احقاق حقوق مستمندان و پوشش مالي فقرا و گسترش امور عامالمنفعه
قال علي(ع): «إنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فِي مالِ الأغنِياءَ أقواتَ الفُقَراءِ، فَما جاعَ فَقِيرٌ إلَّا بِما مُتِّعَ بِهِ غَنِيُّ، وَاللهُ تَعالي سائِلُهُم عَن ذالِكَ»(همانا خداي سبحان روزيِ فقرا را در اموال سرمايهداران قرار داده است، پس فقيري گرسنه نميماند، جز به کاميابي توانگران، و خداوند متعال از آنان دربارۀ گرسنگي گرسنگان خواهد پرسيد).[13]
ميدانيم كه چيزي كه بيش از همه حضرت(ع) را به وادي حكومت سوق داد، حقخواهيها و دفاع از حريم مستمندان و فقراء جامعه بعنوان يكي از اهداف والاي حكومت اسلامي بود. چنانكه در منشور حكومتي خويش خطاب به مالك اشتر فرماندار مصر تأكيد فرمودند:
“ثُمَّ اللهَ اللهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفلَي مِنَ الَّذِينَ لاحِيلَةَ لَهُم، وَ مِنَ المَساكِينِ وَالمُحتاجِينَ وَ أهلِ البُؤسَي وَالزَّمنَي…»(سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پائين و محروم جامعه، كه هيچ چارهاي ندارند، [و عبارتند] از زمينگيران، نيازمندان، گرفتاران و دردمندان. همانا در اين طبقۀ محروم، گروهي خويشتنداري كرده، و گروهي به گدايي دست نياز بر ميدارند، پس براي خدا پاسدار حقّي باش كه خداوند براي اين طبقه معيّن فرموده است. بخشي از بيتالمال، و بخشي از غلّههاي زمينهاي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده، زيرا براي دورترين مسلمانان همانند نزديكترين آنان سهمي مساوي وجود دارد و تو مسئول رعايت آن ميباشي. مبادا سرمستي حكومت، تو را از رسيدگي به آنان باز دارد، كه هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم، عذري
براي ترك مسئوليتهاي كوچكتر نخواهد بود. پس همواره در فكر مشكلات آنان باش، و از آنان روي برمگردان، به ويژه امور كساني از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي به چشم نميآيند و ديگران آنان را كوچك ميشمرند و [آنان] كمتر به تو دسترسي دارند. براي اين گروه، از افراد مورد اطمينان خود كه خداترس و فروتنند، فردي را انتخاب كن، تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند. سپس در رفع مشکلاتشان به گونهاي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته باشي، زيرا اين گروه در ميان رعيّت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند، و حقّ آنان را به گونهاي بپرداز كه در نزد خدا معذور باشي، از يتيمان خُردسال، و پيران سالخورده كه راه چارهاي ندارند و دست نياز برنميدارند، پيوسته دلجويي كن كه مسئوليتي سنگين بر دوش زمامداران است…» [14]
نقل است كه حضرت امير(ع) به اتفاق چند تن از دستاندركاران امر حكومتي از جائي عبور ميكردند كه پيرمردي نابينا را در حال گدائي و سؤال از ديگران يافتند. از همراهان پرسيدند كه اين مرد كيست؟ جواب دادند: «آقا اين مرد نصرانيست؟» حضرت(ع) از اين نحوۀ جواب برآشفتند و فرمودند: «تا زماني كه اين مرد جوان بود، از او كار كشيديد، حالا كه پير شده، همه رهايش كرديد؟ بر
اي او از بيتالمال درآمدي تعيين و ماهيانه پرداخت نمائيد».
ميدانيم كه اسلام عزيز از آغاز، اين مسئله را بعنوان يك ضرورت اجتماعي مورد طرح و تأكيد قرار داد و وجوهات شرعيه بسان خمس و زكات و وقف و صداق و فئ و جزيه و انفال و غنيمت و… را بر همين اساس بنا نهاده است. بنابراين حضرت علي(ع) با مديريت صحيح و كارآمد اموال بيتالمال و درآمد حاصله از بيتالمال و دريافت و ساماندهي وجوهات شرعيه توانستند بخشي از فقراء جامعه را با ايجاد اشتغال و كمك هزينۀ كاري و معيشتي تحت پوشش قرار دهند تا بدستور خدا و رسول(ص) در اينباره به نيكي جامۀ عمل بپوشانند. چنانكه در منشور حكومتي خود خطاب به مالك اشتر در اين خصوص تأكيد فرمودند:
“وَ مِنها الطَّبَقَةُ السُّفلي مِن ذَوي الحاجَةِ وَالمَسكَنَة، وَ کُلٌّ قَد سَمَّي اللهُ لَهُ سَهمَهُ، و َوَضَعَ عَلي حَدِّهِ فَرِيضَةً فِي کِتابِهِ أوسُنَّةِ نَبِيِّهِ(ص) عَهداً مِنهُ عِندَنا مَحفُوظاً»(و نيز طبقۀ پايين جامعه، يعني نيازمندان و مستمندان ميباشند، كه براي هر يك خداوند سهمي مقرر داشته و مقدار واجب آن را در قرآن کريم يا سنّت پيامبر(ص) تعيين كرده كه پيماني از طرف خداست و نگهداري آن بر ما لازم است). [15]
خوب است كه بدانيد جمعآوري ساليانۀ اموالي چون گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند تحت عنوان زكات و اخذ يكپنجم از اموالي چون منفعت كسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهر دريا، غنيمت، فئ، زمين كافر ذمي و… تحت عنوان خمس از اغنياء جامعه طبق دستور و آئين اقتصادي اسلام عموماً براي كمك مالي و تحت پوشش قرار دادن فقراء جامعه است كه عمدۀ مصارف آن در مواردي چون:
ـ نيازمنداني كه در تأمين هزينۀ معاش دچار مشكلاند؛
ـ مأمورين جمعآموري و حفظ زكات؛
ـ پرداخت به بيگانگان كه موجب تمايل آنها به دين شود؛
ـ آزاد كردن بردگان؛
ـ اداء دين مستمندان و مقروضين؛
ـ براي امور عامالمنفعه كه رضايت خدا در آن باشد بسان مسجد و پل و مدرسه و…؛
ـ براي در راه ماندگان و افراد دور از وطن و اسرا؛
ـ براي امور متفرقۀ مورد نياز از جمله توليد و كار و اشتغال و آباداني به تشخيص حاكم اسلامي.
بنابراين حضرت علي(ع) با اجرا و سامانبخشي دقيق به اين بُعد مهم ديني و جمعآوري و تنظيم و بكارگيري اموال بيتالمال و وجوه شرعيه در جهت گسترش امور عامالمنفعه از جمله عمران و آباداني و خدماترساني و ارائۀ تسهيلات به مردم فقير و مناطق فقيرنشين موفّق شدند تا حدّ قابل توجهي بوي فقر را از رخسار آن بلاد و در نهايت جامعۀ تحت امر حكومتشان بزدايند.
گسترش فرهنگ كار و اشتغالزايي
قال الله تعالي: “وَ اَن لَيسَ لِلاِنسانِ اِلّا ماسَعي * وَ اَنَّ سَعيَهُ سَوفَ يُري”(و اينکه براي انسان جز آنچه تلاش کرده نيست * و حتماً کوشش او به زودي ديده خواهد شد).[16]
كار و تلاش، رمز اصلى بقا و سرزندگى همۀ جوامع انسانى است. مردمى كه با تكيه بر توانمندى و ذخاير خدادادي ملّى خويش، بر ضعف و فقر غلبه كنند، بغير از خودكفائي مالي، قدمي هم در راستاي اقتدار ملّى سرزمين خود برداشتهاند. با نگاهى به سيرۀ امامان شيعه (عليهم السلام) درمىيابيم كه سختكوشى، تلاش و پرداختن به فعاليت و توليد، از برجستهترين ويژگىها و سيرۀ عملي و حكومتي اين بزرگواران بوده تا درس بزرگي چون عزّت نفس به شيعيان بياموزند…
در تعريف ديگر همانطور كه دين مبين اسلام براي كار و تلاش ارزش قائل است و صاحبان پيشه و حرفه را مورد تشويق و تكريم قرار ميدهد، بيكاري و تنبلي را نيز مذموم و مننفور ميداند و افراد بيكار و تنبل را بعنوان سربار جامعه مورد مذمت و سرزنش قرار داده، آن را ريشۀ همۀ بدبختيها و فسادها و فلاكتهاي جامعه بحساب ميآورد.
از ديدگاه جامعهشناسان، كار جزو اصليترين پايههاي تشكيلدهندۀ زندگي در همۀ جوامع محسوب شده و جامعۀ بيكار، جامعهاي منفسخ و از هم پاشيده
معرفي ميشوند. و از طرفي كار، لازمۀ گردش طبيعت و تكليفي غريزي نهفته در ذات موجودات زندۀ عالم است. چنانكه براي عبرتپذيري انسانها در قرآن كريم سورههاي مستقلي بنامهاي «النمل» و «النحل» آمده كه به زندگي پُرتلاش دو موجود زندۀ ريز اما پُرنقش و فعال ميپردازد و بدينسان با مخاطب قرار دادن انسانها آنها را به تحرك و كار و تلاش واميدارند.
«دقّت كن در كار مورچه و ببين كه با آن جثۀ كوچك و اندام نازك كه نزديك است به چشم ديده نشود، چگونه در جنبش است و چگونه به روزي خود عشق ميورزد و دانهها را به لانههاي خود منتقل ميسازد و در آنجا با مهارت و استادي از آنها محافظت ميكند».
استاد مطهري(ره) در اينباره ميگويد:
«جهان
، جهانِ حركت است. جهانِ كار است. از بزرگترين كرات آسماني تا كوچكترين ذرات زميني كه بشر تاكنون كشف كرده، همه و همه در كار و حركت و فعاليتند و يك ذره و يك قطره بيكار نيست. انسان نيز از اين قاعده مستثني نيست…»[17]
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركارند تا تو ناني بكف آري و بغفلت نخوري
اين همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبري
در فرهنگ غني اسلام كار بر مبناي كسب رزق حلال و تأمين معاش اهل و عيال در هر طبقه و شئون شغلي هم كه باشد، مقدّس و در حدّ جهاد في سبيلالله است كه در روايت آمده: «الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله»[18]
در اينباره به حكايت و روايتي منقول از ناحيۀ نبي مكرّم اسلام(ص) ميپردازيم:
نقل است كه پيغم
بر اسلام(ص) بهمراه يارانشان از جنگ پيروزمندانۀ تبوك برميگشتند و مردم به استقبالشان آمده بودند. از جملۀ آنان، سعد انصاري بود كه پيش رفت و با حضرت(ص) مصافحه كرد. حضرت(ص) احساس كردند كه دست سعد زبر و باصطلاح پينهبسته است. پرسيدند: «چه آسيبي به دستهايت رسيده؟» سعد جواب داد: «من كارگرم، كار ميكنم، بيل ميزنم و با درآمدش خانوادهام را تأمين ميكنم». پيامبر(ص) دستش را گرفتند و بوسيدند به گونهاي كه همه ديدند، سپس فرمودند: «اين دستي است كه آتش جهنّم آن را لمس نخواهد كرد».[19]
حضرت علي(ع) خود نيز در كنار امر خطير حكومت، بسان رسولالله(ص)به امر كشاورزي و كار با دست مباركشان ميپرداختند و به آن افتخار ميورزيدند چنانكه در بيتي منسوب به آن حضرت آمده كه فرمودند: «براى من سنگكشى از قلّههاى كوه، آسانتر است از اينكه منّت ديگران بدوش بكشم. به من ميگويند كسب و كار ننگ است، ولى من ميگويم ننگ آنست كه انسان از ديگري چيزي درخواست كند».[20]
سخن اينجاست كه امروزه ديدگاه ما دربارۀ كار چيست و جوانان ما با چه ديدي به آن مينگرند؟
بايد اذعان داشت كه عليرغم سختكوشي بسياري از جوانان در به بار نشاندن آن همه اختراعات و اكتشافات و فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي و تكنولوژيكي و روند رو به رشد فرآوردههاي علمي و فنآوريهاي هستهاي و پزشكي و تسليحاتي، باز هم با كمال تأسف مشاهده ميكنيم كه تعداد جوانان بيكار ما روز به روز رو به افزايش است و بجاي استقبال از كار مفيد و مولّد، گرايشها به سمت مشاغل مزاحم و مخرّبي چون دلالي و واسطهگري و سودپرستي و مص
رفگرايي محض رو به فزوني است كه اين مسئله از نظر اقتصادي و فرهنگي خطر و بحران قابل توجهي را براي كشور به ارمغان خواهد آورد. بنابراين در قدم اول، مسئولان امر بايد در اين زمينه فكري عاجل بينديشند و با حمايت جدّي از توليدكنندگان و جوانان صاحب علم و فن و تحصيلات و ايجاد اشتغالات مفيد و مولّد و تشويق هرچه بيشتر نسل جوان به كار و تلاش و محدود كردن دستهاي واسطه و سودجويان و كنترل درآمدهاي بادآورده، اين معضل بزرگ را از صحنۀ اجتماع محو سازند.
در اينباره استاد شهيد مطهرى ميگويد:
«خوشا بحال اجتماعى كه سيستم اجتماعىاش به شكلى باشد كه راه درآمد منحصر باشد به فعاليت، و آثار فعاليت فرد هم مخصوص خودش باشد! بدا بحال اجتماعى كه كار در آن اجتماع صرف نميكند، اما بورسبازى و كارهاى غيرتوليدى و كارهاى انحرافى در آن صرف بكند و بالاخره، فعاليت مفيد و سالم راه درآمد نباشد».[21]
پينوشت:
1ـ نهجالبلاغه؛ حكمت319.
2ـ مضمون كلام در اصول كافي؛ ج5؛ ص74.
3ـ مناقب ابن شهرآشوب؛ ج2؛ ص99؛ و بحار؛ ج4؛ ص327.
4ـ نهجالبلاغه؛ خ15.
5ـ نهجالبلاغه؛ نامۀ53.
6ـ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ31.
7ـ تحف العقو
ل؛ ص247؛ حديث 137.
8ـ نهجالبلاغه؛ نامۀ21.
9ـ نهجالبلاغه؛ خ209.
10ـ ديوان منسوب به امام علي(ع).
11ـ نهجالبلاغه؛ نامۀ45.
&nb
sp;12ـ نهجالبلاغه؛ نامۀ53.
13ـ نهجالبلاغه؛ حكمت 328.
14ـ نهجالبلاغه؛ نامۀ53؛ ش101.
15ـ همان؛ ش43.
16ـ سورۀ مبارکۀ نجم؛ آيات شريفۀ 39 و 40.
17ـ بنقل از كتاب حكمتها و اندرزها؛ ص49.
18ـ اصول كافي؛ ج5؛ ص88.
19ـ اسدالغابه؛ ج2؛ ص337.
20ـ ديوان منسوب به امام علي(ع)؛ ص434؛ شعر ش336.
21ـ بنقل از كتاب حكمتها و اندرزها؛ ص60.
www.ido.ir