ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

اعجاز تاریخی قرآن- بخش اول

چکيده
قرآن كتاب جاويدان است و جنبه هاي مختلفي از اعجاز را دارد كه اعجاز تاريخي يكي از آن ها است. از اين وجه در آثار دانشمندان مسلمان بيش تر با عنوان «اخبار غيبي» ياد شده است؛ در حالي كه رابطه اخبار غيبي و اعجاز تاريخي قرآن ، عموم و خصوص من وجه است. بسياري از مواردي كه در اعجاز تاريخي قرآن بررسي مي شود، به امت هاي پيشين و تاريخ انبياء مربوط است. اين جنبه از اعجاز قرآن از اين جهت مي تواند نقشي مهم در روشنگري تاريخ انبياء و اثبات حقانيت قرآن و دين اسلام داشته باشد. پژوهش حاضر كه درآمدي بر اعجاز تاريخي قرآن است دسته بندي هايي از اخبار غيبي و اعجاز تاريخي قرآن در آثار دانشمندان مسلمان را بررسي و دو دسته اخبار غيبي از اقوام و حوادث گذشته و نيز اخبار غيبي از آينده را بيان و برخي نمونه ها را (مثل پيش گويي پيروزي روم بر ايران (روم/ 3ـ2) و نام «ملك» در سوره يوسف) ذكر مي كند.


مقدمه
قرآن، معجزه اي جاويدان ا
ست كه خداوند براي هدايت بشر فرستاده است (بقره/ 185).
قرآن در چند جا (بقره/23؛ يونس/ 38؛ هود/ 13؛ اسراء/88 ؛ طور/34ـ 33)، اعجاز قرآن را در قالب تحدي به رخ بشر مي كشد و اعلام مي كند كه اگر در وحياني بودن قرآن ترديد داريد، كتاب يا سوره اي مانند آن بياوريد.
اخبار غيبي از مهم ترين جنبه هاي اعجاز قرآن است كه مورد توجه دانشمندان مسلمان قرار گرفته است. مواردي از اين اخبار غيبي اخبار و پيش گويي هاي تاريخ را بررسي مي كند كه مي تواند حقّانيت و اعجاز قرآن را اثبات كند؛ البته در موضوع مباحث تاريخي قرآن، آثار بسياري نوشته شده است. برخي در اين نگارش ها از زاويه يك منبع تاريخي به قرآن نگريسته اند (بيومي مهران، دراسات تاريخيه من القرآن الکريم، ج1، ص38). پايان نامه اي نيز در مقطع ارشد با عنوان اعجاز تاريخي قرآن كريم سامان يافته است (نكونام، چکيده پايان نامه هاي قرآني، ج1، ص27ـ 28؛ مولاني نيا و هاشم زاده، آشنايي با پايان نامه هاي قرآني، ص 42)؛ اما مباحث بسياري از اين موضوع، قابل بحث و بررسي است؛ زيرا به اين بُعد از اعجاز قرآن، به دلايلي، كم توجهي شده كه يكي از آن ها گستره وسيع مباحث تاريخي است كه لازمه ورود به آن تسلط بر زبان و منابع اقوام و ملت هاي گوناگون است. اين موضوع آن گاه رخ مي نمايد كه در بررسي و مراجعه به آثار مفسران مورخاني چون طبري، ابن كثير و سيوطي، متوجه كم توجهي آنان به اين جنبه از اعجاز قرآن مي شويم (ر.ك. به: طبري، تاريخ طبري؛ و ابن کثير، البدايه والنهايه في التاريخ؛ سيوطي، تاريخ الخلفاء؛ حسن الحاضره في تاريخ ملوک مصر و القاهره. مباحث تاريخي قرآن را در دو قالب مي توان بررسي كرد:
الف) پيش گويي هاي تاريخي قرآن


ب) قصه ها و گزارش هاي تاريخي


داستان هاي انبيا و ملت هاي پيشين نيز داخل در مباحث تاريخي قرآن است و بدين خاطر عده اي از آن با عنوان «داستان تاريخي يا مستند» ياد مي کنند که تنها به نقل بي کم و کاست وقايع تاريخي مي پر دازد (بستاني، پژوهشي در جلوه هاي هنري داستان هاي قرآن، ج1، ص13)؛ البته در مورد اخبار غيبي و اعجاز تاريخي قرآن مطالب زيادي در تفاسير و كتب علوم قرآن و تاريخ آمده است كه در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد.


 


مفهوم شناسي


الف: اعجاز


معجزه در لغت از ريشه «عَجُزَ» به معني پايان و ب
ن يك چيز مي باشد (راغب اصفهاني، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص334) و در قرآن نيز به همين معني (قمر/20ـ19) اشاره شده است. صاحب مقاييس اللغة اين کلمه را دارای دو اصل می داند که يکی بر ضعف و ديگری بر انتهای يک چيز دلالت دارد (ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج4، ص232).
لغوی نكته سنج شيخ حسن مصطفوی اصل يگانه در ريشه اين واژه را به آن چه در برابر قدرت قرار مي گيرد، باز مي گرداند، پس «عجز» در انتهای يک چيز بدان علت است که ضعف بر آن غلبه می يابد و آن چيز شادابی و تحرک خود را از دست می دهد (مصطفوی، التحقيق فی کلمات القرآن، ج 8، ص 38).
با توجه به مطلب مرحوم مصطفوي، به نظر مي رسد معناي اصلي در اين ماده، ضعف است و معاني ديگر، به همين معنا برمي گردند؛ چنان كه برخي از محققان پنج معناي لغوي براي اين واژه ذكر نموده و بهترين وجه را، ضعف مي دانند (رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج1، ص58 ـ 57).
معجزه در اصطلاح تعريف هاي متعددي دارد، از جمله:
خواجه نصيرالدين طوسي مي گويد:
«هو ثبوت ما ليس بمعتاد او هو نفي ما هو معتاد مع خرق العاده ومطابقه الدعوي»؛ «ثبوت چيزي كه عادي و رايج نبوده يا نفي چيزي كه رايج و عادي بوده است؛ به گونه اي كه خرق عادت و با ادعاي آورنده آن سازگاري داشته باشد» (حلي، کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 377).
معجزه اثبات چيزي يا نفي چيزي است كه معمولي نباشد؛ به صورت خارق عادت و مطابق مدعاي (پيامبر). سيوطي درتعريف اعجاز چنين بيان مي دارد:
«امر خارق العاده مقرون بالتحدي مصون عن المعارضة»؛ «امر خارق العاده اي كه با مبارزه طلبي همراه بوده و از معارضه مصون باشد». (سيوطي، جلال الدين، الاتقان في علوم القرآن، ص 4 و 3).
معجزه چيزي است كه خارق عادت است كه همراه تحدّي و حفوظ از معارض باشد. آيت الله خويي چنين مي گويد:
«ان ياتي المدعي لمنصب من المناصب الالهيه بما يخرق نواميس الطبيعه ويعجز عنه غيره وشاهد علي صدق دعواه»؛ «آنچنان چيزي كه مدّعي منصبي از مناصب الهي مي آورد كه با آن نواميس طبيعت را خرق مي كند و ديگران از آوردن آن ناتوان هستند و گواهي بر راستي ادعاي وي است» (خويي، البيان في تفسيرالقرآن، ص33).
معجزه آن است كه مدعي منصبي از مقامات الهي چيزي بياوري كه قوانين طبيعي را رعايت نكند و ديگران از آوردن آن عاجز باشند و گواه
صدق مدعاي او باشد. بنابراين معجزه عبارت است از: چيزي كه مدعي منصب الهي (مثل پيامبر يا امام) مي آورد و طبق قوانين عادي طبيعت نيست؛ ولي طبق ادعاي شخص مدعي، واقع مي شود و به آن تحدي مي كند؛ در حالي كه ديگران از آوردن مثل آن عاجزند و اين مطلب شاهد صدق مدعي شود؛ اما اعجاز قرآن داراي ابعاد مختلفي است، مثل: اعجاز ادبي، اعجاز تشريعي، اعجاز در عدم اختلاف و… هر يك از آن ابعاد، اعجاز تاريخي قرآن است. مقصود از اعجاز تاريخي اخبار غيبي از حوادث اقوام گذشته يا پيش گويي از حوادث آينده است كه در قرآن آمده و بعد از مدتي روشن شده است كه آن خبرها درست است؛ اما اين اخبار با وسايل عادي عصر نزول قرآن قابل دسترسي نبود و قبل از آن نيز كسي اين اخبار را نگفته بود.
به عبارت ديگر اعجاز تاريخي قرآن نوعي رازگويي علمي است كه در دانش تاريخ بروز يافته است؛ از اين رو اعجاز علمي و اعجاز تاريخي قرآن هر دو زيرمجموعه اخبار غيبي قرآن قرار مي گيرند. از تعاريف بالا و تعاريف ديگر (ر.ك. به: رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج1، ص61ـ59) مي توان چنين نتيجه گرفت كه سه جهت در معجزه وجود دارد:
الف) جهت معجزه كننده (مدعيِ منصب الهي و تحدي كننده باشد و هدف اثبات امر محال نباشد).
ب) جهت معجزه (خرق عادت و گواه بر راستي ادعا باشد و از امور شرّ نباشد).
ج) جهت مردمي (بشر از آوردن آن ناتوان باشد) (رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج1، ص 63).
ب: تاريخ
گزارش هاي متعددي درباره واژه تاريخ بيان شده است. برخي اهل لغت مانند جواليقي آن را غيرعربي دانسته اند (جواليقي، المعرب، ص39) وعده اي چون جوهري آن را از ماده «الارخ» (به كسر و فتح همزه) مي دانند (جوهري، الصحاح، ج1، ص200). صولي به كاربرد واژه براي تعيين زمان توسط قيسيان و تميميان اشاره مي كند (صولي، ادب الكتاب، ص180) و اين نشان مي دهد كه تاريخ واژه اي عربي است؛ نه معرّبِ «ماه روز» فارسي؛ چنانكه حمزه اصفهاني و ابوريحان بيروني يادآور شده اند (اصفهاني، تاريخ سنّي ملوك الارض، ص8؛ بيروني، الآثار الباقيه عن القرون الخاليه، ص 29 و 30).
زبيدي هم ذکر نموده که اختلاف در عربي يا غيرعربي بودن تاريخ، مشهور است (زبيدي، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج7، ص 226).
به نظر مي رسد غير دخيل بودن تاريخ قوي تر باشد؛ چنانكه دكتر جواد علي، مورخ معاصر
عرب معتقد است تاريخ به معناي تعيين زمان براي عرب پيش از اسلام، مرسوم و شناخته شده بود و واژگان «وَرَّخَ ، أرَّخَ و توريخ» در عربي به كار مي رفت (جواد علي، المفصل في تاريخ قبل الاسلام، ج8، ص511).
معناي لغوي اين واژه، بچه گاو وحشي مي باشد و در وجه تشابه تاريخ با اين معنا گفته اند كه حدوث و پديد آمدن در هر دو كلمه به چشم مي خورد؛ تولد بچه گاو هم نوعي حدوث است و وقايع تاريخي نيز حادث اند (ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص4).
معاني مختلفي را كه در مورد «تاريخ» بيان شده است، مي توان در اعلام وقت يا بازشناساندن زمان كاري نسبت به مبدأيي كه بيانگر حادثه اي بزرگ است يا دوره اي معلوم ميان زمان حدوث دو رويداد و واقعه يا نهايت و غايت چيزي و وقت انجام كاري، جمع كرد.
«تاريخ» را در اصطلاح چنين تعريف كرده اند: معلوم نمودن احوال، محل تولد و وفات انبياء، امامان، وزراء، فرمان روايان، خلفاء، روايات،… و حوادث بزرگ مانند جنگ ها و فتوحات بر حسب زمان (سخاوي، الاعلان بالتوبيخ لمن ذم اهل التاريخ، ص17). به همين سبب كتب مشتمل بر اين حوادث و احوال همراه با تعيين زمان آن ها، تاريخ نام گرفته است.
در اهميت تاريخ و جايگاه آن، جداي از تأكيدها و بيان هاي قرآن (مانند: بقره/ 134؛ اعراف/ 34؛ رعد/ 11؛ آل عمران، 137؛ انعام/ 18 و… ن.ک. به: لابوم، ژول، تفصيل الآيات القرآن الحکيم، ص13و14) و پيامبراكرم(ص) و ائمه: (از جمله: اوليس لکم في آثار الاولين مُزدَجَر وفي آبائکم الماضين تبصره (نهج البلاغه، خطبه 99)؛ واعتبروا بما قد رايتم من مصارع القرون قبلکم (همان، خطبه 161) و…) همين بس كه برخي تاريخ را با توجه به روايت مشهور «العلم علمان: علم الابدان وعلم الاديان» تشبيه به علم طب كرده اند: البته با توجيه خاصي كه ارايه نموده اند (زرين كوب، تاريخ در ترازو، ص 11).



قرآن و تاريخ


تاريخ از جمله مباحثي است که در آيات قرآن اشاره هايي به آن شده است. قرآن کتاب هدايت و ايجاد تغيير مطلوب در انسان است و اين تغيير مطلوب عبارت است از: «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (بقره/257)، که دو جنبه دارد:
1. محتواي عمل تغيير که جنبه الهي، آسماني و وحياني دارد.
2. تغييري که به دست پيامبر اکرم(ص) و اصحابش انجام شده است.
زماني که جنبه دوم تغيير در عرصه تاريخي بررسي مي شود، عملي انساني است؛ بنابراين قوانين و ضوابط تاريخي برآن حاکم مي شود، پس هنگامي که قرآن از نگاه مردم سخن مي گويد، جنبه دوم عمل تغيير را بررسي مي کند. نمونه اين مسئله را در ماجراي جنگ احد که واقعه اي تاريخي است، مي توان مشاهده نمود (صدر، سنت هاي تاريخي در قرآن، ص 114ـ112).
درباره اين وجه از اعجاز قرآن، رواياتي وارد شده كه بيانگر وجود اخبار ـ اعم از تاريخي و غير آن ـ در قرآن است كه از برخي از اين روايات مي توان اخبار تاريخي را برداشت كرد:
«عن رسول الله(ص): كتاب الله تعالي فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم» (ابن عطيه اندلسي، المحرر الوجيز في تفسير الکتاب العزيز، ج1، ص36)؛ «در كتاب الهي اخبار قبل از شما و بعد از شما و داوري بين شما آمده است».
«عن اميرالمومنين7: ذلك القرآن فاستنطقوه ومن ينطق ولكن اخبركم عنه: ألا إن فيه علم مايأتي والحديث عن الماضي ودواء دائكم ونظم مابينكم». (صبحي صالح، نهج البلاغه، خ 158)؛ «اين قرآن است پس آن را به نطق درآوريد و چه كسي را به نطق درآورد؛ ولي من خبر مي دهم از آن كه در آن اخبار آينده و گذشته و داوري درد شما و نظم و نظام شماست».
«عن ابوعبدالله7: ان العزيزالجبار أنزل عليكم كتابه وهو الصادق البار، فيه خبر من قبلكم وخبر من بعدكم وخبر السماء و الارض ولوأتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجّبتم». (كليني،
كافي، ج4، ص 597)؛ «خداي عزيز جبار كتابي براي شما نازل كرده، در حالي كه راستگو و نيكو است. در آن اخبار پيشينيان و آيندگان و اخبار آسمان و زمين است و اگر كسي از آن به شما خبر دهد، تعجب مي كنيد».
در مورد تاريخ در قرآن، دسته بندي هايي ايجاد شده كه برخي از آن ها از تسامح نيست يا در برخي از آن ها بين قصص انبياء و داستان هاي قرآن و مباحث و گزارش هاي تاريخي با پيش گويي هاي تاريخي آميختگي صورت گرفته است؛ در حالي كه به نظر مي رسد بين قصص و مباحث تاريخي و پيش گويي هاي آن، رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار باشد، چنان كه برخي بين قصص و گزارش هاي تاريخي و اساطير از دو جنبه كيفيت طرح وقايع و ناقل خبر، تفاوت قايل شده اند (اشرفي، مقايسه قصص در قرآن و عهدين، ص121ـ 118).


ادامه دارد…


منبع: دو فصلنامه قرآن وعلم، ش 7 ، پاییز و زمستان 1389


http://www.iyqa.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید