ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

عرفان حلقه

چند سالی است که اشتياق و ساده دلي عدهاي از يک سو و اشتباه و سهل انگاري مسئولان از سوي ديگر بستر گسترش سرطاني جریانی به نام عرفان حلقه را در کشور فراهم کرد. تا جايي که شبکه هرمي آموزش عرفان حلقه در تمام کشور گسترده شد و شايد امروز ديگر نتوان از پيشرفت آن جلوگيري کرد، مگر با ايجاد يک نهضت روشنگري و هوشياري گروهي از مردم که مخاطب اين جريان بوده اند. 



عرفان حلقه در جغرافياي معنوي


از ديدگاه عرفاني سراسر عالم هستي رحمت عام الهي است. مؤمنان و کافران، خوبان و بدان، حقيقت طلبان و حقيقت ستيزان و حتی شياطين و فرشتگان غرق در رحمت عام يا رحمت رحماني هستند. رحمانيت خداوند هيچ مقابل و متضادي ندارد. اما رحمت خاصه يا رحيمي خدا مخصوص خوبان و حقيقتجويان و دوستان خداست و در مقابل آن قهر و غصب الهي است.


اما عرفان حلقه به اعتراف پايه گذاران آن تنها براي اتصال به حلقه هاي رحماني است و در طول اين سالها نه در دوره هاي آموزشي و نه در کتابهايشان براي حلقه هاي
رحيميت تعريف و برنامه اي ارائه نداده است. 



واسطة فيض


پايه گذاران عرفان حلقه معتقدند که: «رحمت عام شامل همه انسانها ميشود و انسان در اين مورد، حق انتخاب داشته و ميتواند از آن استفاده کرده و يا اجتناب نمايد و براي برخوردار شدن از آن هيچ اجباري ندارد؛ به طور کلي، همة انسانها صرف نظر از نژاد، مليت، جنسيت، سن و سال، سودا و معلومات، استعداد و لياقتهاي فردي، دين و مذهب، گناهکاري و بيگناه
ي، پاکي و ناپاکي و… ميتوانند از رحمت عام الهي برخوردار شوند. فيض و رحمت الهي در انحصار هيچ گروه خاصي نيست. افراد و گروهها فقط ميتوانند معرف باشند، تا اشخاصي که خود را از پرتو اين نور نجات بخش مخفي کرده
اند، در معرض آن قرار بگيرند.» (انسان از منظري ديگر .ص۱۵)


اين سخن اشکالاتي دارد و بر کساني که تا حدودي با عرفان آشنا هستند پوشيده نيست، در اساسنامه عرفان حلقه، حلقه هاي رحمانيت با نام شعور الهي مورد اشاره قرار گرفته و اين طور معرفي شده است: «نظر به اينکه شعور الهي نياز به هيچ مکملي ندارد، لذا چيزي تحت هر نام و عنوان، قابل اضافه کردن به آن نبوده و اين موضوع به راحتي قابل اثبات ميباشد؛ چرا که با حذف عامل اضافه شده، مشاهده ميشود که حلقه وحدت همچنان عمل مينمايد و اين خود رسواکننده بدعت گذاران و متقلبان خواهد بود، که در دل اين رابطه براي تشخيص حق از باطل وجود دارد. در اين رابطه، هيچ گونه بدعتي پذيرفته نيست و فقط نشان دهنده ميل فرد به خودنمايي و مطرح نمودن خود ميباشد.» (عرفان کيهاني. ص۱۰۳)


با اين عقيده در دوره هاي آموزشي عرفان حلقه موضوع توسل به معصومين و زيارت و دعاهاي مربوطه مورد نفي و نکوهش قرار ميگيرد. زيارت از نظر آنها مکان پرستي و توسل شخص پرستي و روح پرستي و مرده پرستي است؛ حتی تکريم قرآن کريم را کتاب پرستي مي پندارند و از خواندن آن که شفا و رحمت است، بر بالين بيماران جلوگيري ميکنند. چنانکه در اصل ديگري از اساسنامه آمده است:


«نام خداوند در رأس همه نامها قرار دارد و خواندن و استعانت فقط سزاوار اوست و نقض آن شرک است. مهمترين مصاديق بارز شرک عبارتند از: شخص پرستي، روح پرستي، مرده پرستي، مکان پرستي، کتاب پرستي، خود پرستي، دنياپرستي، ظاهرپرستي. بين انسان و خدا، تنها واسطه اي که وجود دارد، هوشمندي و شعور الهي (يدالله) است، که به صورتهاي مختلف نقش يداللهي خود را ايفا نموده، پل ارتباط عالم پايين و عالم بالا ميباشد.» (عرفان کيهاني.ص۱۱۹و۱۲۰)


در جايي از مانيفست عرفان حلقه اين طور ميخوانيم: «براي
بهره برداري از عرفان عملي عرفان کيهاني (حلقه)، نياز به ايجاد اتصال به حلقه هاي متعدد شبکة شعور کيهاني ميباشد و اين اتصالات، اصل لاينفک اين شاخه عرفاني است.


جهت تحقق بخشيدن به هر مبحث در عرفان عملي، نياز به حلقه خاص و حفاظهاي خاص آن حلقه ميباشد. تفويضها، توسط مرکزيت که کنترل و هدايت کننده جريان عرفان کيهاني (حلقه) ميباشد، انجام ميگيرد.» (عرفان کيهاني. ص۸۰)


به اين ترتيب مربيان عرفان حلقه که اتصال را از مرکز مديريت عرفان حلقه دريافت کرده اند ميتوانند آن را به ديگران انتقال دهند يعني اتصال به رحمت عام الهي با وساطت فيض در سلسله مراتب عرفان حلقه امکان پذير است! با اين وصف يک مربي عرفان حلقه اگر چه دروغ گو باشد و يا به ناپاکيهاي ديگر آلوده باشد، چون اتصال به رحمت عام الهي فراتر از اين قيدهاست، چون او اتصال را از مرکزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه و شعور کيهاني دريافت کرده و اجازة تفويض را هم گرفته است، مي تواند آن را به ديگران منتقل کند، اگرچه گيرندة اتصال از مربي خود پرهيزکارتر باشد.


خودپرستي ها و خودنمايي هاي عرفان حلقه تا آنجا گسترش بافته که نه تنها عقايد و تصورات خود را يگانه راه حقيقت ميپندارد بلکه هيچ نام ديگري را غير از نام خود مجاز نمي شمارد.


«هيچ کس حق معرفي اين اتصال را با نام ديگري غير از شبکه شعور کيهاني و يا شعور الهي نداشته، اين کار فريب ديگ
ران محسوب شده و باعث سوق آنها به سمت غير از خدا و انحراف همگان خواهد شد و همچنين هر عاملي که فرد اتخاذ نموده تا بدان وسيله خود را مطرح نمايد و يا منجر به منيت و ادعاي رجحان و برتري نسبت به ديگران شود، از انحرافات بارز هستند
..» عرفان کيهاني (حلقه).ص۹۰و۹۱)


معلوم نيست که اگر حقيقت ماجرا فرقي نداشته باشد تغيير نام چگونه موجب سوق به سمت غير خدا و فريب ديگران خواهد شد؟ و جالب اينجاست که ادعاي رجحان و برتري طلبي براي همه از انحرافات بارز است اما در خصوص سازندگان عرفان حلقه انحراف بارز نيست؛ اگر چه در حد پرس
تيدن نام خود باشد. درمانگري شيطاني مهمترين مسألة مطرح دربارة عرفان حلقه، توانايي ظاهري آنها براي درمانگري است. توضيح اينکه افراد تحت تعليم در اين فرقه با چند لحظه تسليم شدن و گشودن وجود خود، به شعور کيهاني متصل ميشوند و از آن پس نيروي درمانگري پيدا ميکنند. بدون اينکه تغييري در خود ايجاد کنند يا براي جلب رضاي خدا عملي انجام دهند.


راز ماجرا اين است که شيطان براي سرگردان کردن انسان در حلقه هاي رحمانيت و باز داشتن او از رحمت خاصه و به تباهي کشيدن فرصتها و نعمتهاي رحماني، دست به شيطنتهاي شگفت انگيزي ميزند که يکي از آنها بهبودنمايي است. به اين معنا که شياطين که از جن و جنس آتش هستند، از نيروهايي برخوردار بوده و در شرايطي ميتوانند از نيروي خود استفاده کنند. جن ها ميتوانند در عالم مادي کارهايي انجام دهند اما تا انسان سراغ آنها نرود و پاي آنها را در زندگي خود باز نکند توان دخالت ندارند.
اما اگر به هر طريق و با هر نامي به نيروي آنها پناه ببرد و تسليمشان شود، آنگاه ميتوانند کارهايي انجام دهند. چنانکه قرآن کريم در اين باره ميفرمايد: «
بعضي از انسانها به گروهي از جنها پناه ميبرند و بر ذلتشان افزودند.» (سورة جن، آیه۶
)


در عرفان حلقه نيروهاي شيطاني با نام شبکة شعور منفي يا موجودات غير ارگانيک ناميده شده اند و ادعا ميشود که با آنها ارتباطي ندارند.


اما گذشته از معيارهاي روشن اخلاقي و ديني در درمانگر و درمانجو که نفوذ نيروهاي شيطاني را نشان ميدهد، شاخصهاي ديگري براي تشخيص درمانهاي شيطاني وجود دارد، از جمله تدريجي بودن و زمانبري درمانهاي شيطاني؛ زيرا نيروهاي شيطاني محدود است و براي حصول نتيجه نياز به زمان دارد.


اما نيروي الهي در لحظه اي با «کن فيکون» اوضاع را دگرگون ميکند. پايه و اساس عرفان حلقه دست درازي به سوي نيروهاي شيطاني است که آثار و نشانه هاي آن به صورت علمي و تجربي در زندگي و اطراف درمانگران و درمانجويان کاملاً قابل بررسي است. عرفان حلقه اين در را ميگشايد و نيروهاي شيطاني را به نام شعور کيهاني و حلقه هاي رحماني معرفي ميکند. به همين علت کنار گذاشتن قرآن و اهل بيت خللي در حلقه هاي آنها ايجاد نميکند، بلکه واسطة اين نفوذ شيطاني مرکزيت عرفان حلقه و سلسلة مراتب مسترهاست.



از عشق تا شريعت


حضرت علي فرموده اند: «شيطان در سينه هايشان تخم ميگذارد و جوجه ميآورد و با چشمان آنها مينگرد با زبان آنها سخن ميگويد


در اساسنامه عرفان حلقه نوشته اند: «انسان نميتواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت خدا عاشق انسان ميشود و انسان معشوق ميباشد و مشمول عشق الهي. و انسان ميتواند فقط عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است که مشمول عشق الهي ميگردد.» (عرفان کيهاني ص۱۲۴و۱۲۵)
آغاز اين اصل يک دروغ بزرگ و شيطاني است، براي شعله ور شدن آتش عشق خداوند، کمترين درجات معرفت کافي
است. اگر چه انسان نميتواند خداوند را به طور کامل بشناسد ولي قلبي که هنوز لانة شيطان نشده بهتر از همة مظاهر هستي، هستي بخش مهربان را درک ميکند و به او عشق ميورزد و در شرايط سخت زندگي اميد و عشق به او را تجربه ميکند.


وقتي خداوند از فهم بشري کاملاً کنار گذاشته شود به طور طبيعي عشق به او هم مفهوم خود را از دست ميدهد و آنگاه بشر ميماند و دلباختگي به مظاهر جهان هستي از اين عشق و دلباختگي هم هرچيزي ممکن است به وجود بيايد. که نمونه هاي بارز آن مستر پارتي هاي عرفان حلقه يا ميهماني مربيان عرفان حلقه است. آن هم عرفاني که در اساسنامة خود شريعت و طريقت و حقيقت را در نهايت يکي ميداند! (رک: عرفان کيهاني. ص۱۱۲)




حقيقت، طريقت و شريعت


«بديهي است که انسان به لحاظ ساختار وجودي اش، متکي به گونه اي عمل براي شکل گيري و رشديابي در مسير کمل است؛ اين اعمال را آفريننده او که داناست، براي او در طرح عظيمش طراحي عظيمي کرده و آن مستعد ساختن حضور هزاران نبي و خبرگيرنده و پيام آور است، که به عنوان رسول و فرستاده موظف به ابلاغ پيام و انذار بشر و
تبشير راه يافتگان شده و شريعت و نحوه راه رفتن در مسير کمال خواهي را براي انسان ترسيم کرده اند.» (عرفان کيهاني. ص
۱۱۲)


پيچيدگي و ناروان بودن اين عبارات به خوبی مشخص است. نخست اينکه طريقت اصل است و شريعت و حتی حقيقت بايد به آن نزديک و با آن منطبق شوند. يا به بياني که در اصل آمده، «از شريعت و حقيقت بر روي آن دريافت صورت ميگيرد.» حال ميپرسيم اين طريقت چيست که نه تنها شريعت، بلکه حقيقت هم از روي آن دريافت ميشود؟پاسخ اين پرسش در بخش دوم اصل آمده است. طريقت اعمالي است که آفريننده دانا در طرح عظيمش براي انسان طراحي کرده است. اين طرح عظيم چيست؟ آيا دين است؟ هيچ اشاره اي نشده؛ چيزي غير از دين است؟


به هر روي در توضيح طرح عظيم نوشته اند: «مستعد ساختن حضور هزاران هزارنبي و خبرگيرنده و پيام آور است…» با توجه به اين جمله ظاهراً اين طرح عظيم خود دين نيست. حضور پيام آوران هم نکتة قابل توجهي است. چون حضور با فرستاده شدن فرق دارد، ممکن است پيامبراني فرستاده شوند، اما هميشه حضور نخواهند داشت. از ديدگاه اين اصل طرح عظيم آفرينندة دانا مستعد ساختن حضور پيام آوران است، نه فرستادن آنها. پس با پيروي از اين طرح بايد در جستجوي پيام آوري حاضر باشيم که طريقت در استعداد اوست و شريعت و حقيقت که کمال و راه کمالخواهي است، از روي آن دريافت ميشود.


بنابراين سرنوشت شريعت و طريقت و حقيقت بسيار مبهم و نامعلوم است، اگر چه درنهايت به هم خواهند رسيد. اما کجا به هم ميرسند؟ و آنگاه که گرد هم آيند شريعت چه شريعتي خواهد بود و حقيقت چه حقيقتي؟ چندان معلوم نيست. 



طريقت بيکوشش


تمام عرفان در فرقه حلقه به طريقت عملي آن برميگردد، که از نوعي ارتباط عملي با شعور کيهاني است و شريعت و حقيقت هرچه باشد از روي آن دريافت ميشود. حال اين طريقت چيست؟ دستيابي به نيروي درمانگري يا شعور کيهاني که نشانه اي از ظرفيت معنوي انسان است و راه دست يابي به آن اين است که تسليم شعور کيهاني يا رحمت عام الهي شويم البته تنها از طريق سلسله مراتب و مرکزيت عرفان حلقه.


اين سهولت در رسيدن به مواهب عرفاني که ميتوان آن را رانت خواري معنوي ناميد، فقط با تسليم شدن در حلقه هاي عرفان کيهاني به دست ميآيد. بدون هيچ زحمتي و براي گناهکار و بيگناه فرقي نميکند. عارف يک دقيقه اي! آيا اينطور نيس
ت که براي رسيدن به هر چيز با ارزشي بايد رنجي را تحمل کرد و زحمتي کشيد؟ آيا بيرنج و زحمت به دست آمدن اين موهبت رحماني! دليل بي ارزش بودن يا نشانة راهزني شيطان نيست؟ اگر هم تسليم شدن يک گام محسوب شود، که صد البته گام بلندي هم هست، تسليم شدن در برابر اراده و امر خداوند است و نشانة آن تعبد به شريعت و آراستگي به اصول اخلاقي است. نه تسليم شدن به حلقه هاي اين فرقه بدون تقيد به شريعت و اخلاق. 


مرجع : نویسنده:حمید رضا مظاهری سیف


وب سایت خبر آینده روشن

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید