ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نظريه هدفمندي سوره ها؛ مباني و پيشينه/2

2. سير تطور تاريخي نظريه هدفمندى سوره ها


از جهت تاريخى توجه جدى به غرض سوره ها و تأكيد بر آنكه هدف هر سوره بايد اساس فهم آيات تلقى گردد از اوائل قرن چهاردهم هجرى با نگارش تفسير المنار آغاز شد. اما چنان نيست كه گذشتگان بطور كامل از آن غافل باشند.
قرآن پژوهان و مفسران پيشين اين بحث را از دريچه تناسب و ارتباط آيات مى نگريستند. نخستين نشانه هاى اين رويكرد در قرن هفتم هجرى و در «تفسير مفاتيح الغيب» (603 هـ) به چشم مى خورد. فخررازى (606ـ 543) كه به گفته سيوطى به اعجاز قرآن از جهت نظم و ترتيب آيات(سيوطي،/342) اعتقاد داشت. نويسندة «المفسرون منهجم و حياتهم» معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود به بيان مناسبت بين آيات و سوره ها اهتمام ورزيده است و در برخى موارد نيز خواننده را به وحدت موضوعى بين آيات راهنمايى كرده است. (ايازي، المفسرون منهجهم و حياتهم،/655) در قرن هشتم نيز اين روش مورد توجه «نيشابورى»(نيشابوري، غرائب القرآن و رغائب الفرقان) قرار گرفت و بخشى از تفسير خود را به بيان تناسب آيات اختصاص داد. اما سخنى از اغراض و مقاصد سوره ها به ميان نياورد.
قرن نهم هجرى گرايش و اهتمام ويژه مفسران به تناسب آيات به اوج خود رسيد در نتيجه مقاصد سوره ها نيز به كانون توجه آنان راه يافت. نخست المهايمى (835 هـ) در تفسير «تبصير الرحمان و تيسير المنان» به بهانه ذكر وجه تسميه سوره ها به مقاصد آنها اشاره كرد او معتقد بود كه بين اسم سوره و مقصد اصلى آن ارتباط معنا دارى وجود دارد.
پس از او نوبت به مجد الدين فيروز آبادى (871 هـ) رسيد كه در «بصائر ذوى التميز فى لطائف الكتاب العزيز» به صراحت از مقاصد سوره ها ياد كند. وى ابتداى هر سوره بخشى را به «معظم مقاصد السوره» اختصاص داد و مطالب و موضوعات مطرح شده در سوره را فهرست وار بيان مى كرد. گرچه او به هدف اصلى سوره اشاره اى نمى كرد اما با بكار بردن عبارت «مقصود السوره» زمينه اى براى نگرش به اهداف و مقاصد سوره ها مى گشايد.
در همان زمان برهان الدين ابن الحسن البقاعى (885 هـ.ق) با
نگارش كتاب «نظم الدرر فى تناسب الآيات و السور» تحول شگرفى در مبحث «ارتباط آيات» بوجود آورد او به انواع مختلف تناسب همچون تناسب سوره ها و تناسب آيات اعتقاد داشت و سعى كرد راهيابى به تناسب آيات را قانونمند كند و اصول و بنيان هاى علمى آن را پى ريزى نمايد. يكى از مهم ترين قواعدى كه وى در اين خصوص بيان كرده است توجه به غرض سوره است او مى گويد:
« قاعدة كلى اى كه در شناخت مناسبات آيات در تمام قرآن مفيد است آن است كه در غرضى كه سوره در جهت آن سياق يافته دقت كني» (البقاعي،1/18)
بقاعى نخستين كسى است كه به اهداف سوره با نگرش امروزى پرداخته است و ضمن پايبندى به وحدت غرض در هر سوره تلاش نموده با استفاده از راهكارهائى همچون فضائل سوره ها، اسامى، شأن نزول و سياق آيات به غرض سوره راه يابد و آنگاه از رهگذر غرض سوره به مناسبات آيات پى برد. وى در ابتداى تفسير خويش ادعا مى كند كه هيچ كس بر او در اين فن سبقت نگرفته است(همان،1/2) اگر در اين ادعا ترديد كنيم اما شكى نداريم كه او تحول بزرگى در علم مناسبت بوجود آورد. و نگرش هدفمند به سوره ها را پى ريزى كرد و از اين جهت همه كسانى كه پس از او در اين وادى گام برداشته اند وامدار انديشه ها و تلاش هاى فكرى او هستند.
پس از بقاعى مفسران ديگرى نيز تا قرن سيزدهم به تناسب آيات پرداختند اما ضمن آنكه نوآورى خاصى در اين زمينه ارائه نكردند و از رويكرد ويژه او به غرض سوره ها نيز پيروى ننمودند. تفاسيرى همچون «سراج المنير»(الشربيني) (961 هـ) «ارشاد العقل السليم»(ابوالسعود) (974 هـ) «منهج الصادقين» (كاشاني) (998 هـ) «سواطع الالهام»(1004 هـ) «تفسير القرآن الكريم ملاصدرا»(1030 هـ) و «روح المعاني»(آلوسي) (1263) را بايد از اين گروه برشمرد.
با شروع قرن چهاردهم هجرى تحولى شگرف در روشهاى تفسيري و سبك هاى تفسيرنگارى مسلمانان پديد آمد در اين قرن ـ كه سيد جمال الدين اسد آبادى آن را قرن بازگشت به قرآن ناميد ـ گرايش به علم گرائى، عقلانيت، انديشه هاى اجتماعى، تقريب بين مذاهب، خرفه زدايى، در جامعة بشرى به عنوان ارزشهاى رايج مطرح شد و آرام آرام گرايش به اجتماع گرائى را در تفسير قرآن به وجود آورد. (ايازي، سير تطور تفاسير شيعه، /132)
گرايش به تفسير علمى قرآن، تنوع نويسى و توجه به نيازهاى اجتماعى در تفاسير اين دوره كاملاً نمود پيدا كرد. يكى از آثار اين نهضت قرآنى
مخاطب محورى و آسان نويسى بود تلاش براى برقرارى ارتباط با مخاطبان و انتقال مفاهيم قرآنى به نسل جوان موجب شد تا سبك هاى جديدى در تفسير قرآن ابداع و ارائه شود. يكى از اين روشها تفسير ساختارى و توجه به اهداف سوره ها بود كه به حق بايد محمد عبده را مبتكر اين روش در قرن اخير بدانيم.
محمد عبده اصرار داشت كه كشف هدف سوره، به مفسر كمك مى كند تا به طور دقيق به معانى آيات نزديك شود و معارف قرآن را درك كند شاگرد وى سيد رشيد رضا در «تفسير المنار» اين نظر استاد را به خوبى توضيح داده است.(معرفت،/407) وى در اين تفسير پس از آنكه به صراحت از هدف سوره ياد مى كند به شكل بديعى آيات را عنوان بندى نموده و آنها را به هدف سوره مرتبط مى كند.
تحولات علمى و اجتماعى و رواج روش هاى نوين ارائه دستاوردهاى علمى را بايد مهم ترين دليل گرايش مفسران به روش ساختارى در تفسير قرآن بناميم. اما در اين مقطع نبايد از تأثير ويژه اى كه سخنان و اشكالات مستشرقان پيرامون اسلوب بيانى قرآن مطرح مى كردند غفلت كرد. قرآن شناسان غربى با مقايسه سبك قرآن با روش هاى رايج در كتب علمى اعلام كردند كه قرآن سبكى كاملاً از هم گسيخته و جسته جسته دارد. به اعتقاد آنان چنين نقص آشكارى نشان مى دهد كه قرآن نه تنها كتابى الهى نيست بلكه نسبت به كتابهاى رايج بشرى نيز از كاستى برخوردار است.
به گزارش نويسنده كتاب «آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره» نخستين كسى كه اين سخن را مطرح كرد «ريچارد بل» بوده است كه در سال 1935 در مقدمه ترجمه قرآن، يكى از ويژگى هاى اصيل سبك قرآن را گسيختگى آن ناميد. سپس اين سخن توسط جرجيس سال (متوفى 1963 م) و آرتور آربرى (1969 م) و برخى ديگر از مستشرقان نيز مطرح شد و سرانجام به عنوان يك اصل پذيرفته شده به دائرة المعارف بزرگ بريتانيا راه پيدا كرد. (رضوان،2/687)
سخنان مستشرقان تأثير زيادى در محافل علمى جهان اسلام گذاشت و انگيزه دو چندانى را در قرآن پژوهان برانگيخت تا با جديت بيشترى به بررسى نحوه ارتباط موضوعات پراكنده در سوره ها بپردازند و نظريه هدفمندى سوره هاى قرآن را تكامل بخشند. بنابراين نبايد به اشتباه اين عامل را علت اصلى و منحصر به فرد گرايش مفسران به هدفمندى سوره ها بدانيم زيرا بررسى هاى تاريخى نشان مى دهد كه قبل از آنكه اين نظريه در بين مستشرقان رواج پيدا كند دانشمندان مسلمان با نگارش تفاسير متعد
دى اقبال خود را در اين سبك تفسيرى نشان داده بودند كه تنها يكى از نمونه هاى آن «تفسير المنار» بود.
در فاصله كوتاهى پس از انتشار «المنار» شيخ طنطاوى (1258 ـ 1287 هـ) «الجواهر فى تفسير القرآن» را نگاشت (تأليف: 1344 هـ ـ 1923 م) و علاوه بر توجه ويژه به علوم جديد در تفسير قرآن اهداف و ساختار سوره را نيز در تفسير دخالت داد و يا شيخ محمود شلتوت تحت تأثير روش المنار ده جزء نخست قرآن را تفسير كرد و كوشيد مقاصد سوره را گزارش كند اما هنوز اين حركت در ابتداى راه بود.
با شروع دهه چهارم قرن بيستم اين حركت اوج گرفت. اين بار سردمدار آن سيد قطب بود كه با انتشار مقاله اى با عنوان «تصوير هنرى قرآن» در مجله «المقتطف» در سال (1939مـ1360هـ.ق) و سپس كتابى با همين عنوان (1944 م ـ 1365 هـ) نشان داد در فهم قرآن نبايد فقط به آيات توجه كنيم بلكه بايد نگرشى كلى به سوره داشت و ويژگى هاى عمومى سوره را كشف كرد.
به دنبال طرح اين مسئله از سوى سيد قطب، دكتر محمد عبدالله دراز در كتاب «النباء العظيم» اين نظريه را پى گرفت (1352 هـ ـ 1933 م) و تلاش نمود تا برخى از انتقادات موجود پيرامون اين نظريه را پاسخ دهد وى با ارائه ساختار سوره بقره در كتاب خود نشان داد كه با اين نظريه حتى بزرگ ترين سوره قرآن را نيز مى توان تفسير نمود. آنگاه پا را از اين هم فراتر گذاشته و بر پايه نگرش ساختارى به قرآن روش جديدى براى ارائه درس تفسير قرآن در دانشگاه الازهر مصر ارائه داد.
پس از وى شيخ محمد مدنى ـ رياست دانشكده الهيات الازهر ـ نيز بر اين مسئله تأكيد كرد و گفت: هر سوره اى در قرآن كريم داراى جان و روحى است كه در كالبد آيات آن سوره جريان دارد و اين روح بر مبانى و احكام و اسلوب آن سوره اشراف دارد. آنگاه براى اثبات اين نگرش ساختار سوره نساء را در كتاب «المجتمع الاسلامى كما تنظمه سورة النساء» (چاپ 1935 م ـ 1354 هـ.ق) ترسيم نمود.
پذيرش نظرية هدفمندى سوره ها از سوى مفسران و انديشمندان مسلمان و تأكيد بر اين كه اين نظريه هيچگونه تعارضى با سبك اصيل قرآن ندارد و كاركردها و پيامدهاى مثبتى را نيز به دنبال خواهد داشت زمينه مساعدى را براى پذيرش آن در محافل علمى و حوزوى جهان اسلام فراهم آورد.
تا اين مرحله همه تلاش دانشمندان براى تقريب اين مسئله به اذهان و نشان دادن سازگارى آن با سبك قرآن مصروف مى شد اما هنوز هيچ
گام مشخصى براى تبيين مبانى نظريه و پيامدها و چالش هاى آن برداشته نشده بود و از همه مهمتر اصول علمى دستيابى به اهداف و اغراض سوره ها منقح نگشته بود. با نگارش هم زمان دو تفسير ارزشمند در جهان اسلام يعنى «الميزان فى التفسير القرآن» (1375 هـ) و «فى ظلال القرآن» (1374) توسط دو مفسر زمان شناس يكى از شيعيان و ديگرى از اهل تسنن اين نقيصه تا حدى بر طرف شد.
علامه محمد حسين طباطبائى (1402 ـ 1321 هـ.ق) نخستين مفسر شيعى بود كه در تفسير خود به اهداف و مقاصد سوره ها و بلكه به ساختار سوره ها توجه كرد. وى با گشودن فصلى در ابتداى هر سوره با عنوان (بيان) هدف و غرض اصلى سوره را بيان مى كرد. و در لابلاى تفسير خود مبانى نگرش ساختارى به قرآن را استوار نموده و روشهاى راهيابى به اهداف سوره ها را گوشزد كرد. آنگاه آيات را براساس ساختار پذيرفته شده تفكيك كرد و به تفسير آنها پرداخت. در ابتداى هر دسته از آيات غرض آنها را بيان نموده و نحوه ارتباطشان آنها را با هدف اصلى سوره ذكر مى كرد.
سيد قطب (1386 ـ 1326 هـ) نيز از كوششى چشمگير و نظرياتى نافذ در تبيين پيام ها و اهداف سوره هاى قرآن كريم در تفسير خود بهره مند بوده و قبل از آغاز به تفسير هر سوره، نقطه نظرها و پيام هاى سوره را به گونه اى مطرح مى ساخت كه خواننده از لابلاى آن وحدت پيام و يكپارچگى پيكره و اندام سوره ها را كشف كنند وى پس از آنكه چكيده اى از مفاهيم سوره را بيان مى كرد اهداف و مقاصد سوره را ذكر نموده و اجزاى آن را بهم ربط مى داد.
كار سترگ علامه طباطبائى و سيد قطب آثار مثبت نگرش هدفمند به سوره ها را نشان داد و تأثير شگرف مطالعه ساختارى سوره را در كشف نكات بديع و كارآمد را به همگان اثبات كرد. همين امر موجب شد تا قرآن پژوهان و مفسران نگاه تازه اى به اين نظريه پيدا كنند و چندين تفسير كامل و دهها كتاب در اين رابطه بنويسند. بدينسان در بسيارى از كتابهاي علوم قرآنى كه از سال (1390 هـ ـ 1970 م) به اين سو نوشته مى شد، فصلى نيز بررسى نظرية «وحدت موضوعى سوره هاى قرآن»، يا «اهداف و مقاصد قرآن» و يا «اسلوب بيانى» و عناوينى از اين قبيل اختصاص داده شده است.
انتشار كتاب «الوحده الموضوعيه فى القرآن الكريم» كه توسط دكتر محمد محمود حجازى به رشته تحرير در آمده بود (1390 هـ ـ 1971) فصل تازه اى در شكوفائى اين علم گشود. او در كتاب خود ضمن بررسى مبانى اين ن
ظريه شبهات مربوط به آن را پاسخ گفت.
در سالهاى پايانى قرن چهاردهم و بيش از دو دهه كه از قرن پانزدهم مى گذرد هر روز توجه بيشترى به اين نظريه معطوف شد بگونه اى كه در اين سالها بيش از 25 دوره تفسير كامل براساس اين نظريه نگاشته شده است.
به عبارتى در سالهاى اخير تقريباً هر سال يك تفسير جديد بر مبناى هدفمندى سوره ها به رشته تحرير در آمده است كه مهم ترين آنها عبارتند از: التحرير و التنوير، الاساس فى التفسير، تفسير القرآن الكريم، من وحى القرآن، صفوه التفاسير، تفسير كاشف، من هدى القرآن، التفسير المنير فى العقيده و الشريعه و المنهج، التفسير الوسيط للقرآن الكريم، تفهيم القرآن، ايسر التفاسير و التفسير البنائى.
بدين ترتيب قرن پانزدهم شاهد استقبال گسترده قرآن پژوهان به نظريه هدفمندى سوره ها بوده است بگونه اى كه هم اكنون يكى از بخش هاى ثابت اكثر تفاسير شيعه و سنى را «بررسى اهداف و مقاصد سوره ها» تشكيل مى دهد.
استقبال بى نظير مفسران به اين روش تفسيرى از يك سو و سخنانى كه در موافقت و مخالفت با اين روش تفسيرى بر زبانها رانده شده است از سوى ديگر، ضرورت توجه جدى به بررسى مبانى پيامدها و چالش هاى هدفمندى سوره ها را روز به روز ملموس تر مى كرد. اين نياز با تهيه كتب، مقالات و پايان نامه هاى متعدد تا حدى برآورده شد.(رك: نكونام، جعفر؛ چكيده پايان نامه هاي علوم قرآن )
در همين راستا بايد به كار ارزشمند على صفائى حائرى در«تطهير با جارى قرآن» اشاره كرد كه به روشى جذاب و خواندنى با تكيه بر ساختار سوره ها به تفسير برخى سوره هاى قرآن پرداخته است. همچنين انتشار كتاب «نظم قرآن» از عبدالعلى بازرگان(1372) و «پژوهشى در نظم قرآن» عبدالهادى فقهى زاده (1374) نگارش مقاله اى توسط عبدالكريم بى آزار شيرازى در كيهان انديشه(شماره 28) و مقالاتى از سيد محمد على ايازى در صحيفه مبين نام برد. اين مقالات در سال هاى بعد توسط نويسندگان آنها تكميل شده و با عنوان «قرآن ناطق» (بي آزار شيرازي) و «چهرة پيوستة قرآن» (ايازي) به صورت كتاب به چاپ رسيد.
نگارندة اين نوشتار نيز در پايان نامه خود – كه به نام ساختار هندسي سوره هاي قرآن در سال 1382 چاپ شد – به طور مشروح از اهميت بحث و معنا و مفهوم آن و پيامدها و كاركردهاى بررسى ساختارى سوره ها سخن گفت و دلائل موافقان و مخالفان را دسته بندى و بررسى كرد. و براى ن
خستين بار فهرست كاملى از ابزارهاى كشف اهداف سوره ها ارائه داد. و با ارائه گزارشى از چالش هاى تعيين غرض سوره و سبك هاى نمايشى آن بحث خود را به پايان برد. و سبك جديدى با عنوان «روش ساختار منطقى» را در تفسير قرآن پيشنهاد نمود.


3. مبانى هدفمندى سوره ها


مبانى هدفمندي سوره كه به مثابة اصول موضوعه بحث تلقى مى شوند و پيش فرض هائى است كه طرفداران اين نظريه قبل از هرگونه استدلالى آنها را پذيرفته اند. بنابراين مخدوش شدن هر يك از مبانى به تنهائى كافى است كه اين نظريه را از پاى بست ويران كند. از اين رو براى آنكه حدود بحث مشخص شود و گفتگو از حيطه دلائل به محدوده مبانى كشيده نشود بجا است مبانى مذكور را يك بار مرور كنيم.
مبانى سه گانه هدفمندى سوره ها عبارتند از:
1. همسانى اصول جذابيت در كلام الهى و بشرى
2. وحيانى بودن ساختار سوره ها
3. هدفدار بودن قرآن


الف. همسانى اصول جذابيت در كلام الهى و بشرى


يكى از بديهى ترين جنبه هاى اعجاز قرآن به ويژگى هاى لفظى و فصاحت و بلاغت اين سخن شگرف باز مى گردد. قرآن كلامى زيبا و با نفوذ است كه گيرائى و تأثير شگفت انگيزى در خواننده خويش بجا مى گذارد. شورانگيزى مثال زدنى قرآن را نمى توان ساده انگاشت چرا كه نمونه هاى تاريخى گزارش شده از تأثيرگذارى بيانى قرآن براى هيچ كتاب ديگرى نقل نشده است.
رمز اين تأثيرگزارى، شورانگيزى و نشاط آفرينى جاودانه قرآن در چيست؟ بى شك اسرار اين راز ناگشوده را بايد در تبعيت از اصول و نكات دقيق و ظريفى دانست كه برخى از آنها بنام اصول و قواعد فصاحت و بلاغت شهرت يافته اند و بسيارى ديگر از اين اصول بايد با تلاش و كاوش علمى ادبا و سخن شناسان جهان به تدريج كشف و بيان گردد.
اگر اعجاز ادبى قرآن را بپذيريم بايد اين نكته را باور كنيم كه هر چه موجب جذابيت، گيرائى و زيبائى كلام مى شود در قرآن كريم به نحو احسن رعايت شده و قرآن هر يك از قواعد را در اوج خويش رعايت كرده است همچنانكه شاهكارهاى ادبى جهان نيز به دليل رعايت همين اصول در اوج قرار داشته و به آثارى جاودانه و ماندگار تبديل شده اند.
اگر نظم آهنگ باعث جذابيت كلام بشرى است و تعقيد كلام موجب تنفر، پس قرآن بايد داراى بهترين نظم آهنگ بوده و به كلى از تعقيد خالى باشد. تفاوت قرآن با كلام بشرى در اين نيست كه قرآن چون سخن خدا است از اصولى جداى از اصول پذيرفته شده در جذابيت كلام بشرى بهره برده است بلكه اقتضاى الهى بودن كلام، متعالى بودن و بى نقص بودن آن است چنانكه درباره ساير صفات الهى نيز اين امر پذيرفته شده است. مثلاً تفاوتى در مفهوم علم الهى و علم بشرى نيست بلكه تفاوت در مصداق است كه علم خداوند بى نهايت و علم انسان محدود است.
از جمله اصولى كه باعث جذابيت كلام است نظم و چينش
ادبى آن است. پراكنده گويي و از شاخه اى به شاخه ديگر پريدن و آسمان و ريسمان را بهم بافتن كلام را نا زيبا و خواننده را خسته مى كند و رشته كلام را در ذهن او از هم مى گسلد. حال چه كلام بشرى باشد يا خدائى هيچ تفاوتى نمى كند. اگر بپذيريم كه رعايت اين اصل در متون ادبى باعث جذابيت آن خواهد شد قرآن نيز بايد آن را رعايت كرده باشد آن هم به دقيق ترين و كامل ترين شكل آن از اين رو ديگر توجيهى ندارد كه بگوئيم رعايت نظم در كلام بشرى لازم است. اما در كلام الهى ضرورتى ندارد و اصولاً رمز اعجاز قرآن در همين نكته نهفته است كه بدون رعايت اصول جذابيتِ كلام، سخنى گيرا و تأثيرگذار است!!!
البته ممكن است كسى در پذيرفتن اين اصل يا ديگر اصول جذابيت و فصاحت كلام ترديد كند و يا اينكه در پيروى محض قرآن از روشهاى رايج شك روا دارد و بگويد قرآن نيز پيوستگى در كلام را رعايت كرده است اما از پل هاى ارتباطى بديع تر و كاراترى نسبت به متون بشرى استفاده كرده است. اما پذيرفتن يك اصل در كلام بشرى و نا سازگار دانستن آن با متون قدسى يا بر عكس امرى نامعقول و غير قابل قبول است.


ب. وحيانى بودن ساختار سوره ها


يكى از پايه هاى اساسى نظريه هدفمندى سوره ها، بحث توقيفى بودن يا اجتهادى بودن چينش آيات در سوره است. بگونه اى كه برخى از قرآن پژوهان معتقدند كه اگر كسى به اجتهادى بودن ساختار سوره هاى قرآن گرايش دا
شته باشد ديگر مجالى براى پذيرش نظريه هدفمندى سوره ها يا هر گونه تناسب ديگر بين آيات قرآن نخواهد داشت زيرا در اين صورت نظم فعلى آيات را محصول تلاش و اجتهاد صحابه مى داند و طبيعى است كه چنين كارى نمى تواند از اشتباه يا كج سليقگى بدور باشد. از اين رو ديگر نوبت بررسى حكمت ها و ظرافت هاى ارتباط بين آيات نمى رسد. ارتباط تنگاتنگ نظرية هدفمندى سوره ها با اثبات وحيانى بودن ساختار آنها ضرورى مى سازد كه اين بحث را با دقت بيشترى پيگيرى كنيم. مهم ترين دلايلي كه وحياني بودن ساختار سوره ها را اثبات مي كند به شرح زير است:


1. اقتضاى اصل


پيش از هر چيز بايد مشخص كنيم كه در اين بحث «اصل» به كدام سو گرايش دارد؟ آيا اصل بر توقيفى بودن آيات است يا بر اجتهادى بودن آن؟ و يا اينكه اصل هيچيك را اقتضا نمى كند؟!!
بنظر مى رسد كه اصل بر وحيانى بودن ساختار فعلى آيات در سوره هاست و اگر كسى خلاف آن را ادعا كند بايد دليل قاطع و برهان محكمى اقامه كند. قرآن كنونى با نظم و ترتيب معجزه آساى آيات و سوره هاى آن مورد پذيرش همه مسلمين و فرقه هاى مختلف آن است. ائمه (ع) در قول و عمل و با نگارش نسخه هايى از آن نظم و ترتيب آيات آن را تأييد كرده اند، بنا بر اين دليل خدشه ناپذيرى بنام تواتر از نظم فعلى قرآن حمايت مى كند و تمام مسلمانان براى اثبات هر يك از جنبه هاى قرآنى و عبارات آن راهى بجز تواتر و نقل
هاى يقين آور نمى دانند. از اين رو، روايات آحاد جمع قرآن كه عموماً دستخوش ضعف سند و اضطراب متن نيز هستند ياراى مقابله با اين تواتر مستند را ندارند. همين يك دليل كافى است تا از اقامه هر دليل ديگرى بر توقيفى بودن ترتيب آيات بى نياز شده و به بررسى ناتوانى هاى دلائل طرفداران اجتهادى بودن ترتيب آيات بپردازيم.


2. حكم عقلى


اهميت و عظمت قرآن، اهتمام فوق العاده پيامبر به حفظ قرآن از تحريف،اهميت فراوانى كه مسلمانان براى قرآن قائل بودند، اجر و ثواب بى پايان قرآن خواندن و… عقلاً اقتضا مى كند كه قرآن از نخستين روز نزولش در عصر رسول خدا جمع آورى و تدوين شده باشد و هر آيه اى جايگاه خود را از روز نخست يافته باشد از اين رو فقيه و قرآن پژوه بزرگى همچون آيت الله خويى معتقد است: هر روايتى كه جمع آورى قرآن را به دورانهاى بعد از پيامبر مستند مى كند به دليل ناسازگارى با اين حقايق مسلم تاريخى غير قابل قبول مى باشند. (خوئى، 1/ 398)
بعلاوه در عصر ختم نبوت و انقطاع وحى، تنها دستآويز محكم بشريت براى يافتن راه سعادت و هدايت، قرآن است و بى شك بسيارى از پيامها و هدايت گري هاى قرآن در نظم و ترتيب آيات آن نهفته است و اگر اين نظم به غير خدا مستند گردد، از حجيت ساقط گشته و دست جوامع بشرى از يافتن راه هدايت كوتاه مى گردد. چنين فاجعه اى نه تنها با آياتى كه قرآن را كتاب هدايت مى داند در تعار
ض است بلكه نوعى نقض غرض به حساب آمده و عقلاً با حكمت الهى تعارض دارد.


3. آيات قرآن


دهها آيه قرآن از نزول آن از جانب خداوند و الهى بودن اين كتاب سخن گفته است. اين آيات حاكى از آن است كه تأليف آيات در چارچوب سوره ها همچون الفاظ و معانى آنها از جانب خداوند متعال است، چه اساساً نسبت كتابى به صاحب اثرى وقتى درست مى نمايد كه علاوه بر لفظ و معنا، ساختار بخشها و فصول آن هم از خود او باشد. برخى از اين آيات عبارت اند از:
1. « وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/6)
2. « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلا» (انسان/23)
3.« قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ» (مائده/15)
5. «وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» (نساء/113)
6. « وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ»(بقره/89)
در كنار اين آيات، آيات ديگرى نيز وجود دارد كه بيانگر ناتوانى «غير خدا» از ايجاد نظم و ترتيب جداگانه اى در آيات و سوره ها و بوجود آوردن قرآن ديگرى است.
بارزترين و مشهورترين آيات در اين زمينه، آيات تحدى است. در آيات تحدى هيچگاه به واژه ها و آيات همآورد طلبى نشده است، بلكه از مخالفان خواسته شده يك س
وره (يونس/38) يا ده سوره ( هود/12) مانند قرآن بياورند و براى ساختن چنين سوره اى هركس (غير از خدا) را مى خواهند فرا بخوانند «وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ» ( يونس/38) و از همة دانشمندان و سخنوران و شاعران خود كمك بخواهند تا شايد بتوانند سوره اى همانند كوچك ترين سورة قرآن تنظيم نمايند. بديهى است كه قوام سوره به واژه ها، وجملات پراكنده و بى ارتباط آن نيست، نظم و پيوستگى بين آيات و چينش آنان در كنار يكديگر كه به گواهى آيات تحدى از «غير خدا» ممكن نيست.
در آيات تحدى هيچگاه واژه «مثل» مقيد نشده بلكه با عبارات مطلقى همانند « فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ» ( طور/34) همآورد طلبى را به همة قلمروهاى قرآن كشانده است كه بى شك يكي از مهمترين جنبه آن ارتباط مطالب و آيات با يكديگر است.
در كنار آيات تحدى، آيات ديگرى نيز وجود دارد كه به صراحت توانايى ساختن و بوجود آوردن كتاب ديگرى همانند قرآن را از همة آفريده هاي آسماني و زميني وحتى از اشرف مخلوقات كه وجود مقدس پيامبر اكرم باشد نفى كرده و سخن كسانى را كه مى گويند «اين قرآن را پيامبر ساخته است» نادرست و تهمت ناروا مى خواند و مى فرمايد: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ» (سجده/3) و در جاى ديگر چنين سخنانى را «ظلم و زور»(فرقان/4) مى نامند و سرانجام در آية 15 سوره مباركه «يونس» خيال همه را راحت كرده و از پيامبر (ص) مى خواهد كه به مشركان اعلام كند كه:
«قَالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ… إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ» ( يونس/15)
« من قدرت تغيير اين قرآن و آوردن قرآن ديگرى را ندارم و هر چه مى گويم از وحى الهى است»
بدين شكل قرآن كريم با عبارات متفاوتى اعلام مى كند كه چينش اعجازگونه آيات قرآن كريم نه به اجتهاد صحابه و حتى نه بر اساس نظر شخصى پيامبر اكرم(ص)، بلكه با وحى مستقيم الهى سامان يافته است و بر حكمتى عميق و ارتباطى دقيق استوار است كه جز از خداوند حكيم و خبير از كس ديگرى ساخته نيست.


< B>4. سيره پيامبر(ص)


شواهد و قرائن فراوانى نشان مى دهد كه اكثر سوره هاى قرآن يكباره نازل شده است. بنابراين همگام با نزول سوره، جايگاه آيات نيز به طور طبيعى مشخص مى شد. از ابن عباس نقل است كه فرمود:
«پيامبر، پايان سوره قبلى و شروع سوره بعدى را با نزول بسم الله الرحمن الرحيم در مى يافتند.»(واحدي،/17)
غير از «ترتيب طبيعى» عامل ديگرى نيز در نظم بخشيدن به آيات قرآنى دست داشته است و آن تصريح حضرت رسول(ص)دائر بر سازمان يافتن آيه يا آياتى به ترتيبى بجز «ترتيب طبيعى» آنهاست كه طبعاً در موارد اندكى اتفاق افتاده است كه در هر مورد نيز روايات مستند و قابل اعتماد وجود دارد. ابن عباس مى گويد:
«طى دوران رسالت، سوره هاى متعددى بر پيغمبر فرود آمد. هر گاه آياتى از قرآن نازل مى گشت، حضرت كاتبان وحى را فرا مى خواند و آنان را مأمور مى ساخت كه آيات را در ضمن سوره اى جا دهند كه فلان مطلب در آن مذكور آمده است.»(يعقوبي،2/43)
پيامبر(ص) اين كار را با دقت و وسواس تمام و بر اساس دستورات الهى تا آخرين آيه قرآن ادامه داد و آخرين آيه نازل شده را كه « وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ» (بقره/281) است بنا بر اشاره جبرئيل در سوره «بقره» ـ كه در اوائل هجرت نازل شده بود ـ و در ميان آيات «ربا» و «دَين» جاى داد. (طبرسي،2/676)
اين روايات به روشنى توقيفى بودن مكان آيات را بيان مى كند و به ما كمك مى كند تا نظم و ارتباط آيات را با استناد به حكمت الهى و بلاغت قرآنى كشف نموده و آنها را بر اساس يك غرض واحد منظم نماييم.


5. روايات


در كنار آيات و رواياتى كه به طور عام و كلى بر توقيفى بودن نظم آيات دلالت مى كنند، رواياتى نيز وجود دارد كه قرائنى مبنى بر منظم بودن برخى از سوره ها در زمان پيامبر بدست مى دهد. از جمله مى توان به احاديثى اشاره كرد كه در ضمن آنها پيامبر(ص) از آغاز و انجام سوره نام برده است; مثلاً بنا بر رواياتى پيامبر (ص) فرموده است:
«هر كس آخر سوره «حشر» را قرائت كند و در آن شب يا در آن روز بميرد گناهانش پوشانده مى شود.» (مجلسي،89/309)
اين احاديث نشان مى دهد كه ساختار كلى سوره ها در زمان نزول معين شده بود.


ج. هدف دار بودن قرآن


سومين پايه هدفمندى سوره ها پذيرش هدفمندي قرآن است. نخستين آيات سوره مباركه بقره هدف از نزول اين كتاب مقدس را «هدايت متقين» اعلام مى كند و سپس در ديگر آيات اين سوره و سوره هاى ديگر چگونگى هدايت انسان، عوامل و موانع آن و ساير مباحث مرتبط با آن را به دقت و با موشكافى بسيار بيان مى دارد. صراحت گفتارى قرآن در اين زمينه جاى هيچ گونه شكى براى آشنايان به معارف قرآن باقى نمى گذارد كه قرآن كتابى هدفدار و جهت دار است كه گام به گام حقيقت جويان را به سرچشمه معنويت و كمال رهنمون مى سازد.
قرآن مجموعه اى از كلمات قصار، داستانهاى آموزنده و جملات حكمت آميز نيست كه هر يك به مناسبتى بيان شده و در دفترى گردآمده باشند.
قرآن نه تنها هيچ شباهتى به كشكول شيخ بهائى ندارد؛ بلكه از نظر ساختار و نظم مجموعه اى حتى به كتابهاي شريفى همچون نهج البلاغه و نهج الفصاحه هم شبيه نيست. هيچ كس نمى تواند قرآن كريم را به بحارالانوار تشبيه كرده و بگويد قرآن نيز همچون اين كتاب مجموعه اى پراكنده از سخنان حكمت آميز و عميق است كه ذيل موضوعات مشخص گنجانده شده است با اين تفاوت كه قرآن سخن خداوند قادر و حكيم است و بحارالانوار سخنان معصومين (ع)
همه مى دانند كه قرآن مجموعه واحدى است كه همه اجزايش يك هدف و احد را دنبال مى كنند و اين هدف كه همان انسان سازى و هدايتگرى است در تك تك حروف و كلمات اين كتاب مقدس جارى و سارى است. هدايتگرى قرآن در گزينش واژگان، چينش كلمات، جايگاه آيات در سوره ها كاملاً مشهود است و اراده واحد و حكيمانه اى در ساماندهى آنها نقش داشته است. كتابهاي علمى و پژوهشى بسيارى توسط اديبان درباره حكمت به كارگيرى يك واژه بجاى واژه ديگر در قرآن و يا يك تقدم و تأخر عبارات و واژه ها نگاشته شده است كه همگى حاكى از وجود اين اراده حكيمانه است.
اگر قرآن داراى يك هدف كلى است هر يك از سوره هاى قرآن نيز بايد بخشى از اين هدف را تأمين كنند و رابطه اى معنادار و هماهنگ با هدف كلى قرآن داشته باشند. بدينسان مى بينيم كه پذيرش هدفمندى قرآن به طور طبيعى ما را به سوى هدفمندى سوره سوق مى دهد و اين سؤال را در برابر ما قرار مى دهد كه اگر هدف كلى قرآن هدايت است سورة «بقره» يا «آل عمران» يا «ناس» و… چه بخشى از اين هدايتگرى را بعه
ده دارند؟ آيا اگر يكى از اين سوره ها در قرآن گنجانده نمى شد باز هم هدف نهائى قرآن تأمين مى شد و همه ابعاد هدايت بيان مى گرديد؟ اگر پاسخ منفى به اين سؤال داده و اعتقاد داشته باشيم كه هر سوره جايگاه ويژه خود را دارد و هيچ چيز جاى آن را پر نخواهد كرد آنگاه بايد به اين سؤال جواب دهيم كه هدف ويژه هر سوره چيست و هر سوره در كليت خود در صدد بيان چه پيامى است؟ اينجاست كه بطور منطقى بحث هدفمندى سوره ها مطرح شده و پاسخ شايسته خود را طلب مى كند.
ناگفته نماند كه گرچه ممكن است كشف اهداف سوره ها و مرتبط نمودن آن ها با هدف كلى قرآن مشكل بوده و كاوش علمى و تلاش فكرى بسيارى را بطلبد و يا مفسران در تعيين غرض سوره به اختلاف افتاده و هر يك عنوانى را براى يك سوره قرار دهند اما همه اين امور به صغراى قضيه مربوط مى شوند و نمى تواند به كليت كبرى ـ هدفدارى سوره ها ـ خدشه اى وارد نمايند. بنابراين اگر كسى در صدد انكار هدف مندى سوره ها بر آيد در آغاز بايد در هدف مندى قرآن ترديد كند و آنگاه از پذيرش نظريه «وحدت غرض سوره هاى قرآن» سر باز زند. طرفداران نظريه نيز ناچارند كه قبل از هر چيز به عنوان يك اصل موضوعه هدف مندى قرآن را بپذيرند.


منابع و مآخذ


1. ابن شريف، محمود؛ اليهود فى القرآن، دار المكتبة الهلال، بيروت، 1986 م.
2. ابوالسعود، محمد بن محمد؛ ارشاد العقل السليم الى مزايا القرآن الكريم «تفسير ابى السعود»، دار احياء التراث العربي.
3. آلوسى البغدادى، الس
يد محمد؛ روح المعانى، انتشارات جهان، تهران.
4. ايازى، سيد محمد على؛ چهره پيوسته قرآن، نشر هستي نما، تهران، 1380ش.
5. ————- ؛ سير تطور تفاسير شيعه، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1373ش.
6. ————- ؛ المفسرون منهجم و حياتهم، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1373ش.
7. بازرگان، عبدالعلي؛ نظم قرآن، تهران، 1372ش.
8. البقاعى، ابراهيم بن عمر؛ نظم الدرر فى تناسب الآيات و السور، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415 هـ.
9. بى آزار شيرازى، عبدالكريم؛ قرآن ناطق، اول، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1376ش.
10. جوادى آملى، عبدالله؛ هدايت در قرآن، رجاء، تهران، 1367 ش.
11. ———— ؛ ولايت در قرآن، رجاء، تهران، 1375 ش.
12. حسين، طه؛ آيينه اسلام، ترجمه محمد ابراهيم آيتى، چاپ سوم، انتشارات رسالت، قم.
13. خالدى، محمد على؛ صفوة العرفان فى تفسير القرآن، المطبعة العصريه، صيدا، 1996 م.
14. خامه گر، محمد؛ ساختار هندسي سوره هاي قرآن، اول، امير كبير، تهران، 1382 ش.
15. خوئى، ابوالقاسم؛ البيان فى علوم القرآن، ترجمه نجمي و هريسي، دانشگاه آزاد اسلامي، خوي، 1375ش.
16. رضوان، عمر بن ابراهيم؛ آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره، دار طيبه، رياض، 1413هـ.
17. سيوطى، جلال الدين؛ الاتقان فى علوم القرآن، تحقيق ابوالفضل ابراهيم، منشورات الرضي.
18. شحاته، عبدالله محمد؛ درآمدى بر تحقيق در اهداف و مقاصد سوره ها، ترجمه محمد باقر حجتى، نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1369ش.
19. خطيب شربينى، محد بن احمد؛ تفسير القرآن الكريم «تفسير السراج المنير»، دار الكتب العلمية، 1425هـ..
20. الشيرازى، صدرالدين؛ تفسير القرآن الكريم، انتشارات بيدار، 1366ش.
21. طبرسى، فضل بن الحسن؛ مجمع البيان، الطبعة الاولي، دار المعرفة، بيروت، 1406هـ.
22. طنطاوى جوهرى، محمد؛ الجواهر فى تفسير القرآن، دار الفكر، بيروت.
23. فريد وجدى، محمد؛ المصحف المفسر، دارالمعارف، مصر، 1986م.
24. فقهي زاده، عبدالهادي؛ پژوهشي در نظم قرآن، جهاد دانشگاهي، تهران، 1374ش.
25. فيضى، ابوالفيض بن مبارك؛ سواطع الالهام، مرتضي آيت الله زاده شيرازي، تهران، 1375ش.
26. نظام الاع
رج، حسن بن محمد؛ غرائب القرآن و رغائب الفرقان، دار الكتب العلمية،1416هـ.
27. الكاشانى، ملا فتح الله؛ تفسير المنهج الصادقين فى الزام المخالفين، اسلامية.
28. مجلسى، محمد باقر؛ بحار الانوار، الوفاء، بيروت، 1404 هـ.
29. مدنى، محمد محمد؛ المجتمع الاسلامى كما تنظمه سورة النساء، مصر، 1991م.
30. مصباح يزدى، محمدتقى؛ جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، سازمان تبليغات اسلامى، تهران، 1368 ش.
31. معرفت، محمد هادى؛ التمهيد، چاپ اول، علوم قرآنى، قم، 1378ش.
32. مودودى، ابوالاعلى؛ تفهيم القرآن، ترجمه: حكيم الله متين، دار العروبة للدعوة الاسلامية، لاهور، 1989 م.
33. واحدى، نيشابوري؛ اسباب النزول، دار الكتب العلمية، 1982م.
34. اليعقوبى، احمد بن اسحاق؛ تاريخ اليعقوبى، دار احياء التراث، بيروت.
53.
The quran interpeted, by Arthur j.Arberry (Qum, Center Of Islamic Studies Introduction.


نشریه پژوهشهای قرآنی شماره 51 – 52 ویژه قرآن و حجاب


http://maarefquran.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید