از این طرف اومدی: 

شرایط و علایم ظهور

فهرست مطالب

پدید آورنده : نصرت الله آیتی


پیش از این، توضیح داده شد که نهضت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به دو گونه، می­توان تفسیر کرد؛ تفسیری اعجاز آمیز و مافوق طبیعی و تفسیری عادی و در چارچوب نوامیس طبیعت که از سوی خداوند، بر هستی، حکم می­راند.

&#x 0D;

بر اساس تفسیر نخست -که گاه از آن، با عنوان نظریة «حصولی بودن ظهور» یاد می­شود- نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پدیده ­ای است که با ارادة مستقیم الهی و به کمک عوامل غیبی، آغاز می شود و به انجام می­رسد و اقبال و ادبار مردم و نیز توجه و تلاش یا غفلت و سستیِ آن ها هیچ تأثیری در تقدیم یا تأخیر این حادثة بزرگ ندارد. اما طبق دیدگاه دوم -که با عنوان نظریة «تحصیلی بودن ظهور»، شناخته می شود- حرکت جهانی آن حضرت، روالی عادی و طبیعی دارد و از این رو، نیازمند فراهم شدن بسترها و شرائط توسط تودة مردم است. از میان این دو دیدگاه ، دیدگاه دوم به طریق صواب، نزدیک تر است؛ چراکه دیدگاه نخست، از اشکالات متعددی رنج می­برد که در ادامه، پاره ای از آن ها را به اختصار، خواهیم گفت:


1- اعتقاد به اعجازآمیز بودن نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اعتقادی بر خلاف اصل و روال طبیعی است. اصولاً در جهان هستی- که جهان اسباب و مسببات است- هیچ پدیده ­ای را نمی ­توان نشان کرد که بدون اسباب و علل عادی، تحقق یافته باشد؛ به عنوان نمونه برای سیر شدن باید غذا میل کرد و برای سیراب شدن باید آب نوشید. هم چنان که برای تحصیل یک گیاه، باید دانه اش را کاشت و نهال آن را پرورش داد و آب و نور کافی را برایش مهیا نمود. این توقع که گرسنگی و تشنگی، بدون خوردن غذا و نوشیدن آب، بر طرف شود، یا بدون فراهم کردن شرائط رشد یک نهال، آن نهال به بار بنشی
ند، توقع بی­ جایی است؛ چرا که به تعبیر امام صادق علیه السلام :«أبَی اللهُ أن یَجرِی الاشیاءَ إلاّ بِأسبابِها»[1] ؛ «خداوند از این که پدیده ­ها را جز به واسطة اسباب، تحقق بخشد، ابا دارد».


بر این اساس، طبیعتاً نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مشمول همین قانون خواهد بود و اگر کسی مدعی باشد که این مهم، با دخالت عوامل فوقِ طبیعی و بدون فراهم شدن بسترهای عادی، شکل خواهد گرفت، باید بر مدعای خود، دلیلی قاطع اقامه نماید.


2- این دیدگاه، با محتوای پاره ­ای از آیات قرآن کریم نیز ناسازگار است؛ به عنوان نمونه، آیة شریفة إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ [2]، به روشنی، تغییر سرنوشت جوامع را از رهگذر تحولاتی می ­داند که می بایست در درون آن جوامع شکل گیرد و به تعبیر دیگر، سنت الهی بر این است که سرنوشت جوامع، نه با دخالت عوامل غیبی و نامرئی، که بر اساس شایستگی­ ها و لیاقت­ های خود آن ها رقم بخورد. تغییری که در آخر الزمان به دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در عالم انسانی تحقق خواهد یافت نیز، مصداقی از آیة مورد اشاره است و از این رو، برای ایجاد چنین تحولی – که به جهت وسعت و عمق، بی نظیر است- نباید منتظر دخالت عوامل فوق طبیعی نشست؛ بلکه می بایست در تودة مردم، زمینة چنین تحولی شکل بگیرد.


3- سومین اشکالی که به دیدگاه نخست وارد است این است که اگر ما معتقد به اعجازی بودن حرکت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم، به این سؤال اساسی که چرا غیبت آن حضرت، صدها سال به طول انجامیده است، پاسخی نخواهیم داشت؛ چرا که اگر بناست کار ایشان، به وسیة اعجاز به سامان برسد، بسیار منطقی است که بپرسیم چرا این اعجاز، صدها سال به تأخیر افتاده است؟! حال که قرار نیست برای ساخته شدن دنیایی سرشار از خوبی­ ها و تهی از رنج­ ها و حرمان­ ها در مردم، تحولی به وجود آید و به رشد و بلوغ برسند و این مهم، تنها به یک اشارة خداوند توانا و به امدادهای غیبی، شدنی است، پس چرا این اشارة خداوندی، قرن ها به تأخیر افتاده است و از همان نخست، کارها به سامان نرسید؟! دیدگاه دوم به سادگی به این سؤال پاسخ می­ دهد که اگر ظهور، فرایندی است عادی، پس برای تحققش نیز باید مردم مهیا شوند و شرائط و زمینه های آن را فراهم کنند و چون تاکنون چنین نکرده اند، ظهور نیز به تأخیر افتاده است.


از آنچه گذشت، روشن شد که دیدگاه درست، همان نظریة دوم است؛ البته، تذکر این نکته ضروری است که عادی دانستن نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به معنای نفی امدادهای غیبی نیست؛ چراکه، بی­گمان، آن حضرت از آغاز تا سرانجام حرکت الهی خود، به وسیلة امدادهای ویژة الهی، تأیید و مساعدت خواهند شد و این موضوع، از روایات متعددی به دست می آید که پاره ­
ای از آن ها در قسمت های پیشین، ذکر شد.


هم­چنان که نهضت پیامبر گرامی اسلامصل الله علیه و آله و سلم پدیده­ای کاملاً عادی و طبیعی محسوب می شود؛ با وجود آن که دست غیبی خداوند، همواره یاری گر آن بود. به عنوان نمونه، در آیة 124 سورة آل عمران، آمده است: …ألنْ یَکْفیَکُم أن یُمِدَّکم ربُّکم بِثلاثةِ آلافٍ مِن المَلائکةِ مُنزِلین؛ «آیا این شما را کفایت نمی کند که خدا سه هزار فرشته به یاری شما فرو فرستد؟».


اصولاً لزوم تأیید حرکت­ های الهی، توسط امدادهای غیبی و عوامل فوق طبیعی، خود، یکی از قوانین حاکم بر هستی است و خداوند اراده کرده است که افراد یا اجتماعاتی که با نیاتی زلال در مسیر کمال، گام بر می­دارند را در شرائط بحرانی به کمک نیرو های پیدا و پنهان خود، یاری نماید. از این رو نمی ­توان به استناد احادیثی که از تأیید شدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به وسیلة فرشتگان و سایر نیروهای فوق طبیعی سخن می ­گویند، غیر عادی و معجزه آسا بودن نهضت آن حضرت را برداشت کرد؛ چرا که این احادیث، ناظر به موارد خاصی و جزئی ­اند و بسیار تفاوت است میان این که نهضت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از اساس، معجزه گونه تفسیر کنیم و یا این که معتقد باشیم جریان انقلاب جهانی آن حضرت، از روال عادی و طبیعی برخوردار است و امدادهای غیبی در موارد خاص، آن را تأیید می­
کنند.


تفاوتهای شرایط وعلایم ظهور


در قسمت نخست این نوشتار و در بحث مفهوم شناسی، توضیح داده شد که برخلاف «نشانه های ظهور» که هیچ نقشی در تحقق ظهور ندارند و تنها از نزدیک تر شدن ظهور گزارش می دهند، «شرایط ظهور» در امر ظهور نقشی اساسی دارند و میان آنها رابطه علّی و معلولی و سببی و مسببی برقرار است. براساس تعریف یاد شده می توان برای این دو، تفاوت های متعددی را برشمرد که پاره ای از آنها بدین قرارند:


1. از آنجا که مجموعه شرایط ظهور، علت تامه ظهورند، اجتماع آنها برای تحقق ظهور ضرورت دارد؛ برخلاف نشانه ها که می توانند در بستر زمان پراکنده باشند.


2. تحقق ظهور بدون زمینه ها و شرایط آن غیرممکن است؛ اما تحقق ظهور بدون نشانه های آن، فاقد هر نوع محذوریت عقلانی است.


3. انسان ها در تحقق نشانه های ظهور، مسئولیتی بر عهده ندارند اما وظیفة فراهم کردن بخش قابل توجهی از شرایط ظهور بر عهده انسان ها است.


از آنچه در خصوص مفهوم و تفاوت زمینه ها و شرایط ظهور گفته شد به خوبی می توان به جایگاه و موقعیت برتر شرایط در مقایسه با نشانه های ظهور پی برد. چراکه این شرایط اند که در ظهور نقش اساسی دارند و جامعة انسانی می تواند با اهتمام به فراهم آوردنشان، هرچه زودتر شاهد ظهور باشد؛ هم چنان که می تواند با غفلت از آنها مسبّب به تأخیر افتادن آن شود.


درسی که از این جایگاه ویژه و ممتاز می توان آموخت، این است که
می­بایست بیش از آنکه دغدغه تحقق نشانه های ظهور را داشته باشیم، به دنبال کسب معرفت شرایط ظهور و چیستی و چگونگی تحقق آن باشیم. بی گمان دغدغه آشنایی با زمینه های ظهور و تلاش در جهت تحقق آن ها، قدم گذاردن در مسیری است که با گام به گامش می توان عطر فرح­بخش ظهور را بیشتر و بیشتر حس کرد و لحظه به لحظه خود را به آن نزدیک تر دید. گرچه نکته یاد شده نمی تواند نفی کننده اهمیت بحث نشانه های ظهور باشد؛ چرا که این نیز کارکردهای مفید و متعددی دارد که در جای خود خواهد آمد.


بی تردید موضوعاتی که ارتباط وثیق و نزدیکی با رفتار منتظران دارند و در تربیت نسل مهدی­یاور و مهدی­زیست، تأثیر بیشتری دارند و به فراهم شدن بستر ظهور می انجامند و از موانع این راه می زدایند، در قیاس با بحث های صرفاً تئوریک ـ هم­چون مسأله ازدواج امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قصه خیالی جزیره خضراء ـ که گاه دانستنشان جز ارضاء حسّ کنجکاوی ثمر دیگری ندارد، اهمیت بیشتری دارند و از این رو منتظران هوشمند باید به این سنخ از معارف مهدوی اهتمام بیشتری بورزند.


شرایط ظهور:


پس از بیان مقدمات گذشته، اکنون زمان آن فرا رسیده است که اندکی در خصوص شرایط یاد شده گفتگو کنیم. به عنوان مقدمه؛ تذکر این نکته اساسی ضروری است که درباره این مسأله که آیا ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا پیروزی های آن حضرت بر دشمنان و تشکیل حکومت عدل جهانی و… پدیده هایی خارق العاده، معجزه­سان و خارج از چارچوب سنت های طبیعیِ حاکم بر هستی است یا با رخ­دادهایی کاملاً طبیعی و محکوم نوامیس حاکم بر جهان هستی می باشد، در این باور دو دیدگاه وجود دارد.


برخی بر این باورند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دنیای سرشار از عدالت و فضیلت و آکنده از طراوت و نشاط آخرالزمان را نه از طریق مدیریت و برنامه ریزی و تلاش ها و پی گیری های مستمر، که به صورت معجزه­آسا و با استفاده از نیروهای فوق طبیعی بنا خواهد کرد؛ اما دستة دیگری از دانشمندان، از جریان ظهور و رخدادهای پس از آن تفسیری کاملاً عادی ارائه می کنند و معتقدند جنبش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم چون حرکت عظیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و بلکه سایر جنبش های عالم، محکوم سنت هایی طبیعی است که به مشیت الهی در عالم هستی و در طول تاریخ در جریان بوده است و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این جهت، پدیده ای منحصر به فرد نیست.


مستند دیدگاه نخست، احادیثی است که بر وجود پدیده های مافوق طبیعی دلالت دارند. فراوانی چنین پدیده های اعجازآمیز نشان گر آن است که جریان ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت جهانی پدیده ای منحصر به فرد است که با اراده ویژه الهی شکل می گیرد و عوامل طبیعی و عادی در تحقق آن نقش چندانی ندارند به عنوان نمونه می­توان به این احادیث اشاره کرد:


امام باقر علیه السلام رخدادهای آغازین ظهور را این گونه ترسیم فرموده اند: «… جبرئیل عن یمینه و میکائیل عن یساره یسیر الرعب أمامه شهرا و خلفه شهرا، أمده الله بخمسة آلاف من الملائکة»[3] جبرئیل در طرف راست او و میکائیل در طرف چپ او قرار دارد ترس به مسافت یک ماه از پیش رو و پشت سرش در حرکت است. خداوند او را به وسیله پنج هزار فرشته یاری می دهد.»


امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: «یؤیده الله بثلاثة أجناد الملائکة و المؤمنین و الرعب»؛[4] «خداوند او را به سه شکل یاری می کند: فرشتگان، مؤمنین و ترس.


از پاره ای روایات چنین برداشت می شود که در عصر امامان معصوم علیهم السلام نیز دیدگاه نخست در میان مردم طرفدارانی داشته است.


یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام می گوید: «به آن حضرت عرض کردم.» مردم می گویند چون مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند کارها خود به خود درست می شود و به اندازه یک حجامت خون نمی ریزد.» آن حضرت فرمودند: «هرگز چنین نیست. به خدایی که جانم در دست قدرت اوست، سوگند؛ اگر قرار بود کار برای کسی خود به خود درست شود برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درست می شد؛ هنگامی که دندانش شکست و صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کارها خود به خود درست شود. به خدای سوگند
، کارها درست نخواهد شد تا اینکه ما و شما عرق و خون بریزیم». آن گاه به پیشانی خود دست کشیدند.[
5]


در فراز نخست این حدیث، گرچه به اندیشه اعجاز آمیز بودن پیروزی های امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح نشده است، اما این باور که امور برای آن حضرت، خود به خود و بدون جنگ و خونریزی حل و فصل می شود، تعبیر دیگری از اعتقاد به استفاده امام از نیروهای فوق طبیعی است. این دیدگاه به روشنی نقش اراده جمعی انسان ها را در جریان ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نفی می کند و برای ارادة جمعی انسان ها و اقبال و توجه آنها هیچ نقشی قائل نیست.


پی نوشت:


[1] – کافی ، ج1 ، ص183.


[2] – سورة رعد، آیة11.


[3] تفسیر عیاشی،ج 2 ، ص 56


[42] .98، باب 11، حدیث 9


[5]. بحارالانوار، ج 52، ص 358.


www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید:

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید