می خواهم زنده بمانم

نویسنده: یونس تراکمه
ناشر: فصلنامه ی فرهنگ و ادبیات

کیومرث گفت: می خواهم زنده بمانم.


وسط ناهارخوری ایستاده است. دست های مشت کرده اش را به بالا دراز کرده و رو به چراغ سقف فریاد می زند:


– می خواهم زنده بمانم! می خواهم…


و قاه قاه می خندد. حق با زنم بود. کاش بودی و عکسش را می گرفتی. بار اولش که نبود، دو بار دیگر هم تلاش کرده بود ولی نشده بود.

دانلود

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

اشتراک گذاری لینک
ارسال به تلگرام
ارسال به وات ساپ
ارسال به فیس بوک
ارسال به ایمیل
پرینت
ارسال به توییتر