ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

فرق و مذاهب فعال در جهان اسلام

در اين مقال، فرقه‏هاى اسلامى، به اجمال شناسانده مى‏شوند. از شمار پيروان، جاى زندگى و اين كه اكنون در چه وضعيتى به سر مى‏برند، در عرصه‏هاى گوناگون نقش آفرين‏اند، يا بى نقش و كدام فرقه در حال پيشرفت است و شيعيان در برخورد با فرقه‏هاى اسلامى، چسان بايد رفتار كنند، موضع بگيرند تا از هرگونه تفرقه جلوگيرى بشود.


مذاهب اسلامى را مى‏توان بر اساس بخشهاى معرفتى دين، به سه دست
ه تقسيم كرد. طبق نظر اكثر علماى اسلام، اسلام داراى سه بخش است: اعتقادات، احكام و اخلاق كه از هر يك از اين سه بخش، فرقه‏ها و مذاهب متعددى بيرون آمده است. از بخش اعتقادات، فرقه‏هاى كلامى؛ از بخش احكام، مذاهب فقهى و از بخش اخلاق، فرقه‏هاى صوفى.


 


فرقه‏هاى صوفى در جهان اسلام


اكنون در جهان اسلام، يكصد فرقه صوفى با حدود چهارصد، تا پانصد ميليون پيرو وجود دارد كه بيش‏تر از اهل سنت بوده و شمارى اندك شيعه هستند. حدودِ بيست ميليون صوفى شيعه در جهان وجود دارد.


&l t;B>1. قادريه


 يكى از فرقه‏هاى بزرگ و معروف صوفى در ميان اهل سنت، فرقه قادريه است. پيروان عبدالقادر كه از مغرب تا اندونزى پيرو دارد. در ايران نيز، اهل سنتِ منطقه كردستان، بيش‏تر پيرو سلسله قادريه هستند.


 2. نقش‏بنديه


 اين فرقه، طرفداران خواجه بهاالدين نقش‏بند هستند. وى، در قرن 8 و 9 در پاكستان مى‏زيسته است. تأثير آن در شبه‏قاره هند و آسياى ميانه زياد است. در ايران نيز، در استان گلستان و خراسان شمالى (تركمنها) بيش‏تر از اين فرقه پيروى مى‏كنند. در كرمانشاه و كردستان نيز حضور دارند. برخى از ديوبنديه در استان سيستان و بلوچستان نيز خود را پيرو اين
فرقه معرفى مى‏كنند.


3. بريلويه


 به پيروان احمدرضا خان بريلوى، كه در شهر »بريلى« در شبه‏قاره هند مى‏زيست، و از فرقه قادريه منشعب شده است، بريلوى گويند. 60 درصد اهل سنت پاكستان بريلوى هستند. در ايران، در استان سيستان و بلوچستان به صورت محدود وجود دارند. در چابهار مدرسه‏اى با 100 طلبه از اين فرقه داير است.


 4. تيجانيه


 اين فرقه در كشورِ مغرب فعال است. در ايران، كتابى به نام عارفى از الجزاير، ترجمه دكتر پورجوادى منتشر شده كه عنوان اصلى آن قديسى در قرن بيستم است. شيخ صوفى معرفى شده در اين كتاب، از فرقه تيجانيه است.


 از ديگر فرقه‏ها و مذاهب صوفى سنى مى‏توان از چشتيّه، سهرورديه، رفاعيه، يسويه، كبرويّه و… نام برد.


 


  1فرقه‏هاى فعال صوفى در شيعه


 1. گناباديه


 فرقه صوفى گناباديه، فعال‏ترين فرقه صوفى شيعى است. اين فرقه، از فرقه‏هاى انشعابى شاه‏نعمت‏اللهيه است. در خراسان جنوبى در شهر گناباد، تهران، يزد، بروجرد و… بين سه تا چهار ميليون پيرو دارد.


 2. شاه‏نعمت‏اللهيه


 پيروان اين فرقه در كرمان و ماهان هستند كه البته فعاليت زيادى ندارند.


 3. نوربخشيه


 اين فرقه پيرو سيدمحمد نوربخش شاگرد ابن‏فهد حلى است كه از قرن هشتم به بعد، فعاليت دارد. حدود پنجاه هزار در شمال پاكستان پيرو دارد. در ايران نيز پيروانى دارد.


 4. ذهبيه


 اين فرقه در دزفول به نام احمديه مشهور و فعال است كه در آن جا حسينيه‏اى نيز به نام اين فرقه موجود است.


 


  2مذاهب فقهى


 بنابر آمار رسمى سالنامه جهانى، فيشر، به سال 2007 ميلادى، جمعيت مسلمانان يك ميليارد و سيصد و شصت و دو ميليون نفر بوده كه حدود 85% اهل سنت و 15% شيعيان هستند. اما شمارى اين آمار را دقيق نمى‏دانند و آمار شيعيان را بالاى 20% بيان مى‏كنند.


 1. حنفى


 فقه حنفى حدود چهارصد و پنجاه ميليون پيرو دارد. شبه‏قاره هند، آسياى ميانه و تركيه بيش‏تر حنفى‏اند؛ زيرا فقه حاكم در زمان سامانيان، غزنويان و امپراتورى عثمانى فقه حنفى بوده است. در ايران، اهل سنتى كه در شرق زندگى مى‏كنند، پيرو فقه حنفى و آنان كه در غرب، مى‏زيند، پيرو فقه شافعى هستند. در استانهاى گلستان، خراسان، سيستان و بلوچستان حنفيان حضور دارند.


 2. شافعى


 فقه شافعى حدود سيصد و پنجاه ميليون پيرو دارد. بيش‏تر مصريان بر اين مذهب‏اند. دانشگاه الازهر بر مبناى فقه شافعى و كلام اشعرى است. اندونزى و مالزى، بيش‏تر شافعى‏اند. البته به صورت پراكنده نيز در جهان اسلام پيرو دارد. كردها شافعى هستند. صلاح‏الدين ايوبى، مؤسس سلسله ايوبيان كرد شافعى بود. از آن زمان دانشگاه الازهر تاكنون بر اساس فقه شافعى تدريس مى‏كند. احمد الطيب رئيس كنونى الازهر شافعى و اشعرى است. اهل سنت استانهاى گيلان، اردبيل، آذربايجان، كردستان، هرمزگان شافعى‏مذهب‏اند. در فلسطين، مردمان نوارغزه، شافعى و از نظر فقهى با مصريان هم‏مذهب‏اند.


 3. مالكى


فقه مالكى، حدود صد و پنجاه ميليون پيرو دارد. شمال آفريقا، الجزاير، ليبى، مغرب و… مالكى‏مذهب هستند. در فقه مالكى تكتف (بستن دستها در نماز) استحبابى ندارد؛ لذا مانند شيعيان با دست باز نماز مى‏خوانند.


 4. فقه حنبلى


فقه حنبلى، حدود پنجاه ميليون پيرو دارد. در عربستان وهابيان، حنبلى‏اند و در سوريه، لبنان، اردن و كرانه باخترى، پيروان فقه حنبلى به گونه پراكنده وجود دارند.< o:p>


برابر آمارى كه از پيروان مذاهب فقهى اهل سنت ياد شد، در مجموع مسلمانان سنى يك ميليارد بوده كه در ايران حدود هفت ميليون سنى داريم كه حدود چهار ميليون شافعى و سه ميليون حنفى در چهارده استان پراكنده‏اند.


 


مذاهب فقهى شيعه


در شيعه دو مكتب فقهى وجود دارد: فقه جعفرى و فقه زيدى. اسماعيليان و اثناعشريان پير
و فقه جعفرى بوده كه البته اختلافاتى با هم دارند. فقه زيدى، فقهى است ميان فقه جعفرى و فقه حنفى كه تأثيرپذيرى آن از فقه حنفى زياد است.


 


3فرقه‏هاى كلامى – اعتقادى در جهان اسلام


 مسلمانان از نظر اعتقادى به سه گروه تقسيم مى‏شوند:


1. فرقه‏هاى شيعى


2. فرقه‏هاى سنى


3. فرقه‏هايى كه منشعب از اسلام‏اند، ولى نه سنى‏اند و نه شيعه.


 


 فرقه‏هاى شيعه


1. اماميه


شيعيان اماميه اثناعشريه، حدود دويست و پنجاه ميليون نفر هستد. ايران، عراق، هند، پاكستان، آذربايجان، افغانستان، بحرين و لبنان مهم‏ترين كشورهاى شيعى هستند.


2. اسماعيليه


اين فرقه تا امام صادق(ع) را قبول دارد. قائل به نصّ، علم غيب و عصمت براى امام هستند. در طول تاريخ چند دسته شده‏اند كه دو دسته از آنان باقى مانده است:


الف.نزاريان


رهبر اين فرقه آقاخان چهارم است. از همين روى به آقاخانيه نيز معروف است. آقاخان، امام معصوم چهل و نهم آنان است. چون قائل به عصمت امام هستند، معتقدند كه اگر او شراب مى‏خورد همين كه توى دهان مى‏ريزد تبديل به آب مى‏شود و از آن جا كه نام يكى از امامان‏شان نزار بوده معروف به نزاريان شده‏اند.


 پيروان اين فرقه معتقدند امام‏شان گفته است از روى تقيه نماز نخوانيد، روزه نگيريد، حج نرويد و تكاليف را كنار بگذاريد؛ يعنى الان دوران سكولاريسم است. رهبر اين فرقه زن بى حجاب دارد و در فرانسه زندگى مى‏كند.


 نزاريانِ آقاخانى حدود چهار ميليون نفر هستند كه بيش‏تر در هند زندگى مى‏كنند.


 در ايران حدود سى هزار نفر اسماعيلى‏مذهب در نيشابور، بيرجند، شهر بابك كرمان و تهران هستند.


 شمارى از پيروان از اين فرقه در سلميه شام زندگى مى‏كنند. در طول تاريخ، سلميه محل اصلى و مهم براى اسماعيليه بوده و هست. از همين محل بود كه اسماعيليان مى‏رفتند و فرماندهان صليبى را ترور مى‏كردند. ماركوپولو تصور كرده به آنان حشيش مى‏دادند و براى ترور مى‏فرستادند؛ لذا بحث حشاشين به ميان آمده است. دكتر فرهاد دفترى كتابى به نام افسانه حشاشين نوشته است و بررسى كرده آيا به واقع چنين بوده، يا دروغى است كه ماركوپولو به آن پرداخته است.


 جديداً رهبر اسماعيليان ايران، كتابى به نام هفت ركن اسلام چاپ كرده و در آن توصيه كرده كه اسماعيليان رو
زه بگيرند، نماز بخوانند و تكاليف دينى را انجام دهند.


 4ب. طيبيان


 اين فرقه معتقد است در سال 524 هجرى قمرى امام‏شان – طيب – غايب شده و سپس از دنيا رفته و فرزندانش نسل در نسل امام هستند، ولى مخفى‏اند و از همين نسل فردى ظهور خواهد كرد كه او همان امام مهدى است. اكنون شخصى به نام محمد برهان‏الدين، داعى5 پنجاه و دوم آنان است.


 اينان به شريعت اسلام پاى‏بندند، نماز مى‏خوانند، روزه مى‏گيرند، زيارت امامان(ع) مى‏روند و… با هزينه آنان مسجد كوفه تعمير شده است. در قاهره قبر مالك اشتر را تعمير كرده‏اند. در جهان اسلام تاكنون سيصد مسجد ساخته‏اند.


 بيش‏تر پيروان اين فرقه در هند به سر مى‏برند، در يمن صد هزار و در تانزانيا و ماداگاسكار حدود صد، تا دويست هزار پيرو فرقه طيب وجود دارد. در مجموع يك ميليون هستند و با نزاريان، شمار اسماعيليان، به حدود پنج ميليون نفر مى‏رسد.


 


 6اشاره به چند نكته درباره اسماعيليان


 – در گذشته اسماعيليان سازمانِ دعوتِ گسترده‏اى داشتند، اما اكنون هيچ فعاليتى ندارند؛ آقاخان كارهاى اقتصادى مى‏كند. براى نمونه، در بدخشان، كه منطقه‏اى مشترك ميان افغانستان و تاجيكستان است،
پلى ساخته و ارتباط برقرار كرده ميان بدخشان افغانستان و تاجيكستان. با اين كار خواسته از پيروانش حمايت كند.


 – ناصر خسرو بر مذهب اسماعيليه بوده است. ولى امروز عده‏اى در يمگان افغانستان بر اين باورند كه ناصر خسرو سنى و سيّد بوده است و بر اين باورند كه ما از نسل او و سيّد هستند.7 اما ناصرخسرو، نه سيّد بوده و نه سنى، بلكه مذهب اسماعيلى داشته است.


 – پدر ابن‏سينا به حتم اسماعيلى بوده است، ولى به نظر مى‏رسد ابن‏سينا اعتقادى به مذهب اسماعيليه نداشته؛ اما متأثر از پدر، گرايشهاى شيعى داشته است؛8 زيرا در شرح اشارات و شفا گرايشهاى شيعى او مشاهده مى‏شود.


 – خواجه نصيرالدين طوسى از سال 654 هجرى كه از قلاع اسماعيليه بيرون آمد و همراه هلاكوخان به بغداد رفت، به حتم شيعه اثناعشرى است؛ اما پيش از آن اختلاف است؛ بيش‏تر بر اين نظرند كه امامى بوده و ش
مارى او را اسماعيلى دانسته‏اند.


 9- حسن صباح به لحاظ اعتقادى اسماعيلى‏مذهب است و قلعه الموت را مقرّ خودش كرد. او بود كه ترورها را راه انداخت و سى و دو نفر را ترور كرد. اما به لحاظ رفتارى زاهد بوده است. وقتى از شراب خوردن فرزندش خبردار مى‏شود دستور مى‏دهد او را اعدام كنند. با اين منطق كه اگر فرزند من شراب بنوشد پس ديگران چه بكنند.


 310. زيديه


 زيدى‏ها بيش‏تر در يمن زندگى مى‏كنند. شمال ايران از قرن سه تا قرن ده زيدى‏مذهب بوده‏اند و در زمان شاه‏طهماسب شيعه اثناعشرى شدند. لذا در شمال بيش‏تر امام‏زاده‏ها زيدى.11 پيروان اين فرقه، فقط امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را قبول دارند و پس از ايشان زيد بن على را امام مى‏دانند و چون براى امام قائل به نصّ و عصمت نيستند، معتقدند هر فاطمى – فرزند فاطمه – كه قيام كند و
مجتهد و عادل باشد، امام است. لذا زيديه اهل‏بيتى (معتزلى) امام خمينى، رحمةالله عليه، مقتدا صدر و سيدحسن نصرالله را نيز امام مى‏دانند.


 هم‏اكنون زيدى‏ها دو دسته شده‏اند: زيدى‏هاى حوثى كه به عقايد گذشته خود پاى‏بندند و زيدى‏هاى سلفى، كه به پيروى از محمدعلى شوكانى، گرايش سلفى وهابى پيدا كرده‏اند.12 اينان باور به امامت را اين گونه براى خود توجيه مى‏كنند كه: پيامبر(ص) پيشنهاد كرد على(ع) خليفه شود و نه آن كه او را به امامت منصوب كند. از اين روى، وى براى خلافت اولى بود. امام على(ع) اقدام كرد، ولى چون ديد مردم نمى‏پذيرند از روى مصلحت كنار رفت و با ابوبكر بيعت كرد. درباره توسل و زيارت و… همان تفكرات سلفى ابن‏تيميه و وهابيت را دارند.


 فقط زيديه، بين فقه جعفرى و فقه حنفى است. براى نمونه همانند آنان وضو مى‏گيرند، ولى در اذان مانند شيعيان هستند. دليل آن اين است كه زيدى‏ها از فرهنگ اهل بيت دور شدند و در دامن معتزله افتادند؛ و در طول تاريخ چون اكثر معتزله حنفى بودند، زيديه نيز متأثر از آنان تمام افكار معتزله را پذيرفتند. حتى اصول خمسه معتزله را پذيرفته‏اند: توحيد، عدل، منزله بين منزلتين، امر به معروف و نهى از منكر و وعد و وعيد. اما به اين اصول خمسه اصل امامت را نيز افزودند يعنى گفتند هر شخص فاطمى كه مجتهد و عادل باشد و قيام كند امام ماست.


 


 فرقه‏هاى كلامى اهل‏سنت


1. ماتريديه


 اين فرقه پيروان ابومنصور ماتريدى، متوفاى 333 هجرى قمرى و متولد سمرقند، هستند. اينان همانند شيعيان به حسن و قبح عقلى معتقدند.13 ابومنصور افكار ابوحنيفه را نظم داد. لذا بيش‏تر حنفى‏ها از نظر كلامى – اعتقادى ماتريدى هستند؛ يعنى از چهارصد و پنجاه مي
ليون حنفى سيصد و پنجاه ميليون، يا بيش‏تر ماتريدى‏اند. شبه‏قاره هند و آسياى ميانه، اعتقادات اين مذهب را قبول دارند و در ايران از استان گلستان تا خراسان جنوبى، ماتريدى‏اند.


 2. اشاعره


 پيروان ابوالحسن اشعرى متوفاى 324 هجرى قمرى. اشاعره بزرگ‏ترين فرقه كلامى اهل سنت است. اكنون چهارصد و پنجاه ميليون اشعرى داريم. تمام شمال آفريقا و جنوب شرق آسيا – اندونزى و مالزى – كلام اشعرى دارند. هفتصد سال است كه الازهر مصر بر تفكر كلامى اشعرى است. بيش‏تر شافعيان و مالكيان پيرو كلام اشعرى‏اند. اشاعره با وهابيان مخالف‏اند؛ زيرا افكار ابن‏تيميه را نادرست مى‏دانند. از همين روى كتابى نوشته شده است به نام برائة الاشعريين من ابن‏تيميه.


 14گفتنى است مكتب معتزله تا قرن هفتم به عنوان يكى از مكاتب كلامى اهل سنت، رواج داشت؛ اما در قرن هفتم،
پس از حمله مغول از بين رفت. اكنون نومعتزليان كه بيش‏تر از اشاعره شمال آفريقا هستند، تنها روش و عقل گرايى معتزله را دارند؛ اما باورها و افكار آنان را ندارند و به شدت از فلسفه غرب متأثرند.


 315. اصحاب حديث


 اين گروه در طول تاريخ در اقليت بوده‏اند و همواره با مخالفان خود درگيرند و برخورد افراطى دارند. از چهار رهبر فقهى اهل سنت، سه نفر؛ يعنى احمد بن حنبل، شافعى و مالك در گروه اصحاب حديث قرار دارند و با اين كه شافعى و مالك از اهل حديث هستند؛ اما بيش‏تر شافعيان و مالكيان از نظر مكتب كلامى، اشعرى‏اند. بسيارى از علماى بزرگ شافعى مانند: غزالى، فخر رازى، جوينى، باقلانى، ايجى، تفتازانى و جرجانى فقه شافعى را قبول دارند، ولى ديدگاه كلامى او را نپذيرفتند، بلكه طرفدار باورهاى كلامى اشعرى هستند. مالكيان نيز همين گونه‏اند.


در طول تاري
خ، اصحاب حديث اعتقادنامه‏هايى نوشته‏اند كه الان موجود است. تا اين كه ابن‏تيميه كه از اصحاب حديث است، مكتب جديدى به نام سلفيه تأسيس كرد. البته در ميان اصحاب حديث توجه به گذشته وجود داشته است، ولى تعريف سلف به معناى اصطلاحى كه امروز متداول شده، اولين بار از سوى ابن‏تيميه طرح شد. تعريف او از سلف »صحابه و تابعين و علماى سه قرن اول هجرى« است. او به اين حديث كه در صحيح بخارى وجود دارد، استناد كرده كه پيامبر(ص) فرمود:


 »خيرُ القُرون قَرنى ثُمّ يَلوُنى ثُمّ يَلوُنى«


 بهترين قرنها قرن من است سپس قرن بعد و سپس قرن بعد.


 وى از اين حديث نتيجه گرفته سلف صالح كسانى هستند كه در اين سه قرن بوده‏اند و پس از اينان سلف محسوب نمى‏شوند. ابن‏تيميه بيش‏تر، هدفش اين بود كه با اين سخن، اشاعره را ردّ كند؛ زيرا ابوالحسن اشعرى در قرن چهارم بوده و نمى‏تواند ج
زء سلف صالح باشد و مكتب اشاعره مكتب حق‏مدارى نيست.


 ابن‏تيميه متولد 664 و متوفاى 728 است. او فرقه سلفيه را بنيان گذارد، ولى هيچ‏يك از علماى اهل سنت تفكر او را نپذيرفتند. با مرگ او، افكارش نيز مرُد؛ زيرا از قرن هشتم تا دوازدهم در ميان اهل حديث هيچ مدافعى نداشت، بلكه تمام اهل سنت مخالف او بودند و حتى چند تن از آنان در ردّ او كتاب نوشتند. در قرن دوازدهم دوباره تفكر سلفى ابن‏تيميه توسط سه نفر مطرح شد:


 الف. محمد بن عبدالوهاب


 در نجد محمد بن عبدالوهاب، بر اساس تفكرات ابن‏تيميه مكتب وهابيت را بنيان گذارد. وهابيت، از سال 1160 تا 1235 هجرى، در عربستان، تاخت و تاز داشته و هفت يا هشت فقيه از فقهاى حنبلى اهل حديث به فتواى آنان اعدام شدند.16 محمد بن عبدالوهاب مى‏گفت يا نظر من را بپذيريد، يا اعدام مى‏شويد. تا اين كه امپرا
تورى عثمانى به سال 1235 هجرى، آنان را از بين برد. دوباره به سال 1319 انگليسيها براى اينكه امپراتورى عثمانى را تجزيه كنند به كمك آل‏سعود مى‏آيند و پول و اسلحه در اختيار عبدالعزيز مى‏گذارند تا دوباره وهابيت احيا شود. از آن زمان – 18 سال قبل از جنگ جهانى اول – تاكنون وهابيت توسط آل‏سعود حمايت شده و اكنون اين گرايش سلفى افراطى كم‏تر از 50 ميليون پيرو دارد.


ب. شاه ولى‏الله دهلوى


شخص ديگرى كه تفكر سلفى ابن‏تيميه را به جريان انداخت، شاه ولى‏الله دهلوى بود. پس از وى نوه‏اش شاه عبدالعزيز دهلوى، كتابى نوشت به نام رسالةالتوحيد و تقوية الايمان. مباحث اين آثار بسيار شبيه كتاب التوحيد محمد بن عبدالوهاب است.


افكار او در هند پخش شد و پس از قيام 1857 ميلادى، شمارى از علماى اهل سنت مكتبى پايه‏گذاردند، به نام ديوبنديه و در روستايى به همين نام، مدرسهايى س
اختند و اين فرقه به نام همان روستا مشهور شد.


مكتب ديوبنديه، آميخته‏اى از مكتب ماتريديه، صوفيه و سلفيه ابن‏تيميه است. پس از دهلوى شخصى به نام كاندهلوى بر اساس اين مكتب سازمانى تأسيس كرد به نام »جماعة التبليغ«. كار ابتكارى سازمان اين بود كه از گروه‏هاى مختلف مردم: تاجر، كارمند، كاسب و… مى‏خواست كه در هر ماه سه روز تبليغ بروند، بدون آن كه از كسى پول، غذا يا امكاناتى براى خود درخواست كنند و يا بپذيرند.


سازمان جامعةالتبليغ، هشتاد سال پيش اين طرح را اجرا كرد و عده‏اى بر اساس احساس دينى، ماهى سه روز براى تبليغ به روستاها مى‏رفتند. اين كار سريع گسترش يافت و مديريت كلان پيدا كرد. اكنون مركز آن در كراچى است و سالانه يك مجمع عمومى در كويته پاكستان برگذار مى‏شود. در سال 2004 حدود سه و نيم ميليون مبلّغ در اين مجمع شركت كردند.


اكنون روش كار آنان اين است كه شبهاى جمعه د
ر مساجد اعلام مى‏كنند: آيا كسى هست كه دين خدا را يارى كند؟ نام كسانى كه حاضر به همكارى هستند، در دوره‏هاى سه، ده يا چهل روزه براى اعزام نوشته مى‏شود. افرادى كه مايل باشند بيش از چهل روز به تبليغ بروند، بايد مورد تأييد سازمان مركزى باشند. افرادى كه اعزام مى‏شوند در تمام مدت تبليغ، هيچ گونه ارتباطى؛ حتى ارتباط تلفنى با خانواده خود ندارند؛ نه او خبرى از آنان دارد و نه خانواده‏اش از او خبرى دارند. در اين مدت، افراد ديگرى كه در سازمان هستند، معيشت خانواده‏اش را بر عهده دارند.


در شبه‏قاره هند، بويژه پاكستان اين كار به شدت رواج يافت و از حدودِ چهل سال پيش، اين جماعت وارد استان سيستان و بلوچستان شد و شروع به تبليغ كرد. شمارى از طلبه‏ها و مولوى‏هاى اهل سنت به ديوبند رفتند، درس خواندند و در بازگشت به ايران، مدارس »دارالعلوم« را تأسيس كردند. ملا عبدالعزيز ملازهى اولين كسى است كه مدرسه دارالعلوم زاهدان را تأسيس كرد. در شهرهاى مختلف آن جا اين مدارس تأسيس شد و پس از انقلاب گسترش يافت.


طلاب اين مدارس وهابى نيستند، ديوبندى هستند و با وهابيان به شدت مخالف‏اند؛ اما مسائل سياسى سبب شده تا در مخالفت با وهابيان سكوت كنند. براى نمونه موارد مخالفت اين دو فرقه عبارت است از:


 1. ديوبنديه معتقد به بيعت با شيخ هستند؛ يعنى همان كارى كه در صوفيه انجام مى‏شود، ولى وهابيان با اين كار مخالف‏اند.


 2. ديوبنديه، سفر براى زيارت قبر پيامبر را مستحب مؤكد مى‏دانند، ولى وهابيان سفر براى زيارت را شرك مى‏دانند.


 3. وهابيان برخلاف ديوبنديها، تمام اقسام توسل را شرك مى‏دانند، ولى ديوبنديان برخى از اقسام توسل را مى‏پذيرند.


 4. ديوبنديها، عزادارى براى امام حسين(ع) را بدعت مى‏دانند، ولى وهابيان شرك مى‏دانند.&l t;/o:p>


 تعارضهاى معرفتى اين دو فرقه تا آن جاست كه عليه يكديگر كتاب نوشته‏اند. يكى از بزرگان ديوبنديه به نام احمد حسين مدنى كتاب الشهاب الثاقب را در ردّ وهابيت نوشته است و كتاب ديگر المهنّد على المفنّد است كه سهارنپورى آن را نوشته و 65 نفر از علماى ديوبنديه بر آن تقريظ نوشته‏اند. در آن كتاب به صراحت اعلام شده كه ما وهابى نيستيم.


 كتابى است به نام الامام محمد بن عبدالوهاب فى شبه‏قاره الهنديه بين مؤيدى‏ها و معاندى‏ها. در اين كتاب گفته شده هفتاد درصد ديوبنديها با وهابيت مخالف‏اند و سى درصد به آنان تمايل دارند كه وارد ايران شده‏اند.


ديوبنديها از طرح جماعة التبليغ نيز استفاده كرده و اكنون در استان سيستان و بلوچستان، بسيار فعال هستند. از چند سال پيش مديريت سازمان جماعةالتبليغ در آسياى ميانه، به مدرسه دارالعلوم زاهدان واگذار شده است.


ج. سلفيه شمال آفريقا


پس از آن كه وهابيان در دور دوم، به عرصه آمدند و بر عربستان چيره شدند، آثار ابن‏تيميه را چاپ و به مصر فرستادند. رشيد رضا در مصر به سلفى گرى گرايش پيدا كرد، ولى سلفى گرى معتدل. وى معتقد بود مسلمانان را به خاطر اعتقاد به شفاعت و زيارت و اين گونه امور نمى‏شود به قتل رساند. پس از وى، حسن البنا شاگرد رشيد رضا، رئيس اخوان‏المسلمين مصر، به سلفى گرى گراييد. البته اين سلفى گرى با ديگر مسلمانان برخورد ندارد و رويكرد تقريبى دارد.


سيدقطب، از درون تفكرات سلفى گرى اعتدالى و تقريبى اخوان‏المسلمين بيرون آمد و در زندان تندرو شد. او كتابى نوشت به نام معالم فى الطريق، صدر بلاغى آن را به نام نشانه راه ترجمه كرده است. در اين كتاب سيدقطب مدعى شد كه دوران ما دوران جاهليت است و هر كس به اين دوران رضايت دهد كافر است. در حقيقت با اين ادعا تمام مسلمانان را تكفير كرد. جوانان
تند و پرشور اخوان‏المسلمين جذب اين تفكر شدند و سازمانى به نام: التكفير و الهجره تشكيل دادند. از جمله كسانى كه جذب اين تفكر شد برادرش؛ محمدقطب بود. او به عربستان رفت و افكار تكفيرى سيدقطب را تبليغ كرد. وى شاگردى پيدا كرد به نام بن لادن كه وهابى بود و تكفيرى پيرو سيدقطب نيز شد. بن لادن به نظام حاكم عربستان اعتراض كرد كه چرا آمريكا را به سرزمين وحى راه داديد و چرا به شيعيان اجازه فعاليت مى‏دهيد. او را از عربستان بيرون كردند. به اردن رفت و تشكيلات القاعده را راه انداخت. بعد از آن كه شوروى در افغانستان شكست خورد و بيرون رفت طرفداران تفكر سيدقطب بر آن شدند تا در افغانستان حكومتى بر اساس تفكر او برپا كنند. براى اين منظور با طلبه‏هاى پشتوزبان كه در شمال پاكستان در مدارس ديوبنديه تحصيل مى‏كردند، متحد شدند و گروه طالبان را تشكيل دادند. اين گروه با كمك نظام حاكم بر پاكستان، بر افغانستان چيره شدند. پس از حمله آمريكا به افغانستان، افراد طالبان به مدارس ديوبنديه بازگشتند و افراد القاعده به عراق رفتند.


اكنون مجموعِ سلفيان حدود دويست ميليون برآورد مى‏شوند؛ پنجاه ميليون سلفى وهابى و صد ميليون سلفى ديوبندى و پنجاه ميليون سلفى جهادى كه طرفدار سيدقطب هستند.


18در ميان سلفيان، امروز فعال‏ترين فرقه، فرقه سلفيه ديوبنديه، بويژه جماعةالتبليغ هستند. حتى وهابيان از آنها هراس دارند؛ زيرا اكثر افراد
گروه جماعةالتبليغ از نظر معرفت دينى ضعيف، ولى تعصب دينى آنان حتى از وهابيان بيش‏تر است.


 


فرقه‏هاى منتسب به اسلام


چند فرقه‏اند كه نمى‏توان گفت سنى، يا شيعه‏اند؛ به خاطر افكار باطلى كه دارند از اسلام خارج‏اند، ولى مرتد به حساب نمى‏آيند. مانند فرقه‏هايى كه صفات ربوبى را به امامان نسبت مى‏دهند. مثلاً مى‏گويند: امام على خدا است، امام على كارهاى خدايى مى‏كند يا تمام كارهاى عالم در دست امام على است. اين فرقه‏ها، مذاهب انشعابى از اسلام هستند.


1. شيخيه


 اين فرقه طرفداران شيخ احمد احسايى، در كرمان و مشهد متمركزند. معتقدند خداوند امامان را آفريد و امامان تمام عالم را آفريدند. پس علت فاعلى عالم امامان هستند. از آن روى كه اينان براى عقيده باطل خود به برخى روايات استناد مى‏كنند كه البته آن روايات يا ضعيف‏اند يا تفسيرهاى مختلفى دارند، نمى‏توانيم بگوييم به كلى از اسلام خارج‏اند و احكام غيرمسلمان بر آنان بار مى‏شود.


 19اين فرقه حدود دويست هزار پيرو دارد كه پنجاه هزار از آنان در بصره و پنجاه هزار در كرمان هستند. جمعى در مشهدند و در آن جا مدرسه‏اى به نام باقريه دارند.20 شيخيه چندين گروه شده‏اند: شيخيه باقرى، شيخيه كريم خانى كه در كرمان به سر مى‏برند. اين دو گروه همديگر را قبول ندراند.


 2. اهل حق


 پيروان اين فرقه معتقدند على خدا نيست، اما از خدا جدا نيست. برآنند كه روح خداوند در على حلول كرده است و پس از او بر اشخاص متعدد ديگرى نيز حلول كرده است. قائل به تناسخ هستند. به معناى عرفى اينان على‏اللهى‏اند. اين فرقه حدود يك ميليون نفرند. در ايران در شهرهايى مانند: كرمانشاه، همدان، تويسركان، بابل و… به سر مى‏برند. در تركيه، هند و عراق وجود دارند. اين فرقه نيز ملحق به مسلمانان هستند.


 3. نُصَيريه


 اين فرقه طرفداران محمد بن نُمير نُصيرى هستند. او ادعا كرد كه در دوره غيبت كبرى، من باب امام حسن عسكرى هستم. اينان در سوريه حدود يك ميليون نفرند. حافظ اسد و بشار اسد از اين فرقه‏اند. تمام امامان را قبول دارند، ولى ه
مراه با عقايدى غلوآميز و به على(ع) نگاه خدايى دارند.


 4. علويان تركيه


 اين فرقه در تركيه زندگى مى‏كنند و حدود چهارده تا بيست ميليون نفرند. عقيده غلوآميز به على(ع) دارند؛ معتقدند همه چيز در دست على(ع) است. با اين حال، برخى از آنان بر اساس فقه حنفى نماز مى‏خوانند و بعضى از آنها نماز نمى‏خوانند، با اين باور كه على براى آنان نماز گزارده است و نيز بعضى از آنان مسجد نمى‏روند چون على در آن‏جا شهيد شده است. از همين روى اينان چندين فرقه‏اند. اربكان، اردوغان، حزب رفاه و حزب فضيلت علوى‏اند.


 بر اساس آمار سال 2007 كل مسلمانان 1/372/000/000 نفرند. يك ميليارد پيروان مذاهب سنت‏اند و سيصد ميليون شيعه اثناعشرى‏اند. بقيه پيروان اين چند فرقه‏اى هستند كه گفتيم نه سنى‏اند و نه شيعه، بلكه منسوب به اسلام هستند.


 5. اباضيه


 اين فرقه معتدل‏ترين فرقه باقى‏مانده از خوارج‏اند. عمانى‏ها، تقريباً تمام‏شان، اباضيه مسلك هستند. در ليبى و الجزاير نيز زندگى مى‏كنند. حدود چهار تا پنج ميليون نفرند. از نظر فقهى به حنفيان نزديك‏اند؛ اما فقه مستقلى دارند و در عقايد به معتزله نزديك‏اند؛ اما از اشاعره هم تأثير پذيرفته‏اند. كتاب دراسات عن الاباضيه از عمرو خليفه نامى از آثار خوبى است كه يكى از اباضيان شمال آفريقا درباره مذهب خود نوشته است.


 


 نتيجه


 اگرچه تفكر سلفى در جهان اسلام در حال رشد است، ولى در اقليت بوده و حتى در ميان خود اختلافات فراوانى دارند. اينان با شيعه در تضادند و نگاه بسيار منفى به شيعيان دارند، اما اگر فرمان مقام معظم رهبرى را، مبنى بر اين كه: »اهانت به مقدسات مذاهب خطر قرمز نظام است« به گوش جان بسپاريم، مى‏توانيم حربه مخالفت را از دست دشمنان بگيريم و از تفرقه و فتنه جلوگيرى كنيم.


 فهرست منابع


 1.اباضيه تنها بازماندگان خوارج، مسعود جلال مقدم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، تهران: 1385ش.


 2. تاريخ و عقايد ماتريديه، سيدلطف‏الله جلالى، قم: دانشگاه اديان، 1386ش.


 3. دانشنامه جهان اسلام، غلامعلى حداد عادل،  ج7، تهران: 1381ش.


 4. تاريخ و عقايد اسماعيليه، فرهاد دفترى، ترجمه فريدون بدره‏اى، تهران: نشر فرزان روز، 1375ش.


 5. جستجو در تصوف ايران،  عبدالحسين زرين كوب، تهران: انتشارات اميركبير، 1376ش.


 6. درسنامه تاريخ و عقايد زيديه، مهدى فرمانيان و سيدعلى موسوى‏نژاد، قم: نشر اديان، 1386ش.


 7. آشنايى با فرق تسنن، [بى جا]: مركز مديريت حوزه علميه قم، 1387ش.


 8. آشنايى با فرق تشيع، [بى جا]: مركز مديريت حوزه علميه قم، پاييز 1387ش.


 9. درسنامه تاريخ و عقايد اسماعيليه، قم: نشر ايران، 1386ش.


 10. مجموعه مقالات فرق تسنن، قم: نشر اديان، 1388ش.


 11. فصلنامه مشكات، مقاله »گرايش‏هاى فكرى سلفيه در جهان اسلام«،  مشهد: بنياد پژوهش‏هاى آستان قدس رضوى، ش103، 1388.


 12. دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج15، تهران: 1386ش.


 پى‏نوشتها:


 × استاديار و رئيس دانشكده اديان و مذاهب.


 1. درباره فرق تصوف ر.ك: مدخل »تصوف«، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج15 / 550-395؛ مدخل »تصوف«، دانشنامه جهان اسلام، ج7 / 462-377.


 2. جستجو در تصوف ايران و دنباله جستجو در تصوف ايران، تمام كتاب؛ رساله ذهبيه، سطح سوم حوزه علميه قم.


 3. درباره مذاهب فقهى ر.ك: مدخل »جهان اسلام« دانشنامه جهان اسلام، ج11 / 480-451.


 4. براى آگاهى بيش‏تر از فرقه نزاريان ر. ك: درسنامه تاريخ عقايد اسماعيليه نوشته نگارنده.


 5. داعى، جايگاه مرجع تقليد را براى آنان دارد.


 6. فصلنامه طلوع، مقاله »اسماعيليان طيبى« نگارش كميل راجانى،  ش25.


 7. البته اكنون صد ميليون سيد سنى در جهان اسلام وجود دارند كه بيش‏تر از نسل اهل‏بيت(ع) و بعضى از نسل بنى‏هاشم هستند.


 8.  دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، مدخل ابن‏سينا.


 9. خواجه نصيرالدين طوسى و اسماعيليان، مجموعه مقالات اسماعيليه، چاپ دانشگاه اديان.


 10 . تاريخ و عقايد اسماعيليه، فرهاد دفترى / 485.


 11. درسنامه تاريخ عقايد زيديه، نوشته نگارنده. درباره تاريخ، قيام‏ها، حكومت، عقايد، بزرگان و زيديه سلفى به تفصيل سخن رفته است.


 12. درسنامه عقايد زيديه، نوشته نگارنده.


 13. تاريخ و عقايد ماتريديه، سيد لطف الله جلالى؛ مجموعه مقالات فرق تسنن، سه مقاله درباره ماتريديه؛ درسنامه آشنايى با فرق تسنن، »درس ماتريديه«.


 14. دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مدخل »اشاعره«؛ فرق تسنن، مقاله اشعرى؛ آشنايى با فرق تسنن، درس اشاعره.


 15. پايان نامه كارشناسى ارشد دانشگاه اديان با عنون نومعتزليان.


 16. المجد فى تاريخ النجد، ابن بشر؛ تاريخ النجد، ابن غنام؛ نظرى به تاريخ وهابيت، زهرا مسجدجامعى.  17. فرق تسنن، مقاله تاريخ وهابيت.


 18. فصلنامه مشكات، ش103، مقاله گرايشهاى فكرى سلفيه در جهان اسلام، نوشته نگارنده.


 19. براى آگاهى بيش‏تر ر. ك: آشنايى با فرق تشيع، نوشته نگارنده.


 20. اين نام منسوب به امام محمدباقر(ع) نيست، بلكه منسوب به شخصى است به نام ملاباقر خندق‏آبادى
.


 21. تنها بازماندگان خوارج، مسعود جلالى مقدم، تمام كتاب.


مجله حوزه


www.shamsevelayat.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید