از نهج البلاغه-2-شیوه زندگی در لباس و غذا و…

يكي از دوستان علي‎(ع) به نام «عَلاء بن زياد» در بصره سكونت داشت‎؛ روزي علاء بيمار شد. اميرمؤمنان‎(ع) به عيادت او رفت‎. وقتي خانه عريض و طويل و وسيع ‎أعلاء را ديد، فرمود: «اين خانه با اين همه وسعت را در اين دنيا براي چه‎6مي‎خواهي‎؟ با اينكه در آخرت به آن نيازمندتر هستي‎؟!»


سپس فرمود: آري مگر اين كه بخواهي به اين وسيله به آخرت برسي‎. جآن را پل‎ ‎معنويات قرار دهي‎.  مانند آن كه (1) در اين خانه از مهمان پذيرايي كني‎، )2) صلة‎ رحم نمايي‎، )3) حقوق واجب خود (مانند زكات‎) را از اين خانه خارج كني و به‎اهلش برساني‎.


فَاِذَا اَنْت‎َ قَدْ بَلَغْت‎َ بِهَا الاَخِرَه‎ِ:


كه در اين صورت‎، با داشتن همين خانه هم به آخرت نائل شده‎اي‎.


عَلاء عرض كرد: اي امير مؤمنان‎! از برادرم «عاصم بن زياد» پيش تو شكايت‎مي‎كنم‎!


امام فرمود: براي چه‎؟ مگر چه كرده‎؟


عَلاء عرض كرد: عبايي ناچيز پوشيده و از دنيا كناره گرفته است‎.


علي‎(ع) فرمود: «او را نزد من بياور». وقتي كه عاصم به حضور علي‎7 آمد،حضرت رو به او كرد و فرمود:


يَا عَدُي‎َّ نَفْسِه‎ِ! لَقَدْ اِسْتَهَام‎َ بِك‎َ الْخَبيِث‎َ، اَمَا رَحِمْت‎َ اَهْلَك‎َ وَ وَلَدَك‎َ…


اي دشمنك جان خود، شيطان بر تو راه يافته و تو را صيد كرده است‎؛ آيا به خانواده
‎ات‎ ‎رحم نمي‎كني< /SPAN>‎؟! تو خيال مي‎كني خداوند كه زندگي طيّب و خوب را بر تو حلال كرده‎،*دوست ندارد از آن بهره‎مند شوي‎؟!


اَنْت‎َ اَهْوَن‎ُ عَلَي اللَّه‎ِ مِن‎ْ ذَلِك‎َ:


تو بي‎ارزش‎& lt;/SPAN>تر از آني كه خداوند با تو چنين كند.


عاصم عرض كرد: «اي امير مؤمنان‎! ولي تو با اين لباس خشن و غذاي سخت و ناگوار به سر مي‎بري و من از تو پيروي مي‎كنم‎».


 امام فرمود: عزيزم‎! من مثل تو نيستم‎.


اِن‎ّ اللّه‎َ تَعَالي‎َ فَرَض‎َ& lt;/SPAN> عَلي‎َ اَئمَّه‎ِ الْعَدْل‎ِ اَن‎ْ&lt ;SPAN dir=rtl> يُقَدِّروُا اَنْفُسَهُم‎ْ بِضَعَفَه‎ِ النّاس‎ِ كَيْلاَ يَتَبَيّغ
‎َ
بِالْفَقيِرِ فَقْرُه‎:


خداوند متعال بر پيشوايان عدل و حق‎، واجب كرده است كه بر خود سخت گيرند و شيوة زندگيشان را هماهنگ با وضع زندگي طبقة ضعيف مردم قرار دهند، تا ناداري و،فقر، فقير را از جا بدر نبرد!1


يعني‎، ناداري فقير، موجب نافرماني او از خدا نشود و تنگدستي و فشار زندگي‎(موجب آن نشود كه به فقيران سخت بگذرد.


به اين ترتيب امام علي‎(ع) در اين فراز، چندين درس آموخت‎:


1ـ عيادت بيمار


2ـ نهي از افراط و تفريط در زندگي


3ـ پل قرار دادن دنيا براي آخرت


4ـ تعيين وظيفة رهبران حق در انتخاب زندگي ساده‎.


در اصول كافي آمده‎: عاصم پس از شنيدن سخن امام‎(ع)، بي‎درنگ آن را پذيرفت‎؛ عباي خشن را كنار گذاشت و لباس نرم پوشيد.2


 


پي نوشت ها :


 1- نگاه كنيد به خطبة 209، نهج‎البلاغه‎.


2- اصول كافي‎، ج 1، ص 411.


http://nahjnews.com

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

اشتراک گذاری لینک
ارسال به تلگرام
ارسال به وات ساپ
ارسال به فیس بوک
ارسال به ایمیل
پرینت
ارسال به توییتر
بستن