از این طرف اومدی: 

علائم ظه ور چیست؟

فهرست مطالب

صحبت کردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه‏هاي ظهور ايشان در واقع صحبت کردن از حوادثي است که بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست که از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم که آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي‏توان مطمئن بود که حتماً همه آن حوادث آن‏گونه که در روايات شريف ما آمده‏اند وقوع يابند؟


پاسخ به اين پرسش در کتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي‏شود که طي اين بخش از مطالب به آن مي‏پردازيم.


«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي‌شود؛ بدين معنا که خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله‏اي را از زبان پيامبر يا ولي‏اي از اولياي خويش به گونه‏اي تبيين مي‏کند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي‏دهد. در قرآن آمده است:


خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي‏کند در حالي که ام‏الکتاب نزد اوست و خود مي‏داند عاقبت هر چيزي چيست.۱


و در آيه‏اي ديگر: و بدالهم سيّئات ما کسبوا.۲ بدي‏هايي را خود کسب کرده بو
دند و براي آنها مخفي بود برايشان نمايان شد.


يا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآيات.۳پس از آنکه نشانه‏ها را ديدند حقيقت امر بر آنها روشن شد.


اين ظهور پس از خفا، تنها براي انسان رخ مي‏دهد و در مورد خداوند متعال ابداً صدق نمي‏کند وگرنه لازمه‏اش اين است که خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد که اين امر محالي است. خداوند، چنانکه قرآن کريم مي‏فرمايد به همه چيز آگاه و داناست ۴ و نسبت به همه چيز در همة زمان‌ها و مکان‌ها چه حاضر باشند و چه غايب، چه موجود باشند و چه فاني و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضوري دارد. قرآن کريم در اين زمينه مي‏فرمايد:


هيچ چيزي در آسمان و زمين از نظر خداوند متعال مخفي نمي‏شود.۵


از همين روست که مسئلة بداء و ظاهر کردن آن امر مخفي به خداوند نسبت داده مي‏شود:


و بدالهم من الله مالم يکونوا يحتسبون


خداوند آنچه را گمان نمي‏کردند، براي آنها ظاهر کرد.


براساس آيه:


خداوند چيزي را که از آنِ مردمي است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.۷


و با استفاده از ديگر آيات و روايات مي‏توان چنين برداشت کرد که برخي اعمال حسنه نظير: صدقه، احسان به ديگران، صلة رحم، نيکي به پدر و مادر، استغفار و توبه، شکر نعمت و اداي حقّ آن و… سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و برکت زندگي‌اش را افزايش مي‏دهد، همان‏طور که اعمال بد و ناشايست اثر عکس آن را بر زندگي شخص مي‏گذارد.


پيش از شرح اين عبارت که بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزي است که از ناحية خداوند متعال براي مردم مخفي و براي خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم که خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:


الف) لوح محفوظ


 لوحي که آنچه در آن نوشته مي‏شود؛ پاک نشده و مقدّرات آن تغيير نمي‏يابند؛ چون مطابق با علم الهي است:


بَل هُوَ قُرآنٌ مَجيدٌ في لَوحٍ مَحفوظٍ ۸ بلکه آن قرآن مجيدي است که در لوح محفوظ ثبت گرديده است.


ب) لوح محو و اثبات


 بنا بر شرايط و سنني از سنت‌هاي الهي، سرنوشت شخص يا جرياني به شکلي خاص مي‏شود، با از بين رفتن آن سنت‌ها يا مطرح شدن سنت‌هاي جديد سرنوشت آن شخص يا آن جريان تحت‏الشعاع سنت‌هاي جديد قرار مي‏گيرد. به عنوان مثال بناست که شخص در سن ۲۰ سالگي فوت کند امّا به واسطة صلة رحم يا صدقه‏اي که مي‏دهد، ۳۰ سال به عمرش اضافه مي‏شود و تا ۵۰ سالگي زنده مي‏ماند يا به عکس، آن شخص بناست ۵۰ سال عمر کند به واسطة گناه کبيره‏اي خاص، ۳۰ سال از عمرش کاسته مي‏شود در همان ۲۰ سالگي مي‏ميرد. که البته خداوند متعال از اوّل مي‏دانست که بناست اوّلي ۵۰ سال و دومي ۲۰ سال عمر کند ولي براي روشن شدن اين سنت‌هاي الهي مطلب به اين شکل از زبان پيامبران يا اولياي الهي(ع) بيان مي‏شود.


در قرآن کريم هم آمده است:


يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده امّ الکتاب


يا اين آيه: آنگاه مدتي را (براي شما عمر) مقرّر داشت و اجل حتمي نزد اوست.۱۰


با توجه به اين دو لوح و مطالبي که تا به حال به آنها پرداختيم، اين پرسش به ذهن مي‏رسد که: آيا ظهور حضرت مهدي(ع) و نشانه‏هايي که براي آن بيان شده است، در لوح محفوظ‌اند يا محو و اثبات. به عبارت ديگر آيا ممکن است اصلاً مسئله‏اي به نام ظهور ايشان تا آخر عمر بشريت و هستي اتفاق نيفتد يا ظهور بدون تحقّق نشانه‏ها رخ دهد يا همة نشانه‏ها بايد رخ دهند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد نشانه‏هاي ظهور را به دو دسته تقسيم کنيم:


۱/ امور و علايم مشروط


۲/ امور و علايم حتمي. آنگونه که امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتميه۱۱ و امام صادق(ع) به حتمي۱۲ و غير حتمي تقسيم کرده‏اند. مسئلة بداء هم در چهار زمينه با موضوع ظهور حضرت مهدي(ع) ارتباط مي‏يابد:


 ۱/ نشانه‏هاي مشروط و غير حتمي ظهور


 جز نشانه‏هايي که صراحتاً در احاديث به حتمي بودن آنها اشاره شده است، بقية نشانه‏هاي ظهور همگي از امور موقوفه به شمار مي‏روند، چنانکه بزرگاني مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق و شيخ طوسي بدان تصريح کرده‏اند. بدين معنا که به جز نشانه‏هاي حتمي ظهور بقية آنها بنا بر مشيت و ارادة الهي ممکن است دچار تغيير و تبديل، تقدّم يا تأخّر شوند. به عبارت ديگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب مي‏آيند و ممکن است با تغيير و تبديل در شرايط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة ديگري پديد آيند يا اصلاً رخ ندهند. البته بسياري از رويدادهايي که در احاديث ما به آنها اشاره شده است تا کنون اتفاق افتاده‏اند و دچار بداء در اصل تحقّق خويش نشده‏اند.


مثلاً اگر در حديث به نزول بلايي (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممکن است در نزول آن تأخير رخ دهد يا اصلاً چنين بلايي به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود يا اينکه با برخي اعمال صالح يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تأخير کنند.


شايد بتوان علت بيان چنين اخباري را اين دانست که اگر مسئله به اين شکل تبيين نمي‏شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمي‏شدند و بدان مبتلا مي‏گشتند امّا پس از صدور حديث از ناحية معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثة ناگواري ممانعت به عمل آورند يا سبب حدوث اتفاقي خوشايند شوند. البته فراموش نکنيم که عکس اين مطلب هم کاملاً صادق است به اين معنا که شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام مي‏کنند که شما با وجود آنکه مي‏توانستيد، آن بلا را از خويش دفع نکرديد يا فلان خير را به سوي خويش جلب ننمو
ديد و از همين روست که روايت شده است:


خداوند متعال، به چيزي مثل بداء عبادت نشده است.۱۳


 ۲/ علايم ظهور و امور حتمي


 پنج مورد از نشانه‏هاي ظهور در بسياري از روايات که از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه‏هاي حتمي ظهور برشمرده شده‏اند:


خروج سيّد خراساني و يماني، نداي آسماني مبني بر حقّانيت حضرت مهدي(ع)، شهادت نفس زکيّه و فرو رفتن سپاهيان سفياني در منطقة بيداء (بيابان بين مدينه و مکّه).۱۴


اين نشانه‏هاي پنج‌گانه را احاديث از علايم حتمي شمرده و هيچ‏گونه احتمال بدايي در مورد تحقّق آنها نداده‏اند وگرنه خلاف حتمي بودن آنها مي‏شد. اين نشانه‏ها شديداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگي مقارن ظهور رخ خواهند داد ان‏شاءالله. بزرگواراني چون مرحوم آيت‏الله خويي در پاسخ به نويسندة کتاب سفياني و علامات ظهور۱۵، علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، در کتاب خويش و شيخ طوسي، در غيبت خويش۱۶ نسبت به اين موضوع تصريح و اذعان کرده‏اند که:


هر چند بنابر تغيير مصلحت‌ها با تغيير شروط اخباري که به حوادث آينده مي‏پردازند، ممکن است دچار تغيير و تبديل شوند؛ جز آنکه روايت تصريح کرده باشد که وقوع آن جريان حتمي است که (با توجه به اعتماد ما به معصومين(ع)) ما هم يقين به حدوث آنها در آينده پيدا مي‏کنيم و قاطعانه مي‏گوييم در آينده چنين خواهد شد.۱۷


اشکال اساسي که به اين نظر گرفته مي‏شود؛ متکي به حديثي است که نعماني در کتاب خويش آورده است که: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفري گفته است: نزد امام جواد(ع) بوديم و صحبت از حتمي بودن آمدن سفياني شد، از آن حضرت پرسيدم: آيا در مورد امور حتمي هم بداء رخ مي‏دهد؟ فرمودند: آري. گفتم: مي‏ترسم در مورد خود حضرت مهدي(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:


ظهور حضرت مهدي(ع) وعدة الهي است و خداوند خلف وعده نمي‏کند.۱۸


علّامه مجلسي، هم در بحارالانوار پس از نقل اين حديث اين توضيح را اضافه کرده‏اند که:


شايد محتوم، معاني مختلفي داشته باشد که با توجه به اختلاف در تعاريف ممکن است در مورد برخي از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اينکه شايد منظور از بداء در مورد خصوصيات آن حادثة محتوم و حتمي باشد و نه اصل تحقّق آن، که مثلاً پيش از زوال حکومت بني‏عباس سفياني جنبش‌هاي خويش را آغاز مي‌کند.۱۹

اين فرضيه چندان قابل قبول نيست؛ زيرا در صورت پذيرفتن آن، چه فرقي بين حتمي و غير حتمي خواهد بود؟ مضاف بر اينکه روايت مورد بحث ما از حيث سند، ضعيف است.۲۰ در ضمن نمي‏توان از آن همه حديث و روايتي که به شدت بر حتمي بودن اين پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأکيد مي‏کنند، چشم‏پوشي کرد و به احاديث انگشت‏شماري از اين دسته تمسک نمود؛ چون ممکن است در شرايط خاصي (به فرض قوت و اعتبار سندي آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روي تقيه، چنين سخني بگويند.


عبدالملک بن اعين گويد: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدي(ع) گفتم: مي‏ترسم که زود بيايند و سفياني نباشد. حضرت فرمودند: والله نه. سفياني از حتمياتي است که حتماً خواهد آمد.۲۱


امور يا موقوفه‏اند يا حتميه که سفياني از دستة حتمياتي است که حتماً خواهد بود.۲۲


يا امام صادق(ع) فرمودند: از حتمياتي که پيش از قيام حضرت مهدي(ع) خواهند بود اينهاست: شورش سفياني، فرو رفتن در بيداء، شهادت نفس زکيّه و منادي که از آسمان ندا در دهد.۲۳


حمران بن اعين از امام باقر(ع) راجع به آية:


ثمّ قضي اجلاً و اجلٌ مسمّي عنده؛۲۴


مي‏پرسد. حضرت مي‏فرمايند: دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.


– محتوم چيست؟


– جز آن نخواهد شد.


– و موقوف؟


– مشيت الهي در رابطة آن جاري مي‏شود.


– اميدوارم که سفياني جزء موقوف‌ها باشد.


– والله که نه و از محتومات است. ۲۵


 ۳/ بداء و قيام حضرت مهدي(ع)


 ظهور حضرت حجت(ع) از اموري است که در اسلام نسبت به آنها به شدت تأکيد شده و در حتميت آ
ن ذره‏اي شک و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم که در آياتي نظير آية ۵۵ سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند که چنين واقعه‏اي در تمام طول تاريخ تا کنون اتفاق نيفتاده است و از آنجا که « ان الله لا يخلف المعياد»۲۶ و خداوند در وعدة خويش تخلف نمي‏کند، در آينده‏اي دور يا نزديک حتماً چنين اتفاقي خواهد افتاد. ان‌شاء‌الله.


علاوه بر اينکه در موارد بسياري رسول مکرم اسلام(ص) و معصومين(ع) شديداً تأکيد نموده‏اند که:


حتي اگر از عمر هستي بيش از يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن قدر اين روز را طولاني مي‏کند که حضرت مهدي(ع) ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.۲۷


 ۴/ تعيين زمان ظهور حضرت مهدي(ع)


 بسياري از روايات، ما را از توقيت (مشخص کردن زمان ظهور) يا تعيين محدودة زماني براي ظهور حضرت به شدت نهي کرده‏اند و شيعيان را امر کرده‏اند که هر که را چنين کرد تکذيب کنند و دروغ‌گو بشمارند؛ زيرا اين مطلب در زمرة اسرار الهي است و کسي آن را نمي‏داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:


محمد! اگر کسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي(ع) نقل کرد، از تکذيب کردن او نترس! چرا که ما براي احدي تعيين وقت نمي‏کنيم.۲۸


وقتي فضيل از امام باقر(ع) مي‏پرسد که آيا اين مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه مي‏فرمايند: «آنها که وقت تعيين مي‏کنند دروغ مي‏گويند».۲۹ يکي از ياران امام ششم(ع) به ايشان عرضه مي‏دارد: اين مسئله‏اي که چشم انتظارش هستيم کي خواهد آمد؟ حضرت مي‏فرمايند:


اي مهزم! آنها که وقت تعيين کنند دروغ مي‏گويند، آنها که عجله کنند هلاک مي‏شوند و آنها که تسليم امر خداوند باشند نجات مي‏يابند و به سوي ما باز مي‏گردند.۳۰


آنگونه که از احاديث برمي‏آيد، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموري است که خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان که خداوند تبارک و تعالي اراده کنند و شرايط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمين را از برکات وجودي آن امام همام(ع) بهره‏مند خواهند نمود.


البته نهي از تعيين وقت، شامل نشانه‏هاي حتمي ظهور نمي‏شود؛ چرا که خود معصومين(ع) در اين موارد به فاصلة زماني ميان حدوث آن نشانة حتمي و ظهور حضرت اشاره کرده‏اند که مثلاً از ابتداي شورش‌ سفياني تا قيام حضرت بيش از ۹ ماه طول نخواهد کشيد يا مثلاً ۱۵ روز پس از شهادت نفس‌زکيّه حضرت در مکه ظهور مي‏کنند. وليکن ديگر نشانه‏ها حداکثر به اين اشاره مي‏کنند که ظهور آن وجود مقدس نزديک شده است و نه بيش از اين. چنانکه ديديم برخي از نشانه‏هاي ظهور قرن‌هاست که اتفاق افتاده‏اند و گذشته‏اند و هنوز ظهور رخ نداده است. که البته به جهت ايجاد اميد در دل شيعيان مبني بر نزديک شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قيام حضرت صاحب(ع) ياد کرده‏اند.


ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند که ايشان بناست چه زماني قيام جهاني خويش را آغاز کنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خويش را براي آن روز مهيا و آماده مي‏کردند ـ که به خيال خام و واهي خود ـ آن نور الهي را خاموش کنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفاني هم که قرن‌ها با حدوث اين حادثة عظيم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به يأس و کسالت و خمودي مي‏شدند حال آنکه قرن‌هاست بسياري در انتظار آن يار غايب از نظر، ديده‏ها را خون‌بار کرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجيل در فرج ايشان برداشته‏اند و اميد دارند که در زمرة ياران و ياوران ايشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم‏هاي ستمگران ربوده و هر صبح و شام از اين هراسناکند که شايد آن عزيز مقتدر امروز ظهور کند و پايه‏هاي حکومت شيطاني‏شان را درهم شکند.


به اميد آنکه آن روز را ببينيم و از ياوران حضرتش باشيم. ان‏شاءالله.


 پي‏نوشت‏ها :


 ۱/ سورة رعد(۱۳)، آية ۳۹/


۲ . سورة زمر(۳۹)، آية ۴۸/


۳ . سورة يوسف(۱۲)، آية ۳۵/


۴ . سورة نساء (۴)، آية ۳۵/


۵ . سورة آل‏عمران (۳)، آية ۵/


۶ . سورة زمر(۳۹)، آية ۴۸/۷ . سورة رعد(۱۳)، آية ۱۱/


۸ . سورة بروج(۸۵)، آيات ۲۱ و ۲۲/


۹ . سورة رعد(۱۳)، آية ۳۹/


۱۰/ سورة انعام(۶)، آية ۲/


۱۱/ نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص۲۰۴؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۴۹/


۱۲/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۲۰۲/


۱۳/ کليني، اصول کافي، ج ۱، باب البدأ، ح ۱ و صدوق، محمد بن علي بن حسين، التوحيد، باب ۵۴، ح ۲/


۱۴/ صدوق، محمد بن علي بن حسين، کمال‏الدين، ج۲، ص۶۵۰، طوسي، محمد بن حسن، الغيبة ص۲۶۷، نعماني، همان، صص۱۶۹ و ۱۷۲؛ مجلسي، محمد باقر، همان؛ ج۵۲، ص۲۰۴، طبرسي، فضل بن حسن، اعلام الوري، ص۴۲۶؛صافي گلپايگاني، لطف‌الله، منتخب‏الاثر، صص۴۳۹ و ۴۵۵/


۱۵/ فقيه، محمد، السفياني و علامات الظهور، ص۱۰۲/


۱۶/ عاملي، جعفر مرتضي، دراسته في‏علامات الظهور، ص۶۰/


۱۷/ طوسي، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۵/


۱۸/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۲۰۵، مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۵۰/


۱۹/ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۵۱/


۲۰/ رک: فقيه، محمد، همان، ص۱۰۲/


۲۱/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۲۰۳؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹/


۲۲/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۲۰۴؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹/


۲۳/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۱۷۶، صافي گلپايگاني، لطف‌الله، همان، ص۴۵۵/


۲۴/ سورة انعام، آية ۲/


۲۵/ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۲۴۹/


۲۶/ سورة آل عمران(۳)، آية ۹/


۲۷/ رک: شيخ مفيد، الارشاد، ج۲، ص۳۴۰، طبرسي، فضل بن حسن، همان، ص۴۰۱، مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۱، ص۱۳۳/


۲۸/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۱۹۵، طوسي، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ آل سيد حيدر، مصطفي، بشارةالاسلام، ص۲۹۸، مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۴/


۲۹/ طوسي، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۳؛ صافي گلپايگاني، لطف‌الله، همان، ص۴۶۳/


۳۰/ نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص۱۹۸؛ طوسي، محمد بن حسن، همان، ص۲۶۲؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج۵۲، ص۱۰۴؛ آل سيد حيدر، مصطفي، همان، ص۲۹۹؛ صافي گلپايگاني، لطف‌الله، همان، ص۴۶۳/


 مجتبي الساده – ماهنامه موعود شماره ۷۹


www.nooremonji.com

به این مطلب امتیاز دهید:

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید