ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پشت پرده لیدرهای عرفان های نوظهور /1

حمیدیان
کارشناس فرق و ادیان نوظهور با بررسی احکام قضایی رئیس فرقه نوظهور عرفان حلقه یا عرفان کیهانی، به بیان نکات پیدا و پنهان این فرقه پرداخت
.
وی در ابتدای این نشست به محتوای جزوه ای اشاره کرد که اردیبهشت ماه گذشته از طرف پیروان این فرقه با عنوان «به جرم خداخواهی و انسان دوستی» در برخی از اماکن عمومی توزیع شده است.



رد ادعاهای تحصیلی رهبر فرقه عرفان حلقه


این کارشناس ادامه داد: در این جزوه به زندگینامه رهبر فرقه کیهانی اشاره شده است و عنوان کرده‌اند که “او بنیانگذار طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی است. وی در تاریخ۱/۱/ ۱۳۳۵ در کرمانشاه به دنیا آمده و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر تهران پشت سر گذاشته و تحصیلات تکمیلی خود را در کشور ترکیه دنبال کرده است”؛ که در این مط
الب اشکالاتی وجود دارد. اولا این شخص در تحصیلات متوسطه خودش موفق نبوده است و هیچ مدرکی دال بر اتمام تحصیلات متوسطه تاکنون از وی مشاهده نشده است و حتی وی دقیقا نمی داند کجا درس خوانده است و با بهانه های مختلف از بیان واقعیت سرباز می زند. اما تحصیلات تکمیلی قاعدتا بعد از دیپلم انجام می شود و باید به این مسئله هم شک کرد زیرا در این جزوه عنوان شده است که او بعد از دیپلم در رشته مکانیک ادامه تحصیل داده است که واقعیت ندارد؛ چراکه خود ایشان طی صحبت‌هایی که داشته دو مطلب متفاوت گفته است، یکبار گفته و نوشته است که دو ترم رشته “آب و خاک” خوانده‌ام و یکبار دیگر نوشته است که ۶ ترم “محیط
خوانده‌ام که اینها اصلا ارتباطی با رشته مکانیک ندارد.

وی اعلام کرد: در ادامه جزوه عنوان شده است که رهبر فرقه به عنوان دانش آموز برتر ایران و با اخذ بورسیه تحصیلی از طرف نخست وزیر وقت-یعنی هویدا- راهی ترکیه شده است. در حالیکه وی از سال ۶۴ تا ۶۷ در ترکیه به سر برده است و قاعدتا کسی که متولد سال۱۳۳۵ است از زمان دانش آموزی‌اش سالها می گذرد! پس در سنی حدود ۳۰ سالگی نمی‌توانسته به عنوان دانش‌آموز برتر به ترکیه برود. واقعیت مطلب این است که او به اختیار خودش به ترکیه رفته است و بورسیه نشده است و استعلامات از وزارتخانه های مربوطه اصلا دانشجو بودن وی را در کشور ترکیه تأیید نمی کنند و چنین مطلبی دال بر بورسیه بودن وجود ندارد.

رهبر فرقه عرفان کیهانی و ادعای دستیابی به ساخت اسلحه در زمان جنگ
حمیدیان تأکید کرد: چند بار، چه در زمان دستگیری و چه در زمان آزادی با این فرد گفتگو شده است. وی بحثی را مطرح می کند که قابل اثبات هم نیست یعنی اینکه می گوید: من به کارهای صنعتی علاقمند بودم و مجله دانشمند را می گرفتم و یکبار هواپیمایی در خانه ساختم و به مدرسه ارائه کردم و به من جایزه دادند و یک سرهنگی هم به من گفت بیا ما تو را به آمریکا می فرستیم که تحصیل کنی، اما ظاهرا مادرش موافقت نمی کند و قضیه تمام می شود. جریان ترکیه رفتن رهبر این فرقه هم این گونه بوده است که اول به ژاپن می رود و مدعی است که برای تحصیل رفته است و این زمانی است که ژاپن رفتن در ایران بورس بود و افراد جویای کار می رفتند اما گویا چند ماه بیشتر در ژاپن نبوده و در این مدت نه درس خوانده و نه کار کرده است! سپس به ترکیه می رود و در صحبتهایش هیچ دلیلی مبنی بر اینکه در این کشور درس می خوانده ارائه نمی دهد و حاضر نیست بگوید در این سه سالی که در ترکیه بوده، چه می کرده است و فقط می گوید من آنجا درس می خواندم و به خاطر انقلاب با استادم دعوایم شد و وسایلم را جمع کردم و به ایران برگشتم.

وی افزود: خب از او سوال می‏ شود در ترکیه چه واحدهایی را گذراندی؟ چند تا درس عمومی مثل زبان و غیره را گذراندی؟ ولی حتی یک برگ از دوران دانشجویی هم مشاهده نمی کنید. حال بماند اسامی اساتید و رئیس دانشگاه و غیره. ادعای ۶ ترم خواندن رشته محیط هم با رشته مکانیک
کاملاً متفاوت است. لذا نمی‏ توان به سیر زندگی منظمی از وی رسید. چراکه پر از ابهام و تناقض است
! اینکه آیا دیپلم گرفتی؟ اگر گرفتی کجاست؟ اگر واقعا درس خواندی باید به ۴ تا سؤال تخصصی بتوانی جواب بدهی. اینکه به جلسه‌ای در مجلس می روی و مدعی می شوی که مهندس مکانیک هستی، دروغ بزرگی است! ادعای اینکه ایشان خیلی خوش فکر است و تفکر صنعتی دارد و حتی در زمان جنگ اسلحه ساخته هم ادعایی بیش نیست و سابقه‌ای بطور مستند وجود ندارد و در حد حرف است! چون در هر حال در زمان جنگ ما به شدت به کسانی که خوش فکر بودند نیاز داشتیم و وزارت سپاه آن زمان به هر کسی که می توانست نارنجک بسازد امکاناتی می داد و در واقع سازندگی در جنگ به همین ترتیب ادامه پیدا کرد و اولین کسی که توانست نارنجک بسازد کارخانه حدید را راه اندازی کرد. ولی ایشان مدعی است که اسلحه ساخته است، پس کو، کجاست؟ حتی از وزارت مربوطه استعلامی در این رابطه صورت گرفته که اصلا چنین چیزی تأیید نشده است!

عقاید رهبر و پیروان عرفان کیهانی ریشه ماتریالیستی دارد
این کارشناس فرقه های نوظهور تصریح کرد: در قسمتی از این جزوه یا بهتر بگو
یم شبنامه منتشره آمده است: رهبر فرقه حلقه به اینترنت کیهانی اعتقاد دارد و مدعی است که هوشمندی حاکم بر جهان یک”اینترنت کیهانی” است. این سخن گویای این است که وی هوشمندی را در قالب ماده توصیف می کند و نه در قالب شعور الهی. برخی به این مسئله قائلند که یک اینترنتی در گوشه ای از جهان وجود دارد که وقتی ما یک چیزی را یادمان می رود، حافظه ما می رود و مطلب را به آن اینترنت منعکس می کند و آن اینترنت پس از جستجو به ذهن برمی گردد و آن وقت است که مطلب یادمان می آید؛ اینجا صرفا هوشمندی در قالب دستگاه توصیف می شود و در قالب یک موضوع ذی شعور الهی دارای قدرت قادر و توانا مطرح نمی شود و در قالب یک موضوع کیهانی است و این نشان دهنده اعتقادات مادی گرایانه و ماتریالیستی است
.

وی افزود: ظاهراً مبنای فکری در این فرقه تفکرات ماتریالیستی دیالکتیکی است. این نوع مسائل در سخنان و تفکرات و کتابهایشان موج می زند. در جزوه ای که بدان اشاره شد اینگونه مطرح می کنند: ” … این تفکر به هیچ قوم و ملیت و هیچ دین و مذهبی محدود نمی شود” خب، اشکال اصلی همین جاست. اگر اینها عرفان مطرح می کنند، اگر عرفان اسلامی است باید محدوده داشته باشد چون عرفان اسلامی اینگونه نیست که بودیسم و هندوئیسم و یهود و غیره را در برگیرد و هرچه در فرقه های دنیا وجود دارد را در خود بگنجاند و آن را در قالب عرفان تشیع بیاورد، خیر. ما یک عرفان تشیع داریم که حدود آن مشخص است و آن را هم قرآن و ائمه اطهار(ع) مشخص کرده‌اند. یا این چنین می گویند: “عرفان کیهانی منبعث از ایران و اسلام است” این عرفان، ایرانی بودنش چیست؟ وقتی می گوییم ایران، دو چیز مد نظر می آید یکی بحث شبه عرفان میترائیسم است و یکی حکمت خالده، که برخی مثل سیدحسین نصر به آن قائل هستند و حکمت جاودان حکمت خالده ای است که شاه و یا حاکم بر سرزمین را سایه خدا می داند، این حاکمیت، معنوی ولی بدون شریعت است، حاکم هر چه گفت را حرف خدا می دانند لذا با او می شود به نور نهایی رسید. خب اگر این هم باشد، ما با آن مخالفیم و عر
فان اصیل اسلامی که همان عرفان تشیع هست، با این مطالب منافات دارد. ما حاکم و والی معنویت گرا ولی بی اعتقاد به شریعت نورانی اسلام را قبول نداریم. این همان حرف شبه عرفان های شرقی و غربی است که به دنبال معنویت بدون شریعت هستند
!

رهبر فرقه تجربیات شخصی خود را بر روی انسانها امتحان کرده است
حمیدیان یادآور شد: در ادامه این جزوه آمده است که رهبر عرفان حلقه، بنیانگذار دو طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی، پس از یک دهه مطالعه تجربی بر این دو طب، دهه دیگری را صرف تنظیم و تبیین اساس نظری آنها کرد و سپس تصمیم گرفت دیگران را با دو روش آزموده شده خود آشنا سازد” در همین مطلب چند اشکال اساسی وجود دارد، اینکه یک دهه مطالعه تجربی کرده، مفهومش چیست؟ یعنی چیزی را که به دست آورده است و تنها خودش تجربه کرده، روی آدمها پیاده کرده است! این در حالی است که هیچکس حق ندارد تجربه فردی خود را روی انسانهای دیگر پیاده کند. بلکه باید لابراتوار داشته باشد و روی حیوانات آزمایش کند. و البته همه این مراحل باید با مجوز صورت گیرد. اما نه تنها آزمایشگاه نداشته بلکه آموزه های تجربی خودش را روی انسان امتحان کرده است و این خلاف مروت، انسانیت، عقل، دین، اخلاق و … است و این کارها باعث روان پریشی و مشکلات خانوادگی در افراد می شود که متأسفانه خیلی‌ها روان پریش شده‌اند! (فرقه کیهانی برای توج
یه خود یه این روان پریشی برون ریزی می گوید و معتقد است که برون ریزی باعث اصلاح درون جسمی افراد می شود و اگر کسی خوب نشد می‏ گویند این فرد یا از اول اشکال داشته و یا قسم خود را شکسته است و دیگر او را رها می‏ کند
.)

وی افزود: در ادامه این جزوه(شبنامه) به این مسئله اشاره شده است که افزایش متقاضیان برای فراگیری روش فرادرمانی، رهبر فرقه را بر آن داشت که برای برگزاری قانونی کلاسها و افزایش سطح آموزش و تحقیق، مؤسسه ای را به ثبت برساند. اما مطلب آنطور که در این جزوه آمده، نیست بلکه کار دریافت مجوز را به فرد دیگری واگذار کرده است که آن فرد نامه ای را از ستاد ائمه جماعات تهران به اداره ثبت می برد و اینگونه ثبت مؤسسه انجام می‏ شود. اما تحقیقات نشان می‏ دهد هیچ نامه ای در این زمینه در ستاد ائمه جماعات تهران وجود ندارد که این یعنی جعل سند. اشکال دیگر به این قسمت از بحث ثبت مؤسسه، این است که آنها شماره ثبت می گیرند اما در مفاد آن هیچ اشاره ای به بحث فرادرمانی نشده است و صرفا به تولیدات فرهنگی مثل فیلم، سرود، کلاس عرفان و… (کلاً کارهای فرهنگی) اشاره شده است نه امور درمانی و فرادرمانی. در مورد مجوز سازمان ملی جوانان هم باید گفت که تنها برای یک سال به آنها مجوز داده شد و دیگر تمدید نشد.

این کارشناس فرق نوظهور تأکید کرد: در
ادامه این جزوه آمده است که تحت پوشش این مؤسسه “…کلاسهای عرفان کیهانی با هدف دستیابی به صلح با خود، با خدا و طبیعت و با دیگران برپا می شود” در اینجا مفهوم صلح با خود و دیگران و طبیعت مشخص است اما صلح با خدا یعنی چه؟ نه خدا با ما دشمنی دارد و نه ما با خدا دشمن هستیم و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم (طوعاً و کرهاً) تحت حکومت الهی قرار داریم و بنده خدا هستیم (لا یمکن الفرار من حکومتک)و این خطای اعتقادی و معرفتی است که بگوییم باید با خدا صلح کنیم! و البته اینجا صلح به معنای آشتی پس از قهر نیست بلکه به این معناست که او هست و من هم هستم پس باید به صلح برسیم تا هوای همدیگر را داشته باشیم(این تعبیری از صلح است که رهبر فرقه در برخی موارد بیان می کند)


کسب صلاحیت درمان بیماران با گذراندن ۶ جلسه کلاس!
وی تصریح کرد: در این فرقه عنوان می ‌شود که در ۷ دوره ۶ جلسه ای پایان نامه هایی از سوی فرقه و با امضاء رهبر فرقه صادر شده است. صدور پایان نامه بعد از ۶ جلسه که فردی بالای سر مریض برود اساساً اشکال دارد و مهمترین مسئله در پرونده قضایی همین است که چطور با ۶ جلسه ای که برای یک فرد می گذارند به او مجوز می دهند که بالای سر مریض برود که مثلا او را با روح القدس اتصال دهد؟! این پایان نامه ها (۶جلسه ای) اصلا معتبر نیست و هیچ مرجع قانونی آن را نمی پذیرد و کسی که این سندها را امضا کرده است در واقع سند جرم خود را امضاء کرده است و هیچ عقل سلیمی نمی‏ پذیرد که کسی با۶جلسه آموزش بتواند امراض بیماران را رفع کند و مثلا روح شرور را از کالبد جسمانی بیمار بیرون آورد و بعد به بیمار بگوید تو خوب شدی و اگر کسی کارش را قبول نکند به او بگویند تو در باند دارو هستی پس می توا
ن نتیجه گرفت فرادرمانی یعنی درمان بدون دارو با اتصال به ناکجا آبادی به نام روح القدس حرکتی مداخله آمیز در درمان بیماران و به صورت غیرقانونی است
.

وی افزود: جالب آنکه وقتی افراد آموزش دیده پای سوگندنامه ای را (که آنها ترتیب داده اند) امضا می کنند، ظاهرا به آنها چیزی تفویض می شود، یعنی اراده رهبر فرقه در فرادرمانی و اتصال به روح القدس به دیگران تفویض می‏ شود!! خب اگر تفویض کردن اصالت داشت که انبیاء(ص) و ائمه(ع) ما چنین کاری می کردند. مگر حضرت مسیح(ع) مرده زنده نمی کرد، خب آیا این معجزه را به نزدیکترین کسانش تفویض می کرد؟ مگر چنین چیزی داریم؟ اینها مدعی هستند که ما به کاری که حضرت مسیح(ع) می کرده است، دست پیدا کرده ایم. خب باید به آنها بگوییم که حضرت مسیح(ع) چیزی را به کسی تفویض نکرد، اراده ای نه در تفویض داشت و نه اذن الهی به اینکار تعلق گرفته بود. اشکال اساسی این است که معلوم نیست تفویض اصلا چیست؟ اینکه می گویند: فیض روح القدس ار بار نظر فرماید، دگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد. این فقط در شعر است. مگر این فیض به رهبر این فرقه رسیده است؟ و مگر اذن الهی به او داده شده است؟ چگونه می تواند اثبات کند که با روح القدس در تماس بوده است؟ مگر روح القدس غیر از انبیاء و اولیاء الهی دارای عصمت با دیگران هم تماس دارد و یا وحی برای کسان دیگری هم نازل می کند؟

حمیدیان تأکید کرد: اینها مدعی هستند که این توانایی ها رحمت عام الهی است. خب! اگر عام است که باید شامل همه باشد و همه ما باید این توانایی را داشته باشیم و چرا فقط رهبر یک فرقه دارد و فقط او می تواند تفویض کند، و اگر خاص است که ائمه(ع) از اینها ارجح تر هستند اما وقتی به ایشان گفته می شود، ائمه که اولاتر از شما هستند در
این تفویض، می گوید نه ما کاری با ائمه نداریم و صراحتاً ائمه معصوم (ع) را کنار می گذارد
.

برخورد با فرقه هایی مثل عرفان حلقه یک مسئله فرهنگی – دینی است
وی تصریح کرد: این فرقه با مظلوم نمایی سعی دارند افکار عمومی را از یک مسئله کاملا فرهنگی و اعتقادی به مباحث سیاسی امنیتی بکشانند که این اصلا واقعیت ندارد. آنها در این جزوه می گویند که معلم بی ادعای ما را گرفته اند در حالیکه اتفاقا این معلم فردی بسیار پرمدعاست! اینکه شخصا به روح القدس وصل است یا توانایی درمان دیگران را دارد و یا توانسته از عرفان به این توانایی ها برسد و مبتکر طب مکمل و سایمنتولوژی است (در حالیکه این طب سالهای قبل از اروپا به سایر مناطق رفت و اصلا ربطی به این فرقه ندارد.) و … اینها همه ادعا است نه بی ادعایی! وی این ادعا را دارد که هر کسی حلقه را قبول ندارد در باند و مافیای داروست. مثلا دو طلبه ای که در سخنرانی های مختلف خود سعی در روشنگری مردم نسبت به عرفان حلقه دارند را متهم به این مسئله کرده است ضمن اینکه در این جزوه از این دو تن به عنوان افراد بی سواد کم تجربه یاد شده است و باید گفت که این دو بزگوار یعنی آقای «مظاهری سیف» و «جواد محرابی» قریب ۲۰ سال است که طلبه هستند و اساسا کار طلبه این است که هر جا مطلبی دینی و یا مباحث فرقه ای مربوط به ادیان مطرح می شود را ببیند و این مسائل را رصد کند. چطور این دو نفر بی سواد و کم تجربه هستند اما فردی که تنها با گذراندن ۶ جلسه کلاسهای این گروه، دکتر می شود و بر بالین مریض می رود با سواد و با تجربه است و در مسیر کانال آگاهی قرار می گیرد اما طلبه ۲۰ ساله نمی تواند؟ یا مثلا طلبه ای دیگر در مشهد به نام آقای «ناصری راد» درباره واقع
یت فرقه و شبه عرفان حلقه و رد آموزه های آنها کتاب نوشته است را مأمور امنیتی می خوانند تا با این حربه سخنان او را بی اثر کرده و دست به مظلوم نمایی بزنند
.

این کارشناس فرقه نوظهور افزود: یک نکته حائز اهمیت این است که یک فردی به نام «میرحمید موسوی» در سایتش از مراجع در مورد عرفان حلقه سؤالاتی مبنی بر اینکه آیا اینها فرقه هستند، آیا جزء فرقه های ضاله هستند؟ و… کرده است و لذا مریدان این فرقه مدعی شده اند که قاضی و بازپرس پرونده مطالب این سایت را ملاک قرار داده است و به همین خاطر رهبر فرقه را دستگیر و زندانی کرده اند؛ در حالیکه این مطلب دروغ است چراکه بازپرس پرونده برای مراجع عظام جداگانه نامه نوشته است و سه تن از مراجع بزرگوار، گروه تحقیق تشکیل داده و ۲ ماه، تمام کتب و جزوات و سی دی های اینها را بررسی کرده و نهایتا اعلام کردند که فردی که این حرفها را زده مرتد است و کتابهایش جزء کتب ضاله و شرکت در کلاسهایش هم حرام است اما با این حال قاضی محترم پرونده تاکنون بر اساس فتاوی مراجع هم عمل نکرده است و معتقد است طبق شرع نورانی باید در این رابطه حکم ولی فقیه را داشته باشد، در واقع این گزارش و بررسی به قاضی کمک کرد که افکار و آموزه های انحرافی این فرد بررسی و روشن شود.

پاسخ به برخی مدعیات و شایعات/ کسی که ادعای عرفان می کند چرا باید دست به خودکشی بزند
وی یادآور شد: در برخی جاه
ا این مسئله را عنوان می کنند که این فرد (رهبر فرقه عرفان حلقه)حتی تا زمان تشکیل دادگاه از هیچگونه مرخصی و آزادی موقت برخوردار نبوده است و این سخن دروغی است چون وی ۲۹/۱/۸۹ بازداشت شد – آن هم نه در مقابل منزل و در جلوی چشم خانواده که برخی این مطلب را شایعه کردند- و ۲ ماه بعد آزاد شد و به مدت ۱۰ماه در آزادی به سر برد و در نهایت با یک قرار کتبی آزاد شد و کتباً نوشت که من بیرون می روم و دیگر کلاس های عرفان و
برگزار نمی کنم و فقط یک دفتر خواهم داشت و با چند پزشک به مطالعه علمی می پردازم. اما وقتی که از زندان آزاد شد، شروع به فعالیت مجدد و تولید و پخش سی دی و ساماندهی اعزام گروه به ارمنستان کرد و ارتباط با خارج را از سر گرفت که البته چند بار به او تذکر دادند ولی توجهی نکرد برای همین مجددا دستگیر شد و پس از مدتی دادگاه وی در ۴ جلسه به مدت ۲۰ ساعت تشکیل و وکیلش از وی دفاع کرد و پس از صدور احکام قضایی مجددا دادگاه تجدید نظر وی این بار با سه وکیل برگزار شد اما مجدداً همان احکام اولیه باقی ماند و وی در حال حاضر در حال گذراندن دوره محکومیت ۵ ساله خویش است.(گفته می‏ شود وکلای وی دفاع خوبی هم داشته اند).

حمیدیان در ادامه به قرائت بخشی دیگر از جزوه ای که از سوی پیروان عرفان حلقه به طرفداری از فرقه منتشر شده است، پرداخت و گفت: در این جزوه عنوان شده است که او مجبور به خودکشی شده است. که این اصلا صحت ندارد
و یا ماه ها است مبادرت به اعتصاب غذا کرده است. اولا کسی که مدعی عارف مسلکی است و از لحاظ معنوی خود را در جایگاه والایی معرفی می کند چطور دست به خودکشی می زند؟ و ثانیا در طی این دو سال بارها و بارها پیروان او در سایتها و جاهای مختلف عنوان می کنند که دو ماه است که او در اعتصاب غذا به سر می برد و هنوز در همان دو ماه مانده اند! علاوه بر این در جواب آنها باید گفت که شما مدعی هستند که وی دارای قدرت و نیرویی است که می تواند ماهها چیزی نخورد و زنده بماند! پس چرا نگران بیماری و مرگ او هستید؟ و حتی بر فرض آنها خودکشی او هم نگرانی ندارد چراکه بر اساس تعریفی که اینها ارائه می دهند، خب، او هر گاه از دنیا برود با خدا به وحدت می رسد! پس چرا نگران به وحدت رسیدن او هستید؟
!

تصریح پیروان عرفان کیهانی بر دف زنی و پایکوبی در روز عاشورا / رهبر فرقه تحت آموزه های رائیلیستهای ترکیه قرار گرفته است
وی افزود: مگر او نمی گوید که انسان در حلقه معرفتی به مرکز وحدت می رسد که آن مرکز خداست و با این تعریف، خدا هم به انسان می گوید یا بیا قدرت خدائیم را به تو بدهم و برو یک جهان را خدایی کن یا بیا با من در وحدت باش!؟ خب تو اولین کسی در عرفان حلقه خواهی بود که به وحدت با خدا می رسی چرا نگرانی؟ شما که(متاسفانه)نوشته اید: امام حسین(ع) که در روز عاشورا شهید شد ما بیاییم لباس زرد و قرمز بپوشیم و دف بزنیم و برقصیم چون ا
و به بهشت رفته است!!! پس طبق تعاریف خودتان، تو هم هر گاه بمیری باید دیگران به سر قبرت بیایند، دف بزنند و برقصند چون تو نیز طبق اعتقادات کیهانی ات به خدایی رسیده ای! اینکه نگرانی ندارد
!

وی تأکید کرد: اینها بحث شان این است که خدا متشکل از اجزاء است- جزء نباشد کل هم نیست- و ما اجزاء هستیم که خدا را تشکیل داده ایم و وقتی خدا این جزء را به سمت خود می برد مجبور است قدرتهای خودش را به ما بدهد چون ما جزء بودیم که خدمت کردیم حالا باید پاداشی به ما بدهد که ما هم خدا شویم و برویم یک ناسوتی را (نعوذاً بالله) خدایی کنیم مثلا کره و کهکشانی را خلق کنیم و آفرینشهایی داشته باشیم و خدایی کنیم کمااینکه «رائیلیسم‌ها» چنین تعاریفی دارند آنها بر این باورند که موجوداتی که در کیهان وجود دارند ۲۵ هزار سال از ما جلوتر بوده و از ما پیشرفته ترند و ما ساخته و بنده آنها هستیم و اگر بخواهیم نابود هم شویم آنها باید ما را نابود کنند و ما هم به آنها نمی رسیم چون آنها به لحاظ تمدنی خیلی از ما جلوتر هستند. دقیقا زمانی که«رائیلیست‌ها» در ترکیه رشد کردند که رهبر این فرقه در ترکیه به سر می برد یعنی سالهای۶۴ تا۶۷ و به نظر می آید در آنجا تحت این آموزه ها قرار گرفته است و به هیچ وجه این نبوده که در دانشگاه ترکیه درس خوانده است.

جزئیاتی ا
ز پرونده قضایی رهبر فرقه عرفان حلقه

این کارشناس با اشاره به روند پرونده قضایی رهبر فرقه عرفان حلقه افزود: رهبر فرقه به چند جرم متهم شده است از جمله فساد فی الارض، توهین به مقدسات، دخالت در امور پزشکی، تهیه و تکثیر و توزیع آثار سمعی و بصری غیرمجاز با فعالیتهای غیرقانونی در این زمینه، ارتکاب به فعل حرام (گرفتن دست زنان نامحرم تا به عنوان درمان بتواند به قول خودش ویروس غیر ارگانیک از بدن آنها خارج کند)، تحصیل مال نامشروع و کلاهبردای و استفاده غیرمجاز از عناوین علمی.

وی تصریح کرد: این شایعات که رهبر فرقه کیهانی علم و معرفتی دارد و به خاطر آن دستگیر شده اساساً دروغ است بلکه او یک مجرم و یک متخلف است که از قوانین کشور تخلف کرده است. او اساساً به قانون اعتقادی ندارد و می گوید این قانون جلوی راه رشد علم را گرفته است! پس باید از او پرسید: این همه دانشگاه، پزشک، دانشجو، مراکز علمی و تحقیقاتی ، المپیادها و … اینها همه مخالف علم است؟ علم در تعریف او چیست؟ آیا فقط آنچه او می اندیشد علم است؟ تازه کسی با تفکر او مخالفتی نکرده است، اگر تفکر علمی دارد و می خواهد در حوزه پزشکی یا اسلحه سازی کار تحقیقاتی بکند مشکلی نیست؛ اما اینکه با جعل مجوزی بگیری و در ادامه، در کارهای بعدی مجوز نگیری این که نمی شود، طبق قانون هر کسی که ثبت شرکتها دارد در هر مرحله ای که کاری می خواهد انجام دهد یا برای برگزاری کلاس، یا تولید کتاب، سی دی و… باید مجوز بگیرد. شما نوارهای موسیقی پخش کردید اما یک مجوز از مراکز موجه و ذیصلاح بر روی آن نیست.

وی افزود: شما کتابی را با مقدمه دکتر منصوری لاریجانی بدون مجوز توزیع کرده اید و در ارمنستان همین الان چاپ می کنید و در ایران بدون مجوز توزیع می کنید که همه اینها تخلف است. آقای منصوری لاریجانی می گوید من این مقدمه را برای کتاب این شخص ننوشته ام بلکه این مطلب را که نوشته بودم یکی از شاگردان او به عنوان مقدمه کتاب و بدون اجازه من منتشر کرد و در چاپهای بعدی نیز به اعتراض من هم توجهی صورت نگرفت. همه اینها تخلف از قانون است، این فرد با پیروانش همه چیز را به هم ریخته اند و بعد مدعی می شوند که گالیله وار باید حق خودشان را بگیرند؟! در حالیکه گالیله برای زمانی است که تفتیش عقاید بوده است و می گفتند که چرا اصلا گالیله اینگونه فکر می کند نه اینکه چرا عمل می کند. حتی به رهبر فرقه کیهانی گفته شد که ما به فکر تو کاری نداریم بلکه به خلافهای تو کار داریم مگر تو پزشکی که دست زنها را می گیری تا در بغل تو غش کنند!(فیلم موجود است) و می گویی می خواهم روح خبیث را از بدن آنها در بیاورم؟ این رفتارها غیراخلاقی، غیرشرعی و حتی خلاف ارزشهای فرهنگی ایران و اسلامی ما است. پرونده رهبر فرقه کیهانی با چنین اتهاماتی تشکیل شد ضمن اینکه چند شاکی خصوصی هم داشت، افرادی که می گفتند با دستورالعملهای او زندگی شان از هم پاشیده شده است و برخی هم بیمار بودند و پولی پرداخت کرده بودند اما هیچ تأثیری در رفع بیماری آنها نداشته و حتی بدتر هم شده اند.


ادامه دارد…


http://www.mouood.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید