ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

برخی اوصاف و ویژگی های یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

برخی اوصاف و ویژگی های یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف


 


اتّحاد و برادرى ياران


از ويژگيهاى آنان، اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به
هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف ايشان آمده است:
«كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصيحة»
گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است.


 


آرزوى شهادت


آرزوى بزرگ ياران خاصّ امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به دوش كشيدن بار مسئوليت و به انجام رساندن وظايف و جهاد و شهادت در راه خداست چرا كه معنا و مفهوم حقيقى شهادت را به شايستگى دريافته و ارزش آن در بارگاه خدا را آنگونه كه بايد، شناخته اند.
حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«يدعون بالشهادة ويتمنّون أن يقتلوا في سبيل اللّه، شعارهم يالثارات الحسين»
براى خود و د
يگران [ طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين ـ عليه السلام ـ است.


ياران او همه از جوانان خواهند بود


با نگاهى گذرا به تاريخ جوامع بشرى، نقش دوران‏ساز و كليدى جوانان در غالب حركت‏هاى فرهنگى و اجتماعى و نيز نهضت‏هاى حياتبخش پيامبران الهى كاملا آشكار و روشن است.

 تجربه تاريخ بيانگر اين مهم است كه در هر حركتى از استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحيح بهره‏بردارى شده است، دستاوردهاى بسيار مهم و ارزشمندى به دست آمده است.
 در مقابل، زمانى كه هدايت و رهبرى گروه‏هاى جوان به دست افراد هوسران و قدرت‏طلب افتاده است، جنايات و تراژدى‏هاى بسيار دهشتناكى به وقوع پيوسته است. در حالى كه، در تفكر دينى بها دادن و شخصيت دادن و اهتمام به جوانان بسيار توصيه شده است.
براى روشن شدن اين حقيقت، سزاوار است، سيره و عملكرد يكى از انبياء الهى در اين زمينه، با بهره‏بردارى منفى رهبران مستبد از نيروهاى جوان در جنگ‏هاى جهانى اول و دوم مقايسه شود تا آن‏گاه پيامدهاى استفاده از ظرفيت‏هاى قشر جوان و نيز عدم استفاده و غفلت از آن آشكار گردد.

از اين‏نظر، وقتى مجموعه روايات مربوط به قيام
حضرت مهدى (عج) را مطالعه مى‏كنيم، با اين حقيقت آشنا مى‏شويم كه زمينه‏سازان اصلى ظهور و اصحاب و ياران خاص آن حضرت در جريان تلاش براى تشكيل حكومت عدل جهانى، جوانان خواهند بود.
 به عنوان مثال، يكى از شخصيت‏هاى وارسته و شجاعى كه در آخرالزمان با هدف اصلاح وضع نابسامان جوامع اسلامى قيام خواهد كرد، فردى به نام «سيد حسنى‏» است.


 به روايت امام صادق‏عليه السلام حسنى يك جوان خوش‏چهره و نورانى است كه على‏رغم به دست آوردن قدرت و امكانات بسيار زياد، آن‏گاه كه از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام آگاه مى‏شود، خود را به همراه سپاهيانش به امام‏عليه السلام مى‏رساند و با آن حضرت بيعت مى‏كند.


 به يك روايت، امام زمان (عج) به وسيله ايشان براى مردم مكه چند روز پيش از قيام پيامى مى‏فرستند…
گذشته از اين، وقتى حضرت على‏عليه السلام به مناسبتى از ياران و اصحاب امام عصر (عج) سخن مى‏گويند، در توصيف ويژگى‏هاى آنان اين چنين مى‏فرمايند: ياران قائم (عج) همه از ميان جوانان خواه
ند بود.


سالخورده در بين آنها بسيار كم است و نسبت‏سالخوردگان بر جوانان در بين اصحاب آن‏حضرت همانند سرمه‏اى براى چشم و نمك براى غذاست و كمترين بخش غدا را نمك تشكيل مى‏دهد. (1)


اين امر، ناشى از اين است كه جوان به دليل داشتن فطرت پاك و صفاى باطن در درجه اول، از استعداد و ظرفيت‏بالاى درك و توان شناخت‏حقيقت‏برخوردار است.
 علاوه بر آن، به واسطه شجاعت و شهامت زيادى كه دارد زودتر پذيراى حقايق مى‏شود و در مقابل آنها لجاجت و سرسختى بى‏مورد به خرج نمى‏دهد.


اوصاف منتظران جوان
در خصوص
ياران حضرت حجت (عج) ويژگى‏ها و اوصاف ذيل بيان شده است:
برخوردارى از علم و معرفت كامل و ايمان استوار، شهامت و شجاعت‏بى‏نظير، گذشت و فداكارى، شهادت‏طلبى، فروتنى و تواضع در اوج برخوردارى از قدرت و امكانات، حق‏مدارى، عشق به امام‏عليه السلام، تبعيت و پيروى كامل از رهنمودهاى حضرت حجت (عج) و خيرخواهى به همنوعان و صفا و صميميت و…


پي نوشت‌ها:
1- اصحاب‏القائم شباب لاكهول فيهم… بحارالانوار، ج 52، ص 334، ح 63


 


آگاهى و شناخت ياران


از ويژگيهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمايند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها كالمصابيح . . . كانّ قلوبهم القناديل»


مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است.

زيبا و ژرفترين توصيف براى يارن آن حضرت را در اين سخن زيبا مى توان ديد كه مى فرمايد:  هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و اين مقامى فراتر از فهم و دركهاست.


 


ايمان استوار ياران


ياران خاصّ حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نظر معنويّت و ايمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى ترديد در دلها بى نظيرند. آنان در اوج يقين و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ايمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نيست چرا كه انسان به هر اندازه اى كه ايمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش او افزون مى گردد.

بر اين اساس ياران آنحضرت به هنگامى كه به ميدان كارزار گام مى نهند نه كسى توان ايستادن در برابر آنان را دارد و نه پديده اى مى تواند مانع اجراى برنامه هاى نجات بخش و دستورات صادر شده از سوى فرماندهى بلند مرتبه ى آنان گردد.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:
«كانّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد، لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرواسي لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه حقّ توحيده» .


آنها همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند آنان براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصميم بگيرند آنها را نابود مى سازند. آنان خداى را آنگونه كه شايسته است به يگانگى مى پرستند.
اگر در اين جمله كه ـ كأنّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم  ـ براستى دقت شود وقتى شير از بيشه ى خود خارج مى شود ديگر چه كسى جرأت مقابله با او را دارد.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«إذا ساروا يسيرا الرعب امامهم مسيرة شهر»
هنگامى كه به حركت در مى آيند امواج رعب و وحشت يك ماه پيشتر از ايشان حركت مى كند.


ايمان ياوران مهدى (ع)


ايمـان از مهم تـريـن مـايه هـاى يك انسـان خـداجـــو است. پـايـدارى, شجاعت, رشادت, ايثـار, فـداكارى و… يك انسان مـومـن ريشه در ايمان وى دارد. ياوران مهدى از مـومنانـى هستنـد كه ايمانشـان آن ها را به مرحله اى رسانـده است كه هرگـونه شك و ريبـى در دلشان راه نمـى يابـد.


 همان كسانـى كه به نقل روايات در ترنـم روح بخـش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آن ها هم چـون صداى زنبـوران عسل درهـم پيچيده و شب را تا به صبح به راز و نياز با خـداى خويـش مشغولنـد. و خودخـواهـى ها و منيت ها را در زير آسياب تهجـد سورمه كرده و با آن چشـم دل را روشـن نموده اند. خدا را با معرفت شناخته و ايمان به خـدا در اعماق جانشان نفـوذ كرده است. لذا در راه ايمان و اجراى فراميـن الهى از هيچ مانعى هراس ندارند و از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى بيم به دل راه نمى دهند. چنان كه صادق آل محمد(ص) از قرآن كريـم اوصاف آن ها را بيان داشته و به ايمان آن ها و راهشـان سفـارش مـى كننـد:


 سليمان بـن هارون مى گويد: به آن جناب عرضه داشتـم بعضى از ايـن عجليان گويند كه شمشير رسول خدا(ص) نزد عبدالله بـن حسـن است! فرمود: به خدا سـوگند, نه او و نه پدرش با هيچ يك از دو چشمانـش آن را نديده, مگر آن كه پدرش آن را نزد حسيـن(ع) ديده باشد, و البته براى صاحب ايـن امر محفـوظ است, پـس, مبادا به راست و چپ روى آورى, كه به خدا سوگند امر روشـن است.


 به خدا سوگند اگر اهل آسمان و زمين هم دست شوند كه ايـن امر را از جايگاهى كه خداوند آن را در وى قرار داده بـرطرف سازند نخـواهند تـوانست, و چنان چه همه مردمان كفر ورزنـد تا جايى كه هيچ كـس باقى نماند; همانا خداوند براى ايـن امر كسانى را خـواهد آورد كه او شايستگان آن باشنـد.


سپـس فـرمـود: آيا نمـى شنـوى كه خـداونـد مـى فرمايد: ((اى كسانـى كه ايمان آورده ايد هر كدام از شماها از ديـن خـود مرتد شـويد پـس به زودى خداوند قومى را كه دوست مى دارد و آن ها نيز خدا را دوست مى دارند و نسبت به مـومنان فروتـن و بر كافران سرافراز و مقتدرند به نصـرت اسلام بـر مـى انگيزد…)) تا آخـر آيه را تلاوت فرمـود و در آيه ديگر فرمود: ((پـس اگر ايـن قوم به آن كفر ورزند, همانا قـومى را كه هرگز به آن كافر نشوند بر آن برگماريم)).
سپـس حضرت فرمود: همانا (اهل) ايـن آيه همان اهل آن آيه مى باشند.)) آيه اى كه امام صادق ـ عليه السلام – آن را تلاوت فـرمـوده انـد اوصاف مـومنانـى كه بـايـد ايـن رسـالت بزرگ را انجـام دهنـد چنيـن بيـان مـى دارد:
1ـ آن ها به خـدا عشق مى ورزند و جز به خشنـودى او نمـى انديشنـد: (يحبهم و يحبونه)
2ـ در برابر برادران دينيشان خاضع و فروتـن هستند: (اذله على المـومنيـن)
3ـ نسبت به كـافـران ستـم گـر و كج انـديـش, سـرسخت, خشـن و سـرافـرازنـد:


 ((اعزه على الكافرين)); 4ـ براى بسط عدل و اجراى فراميـن الهى همـواره در راه جهاد فـى سبيل الله هستنـد: ((يجـاهـدون فـى سبيل الله)); 5ـــ در جهت نابـودى كافران و برچيدن بساط ستـم گران كوشا و از هيچ ملامتى پروا ندارند: ((و لايخافون لومه لائم)).
ايـن ها همه از اعتقاد به خـدا و ايمان به مقصـد و ميل به هـدف آن ها نشاءت گرفته و از آن ها انسان هايـى ساخته كه در حقيقت علاوه بر قدرت جسمانـى چنان شهامتى دارند كه از شكستـن سنت هاى غلط و مخالف با اكثريتـى كه راه انحراف را پيـش گـرفته انـد, و با تكيه بـر كثـرت عددى خـود ديگـران را به استهزا مى گيرند, پروايـى ندارنـد. بسيارى از افراد را مـى شناسيـم كه صفات ممتازى دارنـد, اما در مقابل غوغاى محيط و هجـوم افكار عوام و اكثـريت هاى منحـرف بسيار محافظه كار, ترسـو, و بـى جرئتند, و زود در مقابل آن ها ميدان را خالى مـى كنند, در حالـى كه براى يك رهبر سازنـده و افرادى كه بـراى پياده كردن افكـار او وارد ميـدان مـى شـونـد, قبل از هـر چيز چنيـن شهامتـى لازم است.
عوام زدگـى, محيطزدگـى, و امثال آن كه همگـى نقطه مقابل ايـن امتياز عالـى روحى هستند, سد راه بيش تر اصلاحات محسوب مى گردند.)) آرى به دست آوردن ايـن امتيازات و موفقيت ها در هر درجه اى كه باشد علاوه بر كوشـش خـود فرد, مرهون فضل خـداوند است كه به هر كـس بخـواهد و شايسته بيند عطا كنـد و حاصل لطف اوست: ((ذلك فضل الله يـوتيه مـن يشـاء)).


ايمان و اطاعت از رهبرى


امامت و رهبرى, از اركان دين مبيـن اسلام و محـور و اساس همه كارها اعم از عبـادى و غيـرعبـادى است: ((و انه ليعلـم ان محلـى منها محل القطب من الرحا…)) و همه اعمال اعم از فـردى و اجتماعى به نـوعى وابسته به امامت است. لذا ايمان به رهبـرى زمينه سـاز فلاح و رستگـارى مسلمـانان است.

هميـن ايمان و اطاعت از رهبرى و پيامبر بـود كه در مدتى بسيار كـم مسلمانان صدر اسلام از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدنـد و پـوزه ظالمان و متكبران را به خاك ماليدند چرا كه به فرمان خـدا به آن چه پيامبر مى فرمـود گردن مـى نهادنـد:
((و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكـم عنه فانتهوا)) و بعد از رسـول خدا شيعيان اهل بيت همان عقيـده و ايمان را نسبت به ائمه اطهار داشته و ياران حجت(ع) در بالاتـريـن درجه آن نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ دارنـد كه ايـن عشق و ايمان در وجـود آن حضرت متمركز گرديده:
 ((يتمسحـون بسرح الامام عليه السلام يطلبـون بذلك البـركه)) ايـن عشق به امـام است كه سـر از پــا نشناخته براى اطاعت و اجراى فراميـن او شب و روز را نمـى شناسنـد و در راه فرمان بـردارى او از يك كنيز نسبت به مـولايـش مطيع ترانـد و در هنگام خطرات بـراى دفاع از وجـود او جـانشـان را فـدا مـى كننـد:

 ((و يخفـون به يقـونه باءنفسهم فى الحروب و يكفونه ما يويد… هم اطوع له مـن الامه لسيدها)) از وجـود مبـاركـش و آن چه متعلق به اوست تبـرك و شفـا مـى جـويند:

كيســت كـاشفتـه آن زلــف چـليپا نشود
     &amp ;nbsp;      ديده اى نيست كه بيند تـو و شيـدا نشود
ناز كن ناز كه دل ها همه در بند تو اند
              غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
سر به خاك سر كوى تــو نهد جان از دست
        جان چه باشد كه فــداى رخ زيبا نشــود

ايـن عشق و علاقه امام و يارانـش به حدى به هـم گره خورده كه ((آن چه شخص امام بـدان وصف شده اند, آنان نيز به آن تـوصيف گشته اند:
((انهم اذا ساروا الرعب امامهم سيره شهر; هنگامى كه به طرف مكانـى حـركت مـى كننـد, تـرس از آنان پيشاپيـش در دل مـردمان افتـد.)) ((لايكفـون سيـوفهم حتـى يرضـى الله عزوجل; آنان دست از شمشيرهاى خـود در پيكار با دشمنان ديـن باز نمـى گيرند تا آن كه خداى تعالى راضـى شـود.)) ايـن همه به سبب آن است كه ياران مهدى شيعه كاملـى براى مـولاى خـود بـوده و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام عليه السلام مى باشد.


روايتى در مورد ياران حضرت مهدى(عج)


معتّب، آزاد شده امام صادق عليه السلام گفته است: شنيدم مولايم مى فرمايد:


رسول اللّه فرموده است: پيامبرى از پيامبران خدا، توسط قومش طرد گرديد، او پناهنده به ديلم شد، مردم ديلم او را پناه دادند ويارى نموده و از او درخواست كردند كه براى آنان دعا كند كه خداوند عددشان را زياد كند وقدرتشان را افزون فرموده بر دشمن غالب گرداند و زمين و شهر آنها را از دستبرد ديگران نگاه دارد، ويجعل فيهم و منهم انصاراً للقائم المهدى من آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) و از خدا خواست كه در برابر اين احسان و عواطف، خداوند در ميان آنها و از
آنها،يارانى براى قائم آل محمد قرار دهد. ( 1 )
پي نوشت:
1 . دلائل الامامه طبرى، ص 238.


تواضع و فروتنى ياران


آنان قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. آنها به مقام والاى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آنگونه كه شايسته و بايسته است اعتقاد دارند; تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمايه   ى آنحضرت بهره مى برند; بلكه از زين مركب او نيز به افتخار تبرّك مى جويند و آن را مسّ مى كنند.

 آنان بسان فداكارانى هوشيار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاييها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خويش را در همه   ى فراز و نشيبها و ميدانهاى جهاد و پيكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هايش را لبّيك مى گويند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«كانّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد» .


چابك بسان عقاب بر مركبهاى خويش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه   ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.


منبع: مرکز جهانی حضرت ولی عصر(عج) www.imamalmahdi.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید