ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

انگیزه های غلط ازدواج

ازدواج به عنوان سنتي پسنديده در تمامي جوامع در طول تاريخ از جايگاه خاصي برخورداربوده است . شروع زندگي مشترک روزنه اي بر ارضاي نيازهاي زيستي، رواني و اجتماعي مي باشد ، با اين حال بنا به دلايل متعدد امروزه بسياري از ازدواجها به طلاق منجر مي شود .

انگيزه هاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک، متعدد است ، بعضي از اين انگيزه ها به دليل ناهمخواني با واقعيتهاي زندگي زناشويي محکوم به شکست مي شود . در اين مطلب سعي ما بر اين است تا به به انگيزه هايي که احتمالا به شکست در زندگي مشترک(طلاق) منجر مي شود ، نظري افکنده بيفکنيم .


1-  ازدواج به منزله پاسخي به منتهاي خانواده:
ازدواج در بسياري از خانواده ها به عنوان يک
سنت
محسوب مي شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادي از خانواده ها از قواعد خاصي تبعيت مي کند . مثلاً بعضي از والدين اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنين پايين تشکيل زندگي مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددي که در مسير يک زندگي مشترک وجود دارد تبعيت از اين باورها مخاطراتي را براي فرزندان امروزي به دنبال خواهد داشت .


2- ازدواج به منظور فرار از تنهايي:
انسان موجودي اجتماعي است ودروجود او تعامل با ديگران در ارضاي نيازهاي انساني سهم شايسته اي دارد . به همين خاطر بسياري از افرادي که بنا به دلايل متعدد ، تنها زندگي مي کنند و يا در عين حال که با خانواده خود زندگي مي کنند احساس تنهايي مي نمايند . گاهي براي کنار آمدن با اين خلأ احساسي، به فکر تشکيل زندگي مشترک مي افتند. به طور قطع ازدواج راهي به سوي تعامل، تبادل احساسات و همدردي محسوب مي شود و اين فرآيند به ايجاد رضايت در انسانها از زيستن با هم مي افزايد. اگر احساس تنهايي ، ناشي از ضعف مهارتهاي اجتماعي فرد د
ر تعامل با ديگران باشد و يادلايل شخصيتي و ابتلاء فرد به اختلالات
رواني سبب به وجود آمدن چنين حالتي در او شده باشد ، در چنين شرايطي ازدواج راه حل مناسبي براي کنار آمدن با اين احساس نيست.


3- ازدواج به منظور جبران کمبودهاي شخصي&l t;B>:
گاهي افرادي که در شرايط سختي زندگي مي کنند و امکانات موجود نيازهاي ايشان را ارضا نمي کند ، براي جبران اين خلاء ، اقدام به ازدواج مي کنند. مثلاً دختري که در يک خانواده فقير زندگي مي کند ، ممکن است پيشنهاد ازدواج با يک فرد ثروتمند را به راحتي قبول کند .
<BR&g t;
4- ازوداج به خاطر ارضاي نياز جنسي:
ازدواج در جامعه ، شيوه پسنديده اي در جهت ارضاي نيازهاي جنسي است . با اين حال ارضاي اين نياز در جامعه ، منوط به ازدواج نمي باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج براي جوانان به دليل مشکلات عديده، بسيار دشوار شده است ، همچنين عدم وجود شرايط خاص براي حل نيازهاي غريزي افراد از طريق شرعي و قانوني ، تبعات خاص يا زمينه پژمردگي احساسات غريزي را به وجود آورده و يا اين نياز را به سمت و سويي غير از جهت اصلي آ ن منحرف ساخته است . اين بن بست مضاعف ، موجب مي شود که تعدادي از جوانها به دليل فشار غرايز جنسي ، تن به مسئله ازدواج بدهن
د و اين وضع در کوتاه مدت به دليل
مهيا نبودن ساير عوامل به جدايي زوجين منتهي مي گردد .


5- ازدواج به منظور داشتن فرزند:
دربعضي اوقات ، ازدواج به عنوان راهي براي والد شدن محسوب مي شود . برخي به خاطر نياز غريزي به داشتن فرزند و ارضاي اين نياز به ازدواج گرايش پيدا مي کنند . چنين انگيزه اي بدون در نظر گرفتن ساير عوامل در تشکيل زندگي مشترک تبعات منفي را به دنبال دارد .


</SPAN&gt ;6- پذيرش انتظارات اجتماعي:
امروزه در رسانه هاي گروهي جامعه ما ، به طور مستقيم و غير مستقيم، تلاش براي ورود جوانها به زندگي مشترک ديده مي شود، چنين روندي بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهي به گرايش جوانها به ازدواج و در نهايت به دليل فراهم نبودن شرايط لازم جهت ادامه زندگي مشترک ، به جدايي زوجين منتهي مي شود .


7- رفع مشکل بيکاري:
درجامعه ما بنا به دلايل متعدد، از جمله شرايط استخدام در برخي از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضي است . لذا گاهي اين شرايط موجب شکل گيري ازدواج در بين جوانها مي شود که در بعضي اوقات به دليل تداوم بيکاري و عدم کسب شرايط مناسب ، موجب جدايي زوجين مي گردد .


8- ازدواج به عنوان وسيله اي براي رسيدن به اهداف ديگر:
گاهي انگيزه اصلي در تشکيل زندگي مشترک ،عشق به فرد مقابل و نياز روان شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست ؛ بلکه وي وسيله اي براي رسيدن به اهداف ديگر مي شود . مثلاً خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند ، ممکن است با پيشنهاد فردي جهت ادامه زندگي مشترک در خارج با وي ازدواج کند ولي بعد از ورد به کشور خارجي ، در مدت کوتاهي از شريک زندگي اش جدا مي شود .


9- ازدواج به خاطر بالارفتن سن:
امروزه ، بنا به دلا
يل متعدد، سن ازدواج در بين جوانها بالا رفته و اين مشکل
خصوصاً براي دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگي استرس هاي متعددي را به دنبال داشته است . لذا گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن والدين، کاهش شور زندگي و …. صورت مي گيرد . در چنين فضايي امکان سازگاري با مشکلات زندگي ، ضعيف بوده و در نهايت ضريب ريسک اين ازدواجها بالا مي باشد .


10- ازدواج به خاطر نجات يک انسان:
گاهي انگيزه فرد براي ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهايي، فشارهاي زندگي ، مشکلات اقتصادي و اجتماعي و دلايل ديگراست. مثلاً دختري که وابستگي شديد به پسري دارد ، مسئوليت زندگي وي از جمله&l t;SPAN dir=ltr>
کار، مسکن و مسائل مالي را مي پذيرد . چنين انگيزه هايي بعد از مدتي کوتاه رو به خاموشي مي رود و در نهايت زندگي مشترک را با بحران مواجه مي سازد .


11- ازدواج به خاطر رفع بحران:
گاهي ازدواج به دليل آسيب ديدگي جنسي ناخواسته، اتفاق مي افتد. به اين معني که طرفين براي حمل اين مشکل به ازدواج تن مي دهند، چنين شرايطي بدون آمادگي لازم جهت ورود به اين فضا، مخاطراتي را به دنبال دارد که در نهايت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با يکديگر است . چنين شرايطي خطر پذيري فزاينده اي براي ادامه زندگي مشترک ايجاد خواهد کرد .


12- ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگي :
گاهي انگيزه افراد براي ازدواج به دليل دوري آنها از محيط استرس زاي خانواده از جمله درگيري والدين، اعتياد والدين، سوء رفتار جسمي و جنسي، بي توجهي، طرد و خشونت و موارد ديگر است . در چنين شرايطي افراد آمادگي روان شناختي لازم جهت ارزيابي متقابل را نداشته و در نهايت احتمال آسيب زا بودن اين رابطه بالا مي باشد .


13- ازدواج به خاطر عشق:
گاهي دو نفر ، چنان علاقه اي به يکديگر پيدا مي کنند که گمان مي برند به راستي عاشق هم هستند . وقتي هيجان ، با سرعت چشمگيري در روابط پيش برود ، شناخت يکديگر به روال عادي و تدريجي خود پيش نمي رود، زيرا وقت کافي براي اين امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادي که لازمه يک رابطه محکم است احتياج به زمان دارد . يک آشنايي سريع، هر چقدر هم که هيجان آور باشد، تنها يک صميميت ظاهري به بار مي آورد که به آساني با نزديکي و صميميت واقعي اشتباه مي شود ، به همين دليل ازدواج هايي که در کوتاه مدت اتفاق مي افتند ، مخاطراتي را به دنبال خواهند داشت .


14- ازدواج به خاطر فرار از يکنواختي زندگي:
گاهي افراد بدون آگاهي و آمادگي لازم وارد يک زندگي مشترک مي شوند و پس از م
دتي احساس از دست دادن
آزاديهاي فردي و يا احساس در دام افتادن مي کنند، ازدواجهايي که درآن انگيزه مزه کردن زندگي مشترک ، بدون توجه به ساير مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتي را به دنبال خواهد داشت .


15- ازدواج به دليل برداشت غلط از مفاهيم :
افراد در دوران نامزدي ممکن است به فاش سازي مسائل شخصي خود بپردازند که گاهي بي توجهي به محتواي مطالب ابراز شده مشکلاتي را به دنبال دارد . مثلاً مردي به نامزدش مي گويد که اعتياد دارد ؛ اما زن مي گويد چون با صداقت اين موضوع را گفته من همسر او مي شوم و بعد از ازدواج اين مسائل ايجاد مشکل خواهد کرد.


16- ازدواج به مفهوم پذيرش جبر:
تعدادي از جوانان، خصوصاً آنهايي که نگرشهاي سنتي دارند گاهي ازدواج با فرد مقابل برايشان موضوعي از پيش تعيين شده محسوب مي شود . در جامعه ما ، گاه اين فرآيند با عنوان«قسمت» شناخته مي شود، لذا اين تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصي است که انگار مقدر شده است با او زندگي کند . چنين طرز تفکري جزء آسيبهاي پيش از ازدواج محسوب مي شود .


17- دوران کوتاه نامزدي:
دوران نامزدي حداقل ، شرايطي را براي آگاهي زوجين از هم فراهم مي آورد . تعدادي از افراد در اين دوران متوجه تفاوتهاي بسياري بين خود و فرد مقابل مي شوند يا در اين دوران متوجه ناراحتي و يا مبتلا بودن فرد به يک اختلال رواني يا وابستگي او به مواد مخدر مي شوند ، اما به رغم وقوف به اين مسائل ، بنا به دلايل فرهنگي از جمله اينکه به هم خوردن نامزدي را مساوي با بي آبرويي و از دست دادن حيثيت خود قلمداد مي کنند تن به ازدواج مي دهند چنين تجاربي در زندگي مشترک، بسيار بحران زا بوده و احتمال جدايي زوجين قابل پيش بيني است .


18- در کل احتمال آسيب زا بودن ازدواج افراد با شرايط زير قابل پيش بيني است :


– ازدواج دو فرد با فرهنگهاي کاملاً متفاوت.
ازدواج در سنين پايين زير 20 سال
تفاوت سني زياد بين زوجين مثلاً 15تا20سال
بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)
ازدواج يک مرد با زني بيوه يا مطلقه
ازدواج دختر با مردي که از ازدواج پيشين خود فرزندي دارد .
– ازدواج دو فرد مطلقه که داراي فرزندان بزرگسال مي باشند.
– ازدواج افرادي که فاصله طبقاتي بسيار زيادي با هم دارند .
– ازدواج دختري برخوردار از تحصيلات دانشگاهي با پسري که از لحاظ تحصيلي پايين است .
– ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر
– ازدواج با شخصي که قبلاً ازدواج هاي متعددي داشته است.
– ازدواج با فردي که خانواده اش شديداً مخالف اين وصلت هستند .
– ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافي از موقعيت فردي ، خانوادگي و اجتماعي شخص مقابل .<BR&gt ;– ازدواج با فردي که ثبات شغلي نداشته و به دليل مسائل شخصيتي خاص ، قادر به سازگاري در محيط کار نيست .
– ازدواج با دختر يا پسري که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادي، شغلي و فکري لازم برخوردار نمي باشد .

19- ازدواج به خاطر جذابيت ظاهري:


اهميت جذابيت جسماني به عنوان يک عامل مهم در دوستي ها و مناسبات اجتماعي، غير قابل انکار است . به نظر مي رسد افرادي که جذابيت ظاهري دارند ، رفتارهاي پسنديده تر و ويژگيهاي شخصيتي زيبايي هم داشته باشند . به خاطر چنين تصوري ، تعداد زيادي از دختران و پسران مجذوب جذابيت جسماني هم مي شوند . زماني که اهميت اين عامل درمعيارهاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و شخصيتي افراد لحاظ مي شود ، ضريب خطر پذيري چنين ازدواجهايي نيز طبيعتاً بالا خواهد رفت .
در پايان بايد به نکته اشاره کنيم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثير گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .


دوست عزيز! اميدواريم با توجه به مطالب ذکر شده ، بتواني براي زندگي آينده خويش، انتخابي صحيح داشته باشي
برگرفته شده از : پارسی طب

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید