ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

اخلاق یهودی/۱

منابع مقاله: فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۷، مناخیم کلنر / مهدی حبیب اللهی؛


اشاره:
آنچه در پی می آید، ترجمه مقاله ای است از کتاب
A Companion To Ethic که در یکی از فصل های کتاب، زیر عنوان سنت های بزرگ اخلاقی درج شده است. نویسندگان این فصل به بررسی نظام های زنده اخلاقی (هندو، بودایی، چینی، یهودی، مسیحی و اسلام) پرداخته اند که هر یک راهنمای بخش عظیمی از مردم جهان است. در این مقالات به پرسش هایی در باره ظهور سنت های اخلاقی و ممیزات آنها، خاستگاه اخلاق، چگونگی شناخت عمل درست و معیار غایی و نهایی آن و لزوم انجام کارهای شایسته پاسخ داده شده است. بررسی مشترکات هر یک از نظام های اخلاقی با اخلاق معاصر غرب نیز مورد توجه قرار گرفته است..

طرح موضوع «اخلاق یهودی » مسائل و مشکلات چندی را به دنبال می آورد. برخی از این مسائل جزء جدایی ناپذیر و لازمه ذاتی هر نوع مکتب اخلاقی است (خواه اخلاق مسیحی باشد، یا اخلاق مارکسیستی، یا هر نوع اخلاق دیگر). و برخی دیگر منحصر به اخلاق یهودی است. از این مسائل که بگذریم، مجموعه مفصل و پرارزشی از آثار نوشتاری وجود دارد که به گفته همه صاحب نظران، اخلاق یه
ودی نامیده می شود. رابطه دین و اخلاق و معضلات اخلاق دینی در مقاله مستقل دیگری (چگونه اخلاق می تواند مبتنی بر دین باشد؟) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. (۲) بنابراین، مسائل عمومی مربوط به اخلاق یهودی، به عنوان مصداقی از یک اخلاق دینی، در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار نخواهد گرفت، اما به هر حال، پاره ای از مسائلی که منحصرا در اخلاق یهودی مطرح شده است، باقی می ماند که مقاله حاضر به بررسی آنها می پردازد. این مقاله دارای دو بخش است; در بخش اول سعی شده است که برخی از مسائل پیش آمده در حوزه اندیشه اخلاق یهودی تشریح گردد و در بخش دوم، مجموعه نوشته هایی که به طور معمول با این عنوان از آنها یاد می شود، معرفی می شوند.


 


[اخلاق یهودی و طرح چند اشکال]


اخلاق یهودی چیست؟ برای پاسخ گویی به این پرسش، لازم است سؤال پیش زمینه آن را که «یهودیت چیست؟» پاسخ گوییم; سؤالی که جواب دادن به آن کار آسانی نیست; زیرا بر طبق یک گفته قدیمی که «در میان دو یهودی سه عقیده وجود دارد» ، یافتن تعریفی کامل از آیین یهود
کار دشواری است. گرایش معروف و متداول یهودیان را در عدم توافق بر سر موضوعات کلامی و عقاید دینی، و در عین حال، خارج ندانستن قطعی یکدیگر از دین و جامعه یهود می توان نشانه توجه خاص یهودیان به اعمال و کردار افراد قلمداد کرد. این توجه ویژه موجب می گردد که موضوع رفتار انسان ها (به ویژه موضوعات اخلاقی) در این دین از اهمیتی محوری و اساسی برخوردار گردد; چیزی که در میان ادیان توحیدی غرب، منحصر به فرد است. از همین رو، برای نمونه، در تلمود از خداوند این گونه نقل شده است: «آنها [قوم یهود] مرا رها کرده و به تورات من چسبیده اند». (۳) تاکید و توجه خاص دین یهود نسبت به رفتار، در نقطه مقابل عقیده، باعث گردیده است که ارائه تعریفی از یهودیت به شیوه ای ساده، به عنوان مجموعه هماهنگی از عقاید، دشوار گردد.
برای مثال، در عصر حاضر، آیین یهود را می توان به هر دو شیوه دینی و غیردینی، با اصطلاحات خاص هر دو شیوه، تعریف کرد. تعریف غیردینی خود می تواند به صورت ملی گرایانه و یا فرهنگی ارائه شود.. تعریف ملی گرایانه را نیز می توان به دو گونه صهیونیستی (که بر اسکان دوباره تمام یهودیان در وطن باستانی شان تاکید دارد) و غیرصهیونیستی مطرح کرد. و نهایتا این که تعریف صهیونیستی از یهودیت، خود به شیوه های متعددی انجام شده است. در مقابل، تعریف یهودیت با اصطلاحات خاص مذهبی نیز امروزه کاری دشوار گردیده است; زیرا شاخه ها و جنبش های عمده این دین (نظیر سنتی، محافظه کار و اصلاح طلب) هر یک مدعی ارائه تعریف اصولی و قانونی از آیین یهود می باشند. باید گفت که بسیاری از شیوه ها و سبک هایی که در این جا ذکر گردید، خود قابل ترکیب شدن و در نتیجه، پدیدارگشتن تعریف های مجزای دیگری هستند. (برای نمونه، می توان شکل های مختلف صهیونیزم دینی را نام برد). از این رو، به خاطر وجود شکل های گوناگون آیین یهود، به طور یقین، یافتن تعریف جامعی از اخلاق یهودی نیز کار ممکنی نیست; و از آن جا که حل این مشکل و به نتیجه رساندن آن بعید به نظر می رسد، از ارائه تعریفی مشخص از اخلاق یهودی در این مقاله صرف نظر می کنیم، ولی حتی اگر فرض بر این باشد که ما شناخت دقیق و کاملی از یهودیت داریم، باز هم در اصطلاح اخلاق یهودی اشکالات اساسی و مهمی وجود دارد که نیازمند روشن شدن است.

آیین یهود دینی است که هدف و جهت گیری آن اساسا به سمت رساندن انسان به تکامل عملی در همین
دنیاست (مخالفان ملامتگر این دین در قرن نوزدهم به کنایه، آن را دین قابلمه و ظرف می نامیدند). چهره واقعی و ملموس این گرایش به عمل، در مجموعه ضوابط و قوانین اخلاقی تدوین شده براساس تورات، به نام هلاخا (۴) یا شریعت یهودیت، متبلور شده است. با این که بخش وسیعی از قوانین هلاخا به آنچه امروزه آیین های مذهبی یا عبادی خوانده می شود، مربوط است، هلاخا متضمن قوانین مدنی، جنایی و اخلاقی نیز هست. بخش اخلاقی هلاخا از بخش های دیگر آن به هیچ وجه قابل تشخیص و جدا سازی نیست; بلکه به آن، دست کم در چارچوب این نظام، به عنوان بخشی که اعتبار و صلاحیت خود را، هم چون بقیه تورات، از فرمان های الهی به دست آورده است، نگریسته می شود. از آن جا که هلاخا عناصری اخلاقی نیز در خود دارد، این سؤال مطرح می شود که «آیا سنت یهودی، نظام اخلاقی مستقل و مجزایی از هلاخا را به رسمیت می شناسد؟» (مقاله ای به همین نام را از آرون لیختن اشتاین، در کلنر، ۱۹۷۸ ببینید). آیا چیزی به عنوان هنجارهای اخلاقی خاص یهودیت که در هلاخا ذکر نشده باشد، وجود دارد؟

این موضوع، به مسئله پردردسری تبدیل شده است. اگر یهودیت موجودیت دو قلمرو حقیقتا یهودی و در عین حال مستقل، یعنی حوزه هلاخا و حوزه اخلاق را به رسمیت بشناسد، ارتباط آنها با یکدیگر چگونه خواهد بود؟ آیا می توان هلاخا را بر اساس مطالب اخلاقی یهودیت اصلاح کرد؟ این احتمال در نزد یهودیانی که هلاخا را نماد اراده خداوند در زمین می دانند، کاملا مردود است. آیا اصول اخلاقی را می توان با توجه به قوانین هلاخا اصلاح و تعدیل کرد؟ این احتمال نیز در نزد آن دسته از یهودیانی که هلاخا را تنها نمایشگر مرحله اولیه و آغازین وحی پویا و در حال تحول الهی می دانند، غیرقابل قبول است. به عبارت دیگر، مسئله این است که اگر هلاخا و اخلاق یهودی، هر دو اصیل و معتبرند، آیا می توان یکی از آنها را مقدم بر دیگری دانست؟ و اگر این گونه نیست، در هنگام تعارض این دو، تکلیف چه خواهد بود؟ و اگر می گویید که آنها هیچ گاه در تعارض با یکدیگر واقع نمی شوند، سؤال این است که پس تفاوتشان در چیست؟

مشکل دیگر این است که اگر اخلاق دینی خاصی فراتر و بالاتر از هلاخا وجود دارد، پس رابطه این نوع اخلاق با قانون مدنی غیردینی یهودیت چگونه است؟ وظیفه یهودیان در مورد تحمیل یا ارائه این اخلاق به غیریهودیان چیست؟

اشکالا
ت دیگری نیز مطرح می گردد; مثل این که اگر قرار باشد اخلاقیات را همه مردم جهان بپذیرند، در این صورت بر اخلاق یهودی است که نه تنها اصولی جامع و دربرگیرنده همه مردم جهان داشته باشد، بلکه برای همگان نیز دردسترس و قابل استفاده باشد. حال، اگر اخلاق خاصی فراتر از هلاخا وجود داشته باشد، آیا واقعا در دسترس همه مردم جهان قرار داشته، برای همه سودمند است؟ و اگر چنین است، چه عنصری آن اخلاق را یهودی کرده است؟

اشکالات عمومی مطرح شده در پیرامون اخلاق یهودی، بسیار زیاد است. اگر این سخن که یهودیان کم و بیش همانند سایر افراد و اقوام اند، صحیح باشد، باید مشکلات و مسائل اخلاق یهودی نیز کم و بیش به اندازه و شبیه مشکلات مکاتب دیگر اخلاق دینی باشد. البته همان طور که در ضرب المثل های زبان بودایی (۵) آمده است، هیچ گاه کسی به خاطر داشتن اشکالات فلسفی حل نشده نمرده است. از این رو، ما این اشکالات را بدون پاسخ رها می کنیم و به سراغ قسمت دوم بحث می رویم. در این بخش سعی خواهد شد که آنچه در حقیقت، در طول سال های متمادی به عنوان اخلاق یهودی مطرح بوده است، مورد بررسی قرار گیرد.



[اخلاق یهودی و متون مختلف آن]


براساس شیوه آیزایا تیشبی (۶) و جوزف دن (۷) ، ما آثار مکتوبی را که به طور معمول، اخلاق یهودی نامیده شده اند، به چهار گروه اصلی تقسیم می کنیم: توراتی (۸) ، حاخامی، قرون وسطایی و مدرن.


الف. اخلاق توراتی


برخی از دانشمندان معاصر (نظیر اسرائیل افروس و شوبرت سپرو) (۹) بر این عقیده اند که در کتاب مقدس (عبری) حوزه مجزا و خاصی از کردارهای انسانی، نظیر آنچه ما به آن اخلاقیات می گوییم، کاملا مورد توجه بوده است. من با این عده موافق نیستم; زیرا کتاب مقدس در حالی که از موضوعات و مطالب اخلاقی سرشار است، هیچ گاه قوانین کنترل کننده رفتارهای اخلاقی را بخش مجزا و مستقلی از قوانین مربوط به موضوعات مدنی، جنایی و عبادی موجود در آن نمی داند: «همه آنها از یک شبان داده شده است.» (۱۰) در کتاب مقدس عبری هیچ کلمه ای تحت عنوان «اخلاق » به معنای مورد نظر ما وجود ندارد; بنابراین، آموزش مطالب اخلاقی در کتاب مقدس به صورت آگاهانه و تحت این عنوان خاص انجام نمی شود، بلکه می توان گفت که تورات یکی از منابع اخلاق یهودی است که هیچ گاه به عنوان متن کتاب اخلاقی شناخته نشده است. (۱۱) با این سخن، این اشکال و پرسش مطرح می شود که آموزه های اخلاقی کتاب مقدس چیستند. این پرسش در حقیقت، به منزله این است که کتاب مقدس، دست کم در مناسبات اخلاقی و کلامی، کتابی واحد و یکپارچه فرض شود. این فرضیه هر چند ممکن است، مخالفت مورخان کتاب مقدس را به دنبال داشته باشد، به هر حال، انعکاس دهنده نگرش سنتی یهودیت نسبت به این کتاب است و در این جا مورد پذیرش قرار می گیرد.


شاید شناخته شده ترین آموزه های اخلاقی کتاب مقدس مجموعه ای به نام «ده فرمان » باشد. (البته این مجموعه به نام ده فرمان مشهور شده، وگرنه تعداد احکام آن بسیار بیش از ده عدد است). این مجموعه در سفر خروج، باب ۲۰، ذکر شده است. از این ده جمله مجزا، دست کم شش مورد آن مستقیما دارای محتوا و اهمیت اخلاقی هستند. (الف) به پدر و مادرت احترام گزار; (ب) قتل نکن; (ج) زنا نکن; (د) دزدی نکن; (۵) علیه هم نوعت شهادت دروغ نده; (و) به اموال نزدیکانت طمع نداشته باش (اموال در این فقره، همسران را نیز دربر می گیرد، که خود نشان دهنده این است که ده فرمان سند احساسات فمینیستی تورات نیست). چهارفرمان باقی مانده (من پروردگار و خدای شما هستم… ، تنها خدای یگانه باید پرستیده شود، هیچ گاه نام خدا را بیهوده و عبث به کار نبرید، و مراسم روز شنبه را به پادارید) بیشتر به موضوعات کلامی و عبادی مربوط است. این تقسیم بندی موضوعی ده فرمان، چیزی است که بعدها حاخام های یهودی از متن کتاب مقدس نیز برداشت کردند; یعنی قوانین مربوط به روابط میان تک تک افراد آدمی و اصول مربوط به رابطه انسان ها با خداوند.

بسیاری از قوانین تورات در گروه اول قرار می گیرند و همین موضوع یکی از مهم ترین و اساسی ترین عوامل سهیم شدن یهودیت در سنت دینی غرب دانسته شده است; سنتی که براساس آن، عبادت خداوند در گرو داشتن روابط محترمانه، انسانی و اخلاقی با هم نوعان است. (همان گونه که بعدها حاخام ها نوشتند، عبادت شایسته خداوند در انجام سه کار است: مطالعه تورات، انجام قربانی و نماز، و مهربانی و عطوفت). به عبارت دیگر، اخلاق هر چه باشد، پایه های آن در اراده خداوند قرار دارد. از این رو، اراده او به همان اندازه که در دین و اصول آن سهم دارد، نسبت به اصول اخلاقی نیز دارای نقش است. اساس این عقیده که خداوند از آفریدگان و بندگانش خواسته است که رفتاری معقول و مهربانانه با یکدیگر داشته باشند، در آموزه های کتاب مقدس است; آن جا که می گوید، انسان به صورت خدا خلق شده است. (۱۲)

از آن جا که انسان به صورت خداوند، آفریده شده، کسب والاترین درجه ممکن از کمال و خودشناسی در این است که خود را تا حد امکان، ش
بیه به خداوند گرداند. این سخن را می توان پایه و شالوده مهم ترین و منحصر به فردترین اصل اخلاقی تورات، یعنی (imitatio Dei) دانست.

در آیاتی چند از تورات، به اصل اخلاقی فوق اشاره شده است که برای نمونه، برخی از آنها را می آوریم: «شما همگی مقدس هستید; زیرا من به عنوان پروردگار شما، مقدسم.» (۱۴) و «اینک ای بنی اسرائیل، خداوند از شما می خواهد که از او بترسید، در مسیر او گام بردارید، به او عشق بورزید، و پروردگار خویش را با تمام وجود عبادت کنید.» (۱۵) و «پروردگار تو را برای انسان هایی مبعوث کرد که در نزدش مقدس هستند; به شرط این که همان گونه که به تو سوگند یاد کرد، فرمان های اورا اجرا کنند ودرمسیر اوگام بردارند.» (۱۶) در این آیات، درباره موضوع بحث ما، دودستور صریح و روشن وجود دارد: یکی مقدس و پاک شدن انسان به دلیل مقدس بودن خداوند است، ودیگری ضرورت قدم گذاشتن در راه خدا و پیروی کردن از او. حال، این سؤال مطرح است که چگونه انسان می تواند خویشتن را پاک و منزه گرداند و در نتیجه خداگونه شود؟ در کتاب مقدس، به گونه ای روشن به این پرسش پاسخ داده شده است. در سفر لاویان (۲: ۱۹) فهرستی از فرمان های مختلف خداوند ارائه شده است. این فرمان ها درباره موضوعات اخلاقی (شامل احترام به والدین، کمک کردن به فقرا، رعایت عدل وصداقت، ولطف وعطوفت به محرومان، ومانند آن)، فقهی (مثل آداب روزشنبه، قربانی ومانند آن) وکلامی (ازقبیل به بیهودگی نام پروردگار را برزبان نیاوردن) است. ازاین رو، انسان می تواند با پیروی ازاین احکام یا، بنابر آنچه درکتاب تثنیه آمده، با گام نهادن در مسیر خداوند، به تقدس و پاکی مورد نظر ست یابد.

از آن جا که تاکید آیین یهود بیشتر بر عمل و کردار است، تا مباحث عقلی و ماوراءالطبیعه، مایه شگفتی نیست که این آیین، اصول و تعالیمی را ارائه دهد که در نگاه اول، محتاج تفسیرهای نظ
ری است، ولی بلافاصله بر تبیین آنها از طریق عناصر عملی پافشاری کند. از این رو، تقلیدکردن از خدا، در این مذهب، موضوعی ماوراءالطبیعی نیست، بلکه جزء مسائل عملی و اخلاقی آن به شمار می آید. یهودیان مکلف نشده اند که از لحاظ عینی و واقعی فراتر از ماهیت معمول خویش حرکت کنند و از نظر جهانی شبیه خداوند شوند (و البته گفتنی است که موضوع تقلید از خدا، آن گونه که آیات ذکرشده به خوبی نشان می دهد، فرمان و حکم تورات است و همین نکته بعدها به وسیله بیشتر صاحب نظران تایید گردید)، بلکه از آنان خواسته شده است تا شیوه های خاصی رفتار نموده، اعمال مشخصی را انجام دهند. بنابراین، تقلیدکردن یهودیان از خداوند و دست یافتن آنان به سرنوشتی که پروردگار با آفریدن آنان به صورت خویش، برایشان مقدر ساخت، در واقع وسیله رسیدن به تکامل عملی و اخلاقی آنان است.

مقایسه شیوه آیین یهود در تقلید از خداوند با شیوه های افلاطون و مسیحیت، نکته ای را که به آن اشاره شد، واضح تر می کند. در تئاتتوس (۱۷۶) سقراط چنین می گوید: «بر ما لازم است که هر چه سریع تر به آسمان پرواز کنیم و در نتیجه، تا آن جا که ممکن است، شبیه خدا شویم. و شبیه خداشدن یعنی پاک گردیدن، عادل شدن و خردمندگشتن.» در تورات از یهودیان خواسته شده است تا در همین زمین، و در نه آسمان ها، با انجام دستورات خداوند، خداگونه گردند. پس طبق دستور تورات کسی شبیه خداوند نمی شود، بلکه انسان شیوه های خدایی را دنبال می کند و رفتارهای خداگونه را تا آن جا که برای بشر امکان دارد، انجام می دهد. در مسیحیت، ما با تفسیری واقعی تر و عینی تر و در نتیجه، ماوراءالطبیعی تر از مضمون تقلید از خدا روبه رو می شویم. در این دین، خداوند با مجسم نمودن خویش در کالبد جسم زنده و مادی بشر، نقش تقلید از بشر را ایفا می کند و بدین ترتیب، تقلید از خدا از طریق واسطه و به صورت غیرمستقیم و تحت عنوان تقلید از مسیح، محقق می شود; تقلیدی که نه با انجام دادن ششصد و سیزده فرمان موجود در تورات، بلکه با ابراز وفاداری و ایمان و با پیروی از رنج وعذابی که عیسی هنگام جان نثاری خویش برای خلق تحمل کرد، میسر می شود. (۱۷)

مضمون اخلاقی خلق انسان به صورت خدا، دو موضوع را پدید آورده است: یکی قوانین اخلاقی خاص (نظیر این که «هم نوعت را مانند خودت دوست دار» (لاویان ۱۹: ۱۸) ; زیرا او نیز مانند خود تو به صورت خدا آفریده شد
ه است) و دیگری، محتوای عام و فراگیر تورات; چیزی که به ویژه در مورد پیامبران باستانی (نظیر اشعیا، ارمیا و حزقیل) کاملا روشن است. این اصل هم چنین، شالوده بحث های حاخامی را درباره آنچه ما موضوعات اخلاقی می نامیم، تشکیل می دهد.


پی نوشت:
۱) مشخصات کتاب شناختی این اثر چنین است:
Menachem Kellner, |Jewish ethics|in A Companion To Ethics, Edited by Peter Singer, Blackwell publishers, 1991.
2) مقاله شماره ۴۶ در کتاب
A Companion To E
thic

3.
IsaiahTishby
4) در آیین یهود، به مجموعه مدون شریعت شفاهی و تفاسیر حاخام ها تلمود گفته می شود. این کتاب در دو بخش سامان یافته است: میشنا که حاوی شریعت شفاهی به زبان عربی و در ۶۳ فصل است و گمارا که نوعی تفسیر میشنا و اصل آن به زبان آرامی است. گمارا خود دارای دو بخش است: هلاخا که حاوی مجموعه قوانین است، و هگادا که جنبه ادبی دارد. (هفت آسمان)
۵.
Yiddish
6.
IsaiahTishby
7.
Joseph Dan8. biblical
9.
Israel Efrosand Shucert Spero
10) کتاب جامعه سلیمان ۱: ۱۲ (جامعه ۱۲: ۱۱)
۱۱) جهت اطلاعات بیشتر پیرامون اخلاق تورات، به مقاله «اخلاق باستانی » رجوع شود.
۱۲) سفر پیدایش ۲۷: ۱.
۱۳) جهت اطلاعات بیشتر درباره این موضوع به مقالات شاپیرو
Shapiro و بوبر Buber در کلنر، ۱۹۷۸ مراجعه شود.
۱۴) لاویان ۲: ۱۹.
۱۵) تثینه ۱۲: ۱۰.
۱۶) تثینه ۹: ۲۹.
۱۷) جهت آگاهی از دیدگاه های یهودیت درباره این موضوع به مقاله بوبر
Buber در کلنر مراجعه شود.


http://akhlagh.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید