ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

فضایل معتبر یا نامعتبر حضرت اباالفضل علیه السلام!

عبّاس فرزند برومند امیرالمومنین علیهماالسلام، در كلام حضرات معصومین علیهم السلام، به ایثار، تیزبینى، استوارى در ایمان، جهاد عظیم، آزمایش نیكو و داشتن جایگاه رَشك‏آور در قیامت، ستوده شده است.

این قهرمان شكوهمند قیام كربلا و پشتیبان شكست ‏ناپذیر اباعبد اللّه علیه السلام، در اوج تنهایى امام علیه السلام و در راه رساندن آب به كام‏هاى خشكیده كاروان حسین علیه السلام، شهدِ شهادت نوشید.


غم شهادت او، بر امام حسین علیه السلام بسى گران آمد، بدان
گونه كه در كنار قامت خونینش، از سرِ سوز، در سوگ آن عزیز از دست رفته فرمود
:


«الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی‏ وَ قَلَّتْ حِیلَتِی»؛ اكنون، پشتم شكست و چاره‏ام، ناچار شد.[1]


عبّاس علیه السلام، در هنگام شهادت، 34 سال داشت.[2] بنابراین، در حدود سال 26 هجرى به دنیا آمده است. در «زیارت ناحیه مقدّسه»، درباره او آمده است:


السَّلامُ عَلَى العَبّاسِ ابنِ أمیرِالمُۆمِنینَ، المُواسی أخاهُ بِنَفسِهِ، الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ، الفادی لَهُ الواقِی، السّاعی إلَیهِ بِمائِهِ، المَقطوعَةِ یَداهُ؛ سلام بر عبّاس، فرزند امیر مۆمنان؛ از خود در گذرنده با جان براى برادر، برگیرنده از دیروزش براى فردایش، فدایىِ او، نگهدارنده، كوشنده براى رساندن آب به او، و كسى كه دست‏هایش بُریده شد.[3]


گفتنى است كه در شمارى از منابع متأخّر، مطالبى در باره ابوالفضل العبّاس علیه السلام گزارش شده است كه پژوهشگران پژوهشگاه دارالحدیث پس از تحقیقات و مراجع به منابع کهن و معتبر به این نتیجه رسیده اند که پاره ای از این گزارشها در منابع قابل استناد، دیده نمى‏شود که لازم است گویندگان و نویسندگان در نقل این مطالب دقت لازم را بنمایند. برای نمونه:


در «معالى السبطین» آمده است:


آن هنگام كه شبِ بیست و یكم ماه رمضان شد و على علیه السلام در آستانه مرگ قرار گرفت، عبّاس علیه السلام را به سینه چسبانْد و فرمود: «فرزندم كه چشم من در قیامت، با تو روشن خواهد شد! فرزندم! هنگامى كه روز عاشورا شد و وارد شریعه شدى، مبادا آب بنوشى، در حالى كه برادرت حسین، تشنه است!».


خداوند، عبّاس را رحمت كند! بى هیچ تردیدى، ایثار كرد و آزمایش [نیكویى‏] شد و خود را فداىِ برادرش كرد تا آن كه دستانش قطع شد و خداوند عز و جل به جاى آنها، دو بال برایش قرار داد كه با آنها، همراه فرشتگان در بهشت، پرواز مى‏كند، همان گونه كه براى جعفر بن ابى طالب، قرار داد.


نیز در «كتاب شعشعة الحسینى» آمده است:


جناب امیرمۆمنان علیه السلام خلوت نمودند. حسنین علیهماالسلام و زینب علیهاالسلام و امّ كلثوم علیهاالسلام را طلب فرمود و دست مبارك بر سر و روىِ ایشان كشید و به شدّت مى‏گریست و ایشان هم مى‏گریستند، به نوعى كه سایر اولاد آن حضرت [كه‏] در بیرون خانه بودند، بى‏اختیار، داخل خانه شدند و مى‏گریستن
د. پس حضرت امیر المۆمنین علیه السلام گرفت دست امام حسن علیه السلام را و به امانت سپرد فرزندان خود را به آن بزرگوار. پس نظر فرمود به عبّاس علیه السلام. دید گریه او از همه شدیدتر است. پس او را به نزد خود، طلب فرمود و شیون بلندى كرد و مفصّل گریست و آن گاه فرمود: «اى پسرم! اى جانم! از حسین، مراقبت كن، كه او امانت خدا و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و فاطمه علیهاالسلام و امانت من است. تو یاور او باش و خودت را فداى او كن». آن گاه، شیون زد و از گریه و فریاد زیاد، بیهوش شد
.


همچنین در «كتاب أسرار الشهادات» آمده است:


گفته شده: زُهَیر، پیش از كشته شدنش، نزد عبد اللّه بن جعفر بن عقیل آمد و به او گفت: برادرم! پرچم را به من بده. عبد اللّه به وى گفت: آیا من در حمل آن، كوتاهى كرده‏ام؟ زهیر گفت: نه؛ [ولى‏] من به آن، نیاز دارم.


راوى گفت: عبد اللّه، پرچم را به زهیر داد و زهیر، آن را گرفت و به صورت‏ ناگهانى، پیش عبّاس بن على علیه السلام آورد و گفت: یا ابن امیرالمۆمنین! مى‏خواهم خبرى را برایت بازگو كنم كه حفظش كرده‏ام. عبّاس علیه السلام گفت: بگو كه الآن، وقت بازگویىِ خبر است. عیبى ندارد. بگو، كه تو براى ما، خبر قطعى نقل مى‏كنى. زهیر به وى گفت: اى ابوالفضل! بدان كه پدرت امیر المۆمنین
علیه السلام، وقتى تصمیم گرفت با مادرت امّ البنین ازدواج كند، دنبال برادرش عقیل كه نسب‏شناسِ عرب بود فرستاد و فرمود: «برادرم! از تو مى‏خواهم كه برایم زنى را از خانواده‏هاى اصیل و نَسَب‏دار و شجاع، انتخاب كنى تا با او پسرى شجاع بیاورم كه یاور این پسرم – و اشاره به حسین علیه السلام كرد – باشد و او را در سرزمین طفّ كربلا همراهى كند». پدرت، تو را براى این روز، ذخیره كرد. پس تو در دفاع از حرم برادر و برادرانت، كوتاهى نكن
.


راوى گفت: عبّاس علیه السلام، تكان خورد و دست به ركابش كشید و آن را كَند و گفت: اى زهیر! در چنین روزى، مرا تشجیع مى‏كنى؟! به خدا سوگند، تو را به گونه‏اى مى‏بینم كه هرگز چنین ندیده بودم.


باید گفت: متأسّفانه، هیچ سخنى از امیر مۆمنان علیه السلام خطاب به عبّاس علیه السلام یا در باره وى، در منابع معتبر، ثبت نشده است&lt ;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” dir=ltr>.


 فرمود: عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى منزلتى دارد كه همه شهیدان در روز قیامت، به آن، رَشك مى‏برند.


و نیز در «تذكرة الشهدا» آمده است:


بعضى ذكر كرده‏اند كه عبّاس علیه السلام، در آن حال، عرض كرد كه: مى‏خواهم یك بار دیگر، نظر به صورتت نمایم، و لكن حَرمَله، تیر بر چشم‏هاى من زده است.[4]


گزارش‏هاى بسیار دیگرى نیز در باره ایشان در كتاب‏هایى مانند: معالى السبطین، شعشعة الحسینى، اسرار الشهادات، ناسخ التواریخ، عنوان الكلام، تذكرة الشهدا، سوگ‏نامه آل محمّد صلى الله علیه و آله و المنتخب طریحى آمده است كه در كتب معتبر، وجود ندارد.[5]


آنچه گفتیم برای آن بود که شیفتگان اهل بیت علیهم السلام، بیش از پیش به اخبار و گزارشهایی عنایت داشته باشند که از نظر علمی از ارزش و اعتبار قابل دفاعی برخوردارند و این بر کسی پوشیده نیست که بیان فضایل این خاندان، محتاج تمسک به اخبار و گزارشهای ضعیف و نامعتبر نیست؛ چرا که در منابع معتبر آنقدر اخبار و روایات معتبر در بیان فضایل ایشان وجود دارد که نیازی به روایتهایی نقد پذیر وجود ندارد. مانند این روایت که از امام سجاد علیه السلام فرمود:


«رَحِمَ اللّهُ العَبّاسَ! فَلَقَد آثَرَ وأبلى وفَدى أخاهُ بِنَفسِهِ حَتّى قُطِعَت یَداهُ، فَأَبدَلَهُ اللّهُ عز و جل بِهِما جَناحَینِ یَطیرُ بِهِما مَعَ المَلائِكَةِ فِی الجَنَّةِ، كَما جَعَلَ لِجَعفَرِ بنِ أبی طالِبٍ، وإنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ»[6]


خداوند، عبّاس را رح
مت كند! بى هیچ تردیدى، ایثار كرد و آزمایش [نیكویى‏] شد و خود را فداىِ برادرش كرد تا آن كه دستانش قطع شد و خداوند عز و جل به جاى آنها، دو بال برایش قرار داد كه با آنها، همراه فرشتگان در بهشت، پرواز مى‏كند، همان گونه كه براى جعفر بن ابى طالب، قرار داد
.


سپس فرمود: عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى منزلتى دارد كه همه شهیدان در روز قیامت، به آن، رَشك مى‏برند.


 پی نوشت:


1. بحار الانوار، ج‏45، ص 42.


2. إعلام الورى، ج 1، ص 395.


3. المزار الكبیر، ص 489.


4. خود نویسنده کتاب، ملّا حبیب كاشى در ذیل این مطلب، آن را این گونه رد مى‏كند: «بسیار ضعیف است و در كتب مشهوره، مذكور نیست.»


5. دانش نامه امام حسین علیه السلام، ج7 ص 84-86.


6. أمالی صدوق (ره)، ص 547 ح 731.


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید