ترس یکی از احساسات پایهای انسان است و معمولا ما زمانی این احساس را داریم که چیزی در درون و یا بیرون از ما در جریان است و این احساس در ما بوجود میآید. خیلی از انسانها از داشتن احساس ترس شرم دارند و فکر میکنند آدم قوی نباید بترسد. از کودکی نیز به بچه میگویند قوی باش و نترس و هر کسی را که میترسد نابالغ میخوانند. ولی حقیقت این است که ترس یکی از بهترین دوستان انسان است. ترس یک پیغام دهنده است؛ ترس احساسی است که انسان را از خطر آگاه میکند و به این معنا ترس احساسی است که وظیفه حفظ سلامتی را بعهده دارد. بدون وجود احساس ترس دیگر کسی از خطر پریدن از ساختمانی بلند آگاه نبود و یا بدون احساس ترس هیچ جانداری از جلوی ماری که آماده نیش زدن است فرار نمی کرد… بنابراین نقش طبیعی احساس ترس آگاه ساختن و حفاظت موجود زنده است.
ولی هراس و اضطراب با ترس فرق دارند. اگر انسان با دیدن شیری درنده بترسد و فرار کند، به وی حق میدهیم که آنطور عمل کند. چراکه هم موضوع ترس ساز (شیر) وجود دارد و هم اینکه با این ترس انسان آماده پاسخ دادن به خطر میشود (مثلا فرار). ولی اگر کسی&am p;nbsp; همیشه یک نوع احساس ترسی را داشته باشد که برای آن دلیلی واقعی وجود نداشته باشد، می گوییم که وی دچار هراس و اضطراب است. تشخیص هراس و اضطراب همیشه به ساده گی مثال شیر نیست. انسانهایی که مبتلا به هراس و اضطراب هستند معمولا از علت واقعی ترس خود خبر ندارند ولی وجود ترس خود را به چیزهای مختلف نسبت می دهند. مثلا دانش آموزی را در نظر بگیرید که هر وقت امتحان دارد شب خوابش نمی برد. اسهال می گیرد. دلش درد می گیرد. احساس سرگیجه می کند وغیره. آیا درست است که بگوییم وی از امتحان می ترسد؟ خیر. چیزی که وی از آن میترسد و چیزی که باعث میشود وی از امتحان بترسد نکته دیگری است. برای مثال اینکه میخواهد و باید بهترین باشد (شاید مادر و پدرش هم این را در وی تقویت کنند) و این نکته در دلش ترس درست میکند که نکند موفق نشود. وقتی احساس ترس را لمس می کند روانش احساس خطر می کند و وظیفه روانش این است که وی را از خطر دور کند. بنابراین عکس العمل های جسمی وی طوری ظاهر میشوند که هم خود وی و هم دیگران به این میرسند که شاید بیمار است، چون اسهال دارد، سردرد و شکم درد دارد و …
هر آدمی موقع امتحان دلواپسی دارد و اصولا این دلواپسی باعث میشود که برای امتحان خودش را آماده کند. ولی در مورد دانش آموزی که از امتحان هراس دارد وضع بصورت دیگری پیش میرود. چون بیمار است پس در سر جلسه حاضر نمیشود و چون لازم نیست امتحان بدهد دلواپسیاش در آن لحظه فروکش می کند و روان وی بطور ناآگاه میآموزد: برای دوری از دلواپسی مریض بشو. وقتی این حالت بوجود آمد دایره ترس کامل میشود و از آن ببعد هر وقت امتحان دارد همان نشانهها در روان و جسمش ظاهر میشوند.
http://www.rawanshenasi.de/farsi