| حجتالاسلام محمدعلی مهدویراد، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران |
حجتالاسلام والمسلمين محمدعلی مهدویراد، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، اظهار كرد: علامه طباطبايی در برخی موارد و در تفسير آيهای خاص، پس از آنكه مطلبی را از آن آيه استفاده میكند، برآن است كه گرچه سياق آيه اقتضای مطلب ديگری دارد، اما اين مطلب نيز از آيه قرآن قابل استفاده است؛ لذا از منظر ايشان، از برخی آيات قرآن با توجه به سياق آيه مطلبی فهميده میشود كه آن مطلب حجت است و گاه از بخش ديگر همان آيه مطلبی ديگر ـ غير از مطلب فهميده شده از سياق ـ فهميده میشود كه آن مطلب نيز حجت است.
وی افزود: اين نكته بسيار قابل توجه است كه علامه طباطبايی به مفاهيم ارائه شده در جملههای مستقل آيات خارج از سياق توجه دارد و آن نكات را از سنخ «مما علمنا اهلالبيت(ع)؛ از آن چيزهايی است كه اهل بيت(ع) به ما ياد دادهاند» میداند. موارد متعددی بر اين اساس در آيات به چشم میخورد كه با توجه به ديدگاه علامه میتوان از آيه، مطلب مهم و سرنوشتسازی را استفاده كرد كه مفسران ديگر به سبب قرار دادن آن در سياق و توجه صرف به سياق و اكتفا كردن به اين امر، از آن نكته بسيار مهم غافل ماندهاند.
مهدویراد بيان كرد: گاهی اين جملههای مستقل بيرون سياق كه حاوی معنايی مهم هستند، روايت به آنها دلالت دارد؛ مانند «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛ اگر نمىدانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد»(انبياء/7) و در بعضی مواقع اينگونه هم نيست. برای مثال اينكه خداوند سبحان میفرمايد: «اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛ تقوی پيشه كنيد و سخن استوار بگوييد»(احزاب/70)؛ سخن استوارگفتن فرع بر استوار انديشيدن هم هست و تا كسی استوار نيانديشد، نمیتواند استوار هم سخن بگويد.
مؤلف كتب «سير نگارشهای علوم قرآنی» تصريح كرد: تمام تفاسير از آغاز تا فرجام، بدون استثناء جمله «َقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا» را كه جمله مستقلی است و پيام بسيار مهمی دارد در سياق معنا كرده و گفتهاند كه خداوند سبحان میفرمايد: تقوی پيشه كنيد، درباره وصيتی كه درباره فرزندان انجام میدهيد و همين وصيت را با استواری و استحكام بنويسيد.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران بيان كرد: گرچه اين پيام يكی از پيامهای آيه محسوب میشود و حجت نيز هست، اما قرآن در واقع يك پيام بلندتر و مفصلتری را گزارش میكند و در ميان مفسران تنها كسانی كه در اين آيه به اين نكته توجه كردهاند، راغب اصفهانی(قرن چهارم) و آيتاللهالعظمی جوادی آملی در تفسير تسنيم هستند و ديگران به اين نكته توجه نكردهاند.
وی ادامه داد: همچنين آيه «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهِمْ؛ و از [دوش] آنان قيد و بندهایى را كه بر ايشان بوده است، برمیدارد»(اعراف/157) درباره پيامبر(ص) نازل شده و حاوی پيام بزرگی است و تبيين میكند كه آن حضرت هدفگيری برای چه كار عظيمی كردهاند. در اينجا نيز مفسرين به سبب گذاشتن آيه در سياق، همگی به اين سو رفتهاند كه خداوند بر امت اسلام منت گذاشت و احكام سخت و دشوار و دستوپاگير يهود را از اين امت برداشت؛ در حالیكه اين آيه پيام بسيار مهمتری از اين مطلب دارد و از اين نمونهها فراوان است.
مهدویراد يكی از نكتهها، نقشآفرينیها و آموزههای بلند الميزان را، بهدست دادن اينگونه روشها و قواعد و مبانی و پايههای تفسيری دانست و خاطرنشان كرد: خوشبختانه الميزان امروز مورد توجه قرار گرفته و يكی از تفاسير مهم جهان اسلام محسوب میشود و حتی مفسران اهل سنتی كه از دايره خشك تعصب خارج شدهاند و به تفاسير غيرمذهب خود مراجعه میكنند، به الميزان نيز توجه داشتهاند و حتی رسالههای قابل توجهی در برخی از دانشگاهها مثل دانشگاه «آلالبيت اردن» درباره الميزان نگاشتهاند. اين تفسير در بلندترين قله فكر و انديشه ايستاده و در ميان كليه تفاسير قرن چهاردهم بینظير و در ميان تفاسير قرون ديگر هم با توجه به فضای تاريخی نگارش آن تفاسير كمنظير است.
نويسنده كتاب «تراث الشيعة القرآنی» اظهار كرد: علامه طباطبايی در الميزان از روايت بسيار استفاده كرده و قبل از پرداختن به بحثهای صرف روايی، حتی در بخش تفسيری نيز به روايات استناد كرده است. ايشان با آنكه قرآن را بماهو قرآن روشن و با توجه به خود قرآن آيات را ـ غير از موارد خاص استثنايی ـ مبیَّن میداند، با اينحال وقتی روايتی را قابل قبول میداند، به شدت در مقابل آن موضع مؤمنانه و خاضعانه اتخاذ میكند.
| محمدعلی مهدویراد: |
| موارد متعددی بر اين اساس در آيات به چشم میخورد كه با توجه به ديدگاه علامه میتوان از آيه، مطلب مهم و سرنوشتسازی را استفاده كرد كه مفسران ديگر به سبب قرار دادن آن در سياق و توجه صرف به سياق و اكتفا كردن به اين امر، از آن نكته بسيار مهم غافل ماندهاند. |
مهدویراد افزود: همانگونه كه آيتاللهالعظمی جوادی آملی، شاگرد علامه طباطبايی و مفسر جليلالقدر زمان ما درباره استاد خود گفتهاند، علامه در واقع الهام میگيرد و بعد از آن به روايات و آيات و برمیگردد؛ يعنی حقيقتاً نوع بهرهگيری از آيه با آيه را نيز از روايات الهام میگيرد. اينكه به لحاظ مبنای اصولی ايشان خبر واحد ثقه را در غيراحكام فقهی حجت نمیداند، درست است، اما بايد توجه داشت كه همه اصوليان خبر متواتر را استثناء كرده و خبر واحد محفوف به قرائن را نيز استثناء كردهاند.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران تصريح كرد: يكی از نكات بسيار قابل توجه در تفسير علامه طباطبايی اين است كه ايشان روايت را با توجه به همسو بودن با فضای كلی آيه میپذيرد و همان خبر واحد ثقه را با اين قرينه میپذيرد و در جهت توسيع، تأييد، روشگيری و يا مبناگيری از آن استفاده میكند، اينگونه مبناگيری مفسرانه عميق را مفسران نوعاً نداشتهاند.
وی با بيان اينكه ديدگاه علامه طباطبايی به روايات تفسيری هنوز چندان مورد توجه قرار نگرفته است، گفت: میتوان گفت اگر ايشان بيش از ديگران از روايات اهل بيت(ع) بهره نگرفته باشد، قطعاً كمتر از آنان نبوده است. علامه با روش تفسيری خاص خود در الميزان خدمت بزرگی به روايات ـ و خصوصاً روايات تفسيری ـ بهويژه در حوزه نقد و بررسی و پيرايش روايات كرده است.
مهدویراد با اشاره به فضای عمومی حوزه در عصر نگارش الميزان عنوان كرد: در روزگار علامه در قم و حتی در تبريز برخی از جريانهای تفسيری ـ هرچند بهصورت نااستوار ـ وجود داشته است؛ اما آن فضايی كه بيش از همه باعث مراجعه علامه طباطبايی به تفسير شد، فضای فكری موجود در جامعه ايران و در حوزههای علميه آن روزگار بود.
وی خاطرنشان كرد: نگاه به دين در آن روزگار عملاً يك نگاه اجتماعی، سياسی و فرهنگی بود و به تعبير دقيقتر حضور عينی دين در جامعه بسيار اهميت داشت و علامه طباطبايی بايد در برابر آن موضع میگرفت، البته در آن زمان در ديگر نقاط جهان اسلام نيز چنين گرايشی وجود داشته و تفسير المنار يكی از بهترين نمونههای اين گرايش است؛ تفسيری كه از لحاظ بسترآفرينی نقش مهمی در شكلگيری مباحث الميزان داشته است.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در پايان سخنان خود اظهار كرد: علامه طباطبايی در اوج عرفان و دلدادگی به خدا، از آزادانديشی و حريت فكر قابل ملاحظهای برخوردار بوده است. استاد غلامحسين ابراهيمی دينانی از شاگردان ايشان مكرر گفتهاند كه در تمام عمر خود، در حوزه فكری شيعه آزادانديشتر از علامه طباطبايی نديدهاند. علامه در مقابل حق خاضع و تيغ نقد او بسيار عالمانه و آزادانديشانه است و جز حق و حقيقت در برابر هيچ چيزی فروتنی نمیكند. جامعه ما بايد از علامه طباطبايی درسهاس فراوانی بگيرد و ای كاش عالمان و بزرگان ما بكوشند تا دنبالهرو شيوه علمی و تفسيری علامه طباطبايی باشند.
:: iqna