جامعه کبیره نه مرام‌نامه غلات بلکه احتجاج امام بر این جریان است

دکتر علی آقا‌نوری، عضو‌ هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، در پاسخ به این پرسش که امام هادی(ع) با فرقه‌های زیادی که در روزگار ایشان بود چگونه مواجه‌ شدند؟ گفت: دوران امام هادی(ع) مسبوق به دوران امام جواد(ع) است که ایشان در خردسالی به امامت رسیده و مشکلات و شبهاتی در زمان ایشان مطرح شد. امام هادی(ع) نیز این مسئله در موردشان صادق بود، چون در هشت سالگی‌ به امامت رسیدند. البته در زمان ایشان بحران به اندازه پدرشان نبود اما در واکنش به سن امام(ع) و نوجوانی ایشان در زمان نیل به امامت، چه در زمان ایشان و پدرگرامی‌شان، دو مواجهه نادرست در شیعه وجود داشت، یک مواجهه که به شک و تردید در خصوص امامت ایشان افتاد و به هر حال مقامات معنوی الهی ایشان را مورد تردید قرار داد و از طرف دیگر کسانی از این زمینه‌ها و امتیاز خاصی که پیدا شد و اینکه امام(ع) در سن نوجوانی می‌تواند به مقامات بالا برسد، میل به غلو پیدا کردند. البته غلو از زمان امام علی(ع) و امامان دیگر در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز وجود داشت.
موضع امام هادی(ع) در برابر مواضع انحرافی فرقه‌ها
آقانوری ادامه داد: غلو در دوران امام هادی(ع) حیاتی دوباره یافته بود و متاسفانه متکلمان نامدار شیعه نیز در این دوره تحت فشار بودند و قدرت فعالیت‌ چندانی نداشتند و از این رو زمینه رشد جریانات غلو در مناطق مختلف هم در عراق و در افرادی مانند محمد بن جعفر نومیری که پایه‌گذار فرقه نصیریه است و هم در قم از سوی کسانی مانند ابن بابا قمی، احمد بن محمد سایری صاحب کتاب القرائات و دیگران دیده می‌شود.
وی افزود: امام(ع) با ایشان مواجهه جدی داشتند و تکذیب‌های شدید و صریحی علیه غلات از امام هادی(ع) به ما رسیده است. این جریانی بود که در میان شیعه پیدا شد. البته به فرقه‌سازی آن زمان توسط دشمنان شیعه دامن زده شده است. در منابع ضدشیعی که به آن نمی‌توان اعتماد کرد؛ مثلا گفته شده است ما فرقه‌ای داریم به نام زراریة یا پیروان زرارة‌بن اعین، عماریه پیروان عمار ساباطی، یعفوریه عبدالله بن ابی یعفور که این‌ها بیشتر البته فرقه‌سازی‌های مخالفان است اما در شیعه چند دستگی‌هایی پیدا شد و یکی بحث غلو می‌شود و دیگری بحث تشبیه و تجسیم مربوط تسنن که شامل تفسیرهای غلطی از موضع هشام بن حکم و هشام بن سالم در خصوص خدا بود و نوعی تشبیه و تجسیم به این دو متکلم بزرگ شیعه نسبت داده می‌شد. در این موقعیت، امام(ع) ورود کردند و به شدت تنزیه و نفی تشبیه را مورد تاکید قرار دادند و شاید اغلب احتجاجاتی که از امام هادی(ع) رسیده است در همین بحث است.
وی ادامه داد: همین طور در باب جبر و تفویض شیعه متهم به جبرگرایی شده بود و روایاتی به ائمه نسبت داده شد. از امام رضا(ع) روایت شده این روایات در باب جبر و تشبیه به ما نسبت داده شده است. در همین راستا امام هادی(ع) نیز رساله‌ای دارند که بیان می‌کنند جبر و تفویض «امرٌ بین الامرین» است.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب افزود:‌ در باب قرآن هم شاید بتوان گفت تحت تاثیر غالیان، شبهاتی پیدا شده بود که مبنی بر تحریف قرآن بود و در آن موقع به شیعه نسبت داده می‌شد و کسی مانند سیاری که همه بزرگان شیعه او را به غلو و فساد عقیده محکوم کرده‌اند، کتابی می‌نویسد به نام القرائات که یکی از مهم‌ترین منابع قائلان تحریف قرآن است و در اینجا امام هادی(ع) خیلی جدی وارد صحنه می‌شوند و بر دو نکته تاکید می‌کنند. یکی بر اصالت قرآن که تحریف نشده است و دیگری بر مرجعیت قرآن؛ که بیان می‌کنند هر روایتی که گفته می‌شود از ماست، باید به قرآن عرضه کرد و مرجعیت با قرآن است. عیاشی حدیثی را نقل می‌کند که امام هادی(ع) فقط به آنچه با قرآن و با سنت پیامبر(ص) قابل تصدیق بود اعتماد و تأیید می‌کردند.
جامعه کبیره؛ در مقابل غلو
وی ضمن نقد دیدگاهی که زیارت جامعه کبیره را مرام‌نامه غالیان معرفی می‌کند، گفت: اتفاقا بر خلاف این تصور، معتقدم اگر کسی زیارت جامعه کبیره که به امام هادی(ع) منتسب است را بخواند، می‌بیند در فرازهای زیادی از این دعای شریف،‌ امام(ع) می‌خواهند ضمن تثبیت مقام امامت در مقابل غلو بایستند. امام در این دعا بیان می‌کنند که امامان تسلیم امر خدا هستند و به حکم خدا حکم می‌کنند و قبل از اینکه جامعه خوانده شود، توصیه می‌شود که تسبیحات و تکبیر گفته شود و پیش‌گیری شود که با این فرازها دچار غلو نشود. البته از برخی فرازهای این دعا تفسیرهای اشتباهی صورت گرفته است.
آقانوری ادامه داد: ‌خطی که امام دنبال کردند، اول حفظ شیعه بوده است در این فضای اختناق شدیدی که وجود داشت و پراکندگی که شیعیان در مناطق مختلف پیدا کرده‌اند و در صیانت شیعه از اتهامات و شبهاتی که وارد می‌شده یا اشتباهاتی که وارد می‌شده است، مرجعیت قرآن مسئله جا افتاده‌ای در میان شیعه بوده است.
مرجعیت قرآن در میان شیعیان
وی افزود: هم علمای شیعه و هم اصحاب شیعه در قرن سوم و چهارم همگی قرآن را مرجع نهایی دین دانسته و معتقد بودند که روایات باید به قرآن عرضه شود که اگر موافق بود قبول شود و اگر نبود طرد شود یا حتی تعابیر تندی به کار برده‌اند که مثلا به دیوار کوبیده شود. این موضع رسمی شیعه بین قم و بغداد و عقل‌گرایان و نثرگرایان بوده است. اگر به کتاب التوحید شیخ صدوق، آثار مرحوم کلینی و شیخ مفید هم مراجعه کنیم همین را می‌بینیم که مرجع نهایی قرآن است و روایات باید بر قرآن تطبیق داده شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: یکی از خط‌هایی که غالیان دنبال می‌کردند، اشاعه تحریف قرآن بود؛ با یک مستمسک‌های عوام‌فریبانه شروع می‌کردند که «چرا در قرآن اسم ائمه(ع) نیست و مقامات ایشان یاد نشده است پس معلوم است که تحریف شده است.» غلات گرفتار اباحی‌گری و نقض شریعت بودند که به دنبال توجیهی برای این کار می‌گشتند و از این رو می‌گفتند اگر ولایت امامان را داشته باشید، هر کاری می‌توانید بکنید و اشکالی ندارد و این اباحی‌گری هم وجود داشته است که با نص قرآن مشکل دارد.
وی افزود: این جریان قرآن را سد کارهای خود می‌دید از این رو ابتدا صحبت از تاویل کردند و گفتند اگر در قرآن خمر و میسر گفته شده است، منظور برای دشمنان اهل بیت است و اگر بحث از نماز و حج است، مراد توجه به اهل بیت است و بعد هم احکام شرعی را تضعیف کردند تا کم کم عنوان کردند که کل قرآن تحریف شده است.
آقانوری در پایان گفت: امام هادی(ع) در مقابل تحریف قرآن ایستادند و اصالت و مرجعیت قرآن را مطرح کردند و اقدام ایشان غیر از صیانت قرآن، مقابله‌ای با غلو و غالی‌گری بوده است. وقتی به زیارت جامعه می‌رسیم، پس از بحث‌های سندی می‌بینیم خیلی از فراز‌هایش در مقابل غالی‌گری ایستاده است. البته در جایی که شائبه غالی‌گری دارد، باید به گونه‌ای تفسیر شود که با غلو سازگار نباشد و با فهم قرآنی سازگار باشد

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

اشتراک گذاری لینک
ارسال به تلگرام
ارسال به وات ساپ
ارسال به فیس بوک
ارسال به ایمیل
پرینت
ارسال به توییتر