آيتاللهالعظمی جوادی آملی پيامی را به مناسبت برگزاری ششمين همايش تكريم چهرههای قرآنی كه شب گذشته، 14 بهمن ماه برگزار شد، به صورت تصويری به اين همايش دادند كه متن كامل اين پيام در ذيل آمده است:
«بسمالله الرحمن الرحيم»
مقدم حضار بزرگوار كه در جهت اجلال قرآنپژوهان و حافظان و مفسران و علاقهمندان به قرآن و عترت حضور پيدا كرديد گرامی میداريم، و از سازمان دارالقرآن حقشناسی میكنيم، و از سازمان محترم تبليغات كه همه اين بركات زير مجموعه اين سازمان وزين است حقشناسی میكنيم، از همه بزرگوارانی كه در احيای نام حق به وسيله قرآن و عترت تلاش و كوشش كرده و میكنند سپاسگزاری داريم، از خدای سبحان مسئلت میكنيم همگان را مشمول ادعيه زاكيه ولی عصر(عج) قرار بدهد سعی همه مشكور باشد و به بركت كوشش امام و خونهای پاك شهدا، اين عزيزان بتوانند دِين خودشان را به قرآن و عترت بهخوبی ادا كنند و جامعه اسلامی را در سايه اين دو وزنه وزين هدايت كنند و به مقصد كامل برسانند.
نكاتی كه در محفل شما عزيزان قابل طرح هست اين است كه برای قرآن و همچنين برای عترت معارف فراوانی ياد شده است. اما برجستهترين معرفتی كه و اثری كه در اينجا قابل طرح است در شرايط كنونی يعنی بيداری اسلامی خاورميانه اين است كه خدای سبحان فرمود در وحی آسمانی، «فيه ذكركم» يعنی اگر بخواهيد نامور شويد نامآور بشويد نامی پيدا كنيد در جهان، به وسيله علوم و حيانی است.
آنچه كه خاورميانه را بيدار كرده است و ان شاءالله به مقصد میرساند در سايه توجه به قرآن و عترت است. زيرا براساس رهنمود قرآن انسان تنها به خدای سبحان متّكی است. انسان فقير هست اما فقير الیالله، هم بايد فقر خود را درك كند، هم بايد غنای الهی را درك كند، هم در سايه رهنمود قرآن و عترت اين فاصله فقر و غنا را به وسيله ارتباط الهی برقرار كند، كه خود را مستغنی كند. گرچه كسی غنی نمیشود، غنی يعنی بینياز، فقير يعنی نيازمندی كه عامل رفع نياز را ندارد، و مستغنی يعنی كسی كه نيازمند هست ولی چيزی كه نياز او را برطرف كند دارد.
بشر ذاتاً فقير است، در سايه فيض الهی میتواند مستغنی بشود، ولی غنیشدنی نيست، (غنی يعنی بینياز و اين وصف ممتاز خدای سبحان است)، اگر جامعه بخواهد نامور بشود و نام جامعه اسلامی برترين نام باشد، (نه برتری ملكی بلكه برتری ملكوتی) بايد در سايه قرآن و عترت باشد. چون خدا فرمود «فيه ذكركم».
اين ذكر يك وقتی است لفظی است مثل تسبيحانی كه میگوييم صلواتی كه میفرستيم و مانند آن، يك وقت ذُكر است، يعنی يادآوری است، اين تصور اين معنايی، درك مفاهيم قرآن و اعتقاد به آنها و عمل به آنها، اينها هم ذكر است و هم ذُكر، يك وقت است كه قرآن فرمود «ذكركم» يعنی شما نامور میشويد صاحب نام میشويد.
اين كه از وجود مبارك رسول گرامی(عليه و علی آله الاف التحيه و الثناء) نقل شد، «الاسلام يعلوا و لايعلی عليه»، به ما دو مطلب را میفهماند، يكی اينكه هرگز خود را برتر ندانيد. و دوم هم اينكه هرگز در برتری اسلام غفلت نكنيد. آنچه كه بالاست دين خداست و كلام خدا و دين الهی، وگرنه بشر همان بشر فروتن و متواضع است، فرمود نام شما از آن جهت كه مسلمانيد بالا میرود. آن وقت نه استكبار، نه صهيونيست طمع در شما نمیكند، برای اينكه جامعه اسلامی صاحب شرف و نام بشود بايد قولش قول سديد باشد.
از قول شديد، كاری ساخته نيست انسان اذكار را بلند بگويد با فرياد ذكر را بيان كنيد اين به جايی نمیرسد، ما را به قول شديد دعوت نكردند، ما را به قول سديد دعوت كردند، «قولوا قولاً سديدا»ً، حرف مستدل، مبرهن، برهانی، علتپذير، قول سديد است كه سد است هم آب را نگه میدارد و هم جلو تهاجم يأجوع و مأجوج هر عصری را میگيرد.
وگرنه فريادكشيدن با صدای بلند ذكر گفتن، از اينها كاری ساخته نيست «قولوا قولاً سديدا»ً نه شديداً. قول سديد باعث آن است كه جامعه اسلامی همانند سد میشود. و برای اينكه جامعه نامور بشود و صاحب نام بشود يعنی نام اسلام بالا بيايد، نه اينكه مسلمانها بخواهند برتری خود را ازآن جهت كه بشرند ثابت كنند، اين بايد طوری باشد كه اين قول سديد يعنی در رفتار و گفتار و نوشتار و اينها تجلّی داشته باشد.
در قرآنكريم برای اينكه جامعه را نامور كند «وليجدوا فيكم غلظه اين وليجدوا» امر غايب است. يعنی آنها دشمنان شما، مخالفان شما حتماً بايد در شما ستبری را احساس بكنند. مستحضريد دشمنان ما علم غيب ندارند و چشم غيب و درون بين ندارند و گوش غيب شنوا ندارند. ولی به صورت امر غايب خدا فرمود آنها حتماً بايد در شما ستبری را حس بكنند.
وليجدوا يعنی حتماً بايد بيابند. يك وقت است كه در ميدان مبارزه است، خدای سبحان و رسول گرامی(عليه و علی اله الاف التحيه و الثناء) دستور میدهد. «يا ايها النبی جاهد الكفار و المنافقين واغلظ عليهم» در صحنه مبارزه مردم موظفند با غلظت و خشونت رفتار بكنند. چون ميدان جنگ ميدان آهن است، ميدان خشونت است. يك وقت است كه در ميدان جنگ نيست ،پشت صحنه جنگ است. ولی برای اينكه بيگانه طمع نكند و تهاجم را در سر نپروارند، حتماً شما بايد ستبر باشيد كه آنها ستبری شما، استقامت شما، قدرت و توانمندی شما را بيابند «وليجدوا فيكم غلظه».
اگر جامعهای خدا ناكرده در صحنه حاضر نبود يا جامعهای خدای ناكرده اختلاف داشت، يا جامعهای از نظر مسائل علمی تهی مغز بود، يا جامعهای از نظر اعداد سلاحهای لازم دستش تهی بود، اين جامعه ستبر و نيرومند و غليظ نيست. وقتی ستبر و نيرومند و غليظ نبود دشمن درباره آنها احساس غلظت نمیكند، وقتی دشمن احساس غلظت نكرد ممكن است به خودش اجازه تهاجم بدهد.
بنابراين، اين گونه از محافل، كار سازمان دارالقرآن، كار سازمان تبليغات اسلامی و مراكز قرآنپژوهی ديگر اين است كه جامعه را ستبر و محكم بكند، طوری كه دشمن حتماً جامعه اسلامی را جامعه نيرومند ببيند، وقتی جامعه را نيرومند ديد طمع نمیكند، الان هيچ كس به اين فكر نيست كه با بيل و كلنگ و امثال اينها به جنگ قله بلند دماوند برود و آن را ويران كند زيرا قله دماوند قابل تسخير نيست، قرآن فرمود سلسله جبال باشيد، طوری كه دشمن در شما طمع نكند حتماً ستبريی شما را احساس كند.
اين كه میبينيد گاهی عزيزان دانشگاهی ما را كه در نيروی هستهای تلاش و كوشش میكنند شهيد میكنند، يا ساير رزمندهها را به شهادت میرسانند، يا ساير علما و روحانيان و مسئولان را به شهادت میرسانند، يا درصدد به شهادت رساندن آنها هستند، برای اينكه آنها نيروهای قدرت بخش جامعه هستند ، اينها ستون فقرات يك ملتاند، بنابر اين قرآنكريم اين دستور را به ما میدهد كه وليجدوا فيكم غلظه. چون امر غايب است و به آنها دستور میدهد. آنهايی كه به خدا و قيامت و قرآن معتقد نيستند بازگشت چنين فرمانی به جامعه اسلامی است.
يعنی شما حتماً بايد طوری باشيد كه دشمن در شما طمع نكند، هم از نظر اعتقادی، هم از نظر اخلاقی، هم از نظر طهارت دست و پا، كه مبادا خدای نكرده در بين شما سخن از اختلاس و سخن از سرقت و سخن از كمفروشی و گرانفروشی و بد اخلاقی راه پيدا كند، سخن از جهل علمی و جهالت عملی راه يابد. وگرنه در همه اين صورت های ياد شده دشمن در شما آن غلظت و استواری را ا حساس نمیكند.
مطلب بعدی عمده آن است كه انسان بعد از مرگ هم صاحب نام باشد، و كسی صاحب نام است كه انبيا به ياد اويند، اوليا به ياد اويند، با انبياء محشور میشود، با اولياء محشور میشود، حشر با انبياء به اين است، كه با كتاب آسمانی مأنوس باشيم. حشر با اولياء به اين است كه با عترت پيوند ناگسستنی داشته باشيم. آنجا اگر كسی مذكور بود يعنی نامدار بود و صاحب نام بود به مقصد میرسد و روح و ريحان نصيبش میشود.
بنابراين كوشش مسئولان محترم دارالقرآن و ساير قرآنپژوهی و قرآنپژوهان اين است كه جامعه را صاحب نام بكنند، آنگاه آن آثار ديگری كه فرمود: «اذكرونی اذكركم» مطرح میشود، يا «اذكروا نعمتی التی انعمت عليكم» مطرح میشود، و يا «اعدوالهم ما استطعتم من قوه»، مطرح میشود ولی بايد بدانيم كه اين سفارش مخصوص يحيی شهيد و زاهد سلامالله عليه نيست، كه خداوند فرمود، «يحيی خذالكتاب بقوه»، الان هم خدای سبحان به همه ما میفرمايد يا ايها الذين امنوا خذوا القرآن بقوه و چون قرآن از عترت جدا نيست و عترت هم هماهنگ با قرآن است يعنی خذوا الثقلين بقوه.
وقتی از وجود مبارك امام صادق سلامالله عليه سئوال كردند اين كه خدا فرمود خذوا مااتيناكم بقوه، بقوه الابدان ام بقوه القلوب؟ حضرت فرمود: بقوه الا بدان و بقوه القلوب، يعنی هم با ابزار مادی و بدنی و هم با معرفت صحيح و راستين عقلی و قلبی، خذوا مااتيناكم بقوه القلوب خذوا ما اتيناكم بقوه الابدان، هم صحنه مبارزات بدنیتان بايد قوی باشد و هم جبهه فرهنگیتان بايد نيرومند باشد، حرفهای سست، قصههای بیدليل، خوابها و مانند آن اينها أخذ بقوه نيست، هرگز حرفهای غيرمعقول، غيربرهانی، غيراستدلال، اخذ بقوه نيست، با خواب و امثال خواب كسی بخواهد قرآن و عترت را از خود راضی كند اين چنين نيست. فرمود خذوا ما اتيناكم بقوه و از قرآن ناطق، وجود مبارك امام صادق (صلواتا لله و سلامه عليه) سئوال كردند ام بقوه القلوب ام بقوه الابدان؟ فرمود بقوه القلوب و قوه الابدان.
مجدداً مقدم شما ميهمانان بزرگوار را گرامی میداريم و سعی بليغ سازمان دارالقرآن و همچنين سازمان تبليغات مشكور باشد. انشاءالله ،و محصول كار شما به عنوان بهترين هديه نثار روح امام راحل و شهدای انقلاب و جنگ مخصوصاً شهدای دهه فجر به بهترين وجه اهداء بشود، و حشر همه شما بزرگواران مخصوصاً پيشكسوتان و عزيزانی كه در اين راه تلاش و كوشش بيشتری كرده و میكنند با صاحب قرآن و با دودمان طه و يس، خاندان پيغمبر عليهم الصلوة و عليهمالسلام باشد.
: iqna