ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بشارات پیامبراکرم(ص) درباره حضرت مهدی(عج)/بخش دوم

حديث19: نام آن حضرت:


عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:


 لا يقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى، يواطى اسمه اسمى يملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.


پيش از قيامت مردى از اهل بيت من به سلطنت مى رسد كه همنام من باشد زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.


حدیث 20: کنیه ی او:


حذيفه از آن حضرت روايت كرده كه فرمود:


لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لبعث الله فيه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى يكنّى ابا عبدالله.


اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگيزد كه نامش نام من وخويش چون خوى من و كنيه اش ابوعبدالله مى باشد.


حدیث 21:


همچنين فرمود:


لا يذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلاً من اهل بيتى يواطىء اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً.


عمر دنيا به پايان نمى رسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من است. (1) او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.


حديث22- عدل مهدى (عج):


ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.


چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند. 


حديث23- اخلاق آن حضرت:


عبدالله بن عمر روايت نموده كه پيغمبر فرمود:


يخرج رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاءها قسطاً و عدلاً.


مردى از اهل بيت من خارج مى شود كه نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر& lt;/SPAN> از عدل و داد كند.


حديث24- بخشش مهدى (ع):


ابوسعيد خدرى گفت رسول اكرم (ص) فرمود:


يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له: المهدى يكون عطاؤه هنيئاً.


در آخرالزمان و موقعى&lt ;/SPAN> كه آشوبها پديد آيد، مردى به قدرت مى رسد كه به او مهدى گفته مى شود كه بخشش او گوارا باشد.


حديث25-علم مهدى به سنت پيغمبر (ص):


ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر فرمود:


يخرج رجل من اهل بيتى و يعمل سنتى و ينزل الله له البركة من السماء وتخرج الارض بركاتها و تملاء به الارض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يعمل على هذه الامة سبع سنين و ينزل بيت المقدس.


مردى از اهل بيت من به سلطنت خواهد رسيد كه به سنت من (آن طور كه بايد) عمل نمايد و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمين آنچه دارد، بيرون دهد و او زمين را پر از عدل كند چنان كه پراز ظلم و ستم باشد او به بيت المقدس درآيد و هفت سال سلطنت< /SPAN> نمايد.


حديث26-آمدن مهدى با پرچمها:


ثوبان از پيامبر (ص) روايت نموده كه فرمود:


اذا رأيتم الرأيات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فيها خليفةالله المهدى. 


چون
پرچمهاى سياه
ببينيد كه ازسوى خراسان مى آيد به استقبال آن بشتابيد هرچند با رفتن از روى برف باشد زيرا كه همراه آن جماعت مهدى خليفة الله است.


حديث27-آمدن وى از جانب مشرق:


عبدالله عمر گفت: روزى در خدمت پيامبر (ص) بوديم كه عده اى از جوانان بنى هاشم بيامدند، از مشاهده آنها ديدگاه پيامبر پر از اشك شد و رنگ مباركش تغيير كرد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله سيماى مباركتان گرفته است ما نمى توانيم شما را بدين حالت ببينيم فرمود:


انا اهل بيت اختارالله لنا الآخرة على الدنيا و ان اهل بيتى سيلقون بعدى بلاء و تشريداً و تطريداُ حتى يأتى قوم من قبل المشرق و معهم رايات سود فيسألون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينصرون فيعطون ماسألوا فلا يقبلون حتى يدفعوه الى رجل من اهل بيتى فيملاء ها قسطاً كما ملاءها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فليأتهم و لحبواً على الثلج.


ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده، بعد از اين اهل بيت من مصيبتها مى بينند و از وطن آواره مى گردند، تا آنگاه كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه به طلب حق قيام كنند، اين حق را به آنها نمى دهند تا جنگ كنند، و پيروزى يابند و حق را بگيرند و آن را به مردى از اهل بيت من بسپارند كه دنيا را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده باشد هر كس، آن زمان را درك كند به آنها بپيوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.


حديث28- تجديد عظمت اسلام با ظهور او:


حذيفه روايت نموده كه از پيغمبر (ص) شنيدم مى فرمود:


واى بر اين امت از سلطه اى كه پادشاهان ستمگر بر آنها پيدا مى كنند و آنها را كشته، و مؤمنين را به وحشت مى اندازند، مگر كسى كه فرمان آنها را گردن نهد شخص با ايمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گريزد و چون خداوند عزوجل اراده نمايد كه عزت اسلام را تجديد كند، شوكت هر ستمگر جبارى را درهم بشكند زيرا خداى توانا قادر است امتى را كه در ميان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.


سپس فرمود: اى حذيفه، لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يملك رجل من اهل بيتى تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب.


اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه با بى دينان جنگها كند تا اسلام را آشكار سازد.


حديث29- رفاه و آسايش مسلمانان در عصر مهدى (عج):


ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:


يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قطّ يرسل السماء عليهم مدراراً و لا تدع الارض شيئاً من بناتها الاخرجته.


امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معيشت به سر برند كه هيچگاه پيش از آن نديده باشند. آسمان پى در پى< SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: maroon; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA> بركات خود را براى آنان فرو مى ريزد و زمين آنچه دارد بيرون مى دهد.


حديث30- مهدى يكى از سروران بهشت:


انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:


نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى.


ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى


حديث31- سلطنت مهدى (ع):


ابوهريره روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:


لولم يبق من الدنيا الا ليلة لملك فيها رجل من اهل بيتى.


اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، در همان شب مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد.


حديث32- خلافت مهدى (ع):


ثوبان از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند كه هر سه پسران خليفه مى باشند و پس از آن ديگر هيچ يك از آنها خليفه نمى شود تا آن كه مردمى با پرچمهاى سياه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند كه هيچ قومى را بدان وضع نكشته باشند.


ثم يجيئى خليفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فيبايعوه فانه خليفة الله المهدى.


سپس خليفه خدا مهدى بيايد، چون بشنويد كه ظهور نموده به سوى او رو آوريد و با او بيعت كنيد زيرا او مهدى خليفه حقيقى خداوند است.


حديث33- بيعت با حضرت:


ثوبان از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود


مردمى با پرچمهاى سياه از جانب شرق پديد آيند كه دلهاى آهنين دارند هر كس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بيعت كند و لو با رفتن از روى برف باشد.


حديث34- پيوند دهنده دلها:


از على (ع) روايت شده كه فرمود: به پيغمبر اكرم (ص) عرض كردم:


 يا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غيرنا؟


اى رسول خدا مهدى از ما اهل بيت است يا از غير ما؟


 پيامبر فرمود:


لا، بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا و بنا ينقذون من الفتن كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة اخوانا كما ألف بينهم بعد عداوة الشرك اخواناً فى دينهم.


او از ماست خداوند دين را به وسيله او ختم كند چنان كه توسط ما گشود، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات يابند چنان كه از منجلاب شرك بيرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پيوند دهد و بعد از دشمنيها آنها را با هم برادر كند، چنان كه بعد از نجات از شرك، آنها را با هم برادر دينى كرد.


حديث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است:


عبدالله بن مسعود مى گويد پيامبر اكرم (ص) فرمود:


 لولم يبق من الدنيا الا ليلة لطول الله تلك الليلة حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يم
لاء ها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماًً و جوراً و يقسم المال بالسوية
و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فيملك سبعاً او تسعاً لاخير فى العيش بعد المهدى .


اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد. و او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسويه ميان مردم تقسيم كند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نياز گرداند، هفت سال يا نه سال سلطنت نمايد سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.


حديث36- قسطنطنيه به دست مهدى (ع) فتح شود:


ابوهريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:


لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى يفتح القسطنطنية و جبل الديلم و لو لم يبق الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يفتحها.


پيش از آنكه قيامت شود و مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و قسططنطنيه و جبال ديلم (2) را فتح كند اگر يك روز از عمر دنيا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.


حديث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:


قيس بن جابر از پدرش و او از جدش، از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:


 سيكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم يخرج رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً.


بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بيايند آنگاه مردى از اهل بيت من خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.


حديث38-عيسى (ع) مأموم مهدى (ع):


ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:


منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه.


آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نما
ز مى گذارد، از ما است


حديث39- مهدى با عيسى بن مريم سخن مى گويد:


جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:


ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول: الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.


چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است


حديث40- مهدى (ع) حافظ امنيت:


عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


لن تهلك امة انا&lt ;/SPAN> فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها. (3)


 امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند


همه اين چهل حديثى كه ابونعيم از ميان انبوه احاديث حضرت مهدى جهت كتاب خود برگزيده، در ساير كتب حديث اهل تسنن نيز نقل شده است و اين احاديث بعضى از آن احاديثى است كه علماى اهل سنت در كتابهاى خود نوشته اند.


يكى از علماى شيعه كتابى تأليف كرده و نام آن را كشف المخفى فى مناقب المهدى ناميده است. (4) و در اين كتاب 110حديث از طريق رجال عامه روايت كرده كه به خاطر اختصار و رعايت حال از نقل آن نيز خوددارى نموديم، زيرا برخى از روايات گذشته كه نقل كرديم خواننده را از تفضيل بيشتر بى نياز مى كند و همانها براى اهل انصاف و دارنده عقل سليم كافى بود .


پی نوشت:


(1) گنجى خود احتمال داده است جمله اسم ابيه اسم ابى را راوى زائده بن ابى الرقاد باهلى براصل حديث افزوده است، بزرگان اهل تسنن نوشته اند وى عادت داشت چيزى بر احاديث بيفزايد گنجى از سى نفر از بزرگان محدثين معتبر اهل سنت را نام برده كه همين را از عاصم از زر از عبدالله بن مسعود نقل كرده اند كه فقط پيامبر فرموده: اسمه اسمى، بعضيها احتمال داده اند در اصل اسم ابيه، اسم ابنى بوده، به واسط عدم توجه راوى در نقل يا كاتب هنگام نوشتن ابى ضبط شده و منشأ اين اشتباه شده است چنان كه بسيار هم اتفاق مى افتد، دليل اين موضوع حديث ابن ابى ليلا است كه در صفحه 276 از امالى شيخ طوسى نقل شده كه پيامبر فرمود: اسمه كاسمى و اسم ابيه كاسم ابنى.


(2) جبال ديلم نواحى قزوين رو به طرف شمال و منطفه گيلان است


(3) كشف الغمه، على بى عيسى اربلى بنقل بحار، ج 51، از صفحه 78تا 85، ابونعيم اصفهانى اين چهل حديث را با سلسله سند ذكر كرده، اهميت اين روايات در اين است كه اغلب آنها از راويان مشهور اهل تسن
ن نقل شده، مرحوم اربلى جهت اختصار سلسله سند آنها را حذف كرده است.


(4) تأليف شيخ يحيى بن حسن بن بطريق صاحب كتاب العمدة و المستدرك


www.mahdiehtehran.ir  با تلخیص

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید