ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

غیبت در میان امتهای پیشین

غيبت انبيا و جانشينان آنان كم و بيش در ميان امّتهاى گذشته وجود داشته است. در زير به نمونه‏هايى از اين غيبتها اشاره مى‏كنيم.


الف- غيبت حضرت ادريس‏


نخستين غيبت در ميان پيامبران، غيبت حضرت ادريس است. غيبت او چندان به درازا كشيد كه پيروانش دچار تنگنا شدند، «۱» بحدّى كه حتّى غذاى روزانه آنان تأمين نمى‏شد طاغوت زمان بسيارى از آنان را كشت، برخى ديگر را به فقر و تهيدستى كشاند و بقيه را در خوف و بيم نگهداشت تا آنكه ادريس ظاهر شد و به پيروانش وعده گشايش داد و نيز وعده داد كه فردى از نسل او به نام «نوح» قيام خواهد كرد. سپس خداوند او را به سوى خويش بالا برد.


مؤمنان و شيعيان وى نسل اندر نسل در انتظار قيام نوح بودند و در اين راه در برابر ستمگران، شكيبايى ورزيدند تا آنكه سرانجام، «نوح» پرچم نبوت برافراشت. «۲»


ب- غيبت حضرت صالح‏


حضرت صالح دومي
ن پيامبرى بود كه مدت زمان زيادى از ميان قوم خود- پس از هلاكت گروه زيادى از آنان- غايب شد و چون نزد باقيمانده امتش بازگشت، آنها او را نشناختند. گروهى او را تكذيب كردند. جمعى نسبت به وى دچار ترديد شدند، ولى عدّه‏اى پذيراى دعوت او گشتند و بر آيينش استوار ماندند. «۳»


ج- غيبت حضرت ابراهيم‏


شيخ صدوق براى حضرت ابراهيم (ع) سه غيبت ذكر كرده است: غيبت نخست از آغاز تولد تا زمان برانگيخته‏شدن به نبوت كه در غارى پنهان بود و تنها مادرش از جايگاه وى خبر داشت.


غيبت دوّم در دوران رسالتش و زمانى بود كه طاغوت مصر او را تبعيد كرد و او گفت:  «وَ اعْتَزِلُكُمْ وَ ماتَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ «۴»»و از شما و هر آنچه از غير خدا مى‏خوانيد، دورى مى‏جويم.


مرحله سوّم غيبت حضرت ابراهيم، سياحت در شهرها به منظور پندگيرى بود. «۵»


د- غيبت حضرت يوسف‏


بر اساس نوشته شيخ صدوق، غيبت حضرت يوسف بيست سال به طول انجاميد تا آنكه خداوند فراق را به وصال مبدل ساخت و او را به آغوش پدر و بستگانش بازگرداند.


وى چند روزى از اين مدت را در چاه، چند سالى را در زندان و بقيّه را در سمت پادشاهى مصر سپرى كرد.


پدر او حضرت يعقوب مى‏دانست كه او در طول مدت غيبتش- بر خلاف ادعاى برادرانش كه مى‏گفتند طعمه گرگ گشته- زنده است و خداوند به همين زودى او را آشكار خواهد ساخت. از اين رو به فرزندانش مى‏گفت:  «انى اعْلَمُ ما لاتَعْلَمُونَ «۶»» من (از جانب خدا) مى‏دانم آنچه را شما نمى‏دانيد. «۷»


ه- غيبت حضرت موسى‏


حضرت موسى نيز- طبق نوشته شيخ صدوق- دو غيبت داشت: نخست از آغاز ولادت تا دوران نوجوانى. بنى‏اسرائيل پس از حضرت يوسف دچار سختى و گرفتارى زيادى شده و مدّت چهارصدسال درانتظارقائم‏پس ازاوبودند. دراين مدّت پنجاه‏نفردروغگو از بنى‏اسرائيل ظاهر شده و همگى مدعى بودند كه موسى بن عمران هستند تا آنكه بشارت ولادت او را شنيدند، ولى حضرت موسى به خاطر رعايت امنيت از معرفى خويش خوددارى مى‏كرد.


چون به سنّ نوجوانى رسيد، بر قوم خود ظاهر و موجب خوشحالى و اطمينان آنان شد.


غيبت دوّم- كه براى مردم- از غيبت نخست دشوارتر بود و بيش از پنجاه سال به طول انجاميد از زمانى آغاز شد كه حضرت موسى از مصر خارج و رهسپار مدين شد و نزد شعيب اقامت گزيد. «۸»


و- غيبت جانشينان حضرت موسى‏


با درگذشت حضرت موسى «يوشع بن نون» جانشين وى شد. او با ستمگران زمان خود به مبازره برخاست. پس از او تا ظهور حضرت داود كه بيش از چهار صد سال به طول انجاميد، يازده تن از جانشينان ا
و به تبليغ شريعت توحيد مأمور گشتند. تمام اين پيشوايان در غيبت و اختفا به سر مى‏بردند. آخرين آنان پس از غيبتى طولانى آشكار شد و پيروان خود را به ظهور «داود» بشارت داد. شيعيان وى بشارت ولادت «داود» را دريافتند و چه بسا او را نيز مى‏ديدند، ولى نمى‏شناختند، تا آنكه در جريان درگيرى «طالوت» با «جالوت»، داود در صحنه ظاهر شد و «جالوت» را به قتل رسانيد و از آن پس زمامدارى جامعه را بر عهده گرفت. «۹»


از بررسى مجموع غيبتهاى ياد شده، چنين نتيجه مى‏گيريم كه منشأ غيبتها همواره ترس بوده است؛ البته نه ترس شخصى و فرار از كشته شدن، بلكه ترس از غافلگير شدن در برابر دشمن و پديدار گشتن اشكال و نقص در پياده كردن و اجراى برنامه الهى، از اين رو، مى‏بينيم به محض فراهم شدن شرايط و اجازه ظهور از سوى پروردگار، به غيبت خود پايان داده، پرچم مبارزه با ستمگران را بر افراشته، و از جان مايه مى‏گذاشتند.


غيبت امام زمان (عج) نيز به عنوان آخرين و گسترده‏ترين حلقه در موضوع غيبت انبيا و جانشينان آنان، در همين راستا صورت گرفت. او كه به منظور مصون ماندن با قيمانده سلسله امامت و حجّتهاى خدا در زمين از تعرض دشمنان، غيبت كرد، منتظر فرا رسيدن، زمان مناسب و موعد مقرّر است تا به اذن پروردگار ظهور كند و ريشه ستم و ستمگران را بخشكاند و اسلام ناب را در تمام ابعادش پياده كند. از امام صادق (ع) چنين نقل شده است:


براى صاحب اين امر غيبتى است كه چاره‏اى از آن نيست و آن به دلايلى است كه به ما اجازه افشاى آنها داده نشده است. اجمال حكمت آن، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است كه حكمت و علّت اصلى آن جز پس از ظهور كشف نمى‏شود، چنان كه حكمت كارهاى شگفت‏انگيز حضرت خضر- همچون سوراخ كردن كشتى، كشتن جوان و بنا كردن ديوار در شرف خرابى- براى حضرت موسى كشف نشد، مگر به هنگام جدايى آنان از يكديگر …. «۱۰»


پی نوشتها :


(۱)- بر اساس روايتى كه از امام باقر(ع) نقل شده، حضرت ادريس به خاطر درگيرى با طاغوت زمانش و بيم از او مدت بيست سال‏در غارى پنهان بود(ر. ك. كمال الدين، ج ۱، ص ۱۲۷- ۱۳۲).


(۲)- كمال الدين، ج ۱، ص ۱۲۷/


(۳)- همان مدرك، ص ۱۳۴- ۱۳۵/


(۴)- مريم، آيه ۴۸/


(۵)- كمال الدين، ج ۱، ص ۱۳۷- ۱۴۱/


(۶)- يوسف، آيه ۹۸/


(۷)- ر. ك. كمال الدين، ج ۱، ص ۱۴۱- ۱۴۲/


(۸)- كمال الدين، ج ۱، ص ۱۴۵- ۱۴۷/


(۹)- ر. ك. كمال الدين، ج ۱، ص ۱۵۳- ۱۵۵/


(۱۰)- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۱/


(تاريخ زندگانى امام مهدى(ع)، ص: ۴۵)


www.nooremonji.com< /o:p>

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید