که حالا سببی پیدا کنیم تا دوباره قهر طولانی مدت، به آشتی دوباره تبدیل شود. این جمله را هم بسیار شنیده ایم که ایران، تهران نیست با این وجود چند شهر ایران امکان اجرای درخور نمایش ها را دارد؟


چند سالن استاندارد در جاهای دیگر غیر از تهران وجود دارد که تئاتر برای همه بشود؟ در جشنواره ی امسال شاهد اجراهایی در شهرستان ها بودیم اما آیا ظرفیت استقبال تماشاچی از اجراهای طولانی در غیر از تهران وجود دارد. اجراهایی که با کمک مالی دولتی صور
ت نگیرد و به عنوان رویکردی مستقل توجیه اقتصادی پیدا کند
.


همه ی این ها از تئاتر هنری نه برای همه که محفلی نیمه خصوصی ساخته است. تئاتر امروز در ایران تئاتر دور همی است.


ظرفیت اجراهای غیر از تهران در حد همان یکی دو اجرای قالب فستیوالی آن است. شاید در جواب این مطلب مطرح شود که بلیط های جشنواره ی تئاتر همه از قبل پیش فروش شده بود و حتی در اجرای نمایش های دانشجویی هم جایی برای نشستن باقی نمی ماند خیلی هابه ناچار روی زمین می نشستند و گروهی هم ایستاده شاهد نمایش ها بودند.


به هر حال باید به وضعیت حاضر راضی و حتی شادمان بود. بعضی وقت ها شرایط طوری می شود که بایدبه موقعیت کنونی بسنده کرد و امیدوار بود که وضع از این بدتر نشود ولی این سوال هم وجود دارد که تأثیر تئاتر به عنوان مادر هنرهای نمایشی چه می شود؟ آیا مثل گذشته، تربیت دراماتیک افراد در تئاتر به زمینه های دیگر منتقل می شود یا نه؟ یا همان بلیط هایی که ادعا می شود همه پیش فروش می شوند از طرف چه کسانی خریداری می شود؟ غیر از این است که دانشجوهای تئاتر و عاشقان بازیگری که بیشتر از جوانان هستند و امید به راهیابی به فضای تئاتر و سینما دارند، قسمت عمده ی این مخاطبین هستند. تئاتر دور همی همین طور است. حلقه ای که از درون، برخی به انگیزه ای یا سفارشی کاری به روی صحنه می برند و دیگران همان هایی که در آن حلقه هستند، جمعیت مخاطب را تشکیل می دهند والا مثل سینما، اجرای نمایش صحنه ای به عُرف یا اتفاقی اجتماعی تبدیل نمی شود. فرهنگ تئاتر در بررسی جامعه شناسانه اش تنها یک فرهنگ اجتماعی نیست حتی خرده فرهنگ هم نمی شود. تئاتر مثل تلویزیون و سینما برای مردم، معتبر نیست.


گروه بسیاری از اهال تئاتربه جهت ویژگی ذاتی تئاتر در نمادگرایی،به تئاتر تجربی روی می آورندکه برای همه ی مخاطبین جذاب و در برخی مواقع قابل درک نیست


اعتبار یعنی مردم مثل فیلمی که اکران می شود مثل سریالی که هر هفته یا هر شب پخش می شود دنبال خبر اجرای آن باشند درباره ی آن حرف بزنند برنامه ی مشخص تئاتر رفتن و تئاتر دیدن داشته باشند. دست خانواده یشان را بگیرند و بلیط بخرند و تئاتر بروند. در این میان نمایش هایی هستند که همه ی اقشار و گروها و سنین را جذب کنند. به جا مانده ی تئاترهای لاله زاری، سیاه بازی ها و روحوضی ها. نمایش هایی که غیر از تهران در اصفهان هم مشتری دارد. ولی قطعاً همه ی تئاتر این نیست و فقط این گونه ی خاص قرار نیست تئاتر برای همه باشد& lt;/SPAN>.


تا چند سال پیش برای کسانی که در سینما و تلویزیون کار می کردند اشراف و یا دست کم آشنایی با ریشه های هنر دراماتیک از الزامات بود. در تمام زمینه ها، افراد برجسته و حتی متوسط، تجربه و اندوخته ی دانشی از تئاتر داشتند. اما این امر در این سال ها مغفول مانده. با نظر به ساخته های تلویزیون در دهه های گذشته حضور دانش آموختگان تئاتر در فیلم ها، سریال ها و تله تئاترها به خوبی دیده می شد.


سلطان و شبان، امیرکبیر، هزاردستان و … همه از دل گروه های تئاتری شکل گرفت بازیگران، کارگردان ها و نویسنده ها با اشراف به تئاتر، تجربه های سینمایی و تلویزیونی داشته اند. در سطور قبل از دانش دراماتیک و نه هنر دراماتیک، سخن به میان آمد. لازمه ی درک هنرهای نمایشی، تنها مقوله ای هنری نیست باید دانش درخور هم در کنار هنرشناسی آن مدّنظر قرار بگیرد. سابق بر این آن هایی که در سینما و تلویزیون حضور داشتند و شاید از دل تئاتر نیامده بودند خود را حداقل از دیدن تئاتر بی نیاز نمی دانستند. از اخبار تئاتر باخبر بودند، نمایش نامه می خواندند و تئاتر می رفتند. تئاتر می دیدند و این بازخوانی متون نمایشی به قوام آثار تلویزیونی و سینمایی کمک می کرد. در این سال ها با بسیاری از دوستان سینما و تلویزیون وقتی صحبت می کنیم از بسیاری از اساتید تنها نامی شنیده اند و هیچ محفوظات قابل بیان و بررسی ندارند. با بسیاری که حرف می زنیم و سوال می کنیم که آخرین تئاتری که دیده اید چیست؟ جوابی نمی شنویم.


در بیان موانع بر سر مردمی شدن تئاتر، تنها برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های مدیریت دولتی نمایش را نمی توان مقصر شمرد. رونق اقتصادی تئاتر یا فراهم کردن امکانات مالی برای توسعه ی تئاتر شاید به مدیریت دولتی مربوط باشد، اما فضای بسته ی تئاتر به اهالی آن بیشتر مربوط می شود. گروه بسیاری از اهالی تئاتر به جهت ویژگی ذاتی تئاتر در نمادگرایی، به تئاتر تجربی روی می آورند که برای همه ی مخاطبین جذاب و در برخی مواقع قابل درک نیست. تئاترهایی که افلاطونی باشد، ادامه ی راه شکسپیروایبسن و میلر باشد، قصه ی روانی که بدون لکنت تعر
یف شود،برای مردمی شدن تئاتر موثرتر است. چیزی شبیه آن چه در نمایش نامه های مرحوم اکبر رادی و محمد رحمانیان وداود میرباقری وجود دارد
.


همان نمایش های فکاهی (سیاه بازی- روحوضی) که با اقبال بهتری مواجه می شود دلیل اول مقبولیتشان پیش از مفرح بودن و شادی آور بودنشان، داشتن قصه است. قصه ای که برای همه قابل درک و فهم باشد.


دلیل دیگری که تئاتر را دورهمی کرده، حضور کمرنگ کسانی است که در تئاتر بوده اند و به سینما و تلویزیون کشیده شده اند و حالا یا اصلاً در تئاتر نیستند و یا دیر به دیر، گاهی فقط سرکی می کشند.حضورشان هم هول هولکی و از سر ساختن مایه ی غرور کارنامه یشان است.


وقتی هم که کسی از سینما به تئاتر می آید کسی که پیشینه ی تئاتری ندارد از همه طرف مورد تهاجم قرار می گیرد. در این که تئاتر شأن والایی دارد و کسانی که در آن نامی دست و پا کرده اند مرارت ها کشیده اند و خیلی وقت ها به انتفاعی هم نرسیده اند تردیدی نیست اما باید بدون پیش داوری فقط اتفاقی که از حضور آن فرد می افتد را بررسی کرد. اگر خروجی هنری که ارائه می شود مناسب بود دیگر با دعواهای صنفی و گروهی قصد تحقیر نداشته باشیم. هر چند که تلفیق خبرسازی و جذب مخاطب با نام های آشنای سینما و کسب دانش دراماتیک در کنارهم، رسیدن به مقصود را سهل تر می کند و تئاتر دورهمی امروز را به تئاتر برای همه تبدیل می کند. تئاتری که چشمش به دست و لطف دیگران نیست .


مجتبی شاعری


بخش سینما و تلویزیون تبیان

بازدیدها: 3

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی