ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نقاب عنکبوتي براي مرد اسرائيلي/بخش دوم

بخش سوم ـ سه گانه عنکبوتي و عرصه سازي فرهنگي


در سال 2001 قسمت اول از سري مرد عنکبوتي به بازار آمد، پس از مدتي قسمت دوم و در نهايت مرد عنکبوتي 3 در سال 2007 راهي بازار شد. در اين سه گانه عنکبوتي، قهرمان داستان که نقش منجي را براي مردم شهر دارد، به وسيله ي نيش يک عنکبوت به توانايي هاي عنکبوتي دست مي يابد. به بررسي نکات اين مجموعه مي پردازيم:
1 ـ آنچه قابل توجه است اينکه منجي در اين مجموعه با پشتوانه ي تکنولوژي و علم مدرن و فناوري هاي پيشرفته غرب مردم را نجات نمي دهد.
بلکه قدرت فوق بشري او تنها از طريق يک حيوان به او انتقال داده مي شود. يعني مي توان از حيوانات ويژگي هاي رفتاري کسب کرد که به وسيله ي آنها، انسانها را نجات داد. با اين روش منجي ديگر نيازي به قدرت الهي و تاييدات خداوند نخواهد داشت.
2 ـ تيتراژ ابتدايي قسمت سوم، مجموعه اي از تارهاي تنيده شده در سراسر فضا را نشان مي دهد که به طور پيوسته و يکپارچه، شبکه اي تار عنکبوتي را نشان مي دهد که بر جهان حاکم است. اين سيستم و شبکه تار عنکبوتي و سيطره آن بر جهان را مي توان در سيستم کابلهاي نوري فضاي سايبرناتيک که جهان اينترنت را در کل دنيا به هم مرتبط ساخته نيز مشاهده کرد. همچنين در نقشه ي جامع علمي دنيا که توسط غرب شکل گرفته است و طراحي شده است، همين سيطره تار عنکبوتي ديده مي شود.
در پايان تيتراژ شروع فيلم در قسمت سوم نيز نمايي از شهر نشان داده مي شود که قسمتهايي از اين شبکه تار عنکبوتي مي باشد و وقتي کنار هم قرار مي گيرند، شهر کامل مي شود.
3 ـ آغاز قسمت سوم با نمايي از شهر همراه است که ساختمانهاي آن شبيه به نمادهاي ابليسک مي باشد که يکي از نمادهاي شيطان پرستان است که در شهرهاي مختلف جهان اين نماد وجود دارد که سمبل آلت تناسلي يکي از شياطين اساطيري غرب مي باشد.
4 ـ در کل فضاي فيلم نوع ساختمانهايي که در سکانسهاي کوتاه نشان داده مي شود، غالباً داراي معماري فراماسونري مي باشد. سازمان فراماسونري يکي از سازمانهاي مخفي فوق العاده سري مي باشد که در خدمت اهداف يهود و صهيونيزم جهاني مي باشد.
5 ـ يکي از نکته هاي قابل توجه رنگ لباس
مرد عنکبوتي مي باشد. رنگ اين لباس که از دو رنگ آبي و قرمز تشکيل شده است، همرنگ لباس سوپراستارهاي قبلي هاليوود مثل سوپرمن و… مي باشد. اين دو رنگ اصلي پرچم ايالات متحده آمريکا مي باشد. اين رنگ لباس قهرمان داستان به مخاطب اين پيام را القاء مي کند که، همانگونه که رنگ لباس منجي مردم و شهر آبي و قرمز بود، منجي واقعي کشورها و ملت ها هم پرچمي به همين رنگ خواهد داشت و باعث مقبوليت پرچم آمريکا در ذهن مخاطبان مي شود.
6 ـ يکي ديگر از ويژگي هاي لباس مرد عنکبوتي ماسک اوست که کاملاً با تارهاي عنکبوت پوشيده شده است. اصولاً ماسک در اکثر فيلمهاي هاليوودي مطرح مي باشد. در اين مجموعه نيز غالب شخصيتهاي اصلي داراي ماسک هاي مختلف مي باشند. در قسمت سوم اين مجموعه ابتداي فيلم، انواع ماسکهاي يکي از شخصيتها (هدي) را نشان مي دهد. ماسک، کارکرد آن و فلسفه آن در مهماني هاي فراماسونها و گروههاي شيطان پرست، مقوله اي مفصل و جدي مي باشد که حتي در بازي هاي کودکان نيز به شدت رسوخ نموده است. بررسي اين پديده در ابعاد گوناگون لازم و ضروري مي باشد که از فرصت اين نوشتار خارج است.
7 ـ يکي ديگر از نمادهاي اين مجموعه که نهادينه شده است، علامت سلام شيطان پرستان است که مرد عنکبوتي در حالت فرستادن تار خود، اين علامت را با دست نشان مي دهد. اين علامت يکي از رمزهاي ارتباطي ميان شيطان پرستان و گروههاي موسيقي راک و رپ مي باشد و در عکسهاي مرد عنکبوتي به طور واضح مشهود است.
علامت سلام شيطان پرستان در قالب شخصيت مرد عنکبوتي بر روي کليه محصولات با مارک مرد عنکبوتي، در تمام بازارها ديده مي شود. لوازمي مثل حوله، پتو، اسباب بازي، عکس، پوستر و… که با اين علامت از مرد عنکبوتي در سطح شهر ديده مي شود.
حتي پارکهاي بازي ويژه کودکان که با شکل مرد عنکبوتي مي باشد، اين حالت سلام شيطان پرستان را دارد. پذيرفته شدن اين علامت و نهادينه شدن آن در ميان مردم و کودکان، در واقع نهادينه شدن نمادها و گروههاي شيطان پرست مي باشد. با اين علامت ماهيت اين منجي عنکبوتي کاملاً مشخص مي گردد، «منجي شيطان پرست».


کمتر کودکي را مي توان يافت که اسباب بازي يا وسايل مدرسه اش با عکسي از مرد عنکبوتي همراه نباشد. شايد در نگاه اول مسئله آنقدر جدي نباشد، ولي با دانستن نقش و اهميت الگوپذيري و همزاد پنداري در کودکان و نوجوانان، اهميت اين مطلب روشن خواهد شد. نسلي که در کودکي با الگوهاي مرد عنکبوتي و باربي، همزاد پنداري کرده باشد، در بزرگسالي، چه باورها و نمادهايي را خواهد داشت؟
8 ـ مرد عنکبوتي در قسمت اول، جواني با چهره اي معصومانه است که بسيار مودب و اخلاق محور است. او نوعي زهد و پارسايي را به نمايش مي گذارد که در تمام مجموعه ديده مي شود. زندگي محقرانه او در يک اتاق، نداشتن شغل مناسب و پر درآمد، زندگي فقيرانه، عدم سوء استفاده از قدرت، عدم استفاده از امکانات رفاهي، همه و همه شخصيتي نيمه زاهد از او ارائه مي دهد که براي مخاطب جذاب و دوست داشتني مي باشد.
9 ـ مرد عنکبوتي در قسمت اول با پدر دوست خود، که قصد تسلط بر شهر را دارد درگير مي شود و شهر را از تهديد او نجات مي دهد. در قسمت دوم يکي از اساتيد دانشگاه که به قدرت علم و تکنولوژي مجهز است، تلاش مي کند که شهر را نابود نمايد و باز منجي عنکبوتي، ناجي شهر مي شود. در قسمت سوم، عامل تهديد کننده شهر، دو عامل مي باشد. مرد شني که توسط تکنولوژي تغيير ساختار مولکوي، ساختارش از شن شکل گرفته و عامل دوم يک موجود ناشناخته، سياه رنگ که خاصيت انگل مانند دارد و از خارج زمين وارد آمريکا شده است. در واقع منجي شهر با يک موجود تغيير ماهيت يافته و يک عامل بيگانه، خارج از تمدن آمريکايي روبروست. بررسي اين مراحل مبارزاتي مرد عنکبوتي در سه قسمت و ارتباط آن با حوادث آخرالزمان و اتفاقات منجي آخرالزمان، مقوله اي مهم و راهبردي مي باشد که بايد در جاي ديگر به آن پرداخت.
10 ـ در قسمت سوم، يک عامل بيگانه از خارج زمين وارد مي شود و به تمدن غرب حمله مي کند. اين موضوع در بسياري از فيلمهاي هاليوودي تکرار شده است مثل مجموعه بيگانه که در چند قسمت ساخته شد. پيام اين موضوع براي جامعه آمريکا اين است که، هميشه تمدن غرب و آمريکا مورد تهديد يک عامل بيروني و بيگانه و خارج تمدني است. زماني کمونيسم و زماني ديگر اسلام. قرار دادن هميشگي مردم در حالت تهديد، يکي از سياستهاي ايالات متحده است که به وسيله ي هاليوود و رسانه هاي خبري ايجاد مي گردد. اين تهديد يا کمونيسم است که چندين سال جنگ سرد و جنگ ستارگان را به خود معطوف کرد. يا اسلام است که تروريسم و حمله به آمريکا را به آن نسبت مي دهند.
موج بيگانه هراسي امروز تبديل شده است به اسلام هراسي يا اسلام فوبيا.
11 ـ يکي ديگر از موضوعات فرهنگ سازي مرد عنکبوتي، ارائه مدل زندگي آمريکايي يا وسترنيزيشن مي باشد. وسترنيزيشن يا غربي سازي جهان به اين معني است که فرهنگ و روش و مدل زندگي غربي با تمام نمادها و فاکتورها براي تمام مردم جهان به صورت يک دستور العمل ارائه مي شود و مردم جهان طبق اين مدل غربي، سبک زندگي خود را در ابعاد مختلف پيش مي گيرند.
مدل نامزدي غربي، مدل رابطه دختر و پسر آمريکايي، مدل لباس آمريکايي، مدل تفريح غربي، مدل بيان احساسات غربي، مدل خواستگاري غربي، مدل عصرانه يا ميان وعده هاي غذايي غربي، مدل منجي گرايي غربي، مدل دموکراسي آمريکايي، مدل جشنواره اي غربي، مدل زناشويي غربي، همگي مدلهايي هستند که در سراسر مجموعه مرد عنکبوتي و غالب فيلمهاي هاليوودي به عنوان مدل زندگي آمريکايي به جهان ارائه مي گردد. هدف اين جريان استحاله فرهنگي و سيطره ي فرهنگ و مدل زندگي آمريکايي بر جهان مي باشد. نمونه هاي مختلف اين غربي سازي را در جامعه ايران نيز مي توان مشاهده کرد. مراسماتي مثل تزئين درختان و چراغاني کردن آن در ايام تولد حضرت مسيح توسط غير مسيحيان، جشن ولنتاين يا عيد عشاق، جشنواره مجسمه هاي يخي، مغازه هاي فست فود، شهربازيها و… تمام اين موارد قسمتهايي از تمدن غرب هستند که در فرهنگ ما وارد شده است.
آنچه در مجموعه عنکبوتي و ديگر توليدات هاليوود ارائه مي گردد، سيطره ي تار عنکبوتي فرهنگ استعماري و شيطاني يهود، صهيونيزم، فراسومانها، شيطان پرستان است که همان تار تنيده شيطان براي اغواي بندگان خداست.
12 ـ چهره اي که از کليسا در قسمت سوم نشان داده مي شود، بيشتر به کليساهاي قرون وسطي شباهت دارد. کليساهايي که با تاريکي و سياهي عجين است. اين سياه نمايي و تاريک نمايي کليسا در کنار سياه نمايي قرون وسطي در فرهنگ و تاريخ غرب، هدفمند مي باشد. غرب با سياه نمايي قرون وسطي که دوران حاکميت کليسا و دين بر اروپاست، در واقع حاکميت دين را زير سوال مي برد
. آنچه هدف غرب است، نشان دادن جامعه بدون سيطره دين است که پس از رنسانس از سيطره ي دين رها شد و به سکولاريزم منتهي شد. هر چه قرون وسطي را سياه نشان دهيم، نقش دين در زندگي را تاريک و منفي جلوه داده ايم، در حالي که قرون وسطي از چنين سياهي و مشکلاتي برخوردار نبوده و داراي رشد و امنيت نيز بوده است.
13 ـ آنچه براي کليسا نقش مثبت تعريف مي شود، جايي مي باشد که صداي ناقوس کليسا باعث جدا شدن بيگانه از بدن مرد عنکبوتي مي شود. يعني باز آنچه نجات بخش مرد عنکبوتي است، کليسا مي باشد. اين اتفاق يادآور موضوع اعتراف به گناه در نزد مسيحيان و در کليساست، که فرد با اعتراف کردن به گناه خود و دادن وجهي به کليسا، گناهانش را پاک مي کند.
14 ـ مرد عنکبوتي پس از رهايي از عامل بيگانه و کنار گذاشتن خصلت هاي منفي، در زير دوش حمام قرار مي گيرد و با حالتي که آرامش رهايي و توبه را تداعي مي کند، در حال نوعي غسل کردن است. اين عمل که در مسيحيت تعريف نشده است، از فرهنگ اسلامي اخذ گرديده است. غسل کردن انواع آن در اسلام کاملاً معلوم و تعريف شده است حتي غسل توبه نيز در تعاليم اسلام آمده است، که فرد پس از توبه کردن از گناهان خود براي پاکي روح و جسم، غسل توبه انجام مي دهد. ولي در مسيحيت تنها غسل تعميد، با چند قطره از آب مقدس موضوعيت دارد. پس آنچه مرد عنکبوتي پس از توبه، به شکل غسل انجام مي دهد، از فرهنگ اسلام گرفته شده است.
بدون آنکه نامي از اسلام برده شود. بعيد نيست مدتي ديگر آن را به نام تمدن غرب مصادره نمايند، همانگونه که علوم اسلامي را پس از رنسانس، در غرب بازخواني کرده و به نام خود ثبت نمودند.
15 ـ معماري که ما از کليسا در قسمت سوم مي بينيم، داراي اشکال مثلثي فراواني مي باشد که يکي از نمادهاي معماري فراماسونري است.


بخش چهارم ـ تعريف مفاهيم در شبکه عنکبوتي


آنچه در سه گانه مرد عنکبوتي موضوعيت دارد، در نگاه اول نوعي منجي گرايي با سبک و سياق هاليوود مي باشد. در اين بخش به بررسي ابعاد اين نوع از منجي گرايي مي پردازيم تا لايه هاي ديگري از اين مجموعه مشخص گردد.
1 ـ مرد عنکبوتي، فردي است که نسبت به دنيا تمايل چنداني ندارد و به حداقل آن رضايت داده است. او نوعي معصوميت در چهره دارد و در قسمتهاي اول و دوم، دلي بي کينه و سرشار از محبت و نوع دوستي همراه دارد. او کمک به ديگران و نجات مردم را اولويت زندگي خود قرار داده و حتي گاهي اين اولويت، اصل زندگي اش و تشکيل دادن خانواده را تحت تاثير قرار مي دهد و باعث مشکلاتي بين او و نامزدش مي شود.
او رسالت خود را کمک به ديگران و نجات جان انسانها قرار داده و گاهي نيز شهر و جامعه و حتي کشور توسط او نجات مي يابد. اين نوع از منجي گرايي در هاليوود سابقه طولاني دارد. در نقش هايي مثل سوپرمن، بت من، نابودگر و… هميشه جامعه آمريکا را به عنوان نماد جامعه بشري معرفي کرده و وقتي تهديدي براي اين تمدن پيش مي آيد، يک قهرمان پيدا مي شود و دنيا را که همان آمريکاست نجات مي دهد. در مجموعه عنکبوتي نيز اين روش تکرار مي شود. حتي به صراحت در يک صفحه از قسمت سوم، وقتي يک تيزر تبليغاتي از مرد عنکبوتي بر روي سردر يک مغازه نشان داده مي شود، پيرمردي به پيتر (مرد عنکبوتي) مي گويد: به نظر من حتي يک نفر هم مي تواند تحول ايجاد کند. اين جمله شايد در برخي موارد صحيح باشد، اما در سطح مسئله اي چون منجي گرايي و اصلاح و نجات يک جامعه، هيچ گاه يک فرد به تنهايي نمي تواند تحول ايجاد نمايد.
منجي گرايي که در هاليوود تبيين مي شود، منجي گرايي فرد محور است. تمام کارها، تمام اصلاحات، تمام تحولات، تمام مبارزات
را يک نفر انجام مي دهد و هيچ کس، هيچ کاري انجام نمي دهد تا منجي آمده و مشکلات را حل نمايد. اين موضوع به طور واضح در مبارزات مرد عنکبوتي ديده مي شود. هنگامي که او به تنهايي به سراغ تهديد کنندگان شهر مي رود و با آنها مبارزه مي کند، مردم يا اصلاً حضور ندارند و يا اگر هستند تنها تماشاچي مي باشند و به تشويق منجي خود مي پردازند.
2 ـ نکته ديگر در اين نوع منجي گرايي آن است که، تهديدهايي که جامعه را مورد هدف قرار داده، دفع آن فقط در توان منجي مي باشد که با سرعت عمل خود و ابزارهايي که دارد، با دشمن وارد مبارزه مي شود و او را شکست مي دهد، يعني در اين مبارزات هيچ تعريفي از مبارزات مردمي و وارد شدن مردم در نجات جامعه و سرنوشت خود ديده نمي شود. مي توان گفت: توان مردم در اين ديده نمي شود که وارد مبارزات شوند. اين دو نکته با منجي گرايي، موعود گرايي و مهدويت صحيح که در اسلام وجود دارد کاملاً متفاوت مي باشد.
در اسلام منجي گرايي، فرد محور نمي باشد، يعني اينگونه نيست که منجي به تنهايي بيايد و تمام کارها را اصلاح نمايد و همه ي مشکلات را حل کند، بلکه خود مردم نيز در اصلاح و رفع مشکلات نقش جدي و کليدي دارند. تمام تلاش امامان شيعه در اصلاح جامعه و رفع مشکلات، بر پايه ي تربيت انسانها و تلاش براي گسترش سطح آگاهي عمومي براي حل مشکلات بوده است.
آنچه در سيره ي ائمه ديده مي شود بر اين اصل استوار بوده که امامان تا زماني که ياران آماده نداشتند دست به قيام نمي زدند. پس قدم اول در اصلاح جامعه، کادرسازي و نيروسازي براي ايجاد حرکت سازماني و جنبش اجتماعي مي باشد، که حتي خود پيامبر نيز به اين روش رسالت خود را آغاز نمود. هدف پيامبران و منجيان الهي، اصلاح جامعه و نجات آن بوده است و اصلاح يک جامعه بدون خواست عمومي آن تحقق نمي يابد و لزوم اين خواست، مشارکت عمومي و گروهي مردم در ايجاد اصلاحات و تلاش در رفع مشکلات مي باشد.
همين نکته در مقوله ي منجي گرايي و مهدويت نيز ديده مي شود. حضرت ولي عصر (عج) هنگامي قيام جهان خود را آغاز مي کند که ياران اصلي و فرعي ايشان مهيا شده باشند و اقبال عمومي براي اصلاح و انقلاب حضرت، ايجاد شده باشد. (5)
در صورتي که اين اصل را نپذيريم و قائل به اين باشيم که منجي به تنهايي خود مي تواند و بايد جامعه را اصلاح نمايد و انسانها را نجات دهد، منجي گرايي و مهدويت يک افيون
و تهديد براي جامعه خواهد بود. آنچه در تفکرات انحرافي انجمن حجتيه و ديگر فرق در مقوله ي مهدويت شکل گرفته است که هنوز رگه هايي از آن در جامعه ما وجود دارد، دقيقاً همين مطلب مي باشد، که ما در ايجاد و بسترسازي ظهور حضرت و اصلاح جامعه هيچ نقشي نداريم و ثمره ي آن ترويج ظلم و فساد خواهد شد، تا خود حضرت بيايند و جامعه را اصلاح کنند.
اين تفکر که اعتقاد دارد امام بايد بيايد و جامعه را اصلاح نمايد يک تفکر انحرافي و التقاطي در موضوع مهدويت است: چون طبق حديث حضرت زهرا: (مثل الامام کمثل الکعبه اذ توتي و لا تاتي) (6) ؛«مثل امام مثال کعبه است که مردم بايد به سراغ او روند و او نمي آيد». رسالت امام مانند رسالت پيامبر نيست که چه مردم اقبال کنند چه نکنند، رسالت خود را انجام مي دهد، بلکه امام مانند کعبه منتظر مي ماند تا مردم به سراغ او روند، همان چيزي که در به خلافت رسيدن اميرالمومنين علي عليه السلام اتفاق افتاد. با اين مبنا آنچه بايد اتفاق بيفتد اين است که جامعه بايد به سمت امام برود و اين امام است که منتظر مردم است. جامعه بايد از نظر عمل به دين، احياي سنت هاي الهي و عدالت به سمتي برود که به معيارهاي امام نزديک شود و زمينه را مهيا نمايد تا امام اداره و حکومت جهان را شکل دهد.
بي شک براي تحقق اين موضوع جامعه بايد حرکت کند و تک تک افراد آن در جايگاه اجتماعي خود وظيفه دارند. اين موضوع را در ادعيه نيز مي بينيم، مثلاً در دعاي (اللهم الرزقنا توفيق الطاعه…) که حضرت طيف هاي مختلف اجتماعي را نام مي برند و وظايف اخلاقي و اجتماعي هر يک را ذکر مي کند. جامعه سازي اخلاق و دين توسط خود مردم، يکي از وظايف انسانها در دوره ي غيبت مي باشد که خود حضرت نيز در نامه خود به جناب شيخ مفيد، اين مطلب را يادآور مي شوند. (7)
اگر قرار بود حضرت به تنهايي قيام نمايند و به جامعه و جهان را اصلاح نمايند، چرا تا کنون اين کار انجام نشده است؟ چرا اصلاً مقوله ي غيبت صورت گرفت؟ چرا دوران غيبت کبري شروع شد؟ و يا اصلاً چرا يازده امام پيشين اين رسالت را انجام ندادند؟ با اينکه مي دانيم (کلهم نور واحده) (8) مي باشند. پس در مقوله ي مهدويت و منجي گرايي صحيح، دو نکته اساس و پايه آن مي باشد:
1 ـ قيام، اصلاح و اقامه عدل توسط يک فرد به تنهايي و بدون مشارکت مردم ميسر و ممکن نيست، چون اين امر با اسباب طبيعي بايد پيش رود. نتيجه منجي گرايي عنکبوتي اين است که مردم براي دفع تهديد و اصلاح جامعه هيچ تلاشي انجام نداده و به سمت تعالي حرکت نمي کنند بلکه يک فرد که منجي شهر و جامعه است ظاهر مي شود و همه چيز را اصلاح مي کند و همه ي دشمنان را از بين مي برد. هدف هاليوود و استعمار غرب نيز دقيقاً همين مي باشد که شيعه به عنوان اصيل ترين و غني ترين مکتب در اسلام، که داراي پتانسيل هايي چون عاشورا و مهدويت مي باشد، فلج اعتقادي مي شود. شيعه با داشتن تفکر عاشورايي در مقابل هر ظلم و بي عدالتي قيام مي نمايد و با داشتن مهدويت، هميشه به آينده اميدوار مي باشد و براي بهتر شدن و تغيير وضعيت حرکت مي کند. اگر استعمار بتواند با استحاله ي مفهومي، عاشورا را از اين مفهوم تهي کند و آن را فقط به يک نمايش و ارکستر عزا تبديل نمايد، در واقع رسالت عاشورا رااز شيعه گرفته است و شيعه دچار فلج عقيدتي مي شود. همچنين اگر استعمار، مهدويت را، که اميد همراه با حرکت، براي بهتر شدن و اصلاح و رفع مشکلات و تلاش براي مهيا کردن بستر حکومت صالحان است را، تبديل کند به نشستن و منتظر بودن و عدم فعاليت فردي و اجتماعي، در واقع تفکر مهدويت را در ميان شيعه استحاله نموده است. با فلج شدن اين دو اصل در شيعه، اصل امامت نيز از مدار خارج خواهد شد و در نتيجه عدالت نيز ديگر موضوعيت ندارد و وقتي عدالت محور نباشد، معاد نيز مفهومي نخواهد داشت. با اين روش کليه ي مباني فکري و حرکتي شيعه تغيير مفهوم داده، ديگر ماهيت اصلي خود را نخواهد داشت. هاليوود به عنوان قوي ترين ابزار رسانه اي يهود، در راستاي ناتوي فرهنگي در مقابل تشيع، اين تغيير مفهوم و تحريف کلام را عملياتي مي نمايد. همان گونه که يکي از کارهاي يهود، تحريف کلام از مواضع آن بوده است. (9) با تبليغ و نهادينه کردن اين نوع از منجي گرايي، مهدويت و انتظار، در واقع مردم جهان براي هميشه به زندگي روزمره ي خود مشغول خواهند بود تا منجي بيايد و مشکلات را حل نمايد و وقتي مي آيد و مشغول مبارزه با مخالفان و دشمنان است، مردم فقط نظاره گر خواهند بود و براي منجي هورا خواهند کشيد.
3 ـ موضوع ديگري که در مقوله ي منج
ي گرايي در مجموعه عنکبوتي به آن پرداخته شده است، عدم عصمت و احتمال گناه و اشتباه در منجي مي باشد.
مرد عنکبوتي در قسمت اول و دوم، به دور از اشتباه و گناه پيش مي رود و سعي در نجات جامعه خود دارد، ولي در قسمت سوم بعد جديدي از شخصيت او ظاهر مي شود. او به واسطه ي کينه اي که از قاتل عموي خود دارد، تمام وجودش پر از خشم و نفرت و انتقام مي شود. هنگامي که در خواب با فکر انتقام از قاتل، با خود کلنجار مي رود، ماده ي بيگانه ي انگلي به بدن او مي چسبد و سراسر لباس او را مي پوشاند. او با اين لباس قدرت بيشتري پيدا مي کند و شروع مي کند به انتقام گيري، کينه ورزي و تحقير ديگران. او در اثر تشويقهاي مردم و تمجيدهايشان دچار خودشيفتگي و غرور مي شود و تنها خودش را مي بيند. پيدا شدن اين احساس ها باعث مي شود به کارهاي اشتباهي دست بزند که ديگر معصوميتي در چهره اش نباشد. آنچه اين روند به مخاطب القا مي کند، اين است که منجي انسانها هم مي تواند مغرور و خودپسند شود، مي تواند دچار حس انتقام و کينه توزي شود و مي تواند دست به کارهايي بزند که باعث فساد و تباهي شود. در قسمت سوم حتي به صراحت از طرف مدير روزنامه مطرح مي شود که بايد عکس مرد عنکبوتي در حال ارتکاب جرم گرفته شود. وقتي مردم بپذيرند منجي هم مي تواند اشتباه کند و گناهي مرتکب شود و محوريت يک انسان معصوم از بين برود، هر کس که از ابراز قدرت و نفوذ مالي برخوردار باشد، مي تواند ادعاي منجي بودن نمايد. همانگونه که در جنگ عراق و آمريکا، جرج دبليو بوش، ادعاي منجي بودن براي تمام کشورها را مطرح نمود. عصمت منجي و امام که در مهدويت شيعه موضوعيت دارد، يک نکته اساسي و کليدي در اين مقوله است. در صورت زير سوال رفتن آن و يا کمرنگ شدن آن، فرصت براي مدعيان مهدويت مهيا خواهد شد. مجموعه عنکبوتي در راستاي اهداف تهديد نرم، سعي دارد شرط عصمت و عدم خطاپذيري منجي بشريت را زير سوال برده و کمرنگ نمايد.
4 ـ نکته ي ديگري که قابل توجه است اينکه مرد عنکبوتي براي گرفتن انتقام کشته شدن عمويش که به ناحق کشته شده است، وارد ميدان مي شود و دست به آن اقدامات مي زند و در نهايت اشتباه معرفي مي شود. اين داستان دقيقاً از روي علت ظهور حضرت ولي عصر (عج) کپي برداري شده است. حضرت صاحب الزمان (عج)، علت قيام خود را خونخواهي و انتقام از کشته شدن جد بزرگوارش، حسين بن علي، عنوان مي کند و با اين شعار قيام مي نم
ايد و از قاتلان آن حضرت انتقام مي گيرد. (10) قيام حضرت و انتقام گرفتن ايشان بر حق استوار است. در مجموعه عنکبوتي سعي شده مسئله انتقام گرفتن را يک رفتار ضد اخلاقي و اشتباه قلمداد نمايد و در نهايت در پايان فيلم نيز مرد عنکبوتي، قاتل عمويش را مي بخشد. شايد يهود در حال عرصه سازي فرهنگي براي خنثي کردن شعار يا لثارات الحسين باشد تا پس از ظهور حضرت، مردم از ايشان بخواهند تا قاتلان جدشان راعفو کنند.
شخصيت پردازي که براي قاتل عموي او شکل مي گيرد، جاي دقت بيشتري دارد. در ابتداي فيلم مرد قاتل که از زندان فرار کرده است به خانه اش مي رود تا دخترش را ببينند. بيشتر سکانسهايي که او نقش ايفا مي کند همراه با موسيقي آرام و درام مي باشد، به طوري که حس نوع دوستي و ترحم را در مخاطب نسبت به اين فرد فراري و قاتل بر مي انگيزد. جملاتي که او در ديالوگ هايش به کار مي برد، بسيار قابل تامل است. او در جايي که با همسرش روبرو مي شود چند جمله مي گويد: «براي کاري که کردم دليل خوبي داشتم» و «من آدم بدي نيستم، سرنوشت بدي داشتم» اين جمله ها در داستان فيلم نيز تاييد مي شود. هنگامي که او به داخل گودال شن مي افتد و ناخواسته تغيير ساختار مولکولي مي يابد و تبديل به مرد شني مي شود، مخاطب مي پذيرد که او واقعاً ناخواسته سرنوشت بدي داشته است.
او حتي در پايان فيلم نيز که با مرد عنکبوتي روبرو مي شود، دو جمله ي کليدي را به کار مي برد، «خودم انتخاب نکردم که اين باشم» و «از تو نمي خوام ببخشي، فقط مي خوام که درک کني» جملات مرد شني که در طول فيلم به کار مي رود و سرنوشتي که براي او رقم مي خورد، اين مطلب را به مخاطب انتقال مي دهد که مجرم و گناهکار، ناخواسته گناهي را مرتکب مي شود و سرنوشت او بد رقم خورده است.
اين نوع نگاه که سعي مي شود براي مرد شني تبيين شود مقوله اي مفصل در مباحث جرم شناسي و مباحث کلامي جبر و اختيار مي باشد. در مقوله ي جرم شناسي که در حال حاضر فعالان حقوق بشر آمريکايي از آن سوء استفاده مي کنند، اين موضوع مطرح مي شود که بسياري از جرم ها، جرم محسوب نمي شود، چون طرفين آن با رضايت آن را انجام مي دهند مثل هم جنس بازي، فحشاء خانوادگي، فيلمبرداري از مسائل خصوصي ديگران و.. در تمام اين موارد چون طرفين نسبت به آن رضايت دارند، اين عمل ديگر جرم محسوب نمي شود.
در موارد ديگر نيز براي تبرئه ي فرد مجرم، اين بحث را
مطرح مي کنند که آيا مجرم، خود به تنهايي مجرم است؟ يا اينکه جامعه، خانواده، تربيت و بسياري عوامل ديگر در شکل گيري جرم دخيل بوده است. با دامن زدن به اين عوامل و کمرنگ کردن نقش اراده ي فرد، کم کم اين باور تقويت مي شود که مجرم، ديگر مجرم نيست. در حوزه ي مباحث کلامي نيز، با اعتقاد به جبري گري اين نتيجه حاصل مي شود که هر چه اتفاق مي افتد، خواست خدا بوده و بشر در آن دخالتي ندارد. اين همان تفکري است که توسط امويان رواج يافت و باعث شکل گيري تفکرات معتزله گرديد. اين تفکر که در حال حاضر نيز وجود دارد خيلي از جريانات و حوادث تاريخي را خواست خدا مي داند، مثلاً روي کار آمدن معاويه و حکومت او را خواست خدا مي دانند، کشته شدن امام حسين به دست يزيد را خواست خدا مي داند.
بسياري از وهابيان در حال حاضر بر اين عقيده اند که يزيد گناهي مرتکب نشده است و خواست خدا بوده است که امام حسين به آن شکل به شهادت برسد. با پذيرش اين دو مسئله، يعني:
1ـ مجرم در ارتکاب جرم خود، به تنهايي مجرم نيست بلکه عوامل محيطي و تربيتي در آن نقش داشته و اراده ي شخصي نقش چنداني ندارد.
2 ـ حوادث و اتفاقات، به خواست خداوند اتفاق مي افتد و بشر دخالتي در آنها ندارد.
نتيجه اي که حاصل مي شود اين خواهد بود که مقوله اي به نام تبري و دشمني با دشمنان خدا موضوعيت ندارد و لعن دشمنان خدا و پيامبران و ائمه، مفهومي نخواهد داشت و نهايتاً نيز انتقام گيري از قاتلان و دشمنان اهل بيت و امام حسين نيز موضوعيت ندارد. مجموعه عنکبوتي با روش جنگ نرم و عرصه سازي فرهنگي به روش هاليوود، تلاش دارد اين مفاهيم را در ميان مردم جهان، خصوصاً شيعه نهادينه نمايد. همان طور که در روايات آمده است قيام حضرت صاحب الزمان (عج) بر اساس خونخواهي و انتقام خون سيدالشهداء مي باشد و قبل از ظهور حضرت، فرهنگ عاشورا در ميان مردم جهان گسترش مي يابد و مردم آماده اين انتقام خواهند شد. رسالت امروز يهود، تحريف اين مفاهيم است.
5 ـ نکته ديگري که مي توان در بحث منجي گرايي مطرح نمود اين است که، اساساً ما منجي را براي چه مي خواهيم؟ آيا ما منجي را براي رفع مشکلات و نيازهايمان مي خواهيم؟ آيا منجي رسالتي جز اين ندارد که حوادث و بلاها را از سرما بر طرف نمايد؟ آيا منجي فقط واسطه ي رفع حاجات و دريافت عنايات است؟ آيا ما بايد به زندگي عادي و روزمره ي خود مشغول باشيم و و
قتي دچار مشکل شديم از منجي بخواهيم که آن مشکل را حل نمايد؟ آيا مي توانيم به امور عادي مملکتي و حکومتي مشغول باشيم و به رشد و توسعه کشور بپردازيم بدون آنکه توجهي به منجي داشته باشيم و فقط در وقت تهديدهاي امنيتي از او مدد بخواهيم؟ آنچه در مجموعه عنکبوتي درباره ي کارکرد منجي در ارتباط با مردم و مردم در ارتباط با منجي ارائه مي دهد، دقيقاً همين است.مردم و منجي هر کدام مشغول زندگي خود هستند، مردم در لذتهاي زندگي و روزمرگي ها و بهشت شداد آمريکا غرق هستند و منجي هم در حال زندگي معمولي خود است، تا اينکه مشکلي و حادثه اي پيش مي آيد و روال زندگي مردم به هم مي خورد و اينجاست که منجي عنکبوتي مي آيد و مشکل را رفع مي کند تا مردم در آرامش روزمره خود قرار گيرند.


حاتم جديدي


http://mohakeme.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید