ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

در فهم و استفاده بیشت ر ما از قرآن و اهل بیت علیهم السلام/ بخش پایانی

نکاتى پيرامون آيات و سوره هاى قرآن


• در خصوص بسم الله الرحمن الرحيم مى شود تا ابد حرف زد ولى به طور مختصر مى توان گفت که بسم الله الرحمن الرحيم از سه کلمه الله الرحمن و الرحيم تشکيل شده است و تمام ازل و ابد در دو کلمه رحمن و رحيم آمده است.


• تفسير من به صورت اختصار است، مثلا:


در مورد سوره حمد اينکه کمال از براى خدا است و ما هم عاشق خدا هستيم، خواندن سوره حمد با بيست ختم قرآن مساوى است همه قرآن در سوره حمد است.
در مورد سوره والعصر: همه عاطل و باطل هستند مگر کسانى که ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند و حق پرستند.
در مورد سوره توحيد: شناسنامه خدا است، خدا يکى است و شريک و مثل و
مانند ندارد.
در مورد سوره قدر: شناسنامه حضرت ولى عصر عليه السلام است در اين سوره آمده است که در هر سال شبى بنام شب قدر هست زيرا فعل مضارع (تنزّل) دلالت بر دوام دارد و ملائکه بر انسان کامل نازل مى شوند و امروز انسان کامل حضرت بقيه الله (ارواحنا له الفدا) است.
سوره ناس: چون ما گرفتار عوامل مرئى و نامرئى هستيم و جاذبه ها و کشش هايى ما را پايين مى برد بايد از اين عوامل به خدا پناه ببريم.
سوره فلق: خدا روشنگر است و ما نيز بايد روشنگر جامعه باشيم.
سوره کافرون: ما خدمتگزار هر که به سمت خدا مى آيد هستيم اما هرکه نمى خواهد بيايد رهايش مى کنيم.
سوره غافر راجع به مجادلين و سرکوبى آنهاست. مى گويد مراقب باش قدرت هايى که دشمنان پيدا مى کنند، فريبت ندهد، بلکه بايد تکيه ات به خدا باشد.


• متاسفانه دانشمندان ما افقى فکر مى کنند اين همه آيات را مى بينند ولى آن را نمى فهمند. دانشمندان ژنتيک ما بايد از همه خدا شناس تر باشند يا دانشمندى که پشت تلسکوپ مى نشيند واين همه کهکشان را مى بيند بايد پى به عظمت خدا ببرد. کسانى که خدا را نمي‌بينند کورند.


• اول و آخر قرآن زچه ب آمد و سين يعنى دو جهان رهبر تو قرآن بس (از باى بسم الله تا سين الناس)


• همه حروف مقطعه اگر با هم آورده شود جمله (صراط على حق نمسکه) حاصل مى شود.


• هر آنچه که عنصرى و مادى است جزء آسمان دنيا است و از پس پرده آسمان دنيا شش آسمان معنوى است.


• آفرينش آسمان ها و زمين در شش روز است، توجه داشته باشيد که روز و شب بر اثر حرکت وضعى زمين است و در آن زمان اصلا زمينى نبوده که ما شش روز به حساب همين روزهاي کنونى داشته باشيم، پس خلقت زمين و آسمان و ما بين آن را در شش مرحله وجود داشته است.


• اينکه مى گويند زمين قطعه اى از خورشيد بوده و از آن جدا شده و سال ها سرد شده و در آن دحو الارض رخ داده و… ريزه کارى هايى است که قرآن در مو
رد آن صحبت نکرده و به ما هم ربطى ندارد زيرا قرآن کتاب تربيت است. نگاه کردن به ريزه کارى هاي طبيعت و ادبيات و علم و… خيلى خوب است و براى ديدن عظمت الهى است، ولى بايد بدانيم بيان چيزهاى غير ضرورى بالاخص از سوى مبلغان دين مايه تاسف است و خدا هم نمى خواهد اين ريزه کارى ها را بگويد و اصل مطلب را که در مسير هدايت است بازگو مى کند.


• نهايت توحيد و توحيد ناب را مى توان در آيه نخست سوره حديد يافت. در بسيارى از جاهاى قرآن اينطور آمده که “سبح لله ما فى السموات و ما في الأرض” حال آنکه در آنجا اينگونه آمده که “سبح لله ما في السموات و الأرض” که اين بيان نهايت توحيد است که فنا صورت گرفته است. روايت است از حضرت رسول(صلى الله عليه و آله و سلم) که: فهم اين آيات به همراه آيات سوره توحيد مخصوص علماى آخرالزمان است.


• “بسم الله الرحمن الرحيم” سوره حمد جامع تمامى حرفهاست.


• در داستان حضرت يونس گناهى از آن جناب سر نزد، بلکه ا
يشان کار فوق برنامه اى را انجام نداد. کسى به حرفهايش گوش نمى داد اين بود که از شهر بيرون رفت، در صورتيکه مى بايست صبر مى کرد. در واقع بيرون رفتنش بدون امر بود. اين مسئله ولايت کبرى مى خواهد، همانطور که امير المؤمنين عليه السلام بدون امر شمشير نمى کشد. اصلا هيچ کاري را بدون امر انجام نمى دهد. يک جا هم بايد دست روى دست بگذارد، در اين جا هم مطابق امر و نهى عمل مى کند.


• حضرت امير عليه السلام مى فرمايد: از قرآن کريم يک کلمه را انتخاب کردم ” و من يتوکل على الله فهو حسبه ”


• با تعمق در آيات و هماهنگى محتواى کلى آن ها مي توان در مورد منظور کلى آيه اى به نتايج و برداشت هاى مشخصى رسيد. موارد زير به عنوان نمونه اشاره شده است:
1 – درآيه 61 سوره آل عمران (آيه مباهله): فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِينَ
منظور از نسائنا و ابنائنا: نساء حضرت زهرا (س) بوده و منظور از ابنائنا حضرت امام حسن(ع) و امام حسين (ع) بوده است.
2 – در آيه 33 سوره احزاب (آيه تطهير):وَ قَرْنَ فىِ بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِيَّةِ الْأُولىَ‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِينَ الزَّكَوةَ وَ أَطِعْن
َ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًا
برخي ميگويند اين آيه با توجه به آيات قبلى آن درباره زنان حضرت رسول است. وليکن با توجه به دو ضمير مذکر موجود در اين آيه نمى تواند منظور زنان حضرت رسول باشد زيرا 20 ضمير موجود در آيات قبل همگى مونث بودند و اين دو ضمير مذکر است.پس سياق آيات اجازه اين برداشت را نمى دهد، همانطور که شان نزول آن نيز اين اجازه را نمى دهد. در غير اين صورت بايد دو ضمير موجود در آيه به صورت انتن و يطهرکن مى آمد.
3 – در آيه 40 سوره توبه: إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانىِ‏َ اثْنَينْ‏ِ إِذْ هُمَا فىِ الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَحِبِهِ لَا تحَْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلىَ‏ وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْيَا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ(40)
پنج ضمير معلوم المرجع در آيه وجود دارد که به حضرت رسول صلى الله عليه و اله بر مى گردد ولى دو ضمير مشکوک المرجع دارد (عليه و ايده) که برخى آن را به شخص همراه حضرت که در غار بوده باز مى گردانند که آن شخص ابوبکر بوده است، اما با توجه به سياق آيات و پيوستگى اين دو ضمير به ضماير قبلى، اين دو ضمير نيز به حضرت رسول (ص) بر مى گردد.
4 – در آيه 74 سوره انعام: وَ إِذْ قَالَ إِبْرَهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنَامًا ءَالِهَةً إِنىّ‏ِ أَرَئكَ وَ قَوْمَكَ فىِ ضَلَلٍ مُبِينٍ(74)
منظور از اب ابراهيم، پدر واقعى حضرت ابراهيم عليه السلام نبوده است، زيرا: اولا، در عربى منظور از اب به غير پدر هم اطلاق مى شود مانند عمو يا جد و…. ثانيا، براى مومن سزاوار نيست که طلب آمرزش براى مشرک داشته باشد، در حالى که حضرت ابراهيم در اواخر عمر براى والدين خود طلب آمرزش مى نمايد پس پدر و مادر حضرت شايسته آمرزش هستند. ثالثا، طلب آمرزش ابراهيم براى اب خود فقط به دليل وعده اي بود که به او داده بود و پس از احراز شرک اب ابراهيم عليه السلام، حضرت ابراهيم عليه السلام از او تبرى جست.
5 – در آيه 22 سوره انبياء(برهان تمانع):لَوْ كاَنَ فِيهِمَا ءَالهَِةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَ
ا فَسُبْحَنَ اللَّهِ رَبّ‏ِ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ(22)
منظور اين است که اگر دو خدا وجود مى داشت، اين دو با هم ناسازگار مى بودند. مثلا يکى مى گفت بچه دختر با شد و ديگرى مى گفت پسر با شد، يا يکى مى گفت شب باشد و ديگرى مى گفت روز با شد. در اين باره امير المومنين عليه السلام فرموده اند: اگر خداى ديگرى مى بود بايد او نيز خلقى و دينى داشت و رسولى مى فرستاد، اما هيچ رسولى را نديده ايم که بيايد و بگويد از جانب خداى ديگرى آمده است.


نکاتى پيرامون تفسير، تفاسير و علماء


• الميزان و ما ادراک الميزان، همين الميزان براى شما بس است اگر هيچ کتاب دينى را نخوانيد و فقط الميزان را بخوانيد براى شما کفايت مى کند هيچ کتابى قابل مقايسه با الميزان نيست من خودم ا گر قدر مى دانستم همه کارهايم را تعطيل مى کردم و الميزان مى خواندم و بحث مى کردم.


• تفسير قرآن را در دو حالت داريم: اول- ظاهر قرآن که براى تفسير به آن احتياج به علم، برهان عقلى و قول معصوم داريم. دوم – تفسير باطن قرآن که براى آن احتياج به عرفان قلبي، علم حضورى و سنت معصومين داريم.


• وليّ (مطلق الهي) و وليّ فقيه دو چيز متفاوت اند، وليّ اگر به چيزى حکم کند بى برو و برگرد آن حکم درست است، مثلا اگر گفت اين طلاست قطعا و يقينا طلاست.اما وليّ فقيه مسئله را بررسى نموده و با کارشناسان مختلف مشورت نموده و در نهايت حکم مى دهد زيرا نظر کارشناس مقدم است، اما وليّ الهى احتياج به کارشناس ندارد و به هر چه حکم بدهد همان درست است.


• ممکن است انسان هزار انا انزلنا را در يک ساعت بخواند، طى زمان براى ما قابل لمس نيست اما مى دانيم که مى توان از زمان کم استفاده بسيار کرد، علامه فقط در 20 سال الميزان را نوشته که 1000 سال ارزش دارد.


• احدى در معارف مانند على عليه السلام سخن نگفته اما تا رسول خدا صلى الله عليه و اله بود على عليه السلام سخن نگفت يعنى شرط ادب را در مقابل استاد رعايت نمود.


• در خصوص علوم قرآن هزاران کتاب وجود دارد و چون مطالب زياد و وقت کم است انسان بايد به جوهر علوم اکتفا کند.


• شهيد مطهرى مى گويد تفسير الميزان با فکر نوشته نشده، بلکه الهامات است، و همه مشکلات من با الميزان حل مى شود.


• فقيه اصطلاحى نمى تواند تفسير بنويسد، بلکه بايد با فلسفه و کلام آشنا باشد.


• کتاب تسنيم تفسير آيت الله جوادى آملى است و هم شرح الميزان است.


• برهان، نور الثقلين، صافي، اصفي، تفسير روايى هستند، تفسير روايى عمدتا بيان تاويلات و تطبيق هاى قرآن است.


• در تفسير مجمع البيان به بيان اقوال مختلف به ويژه در ارتباط با مباحث ادبى قرآن پرداخته است.


• تفسيرآقا نور تفسيرى عقلى است.


• تفسير بسيار ارزشمند تسنيم ع
لاوه بر مزاياي فراوانى که دارد شرحى بر الميزان هم هست.


• تفسير الميزان تفسير بسيار جامع و بى نظير است.


• مثنوى اگر بصورت نثر در بيايد، بهترين کتاب تدريس فلسفي، کلامي، عرفانى و اخلاقى است.


• بحث هاى بسيار مفيدى در مورد قرآن در کتاب (قرآن در قرآن) حضرت آيه الله جوادى مطرح شده است خواندن اين کتاب بسيار مى تواند براى دانشجويان سودمند باشد عليکم بال(قرآن در قرآن).


• هر چه بخواهيد در نيش قلم هاى الميزان پيدا مى
شود. آقاى مطهرى فرمود: تا 200 سال ديگرنمي دانند علامه کيست، اين را به خاطر برخى که باور نمى کنند فرموده وگرنه مى فرمود تا 1000 سال ديگر. اگر قرنها بگذرد چون علامه طباطبائى پيدا نمى شود.


• علما نمى گفتند درس داريم، مى گفتند بحث داريم. نمي گفتند اشکال دارد، مى گفتند سهو القلم است، قلم اشتباه کرده. بحث و نقد ارزش دارد، توهين هيچ ارزشى ندارد. ادب خيلى مهم است. آيت الله جوادى آملى در ادب خيلى موفق هستند و آن را از استادان خود، چون علامه طباطبايى آموخته اند.


• به علامه طباطبايى بسيار توهين کردند، ايشان يک کلمه به کسى چيزى نگفت.يک نفر بر عليه الميزان کتابى نوشته بود، براى آمرزش او دعا کردند، و گفتند:” الميزان اشکال دارد، ولى نه اينقدر” اين ها مظهر رحمت اند.


• علامه حلى براى فتوا در طهارت چاه، براى اينکه هوي و هوس او در راى او تاثير نکند چاه منزل خودش را بست.

• خدايا بخل و حسد و کينه و تمام اين نجاسات اخلاقى را از ما بگير و ما را طاهر و مطهر گردان تا قرآن را بهتر بفهميم.


استاد محمود امجد


منبع: خلاصه‏اى از درس تفسير قران نيم‏سال اول ۸۵-۸۴ مدرسه دانشجويي قران و عترت عليهم السلام، خبرگزارى قراني


www.iyqa.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید