ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

مشکلات اجتماعی کودک/بخش اول

وقتی که کودک راه رفتن و تکلم رابیاموزد، روش های بیان مشکلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرک و مخالفت جویی و منفی کاری و مانند اینها ابراز کند. در دو تا سه سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی رابه کودک بیاموزند.
اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز کودک
به محبت را ارضاء کند، کودک به تدریج تحت کنترل درخواهد آمد.


اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صحیحی نباشد، طفل ممکن است که رفتارهای ناهنجار این دوره راتشدید کند و امکان دارد که این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل خردسالی که از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به
وی محبت کمی ابرازشده به دوشکل واکنش نشان می دهد : اولاً ممکن است نهایت کوشش خود را با توانایی
محدودی که دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به کار برد و به یک کودک درخود فرو رفته مبدل شود
ثانیاً امکان دارد کودک سرکشی بار آید. سرکش بودن
طفل ممکن است به شکل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد.



هرگا
ه از طفلی که به شکل غیر فعال
سرکش باشد بخواهند تا کاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می کند ولی به حدی در
انجام آن کار تعلل می ورزد که هرگز آن کار انجام نمی شود. در صورتیکه بیشتر اطفال سرکش مهاجم آشکارا از دستورات سرپیچی می کنند. ولی در هردو حال، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد کودکشان جامه ی عمل
بپوشانند. کودک سرکش مهاجم در مورد هر چیز که از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد که مجازات برای چنین
کودکی مؤثر نخواهدبود. & lt;BR>او در قبال کوششهایی که برای اصلاحش به کار می رود، مقاومت نشان میدهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی کاری او به صورت
فعالیت های خرابکارانه خود نمایی می کند. به نحوی که اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال کودکانه همسن وسالان وی است. رابطه اش با سایر کودکان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و کشمکش می شود. چنین کودکی بیش از اندازه، خودبین و قدرت طلب است. کودک غیرفعال سرکش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشکالات کمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی که در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را که از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه که طفل سرکش مهاجم
مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او
&l t;/SPAN>مجازات نمی شود.


 لجاجت و کج خلقی


لجبازی کودک ممکن است واکنشی باشد که کودک در قبال کوچکترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممکن است مانع
کاری
که کودک میل دارد انجام دهد، شوند، در این حال کودک تحریک و عصبانی می شودو چیزهایی از این قبیل می گوید: “هیچ کس مرا دوست ندارد. هیچ وقت کسی چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند که انجامش از عهده ام خارج است”. ممکن است کودک دراین حال خود را به زمین بکوبد، سرش را به زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد.
در عصبانیت های معمولی، این حالت فقط یکی دو دقیقه طول می کشد و با خسته شدن طفل برطرف
می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به آهستگی هق هق می کند و حتی اغلب ممکن است از حرکتی که کرده و عدم کنترلی که نشان داده است، پشیمان شود. ولی در حین عصبانیت نمی توان با استدلال طفل را آرام کرد ؛ زیرا در این لحظات تماس کودک با محیط تا حدود زیادی قطع شده است.


برای فهم لجاجت وبدخلقی کودکان و درمان آن بایستی تمایل کودک و انتظارات والدین را به خوبی شناخت و در جهت هماهنگ کردن آن اقدام کرد. حالت بد خلقی وعصبانیت کودک رامی توان به منزله دریچه اطمینانی دانست برای برطرف کردن هیجانات شدیدی که طفل نمی تواند آنها را کنترل کند


  روش برخورد با کودکان بد رفتار


کودکان از بدو تولد بی تربیت، گستاخ، زورگو یا خودخواه نیستند. اینخصوصیات رفتاری، اکتسابی اند زیرا کودکان با بروز این حرکات به آنچه که میخواهند میرسند، مگر اینکه به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهید که اینرفتارهای عجیب و غریب، فایده ای ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرایط می شودو سعی کنید او را به رفتار قابل قبول تری تشویق نمای
ید. مطالب زیر
راهکارهایی را به صورت مرحله به مرحله برای رویارویی با ۱۰ مشکل عمده کودکان ارائه می دهد.


 مشکـــل اول: مسائل مادی


با گفتن کلمه نمی خرم، هرگز احساس گناه نکنید. مشاجره های بین والدین وفرزندان معمولاً خوشایند نیست ممکن است بارها پیش آمده باشد که فرزندتان از تصمیم گیری شما خوشش نیامده است.


 رعایت حق تقدم و اولویت را به او یاد دهید


در تعطیلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهید لیستی از آنچه را که دوست دارد تهیه کرده و آن چیزهایی را که بیشتر دوست دارد در اولویت قرار دهد. خردسالان را تشویق کنید آن چیزی را که دوست دارند با نقاشی برایتان بکشند. موقع پخش پیامهای بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقیقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پیام های بازرگانی تلویزیون را ببینند کمتر برای خرید چیزهای جدید بهانه گیری می کنند. به همین دلیل تلویزیون را در زمان پخش آگهی ها خاموش کرده و یا برای آنها توضیح دهید همه چیزهایی را در این آگهی ها تبلیغ می شود واقعیت نداشته و صرفاً شگردی برای فروش بیشترمحصولات شرکت های تجاری است.


به کــــودک خود یاد بدهید آنچه دارد به دیگـران نیــــز ببخشد.


می توانید از او بخواهید که بخشی از هزینه
هایی را که برای خرید لوازم
مورد نیاز او کنار گذشته اید با کمال رضایت به یک مؤسسه خیریه ببخشد.


 مشکـــل دوم: حاضر جوابی


هرگاه فرزندتان رفتار بی ادبانه ای از خود نشان داد بلافاصله او را ازاین کار منع کنید. به طور مثال می توانید بگویید: وقتی با تو صحبت می کنم، مدام به این طرف و آن طرف نگاه می کنی.این کار بی ادبانه است و باید ازاین کار دست برداری.


 به او اعتنا نکنید


آه نکشید، شانه هایتان را بالا نیندازید یا خشمگین نگاه نکنید، صحبت خود را قطع کنید تا زمانی که او از حاضر جوابی دست بردارد.


 او را به رفتارهای مودبانه تشویق کنید


هر زمان متوجه شدید که فرزندتان رفتار مودبانه ای از خود نشان داد این موضوع را به او یادآوری کنید. به طور مثال به او بگویید: از این که مؤدبانه به حرف های من گوش دادی متشکرم. این کار تو واقعاً قابل تقدیر
است.


 مشکل ســــوم: ناسزا گفتن


به زبان آوردن کلمات غیرمجاز را ممنوع کنید. این قانون را برای او شرح دهید: «وقتی از چیزی مطمئن نیستی آن را به زبان نیاور». هر زمان که فرزندتان ناسزایی را به زبان آورد، بلافاصله آن را به لیست کلمات غیرمجازاضافه کنید. توضیح دهید که چرا ناسزاگویی کاری زشت و غیرقابل قبول است وبسیاری از مردم به زبان آوردن این کلمات را نادرست می دانند. اگر یک بار این کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن، به صورت عادت در آید و این کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان یا والدین دوستانشان هم تکرار کنند.


 کلمه مورد قبول را جایگزین آن کنید


کلمات خنده داری که اصلا ناخوشایند نیستند را انتخاب کنید تا به جای کلمات نامناسب استفاده شود و یا این که فرزندتان خودش از کلماتی استفاده کند که بار منفی ندارد. مثل : بی ادب


 احساساتی نشوید


وقتی که فرزند خردسال تان برای اولین بار کلمه نادرستی را تلفظ کرد بهاو بگویید: «در خانواده ما از این کلمات استفاده نمی شود» و به کودکانبزرگتر گوشزد نمایید که شما به خوبی با قوانین این خانه آشنایی دارید،دیگر نمی خواهم این کلمه را بشنوم.


 مشکـــل چهـــارم:دروغگویی


از او بخواهید که در گفته هایش صادق باشد، به فرزندتان بگویید: «همه افراد خانواده ما مایلند همیشه نسبت به دیگران صادق باشند.» وقتی در صحبتهایش صداقت را حفظ می کند از او به دلیل کاری که انجام داده قدردانی کنید. برای او شرح دهید که چرا دروغ گویی کار بدی است.توضیح دهید که وقتی حقیقت را نمی گوید دیگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جریحه دار کرده و هیچ کس به او اعتماد نمی کند و اینکار به شکل عادتی در می آید که ترک کردنش بسیار مشکل است. به کودکان یاد دهید که راستگویی سبب اطمینان میشود. اگر متوجه شدید که کودکتان دروغ می گوید از او این سؤالات را بپرسیدتا وجدان او را بیدار کنید: آیا کاری که انجام داده ای درست بود؟ چرا فکرمی کنی که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران می کنی؟ آیا می دانی اگر همه اعضای یک خانواده همیشه به یکدیگر دروغ بگویند، چه اتفاقی می افتد؟


 مشکل پنجـــم:سرپیچی و نافرمانی


توضیح دهید که از او چه انتظاراتی دارید. به او بگویید: «خوب به حرفهایم توجه کن. وقتی دارم با تو جدی صحبت می کنم و تأکید می کنم که در گفته هایم جدی هستم، پس بدان واقعاً جدی هستم.
«همچنین ممکن است بگویید: «اگرواقعاً دلیل خوبی برای انجام ندادن کاری داری می توانی با لحن مؤدبانه ایآن را به من
بگویی.»
سعی کنید برای هر کاری زمان مشخصی تعیین نمایید. هرگاه او با شما بحث می کند، خواسته خود را کلمه به کلمه برای او تکرارکنید. به طور مثال بگوید: شام ساعت ۷ حاضر است، تو باید دقیقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوی
.


 به او حق انتخاب دهید تا کمی آزادی عمل داشته باشد


از او بپرسید: «هنوز بعضی از کارهای مربوط به خودت را انجام نداده ای آیا مایلی آنها را الان انجام دهی یا بعد از شام؟» گاهی اوقات با او کناربیایید. مثلا بگویید: الان وقت انجام تکالیفت است ولی تو در حال حاضر داری بسکتبال بازی می کنی. آیا بهتر نیست بازی بسکتبال را تا نیم ساعت دیگرتمام کنی و پس از آن به تکالیفت برسی؟


با او اتمام حجت کنید


به او توضیح دهید که اگر آنچه را که شما از او می خواهید انجام ندهد، باید منتظر عکس العمل شما و نتیجه عمل خود باشد


وقتی عرصه بر پدر و مادر بخصوص مادران به علت اینکه درکنار فرزندان خود بیشتر هستند بر اثر اختلالات خلقی کودکشان، تنگ می شود، آن وقت است که ناآگاها
نه رفتارها و اقداماتی انجام می دهند. که بیشتر به این مسأله دامن می زند. مطلب زیر می تواند به مادران جوانی که با این مشکل روبرو هستند. کمک کند که با این مشکل به نحوی درست کنار آیند.


۱) دست از سرزنش کردن خود بردارید و اقدامی عملی انجام دهید


اگر خود را به دلیل مشکل خلقی فرزندتان سرزنش کنید کاری مخرب انجام می دهید، با این کار وقت و نیرویی که می توانید برای کمک به او صرف کنید هدر می رود. سرزنش کردن و احساس گناه ناشی از آن باعث می شود تا نسبت به شناخت منشأ مشکل فرزندتان ناآگاه بمانید، لذا تأکید می کنیم که اختلال خلقی او در نتیجه قصور و کوتاهی شما ایجاد نشده است، اما به عنوان واقعیتی که وجود دارد شما را به مبارزه می طلبد. پذیرش این اصل نه تنها در فرآیند تشخیص و درمان اختلال خلقی فرزندتان مؤثر است، بلکه در پرورش مهارت حل مسأله در زندگی روزمره شما نیزکمک کننده خواهد بود.


۲) واقع بین باشید


تعیین حدود انتظارات قابل قبول از کودک مبتلا به اختلال خلقی کار دشواری است و توصیه می شود که برای این منظور از درمانگر کمک بگیرید. با توجه به اینکه اختلال خلقی به طور طبیعی از نظر شدت در نوسان است تنظیم این انتظارات به گونه ای که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم باشد مشکل خواهد بود. گرچه کودکان نیازمندند بدانند در هر لحظه به طور شفاف و ثابت چه انتظاراتی از آنها داریم با وجود این گاه لازم است که این انتظارات از پیش تعیین شده باشند. هنگام بروز یک حمله شدید خلقی، وقت مناسبی برای پافشاری بر انجام تمام وظایف روزمره فرزندتان نیست. با این حال همچنان که درمان پیش می رود و خلق او تثبیت می شود به تدریج می توان سطح انتظارات را بالا برد.


۳) قوانین خانواده را در حد اعتدال برقرار کنید


کودکان برای تنظیم رفتار خود نیازمند قوانین هستند، گرچه تعداد زیاد قوانین وضع شده ممکن است مشکل آفرین باشد تعداد کم آن نیز اشکالاتی به همراه دارد.


وقتی در خانه قوانین بسیار زیادی حکمفرما باشد، کودکان به سرعت مأیوس و ناامید می شوند. آنها ممکن است که یا با پذیرش نقش قانون شکن، دست از هر گونه تلاشی برای رضایت والدین بکشند و یا به طور مداوم سعی در راضی نگاه داشتن والدین خود داشته باشند که این امر به ندرت می تواند موفقیت آمیز باشد. برعکس وقتی که قوانین محدود و مبهم باشد، اجرای آن غیرممکن و موجب می شود تا شاهد بروز رفتارهایی غیرقابل کنترل از جانب کودکان باشیم. اگرچه این موضوع در مورد همه کودکان صدق می کند، اما کودکی که یک مشکل زمینه ای دارد در اداره کردن موقعیت های ناکام کننده مشکل بیشتری خواهد داشت. قوانین در وهله اول باید بر حفظ امنیت جسمی و هیجانی همه اعضای خانواده تأکید داشته باشد و در مرحله بعد پیامدهای عدم رعایت قوانین نیز باید به صورت آشکار و ثابت برای همه مطرح شود.


۴) آسان بگیرید


اگر با فرزندتان بر سر قانون خاصی جر و بحث می کنید، از خود بپرسید که آیا این قانون را برای چه وضع کرده اید، آیا دلیل آن منطقی و موجه است و یا امری دل بخواهی و سلیقه ای است؟ از آنجایی که کودکان مبتلا به اختلال خلقی در حوزه های متعددی نیازمند مساعدت هستند، اگر تصمیم بگیرید به موقعیتهای زیادی بپردازید و در مورد تمام آنها قانون صادر کنید شما و (البته فرزندتان) احساس مغلوب شدن پیدا خواهید کرد. پس چه باید کرد؟ آسان بگیرید! فهرستی از قوانینی که انتظار دارید فرزندتان رعایت کند، بنویسید. آیا می توانید این فهرست را به چند قانون محدود و اساسی نظیر «با بدن و زبان خود به دیگران صدمه نزنیم» ساده کنید؟ شعار ما این است که «ساده بگیرید، ساده بگیرید، ساده بگیرید» بدین ترتیب شما برای رفتاری محکم و با ثبات آماده می شوید وفرزندتان نیز وقتی مغلوب پیچیدگی قوانین نشود آنها را بهتر رعایت خواهد کرد.


۵) انعطاف پذیر باشید


فرزندتان مبتلا به اختلالی است که نشانه های آن هر روز تغییر می کند و طبق تعریف، عملکرد او نیز طی زمان متفاوت خواهد بود. در نتیجه، مواقعی وجود خواهد داشت (به ویژه در ضمن حملات شدید اختلال خلق) که به ناچار قوانین باید به طور موقت کنار گذاشته شود. اگرچه برای والدین تعیین مدت زمانی که کودک برای تلویزیون، کامپیوتر و بازی های ویدیویی صرف می کند دارای اهمیت است با وجود این انعطاف پذیری در این زمینه، با توجه به دوره بیماری کودک کمک شایانی به وی خواهد کرد. برای یک نوجوان بشدت افسرده می توان تماشای یک فیلم سرگرم کننده را به عنوان بخشی از برنامه افزایش فعالیت های لذت بخش مجاز دانست و یا در مورد کودکی با مهارت های اجتماعی بسیار ضعیف ممکن است از یادگیری یک بازی ویدیویی خاص همچون راهی برای ایجاد علایق مشترک با همسالان سود ببرد. نکته کلیدی انعطاف پذیری است. آیا آنچه انجام می دهید برای فرزندتان مؤثر است؟ اگر چنین باشد عالی است. اگر چنین نیست یک قدم به عقب برگردید و دوباره موقعیت را ارزیابی کنید.


۶- موضوعاتی را که قصد دارید به خاطر آنها در برابر فرزندتان بایستید انتخاب کنید


والدین کودکان مبتلا به اختلال خلقی، وضعیت خود رابه نوعی مانند «زندگی در منطقه جنگی» و یا احساس مداوم «حرکت روی پوست تخم مرغ» توصیف می کنند. هر یک از این دو حالت تنش زا یعنی جنگ مداوم یا حرکت کند پاورچین اوضاعی ملال آور می باشند. برای به حداقل رساندن کشمکش و کاهش تنش کلی، ما شما را تشویق می کنیم تا موضوعات مهم منجر به درگیری میان خود و فرزندتان را تعیین کنید. به این ترتیب خانوده شما خواهد توانست در فاصله میان تعارض ها و کشمکش ها آرامش داشته باشد. برخی موضوعات ارزش جنگیدن ندارند. اگر شما به طور مداوم با فرزندتان در حال کشمکش هستید با خود فکر کنید که چرا چنین است؟ آیا می توانید از آن دست بردارید؟ اگر دلیل درست و مطمئنی برای آن وجود ندارد، می توانید انتخاب کنید که آیا بهتر است جر و بحث کنید و یا راه مصالحه را در پیش بگیرید. سازش و مصالحه پیوسته باید برای حفظ سلامت و امنیت جسمی و روانی افراد خانه باشد. از کشمکش در مورد غذا اجتناب کنید. هیچ کودکی در خانه ای که مواد غذایی در دسترس است نباید گرسنه بماند. با وجود این برخی ازکودکان مبتلا به اختلال خلقی از اختلالات خوردن نیز رنج می برند. اگر فرزندتان با مسائل مربوط به غذا یا وزن اشتغال فکری دارد، یا اگر دچار کاهش یا افزایش بیش از حد وزن می باشد از متخصص کودکان و گروه بهداشت روان مشورت بخواهید.


برای کودکان و نوجوانانی که وزن بالا و یا عادات غذایی نادرست دارند با متخصص تغذیه مشورت کنید. در صورتی که غذا را از صحنه اختلاف کنار بگذارید کودکان و نوجوانان برای بهبود عادات خود بهتر عمل خواهند کرد.


ادامه دارد…


فرزانه (ربابه)دریاباری


http://robabnaz.persianblog.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید