ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

احکام فقهی زکات در پرتو آیات حکیم/1

چکیده
زکات از مص
ادیق بارز صدقات واجب و متفق علیه اسلامی است که به عنوان پشتوانه مالی برنامه های اجتماعی، در اصلاح ساختار جامعه و تطهیر زندگی، تزکیه نفوس و تالیف قلوب مردم، نقش بسزائی دارد.


کثرت وجود تعابیری بلند و عبرت آموز از قبیل: بلا گردان فرد و جامعه، زمینه ساز نزول رحمت و برکت، عامل توسعه عمر و گسترش زندگی و تجارت مستقیم با خداوند، ذکر عملی و…که در لسان آیات و روایات، عمق باور مومنین و عرف جامعه، در شان این واجب الهی، جاری و ساری است از جایگاه ویژه این عبادت اجتماعی و ضرورت اهتمام به آن خبر می دهد.
در این راستا، تبیین مفهوم زکات، بیان ادله و علل وجوب، تاکید بر ساماندهی و حسن استفاده از این منبع عظیم مالی، احصاء شمه ای از برکات و کنکاش در شناخت موارد وجوب و محل مصرف آن، از دیدگاه آیات و روایات، مخصوصا از منظر تفسیر شریف المیزان و اشاره به خلاصه نظرات فقهای عامه و خاصه، رسالتی است که این مقاله در حد وسع خود به آنها پرداخته است.



معنی زکات


«زکات و نماء و زیادی در لغت به
یک معنا بوده و صاحب العین گفته است که زکات مال پاک کردن آن است»(1) و نیز گفته اند زکات به معنی طهارت است(2).
«زاء و کاف و حرف علّه، کلمه ای است که دلالت بر نماء و زیادی دارد.»(3)
«آیه زکات یعنی (خذ من اموالهم صدقة تطهر هم و تزکیهم بها…)(4) دلالت دارد بر این که زکات مصطلح یکی از مصادیق صدقه است و از این جهت آن را زکات گفته اند که صدقه است؛ چون صدقه پاک کننده است و زکات هم از تزکیه و به معنای پاک کردن است.»(5)
استاد علاّمه طباطبائی در جای دیگری می گوید: «تزکیه مصدر باب تفعیل از زکوة و به معنی نمّو صالح است که همراه با خیر و برکت باشد؛ پس تزکیه کردن پیامبر مردم را به معنی رشد دادن آنان به صلاح است؛ به این ترتیب که آنان را به اخلاق نیک و فضائل و اعمال شایسته عادت بدهد؛ تا از این طریق به کمال انسانیت برسند و دنیا و آخرتشان درست شود و مرگ و زندگیشان با سعادت همراه گردد.»(6)
چنان که پیداست در این جا نیز هر چند ابتدائاً زکات به معنی نمو گرفته شده است، امّا توضیحات بعدی که عبارت از صالح بودن نمو و همراهی آن با خیر و برکت و مأنوس کردن مردم با فضائل و اعمال صالح است، نشان می دهد که معنی تطهیر نیز در آن نهفته است؛ چه عادت کردن مردم بر انجام اعمال شایسته و تخلّق ایشان به فضائل، فرع بر پاک شدن از رذائل و دوری جستن از بدیهاست. مشابه همین استدلال را «المیزان» نیز در ذیل آیه وجوب زکات آورده است.(7)
در «مصباح الفقیه» آمده است: «زکات در لغت به معنی طهارت و نمّو است…»(8)
تذکیه با ذال نیز به معنی طهارت به کار می رود و در اصل معنی آن ذبح و نحر است و اسم آن ذکاة است و چون با تذکیه یعنی قطع اوداج و ذکر نام خدا، حیوان ذبح شده حلال می شود، تذکیه معمولاً به معنی حلال کردن و تطهیر به کار می رود و ذکاة با ذال به معنی تیزهوشی و شعله ور شدن آتش نیز استعمال شده است.(9) امّا در بحث ما، زکات و تزکیه با «زاء» مورد نظر است.
«اگر می بینید امروز وقتی کلمه زکات به کار می رود، ذهن به زکات واجب منصرف شده و صدقه به ذهن نمی آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب، صدقه زکات نباشد؛ بلکه، از این جهت است که در مدت هزار و چند صد سال که از عمر اسلام گذشته است متشرّعه و مسلمانان، کلمه زکات را در «زکات واجب» به کار برده اند و گرنه، در صدر اسلام، زکات به همان معنی لغوی خود بوده است
و معنای لغوی زکات اعّم است از معنای مصطلح آن و صدقه را هم شامل می شود و در حقیقت زکات در لغت به ویژه اگر در مقابل نماز قرار گیرد، به معنی انفاق مال در راه خداست.»(10)
مرحوم استاد علاّمه طباطبائی در جای دیگری نیز به این که معنی لغوی زکات، تطهیر و معنای معروف آن انفاق مال است اشاره نموده اند.(11)
«زکات در لغت به منی تطهیر و نماء است. خداوند فرموده« قد افلح من زکیّها(12)» یعنی پاک کرد نفس را از آلودگیها و گفته می شود« زکی الزرع» وقتی که نمو کند و زیاد شود و شرعاً به ملکیت درآوردن مال مخصوصی برای مستحقین آن مال است با شرایط مخصوص و معنای آن این است که کسانی که مالک نصاب هستند، باید به فقرا تملیک کنند و بدهند.
«حنابله» زکات را این طور تعریف می کنند که «حق واجبی است که در مال خاصی از طایفه ویژه ای در وقت بخصوصی پیدا می شود» که این به همان معنای اول است الاّ این که تعریف، اول به ضرورت تملیک مال به مستحق و دادن مقدار واجب از زکات بالفعل صراحت دارد؛ زیرا، از وجوب، تملیک بالفعل لازم نمی آید.»(13)
خلاصه آن که زکات در لغت به معنی زیاد شدن و تطهیر است و در صدر اسلام بعد از معنی لغوی، در عموم انفاقات مالی اعم از صدقه مستحب و واجب بکار می رفته است و بعد از نزول آیه زکات و در اثر کثرت استعمال مسلمین در زکات واجب، در همین واجب غالب شده است.


سابقه زکات


زکات به معنای انفاق مال، که در قرآن در برابر نماز آمده است، منحصر به شری
عت محمد صلی الله علیه و آله نیست؛ بلکه، در امم سالفه نیز بوده است؛ چنان که قرآن کریم درباره حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب می فرماید: «اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة»(14) یا در مورد حضرت اسمعیل آمده است که:«کان یأمر اهله بالصلوة و الزکوة…»(15) و حضرت عیسی در طفولیت می فرماید: «و اوصانی بالصلوة و الزکوة مادمت حیّا»(16)
امّا این که بگوئیم زکات در امم سالفه هم به معنی مصطلح در بین مسلمانان بوده و همین مقررات در مورد آن اعمال می شده است دلیلی در این خصوص در دست نیست؛ ضمن این که روایات وجوب که بعداً آنها را ذکر خواهیم کرد، از هر اشاره ای در این مورد خالی است.
علاّمه طباطبائی می فرماید: «ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسمعیل و عیسی علیهم السلام زکات به آن معنائی که در اسلام آمده نبوده است.»(17)


آیه وجوب


کلمه زکات، سی و دو مرتبه در قرآن تکرار شده است که در خیلی از آنها به دادن زکات امر شده است؛ لکن، آن گونه که از روایات پیداست(18)، آیه (خذ من اموالهم صدقه تطهر هم و تزکیهم بها…)(19) آیه وجوب زکات است.
علاّمه نیز می فرماید: «این آیه شریفه متضمن حکم زکات مالی است، که خود یکی از ارکان شریعت و دین اسلام است؛ هم ظاهر آیه این امر را می رساند و هم اخبار بسیاری که از طریق ائمه اهل بیت علیهم السلام و از غیر ایشان نقل شده است.»(20)
آیات دیگری نیز هست که در آنها از دادن زکات صحبت شده و در
حالی که علاّمه آیه (خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها…)(21) را آیه وجوب می داند و در روایات نیز همینطور وارد شده است، اهل سنت، برای وجوب زکات، به عبارت (اتوالزکوة)(22) در آیات و نیز (فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم)(23) استناد کرده اند.(24)


ادله وجوب


غیر از آیات محکمات قرآن که به انحاء مختلف مثل امر به پیامبر برای گرفتن صدقه (زکات) و تحریض و تشویق مردم به دادن آن، و این که پیامبر برای آنها دعا کند، یا توجه دادن به این که دادن صدقات معامله با خداست و نیز آیات دیگری که به دادن زکات امر کرده(25) و آیاتی که کسانی که زکات نمی دهند را در ردیف کفّار قلمداد کرده است(26)، روایات بیشماری دالّ بر وجوب پرداخت زکات، یا معذب بودن مانعین از زکات وارد شده که به معدودی از آنها اشاره می نمائیم:
الف. پیامبر صلی الله علیه و آله: (الزکوة قنطرة الاسلام فمن ادّاها جاز القنطرة و من منعها احتبس دونها و هی تطفی ء غضب الرّب)(27)؛ زکات پل اسلام است؛ هر کس آنرا پرداخت کند از پل می گذرد و هر کس آنرا منع کند به خاطر آن محبوس است و زکات خشم پروردگار را خاموش می کند.
ب. امام صادق علیه السلام: (انّما وضعت الزکوة اختباراً للاغنیاء و معونهً للفقراء ولو انّ الناس ادّوا زکوة اموالهم مابقی مسلم فقیراً محتاجاً و لاستغنی بما فرض اللّه له و ان الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا الاّ بذنوب الاغنیاء)(28)؛ زکات برای آزمون ثروتمندان و کمک به
نیازمندان وضع شده است و اگر مردم زکات اموالشان را می پرداختند، هیچ فقیری پیدا نمی شد و با آنچه خداوند مقرر کرده بی نیاز می شدند و مردم نیازمند نشده و گرسنه و عریان نمی مانند؛ مگر به واسطه گناهان ثروتمندان.
ج. امام صادق علیه السلام: (السُّراق ثلاثه: مانع الزکوة و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضائه)(29)؛ ربایندگان (اموال مردم) بر سه دسته اند: کسی که زکات نمی دهد، کسی که مهر زنان را می خورد و کسی که قرض می نماید و نیت پرداختن آن را ندارد.
د. امام صادق علیه السلام: (من منع قیراطاً من الزکوة فلیمت ان شاء یهودیاً و ان شاء نصرانیا)(30)؛
کسی که ذره ای از زکات را ندهد یا یهودی می میرد یا نصرانی.
امام صادق علیه السلام: (ما من عبد منع من زکوة ماله شیئاً الاّ جعل اللّه ذلک یوم القیامه ثعباناً من نار مطوّقا فی عنقه ینهش من لحمه حتی یفرغ من الحساب…)(31)؛ هیچ بنده ای نیست که چیزی از زکات مالش را ندهد، مگر این که خداوند در روز قیامت مار آتشین بزرگی بر گردنش می اندازد تا او را نیش بزند و از گوشتش بخورد تا آن که از حساب فارغ شود.
و. علی علیه السلام: (لایقبل اللّه الصلوة ممّن منع الزکوة)(32)؛ کسی که زکات مالش را نپردازد خداوند نمازش را قبول نمی کند.
در کتب عامه نیز آمده است: «زکات رکنی از ارکان پنجگانه اسلام است و بر هرکس شرایط آنرا داشته باشد، واجب عینی است…» و به احادیث زیادی استناد شده که از جمله آنها قول پیامبر است که فرمود: (بنی الاسلام علی خمس) که از جمله پنج مورد، ایتاء زکات را ذکر کرده است…(33).


اجماع:


در اتقاق فقها بر این که زکات، واجب و ضروری است جای هیچ تردیدی نیست و علمای اهل سنت نیز گفته اند: «… و امّا اجماع، امت متفقند بر این که زکات با شرائط مخصوص، رکنی از ارکان اسلام است.»(34)


مرحوم صاحب جواهر نیز گفته که وجوب زکات از ضروریاتی است که از استدلال به آیات و روایات بی نیاز است و منکر آن را در زمره کفار شمرده و به احادیثی استدلال کرده است(35) از جمله:


1. امام صادق علیه السلام: (دمان فی الاسلام حلال من اللّه لایقضی فیهما(احد) حتّی یبعث اللّه قائمنا اهل البیت فاذا بعثه اللّه حکم فیهما بحکم اللّه، الزانی یرجمه و مانع الزکوة یضرب عنقه)(36)؛ دو خون در اسلام حلالند که کسی در مورد آنها حکم نمی کند تا این که خداوند قائم ما اهل بیت را مبعوث کند و او در مورد آن دو به حکم خدا حکم می کند: زانی محصن را رجم کرده و کسی را که زکات ندهد گردن می زند.
2. فی وصیّة النبی صلی الله علیه و آله لعلّی علیه السلام: (کفر باللّه العظیم من هذه الامه – و عّد منهم – مانع الزکوة)(37) برخی از این امّت به پروردگار عظیم کفر ورزیده اند و از جمله آنها بر شمرد مانع الزکات را.

ادامه دارد…


پی نوشت ها
1. مجمع البیان، ج 1، ص 97.
2. مجمع البحرین.
3. معجم مقاییس اللّغه.
4. سوره توبه، آیه 103.
5. المیزان، ج 6، ص 11، ترجمه المیزان، ج 6، ص 12.
6. المیزان، ج 19، ص 256، ترجمه المیزان، ج 19، ص 447.
7. المیزان، ج 9، ص 377، ترجمه المیزان، ج 9، ص 512.
8. مصباح الفقیه، کتاب الزکوة، ص 2.
9. مجمع البحرین کتاب الالف، باب، ما اوّله الذال.
10. المیزان، ج 6، ص 10، ترجمع المیزان، ج 6، ص 11.
11. المیزان، ج 15، ص 9، ترجمه المیزان، ج 15، ص 12.
12. سوره شمس، آیه 9.
13. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 590.
14. سوره انبیاء، آیه 73.
15. سوره مریم، آیه 55.
16. سوره مریم، آیه 31.
17. المیزان، ج 6، ص 10، ترجمه المیزان، ج 6، ص 12.
18. امام صادق علیه السلام: لمّا انزلت آیة الزکوة (خذ من اموالهم صدقة تطهر هم و تزکیّهم بها) و انزلت فی شهر رمضان فامر رسول اللّه صلی الله علیه و آله منادیه فنادی فی الناس ان اللّه فرض علیکم الزکوة کما فرض علیکم الصلوة ففرض اللّه عزّوجل علیهم من الذهب و الفضّه و فرض الصدقه من الابل والبقر و الغنم و من الحنطة والشعیر و التّمر و الزبیب، فنادی فیهم بذلک فی شهر رمضان و عفالهم عمّا سوی ذلک…
وقتی آیه زکات (خذ…) نازل
شد و نزولش در ماه رمضان واقع شد پیامبر صلی الله علیه و آله امر فرمود در بین مردم ندا دادند که خداوند همانطور که نماز را بر شما واجب کرده زکات را برشما واجب کرده است پس خداوند زکات را در صلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و کشمش واجب کرد… و از غیر آنها چیزی مقرر نفرمود…
فررع کافی ج 3، ص 497، حدیث 2.
19. سوره توبه، آیه 103.
20. المیزان، ج 9، ص 377، ترجمه المیزان، ج 9، ص 512.
21. سوره توبه، آیه 103.
22. سوره بقره، آیه 42، 110، سوره حج، آیه، 78، سوره نور، آیه 56، سوره مزمل، آیه 20.
23. سوره ذاریات، آیه 19، سوره معارج، آیه 25.
24. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 590.
25. به عنوان نمونه سوره احزاب، آیه 33، سوره مجادله، آیه 13، سوره مزمل، آیه 20.
26. سوره فصلت، آیه 7.
27. بحارالانوار، ج 96، ص 15.
28. وسائل الشیعه، ج 6، ص 4، حدیث 6.
29. بحارالانوار، ج 96، ص 12.
30. همان منبع، ص 20.
31.
وسائل الشیعه، ج 6، ص 11، حدیث 3.
32. بحارالانوار، ج 96، ص 29.
33. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 590.
34. همان مأخذ.
35. جواهرالکلام، ج 15، ص 13.
36. وسائل الشیعه، ج 6، ص 19، حدیث 6.
37. همان مأخذ، حدیث 7.
http://etghannews.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید