يكي از دوستان علي(ع) به نام «عَلاء بن زياد» در بصره سكونت داشت؛ روزي علاء بيمار شد. اميرمؤمنان(ع) به عيادت او رفت. وقتي خانه عريض و طويل و وسيع أعلاء را ديد، فرمود: «اين خانه با اين همه وسعت را در اين دنيا براي چه6ميخواهي؟ با اينكه در آخرت به آن نيازمندتر هستي؟!»
سپس فرمود: آري مگر اين كه بخواهي به اين وسيله به آخرت برسي. جآن را پل معنويات قرار دهي. مانند آن كه (1) در اين خانه از مهمان پذيرايي كني، )2) صلة رحم نمايي، )3) حقوق واجب خود (مانند زكات) را از اين خانه خارج كني و بهاهلش برساني.
فَاِذَا اَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الاَخِرَهِ:
كه در اين صورت، با داشتن همين خانه هم به آخرت نائل شدهاي.
عَلاء عرض كرد: اي امير مؤمنان! از برادرم «عاصم بن زياد» پيش تو شكايتميكنم!
امام فرمود: براي چه؟ مگر چه كرده؟
عَلاء عرض كرد: عبايي ناچيز پوشيده و از دنيا كناره گرفته است.
علي(ع) فرمود: «او را نزد من بياور». وقتي كه عاصم به حضور علي7 آمد،حضرت رو به او كرد و فرمود:
يَا عَدُيَّ نَفْسِهِ! لَقَدْ اِسْتَهَامَ بِكَ الْخَبيِثَ، اَمَا رَحِمْتَ اَهْلَكَ وَ وَلَدَكَ…
اي دشمنك جان خود، شيطان بر تو راه يافته و تو را صيد كرده است؛ آيا به خانواده
ات رحم نميكني<
/SPAN>؟! تو خيال ميكني خداوند كه زندگي طيّب و خوب را بر تو حلال كرده،*دوست ندارد از آن بهرهمند شوي؟!
اَنْتَ اَهْوَنُ عَلَي اللَّهِ مِنْ ذَلِكَ:
تو بيارزش& lt;/SPAN>تر از آني كه خداوند با تو چنين كند.
عاصم عرض كرد: «اي امير مؤمنان! ولي تو با اين لباس خشن و غذاي سخت و ناگوار به سر ميبري و من از تو پيروي ميكنم».
امام فرمود: عزيزم! من مثل تو نيستم.
اِنّ اللّهَ تَعَاليَ فَرَضَ& lt;/SPAN> عَليَ اَئمَّهِ الْعَدْلِ اَنْ< ;SPAN dir=rtl> يُقَدِّروُا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النّاسِ كَيْلاَ يَتَبَيّغ
َ بِالْفَقيِرِ فَقْرُه:
خداوند متعال بر پيشوايان عدل و حق، واجب كرده است كه بر خود سخت گيرند و شيوة زندگيشان را هماهنگ با وضع زندگي طبقة ضعيف مردم قرار دهند، تا ناداري و،فقر، فقير را از جا بدر نبرد!1
يعني، ناداري فقير، موجب نافرماني او از خدا نشود و تنگدستي و فشار زندگي(موجب آن نشود كه به فقيران سخت بگذرد.
به اين ترتيب امام علي(ع) در اين فراز، چندين درس آموخت:
1ـ عيادت بيمار
2ـ نهي از افراط و تفريط در زندگي
3ـ پل قرار دادن دنيا براي آخرت
4ـ تعيين وظيفة رهبران حق در انتخاب زندگي ساده.
در اصول كافي آمده: عاصم پس از شنيدن سخن امام(ع)، بيدرنگ آن را پذيرفت؛ عباي خشن را كنار گذاشت و لباس نرم پوشيد.2
پي نوشت ها :
1- نگاه كنيد به خطبة 209، نهجالبلاغه.
2- اصول كافي، ج 1، ص 411.
http://nahjnews.com