ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آداب مسجد/3

گذرگاه قرار دادن مسجد


یکی دیگر از مکروهات مسجد آن است که انسان این مکان مقدّس را گذرگاه و محلّ عبور خویش قرار دهد. مثل اینکه از مسجدی که دارای دو در باشد، مرتّب برای انجام کارهای عادی خود از یک در داخل و از در دیگر، خارج شود.


این عمل، با عظمت و قداست مسجد مناسبت ندارد و گویا با این کار مسجد را در حدّ یک کوچه و خیابان، تنزّل داده است. از همین روی در روایات از این عمل نهی شده است. البتّه اگر انسان در هر مرتبه که به مسجد وارد می شود، نماز تحیّت مسجد را بجای آورد، کراهت این کار از بین می رود.


امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می فرماید که
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حدیثی فرموده اند: «مساجد را گذرگاه و محلّ عبور قرار ندهید؛ مگر اینکه دو رکعت نماز در آن بجای آورید».
[۵۴]


سخنان بیهوده و دنیوی در مسجد


از جمله اموری که مؤمن بایستی از ارتکاب آنها در خانه خدا خودداری نماید، سخنان بیهوده و دنیوی است. مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «مکارم الاخلاق» نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ضمن وصایای خویش به صحابی راستین خود، جناب ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) فرموده اند: «…ای ابوذر! سخن پاک و طیّب، خود نوعی «صدقه» است و هر گامی که به سوی نماز بر می داری، صدقه است. ای ابوذر! کسی که دعوت کننده به سوی خدا را اجابت نماید و مساجد خدا را
نیکو آباد کند، ثواب و پاداش او بهشت از جانب خداوند است. ابوذر می گوید: عرض کردم: ای رسول خدا! مساجد را بایستی چگونه آباد نمود؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: آباد کردن مسجد به این است که صداها در آن بلند نشود، گفت و گوهای باطل و بیهوده در آن، صورت نگیرد و از خرید و فروش در مسجد خودداری شود و تا وقتی که در مسجد هستی از سخنان بیهوده بپرهیز! و اگر این امور را رعایت نکردی در روز قیامت کسی غیر از خودت را مورد ملامت و سرزنش قرار مده…».[۵۵]


جملات پایانی این حدیث که همراه با تهدید است، قابل دقّت و بیانگر میزان اهتمام پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به رعایت این امور، در مسجد می باشد. البتّه انسان مؤمن نه تنها به خاطر گریز از حسرت و ندامت در سرای دیگر؛ بلکه از آن روی که به عظمت صاحب خانه و خانه آگاه است، به خود اجازه نمی دهد که در مسجد صدا را بلند کند و یا به گفت و گو درباره امور دنیوی و یا سخنان لغو و بیهوده بپردازد تا چه رسد به اینکه رعایت این امور مورد تأکید شارع مقدّس نیز قرار گرفته باشد.


بوی بد در مسجد


از دیگر آداب مسجد آن است که اگر دهان یا عضوی دیگر از اعضای انسان دارای بوی بد و ناخوشایند است، قبل از رفتن به مسجد آن را برطرف نماید. این مطلب تا آنجا اهمیت دارد که اگر چنانچه کسی بداند رفتن وی به مسجد با چنین حالتی، موجبات آزار و اذیت مؤمنین را فراهم می آورد، لازم است از رفتن به مسجد خودداری کند. این کار علاوه بر آنکه مشمول ادله ای است که در آن از آزار و اذیت مؤمنین منع شده؛ بلکه به طور خاص نیز از آن نهی شده است.


مرحوم شیخ کلینی (ره) در کتاب شریف «اصول کافی» این روایت را از امام صادق (علیه السلام) نقل نموده است که ابوبصیر می گوید: «از امام صادق (علیه السلام) در مورد خوردن سیر و پیاز و تره سؤال کردم. امام (علیه السلام) فرمودند: خوردن آنها به صورت خام یا پخته اشکالی ندارد. همچنین معالجه کردن با سیر اشکالی ندارد. اما اگر کسی از آنها بخورد، (قبل از برطرف کردن بوی آن)، به مسجد نرود».[۵۶]


البته روشن است که خوردنی های مذکور در این حدیث، خصوصیتی ندارند، بلکه هر نوع غذایی که به واسطه داشتن بوی بد ممکن است موجب آزار و اذیت مؤمنین شود، همین حکم را دارد.</o:p&gt ;


همچنان که سایر اعضای بدن غیر از دهان نیز، همین حکم را دارند. از همین روی در روایت دیگری ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) به گونه ای عام از وارد مسجد شدن کسانی که از غذاهای بدبو استفاده کرده اند، نهی فرموده اند: «…کسی که از اشیای بدبو تناول نماید، نباید به مسجد نزدیک شود…».[۵۷]


تذکر این نکته ضروری است که نهی وارده شده در این گونه موارد، تنزیهی است و بر کراهت دلالت دارد.


توقف بیهوده در مسجد


یکی از اموری که معصومین (علیهم السلام) نسبت به آن تشویق و ترغیب نموده اند، طولانی نمودن اقامت در مسجد است. اما باید دانست که منظور از نشستن در مسجد، آن نیست که انسان تنها حالتی همراه با لغو و بیکارگی داشته و تنها وسیله گذران عمر باشد.


پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به منظور پیشگری از اینکه اقامت در مسجد به عنوان یکی از عبادات، دستاویز راحت طلبان و آنان که عمر خویش را بیهوده صرف می کنند، قرار نگیرد، در وصیت خویش به جناب ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) می فرمایند: «… ای ابوذر! هر نشستنی در مسجد، لغو و بیهوده است؛ مگر توقّف و اقامت سه دسته: آنان که پس از بجای آوردن نماز، مشغول قرائت قرآن، یا سرگرم یاد خدا و یا در حال تحصیل دانش و مباحث علمی باشند».[۵۸]


در حدیث دیگری، عنوان «میهمان خداوند»، به کسی اعطا شده که فاصله میان دو نماز را به تعقیب و یاد خدا سپری کند: «سه گروه در روز قیامت از برگزیدگان خداوند به حساب می آیند … گروه دوّم کسانی هستند که پس از بجای آوردن نماز تا برپای نماز دیگر همچنان به ذکر و یاد خداوند مشغول می شوند. چنین کسانی میهمان خداوند به شمار می آیند و خداوند بی شکّ میهمان خویش را اکرام خواهد نمود…».[۵۹]


بنابراین آنچه از مجموعه این احادیث استفاده می شود آن است که انسان مؤمن در مورد اقامت در مساجد، بایستی حالت اعتدال و میانه روی را داشته باشد و همراه با خودداری از شتاب در خروج از مساجد، از اقامت لغو و بیهوده در خانه خدا نیز پرهیز نماید.


مسجد محل آداب نیکو


خانه خدا خلوتگاه انس با خدا و کانون ذکر و معراج معنوی و عرصه علم و جهاد و تدبیر دنیوی؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، و … است. در مسجد، شعور و بهجت عبادت خالص، با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم، در هم می‌آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک می‌کند. مسجد مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه و اندیشه مکتب اسلام است.


در مجموع مسجد محل آداب نیکویی است که افرادی که موفق به حضور در آن برای امور عبادی می شوند، از خیرات و برکات فراوانی برخوردار می شوند.


سلام کردن به مؤمنین در مسجد


یکی از مستحبات که در اخبار و روایات، ثواب زیادی برای آن بیان شده است، سلام کردن به مؤمنین است. اما علیرغم این استحباب، از سلام کردن به شخص نمازگزار نهی شده است. علت این امر آن است که پرداختن به جواب سلام، نمازگزار را از توجه شایسته به نماز خویش باز می دارد. در خبری که مصدَّق بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند آمده است که آن حضرت از پدر بزرگوار خویش، امام باقر (علیه السلام) نقل فرموده است که: «بر شخص نمازگزار سلام نکنید؛ زیرا نمازگزار نمی تواند سلام را پاسخ گوید، چون سلام کردن مستحب ولی جواب آن واجب است …».[۶۰]


همان گونه که در حدیث آمده است، مراد از عدم توانایی، عدم سهولت است، بخصوص برای کسی که بخواهد با حال توجه نماز را بجای آورد، پرداختن به جواب سلام معمولا توجه و حضور قلب وی را مخدوش می نماید. فقیهان با استناد به همین گونه روایات، سلام کردن به شخص نمازگزار را مکروه شمرده اند.[۶۱]


بنابراین شایسته است انسان در هنگام ورود به مسجد، در صورتی که تمامی مؤمنین وارد به نماز شده باشند، از سلام کردن به آنها خودداری نماید. البته سلام کردن به آن دسته از مؤمنین که به نماز اشتغال ندارند، مستحب است. در حدیثی از امام صادق آمده است: «از پدرم (امام باقر (علیه السلام)) شنیدم که می فرمود: هنگامی که به مسجد الحرام وارد شدی و (دیدی) مردم در حال بجای آوردن نماز هستند، به آنان سلام نکن و (به جای آن) به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام بفرست و به نماز مشغول شو، ولی اگر در مسجد به جمعی وارد شدی که مشغول سخن گفتن هستند، بر آنان سلام کن.[۶۲]


اعلام اشیای گمشده در مسجد


از جمله مکروهات مسجد آن است که انسان اشیای گمشده را در مسجد اعلام نماید تا چنانچه کسی آن را یافته باشد به وی بازگرداند و یا اینکه اشیای پیدا شده را به قصد یافتن صاحبان آنها در مسجد اعلام کنند.[۶۳] این عمل در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است. شیخ صدوق علیه الرّحمه در «من لا یحضره الفقیه» روایت ذیل را در همین رمینه نقل کرده است: «پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) شنیدند که مردی در مسجد اعلام می کند چیزی گم کرده است تا چنانچه کسی پیدا کرده، به او باز گرداند. آن حضرت فرمودند: به او بگویید: خدا گمشده ات را به تو برنگرداند، مسجد را برای این گونه کارها نساخته اند!».[۶۴]


همان گونه که از ذیل این حدیث استفاده می شود، علّت نهی از این کار در مسجد آن است که انجام این امور با شأن والا و عظمت مسجد سازگار نیست و گرنه اعلام اشیای گمشده در برخی موارد واجب است که تفصیل این موارد در «کتاب اللّقطة» بیان شده است. بنابراین از آن جا که محلّ اعلام اشیای گمشده محلّ تجمّع افراد است؛ لذا سزاوار است که اعلام اشیای گمشده را در کنار درهای ورودی مسجد به هنگام ورود و خروج مردم انجام دهند.[۶۵]


نکته قابل ذکر در ارتباط با حدیثی که گذشت این است که، نفرین رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) درباره شخصی که اقدام به اعلام گمشده در مسجد نموده بود؛ با وجود عطوفت و رحمت فوق العاده آن حضرت نسبت به امّت، گویای میزان قُبح این کار در نزد صاحب شریعت است.


مسجد و حقوق افراد


اسلام نهادی به نام مسجد را ایجاد کرد تا به نیازهای عبادی، آموزشی، سیاسی، نظامی جامعه در اجتماعات محل پاسخ گوید. پیامبر اکرم (ص) علاوه بر بنانهادن مسجد، کارکردها و استفاده‌های آن را هم نشان داد. مساجد برای مسلمانان وسیله ای شد تا در طول شبانه روز هوشیار باقی بمانند و خود را در فضای پاک، پیراسته، با صفا، سازنده و پرورش دهنده مسجد، تزکیه کنند.


آنچه که مسلم است این است که مکان های عمومی به صورت طبیعی دارای قواعد و قوانین خاص خود می باشند. بعضی از قوانین شامل حقوقی که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به آن مکانی که در آن حضور پیدا کرده اند، می شود. گفتنی است که مسجد نیز از این قاعده مستثنا نیست. پس همه کسانی که در مسجد حضور می یابند، موظف به رعایت قوانین و ادای حقوق متقابل سایر نمازگزاران و مسجد هستند.


حق تقدم در مسجد


در فقه اسلامی از برخی امور، تحت عنوان «مشترکات» بحث می شود. مشترکات اموری هستند که اختصاص به شخص یا اشخاص معینی ندارند، بلکه همه حق بهره برداری از آن را دارند. راه ها، کوچه ها، مدارس، برخی از آبها، مساجد و … از مصادیق مشترکات به شمار می آیند. با اینکه همگان حق استفاده از مشترکات را دارند، ولی برای کسانی که در بهره برداری از آنها حق تقدم داشته باشند، نوعی اولویت نسبت به دیگران ایجاد می شود. بنابراین چنانچه یکی از مؤمنان در حال استفاده از مکان خاصی از مسجد برای نماز یا سایر عبادات و اعمالی که در مسجد روا است، باشد؛ دیگری نمی تواند او را از این مکان براند. این کار علاوه بر آنکه آزار و اذیت مؤمن است، نوعی غصب نیز محسوب می شود. در کلمات فقیهان به این حق اولویت تعبیر به (حق سبق) می شود و تحت عنو
ان (قاعده من سبق)، مباحث نسبتا گسترده ای پیرامون آن شده است. سیره مسلمین نیز همواره بر اساس شناسایی حق تقدم استوار بوده است. افزون بر این، حق تقدم در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده است، نیز مورد تأیید تصریح شارع قرار گرفته است.


داشتن جای خاص در مسجد


انسان مؤمن در عین حال که بایستی از مساجد و اماکن مقدس استفاده لازم را بنماید، ولی هرگز نباید دلبستگی و تعلق به مکان معینی از مسجد داشته باشد. گاهی مشاهده می شود برخی افراد آنچنان به نقطه خاصی از مسجد وابسته اند که گویا آن جا را ملک شخصی خویش به حساب می آورند و در صورتی که این مکان توسط فرد دیگری که زودتر به مسجد آمده، تصرف شود، در خود احساس ناراحتی می کنند و حتی این ناراحتی را ابراز می نمایند. برخی دیگر برای رسیدن به مکان مخصوص و مورد نظر خود، با عبور از میان صفوف مردم و حرکت کردن بر سر و گردن آنها، مسافتی طولانی راه می پیمایند که معمولا آزار و اذیت دیگر مؤمنین را به دنبال دارد. شکی نیست که اذیت دیگران حرام است، ضمن اینکه این عمل مخالف با سنت قولی و عملی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت گرامی آن حضرت (علیهم السلام) است. امام حسین (علیه السلام) می فرماید: از پدرم امیر المؤمنین (علیه السلام) در مورد آداب مجلس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سؤال کردم آن حضرت فرمود
ند: «… رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) در هیچ مجلسى نمى‏نشست و برنمی خواست، مگر با یاد خدا و در مجالس جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏کرد و مخصوصا از این کار نهى مى‏فرمود و وقتى به جمعیتى مى‏پیوست هر جا که خالى بود مى‏نشست و اصحاب را نیز دستور مى‏داد که چنان کنند …».[۶۶] همچنین امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش امام باقر (علیه السلام) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرمود: مانعی ندارد که نمازگزار در روز جمعه به سمت جای خود در نماز گام بردارد، ولی وقتی امام (جمعه) برای خطبه خواندن آماده شد، کسی نباید بر سر و گردن مردم راه برود بلکه باید هر جا که ممکن بود بنشیند، مگر کسی که در کنار درهای ورودی نشسته باشد و ورود او در آنجا مانع ورود دیگران به قسمت های خالی باشد. چنین کسی مانعی ندارد که از میان صفوف به سمت جلو حرکت کند».[۶۷]


طولانی نمودن اقامت در مسجد


از جمله آداب مسجد آن است که انسان مسلمان، اقامت خویش در خانه خدا را طولانی نماید و از شتاب در خروج از مسجد خودداری کند. البته بنده مؤمن این کار را از روی اختیار و عشق وافری که به مسجد می ورزد، انجام می دهد. چرا که او مسجد را خانه محبوب خویش می داند و با زبان حال در و دیوار آن را می بوسد.


خداوند متعال در حدیث قدسی معراج می فرماید: «… ای احمد! هر کس ادعا نمود من خداوند را دوست می دارم، دوست دار من نیست، مگر اینکه … مسجد را خانه خویش قرار دهد».[۶۸] مسجد را خانه قرار دادن، کنایه از اقامت طولانی و کثرت رفت و آمد به مسجد و نیز عشق و علاقه قلبی داشتن به مسجد است. همان گونه که ملاحظه می شود در این جمله از حدیث، انس با مسجد و کثرت اقامت در آن، از شرایط محب الهی به شمار آمده است.


در حدیث دیگری از امام صادق به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که سخن و گفتار او قرآن و مسجد خانه اش باشد، خداوند در بهشت خانه ای برای او بنا می کند».[۶۹]


در برخی از روایات ضمن تأکید بر زود به مسجد رفتن و انتظار برای برپاشدن نماز، از شخص منتظر، به عنوان «میهمان خدا» تعبیر شده است. همچنین امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کسی که پس از به جای آوردن نماز، برای برپایی نماز ب
عدی در مسجد منتظر بماند، میهمان خداوند است و قطعا خداوند، میهمان خود را احترام و تکریم می نماید».[۷۰]


همچنین از نمازگزاری که پس از ادای نماز، در مسجد منتظر برپایی نماز بعدی است تعبیر به زائر خداوند متعال شده است که مقامی بس والا و ارجمند است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «کسی که بعد از نماز، منتظر برپایی نماز دیگر بماند زائر خداوند است و خداوند متعال، بی شک زائر خویش را اکرام خواهد نمود و آنچه را که او درخواست کند به وی عطا می نماید…».[۷۱]


در پاره ای از روایات از کثرت اقامت در مساجد و منتظر برپایی نماز ماندن به عنوان رهبانیتی که در اسلام مورد قبول قرار گرفته، تعبیر شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در جواب عثمان بن مظعون که از آن حضرت در خواست اجازه رهبانیت و گوشه گیری را نموده بود، فرمودند: «ای عثمان! رهبانیت را پیشه خود مساز! رهبانیت امت من نشستن در مساجد و انتظار کشیدن برپایی نماز است».[۷۲]


پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در وصیت خویش به جناب ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) می فرمایند: «ای ابوذر! خداوند متعال تا زمانی که در مسجد نشسته ای، در مقابل هر نفسی که می کشی، درجه ای در بهشت به تو عطا می کند و فرشتگان نیز بر تو درود می فرستند و در برابر هر نفس، ده حسنه به تو عطا و ده بدی را از تو محو می نماید…».[۷۳]


در جانب مقابل در روایات، عجله نمودن در خروج از مساجد، مورد نکوهش قرار گرفته و آثار سویی نیز برای آن ذکر شده است. در جامع الاخبار به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)نقل شده است: «… بیست خصلت موجب پیدایش فقر است … و از آن جمله، عجله کردن در خروج از مساجد است …».[۷۴]


مسجد و حفظ نظافت


خداوند دوستدار پاکیزگان و مطهرین است و از آنج
ا که دین اسلام کامل ترین دین خدا است، حتی کوچک ترین و ظریف ترین نکاتی را که باید بنده مسلمان رعایت کند، از یاد نبرده است. از این رو در عصری که فقر بهداشت و امکانات بوده به ساده ترین شکل حفظ نظافت و پاکیزگی را به بندگانش آموخته و عرب عصر جاهلیت را به رعایت بهداشت فردی و پاکیزگی محیط دعوت نمود. پس بر بنده مومن است که فرامین خدا را به بهترین شکل ممکن به کار بندد. چگونه ممکن است که بنده ای خواستار تهذیب روح و جان باشد و در خانه خدا برای عبادتش حاضر شود، اما صاحب خانه را با آلوده کردن خانه اش از خود ناراضی کرده و یا آلودگی و پلیدی را از خانه اش بیرون نبرد آن هم خانه ای که صاحبش خدا است؟ چگونه ممکن است بنده ای خود را عبد خدا بداند، ولی در اجرای دستوراتش کوتاهی و قصور کند مگر تهذیب نفس و درون بدون پاکیزگی درون امکان دارد؟ و یا تهذیب و تکامل و نزدیکی به خدا، بدون رعایت پاگیزگی و احترام به او امکان دارد؟ قرآن کریم می فرماید: «ما از ابراهیم و اسماعیل (ع) پیمان گرفتیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و نمازگزاران از هر پلیدی پاکیزه کند».[۷۵]


همانگونه که از مضمون این آیه شریفه بر می آید، خداوند به پاکیزگی خانه خود سفارش اکید کرده است.


تمیز نگه داشتن مسجد


از جمله آدابی که در روایات برای مسجد ذکر شده، تمیز نگه داشتن و خاکروبی کردن مسجد است که ثواب و فضیلت زیادی برای آن ذکر شده است. در حدیثی به نقل از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که خانه خدا را در روز پنج شنبه، (شب جمعه) خاکروبی کند و به اندازه غباری که در چشم می رود از مسجد خاک برگیرد، خداوند او را مورد آمرزش خویش قرار خواهد داد».[۷۶]


هر چند از این روایت استفاده می شود که تمیز کردن مسجد در روز پنج شنبه یا شب جمعه از فضیلت خاصّی بر خوردار است، امّا این کار در هر زمان دیگری که صورت گیرد؛ مطلوب و پسندیده است.


امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «کسی که مسجدی را جارو کند، خداوند، پاداش آزاد کردن بنده ای را برای او می نویسد و اگر از این مسجد به اندازه خاشاکی که در چشم می رود، غبار برگیرد خداوند عزّ و جلّ دو بهره و نصیب از رحمت خویش ر
ا به وی عطا می فرماید».[۷۷]


بر خورداری از رحمت مضاعف و دو چندان الهی یکی از آثار تقوا و پرواپیشگی است. قرآن کریم می فرماید: «ای اهل ایمان! اگر تقوای الهی را پیشه سازید و به رسول خدا ایمان آورید، خداوند رحمت مضاعف خویش را به شما عطا خواهد نمود …».[۷۸] در حقیقت همان تقوای دل است که باعث می شود انسان، خود را در مقابل خداوند و خانه او خاکسار کند و به غبار روبی از مسجد بپردازد؛ چرا که قلب با تقوا همواره در صدد تعظیم شعائر الهی و خواهان آن است که تمام مظاهر دینی و از آن جمله، مساجد با عظمت و پر رونق باشد. بنابراین ذکر ثوابی عظیم در روایات برای این عمل به ظاهر ساده، نبایستی باعث تعجّب شود، چون علاوه بر آنکه این پاداشها و هدایا از سوی ذات پاکی به بندگان عطا می شود که اساس کار او بر رحمت و مغفرت است؛ در حقیقت این ثوابها مترتّب بر همان «تقوای دل» و «روحیّه تواضع» در مقابل ذات حقّ تعالی است که از والاترین فضایل انسانی به شمار می آید.


کتابنامه


1. الصادق، جعفر بن محمد علیهما السلام، مصباح الشریعة، ناشر: اعلمى‏، چاپ: اول‏، بیروت، ۱۴۰۰ ق.‏


2. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ: پنجم، قم، ۱۴۱۷ ق.


3. &l t;SPAN dir=rtl>شریف الرضى، محمد بن حسین،‏ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، محقق و مصحح: فیض الإسلام‏، علی نقی، ناشر: هجرت، چاپ: اول، قم، ۱۴۱۴ ق.‏


4. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، محقق و مصحح: جمعى از محققان، ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ: دوم، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ‏


5. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّ
اشی‏، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، سید هاشم، ناشر: المطبعة العلمیة، چاپ: اول‏، تهران، ۱۳۸۰ ق‏.


6. طباطبایى یزدى، سید محمد کاظم، العروة الوثقى فیما تعم به البلوى، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‌، چاپ: دوم، ‌بیروت، لبنان، ۱۴۰۹ ه‍ ق.


7. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ‏الکافی، محقق و مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، چاپ: چهارم‏، تهران، ۱۴۰۷ ق.


8. ابن بابویه قمی، محمد بن على،‏ الأمالی، ناشر: اعلمى، چاپ: پنجم‏، چاپ: بیروت،‏ ۱۴۰۰ ق، ۱۳۶۲ ش‏.


9. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: با مقدمه بلاغ، محمد جواد، ناشر: انتشارات ناصر تهران، ۱۳۷۲ ش.


10.ابن بابویه قمی، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ‏ناشر: دار الشریف الرضی للنشر، چاپ: دوم، قم‏، ۱۴۰۶ ق‏.


11.ابن بابویه قمی، محمد بن على‏، علل الشرائع‏، ناشر: کتاب فروشى داورى‏، چاپ: اول‏، قم‏، ۱۳۸۵ ش، ۱۹۶۶ م.


12.شیخ حر عاملى، محمد بن حسن،‏ وسائل الشیعة، محقق و مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏
، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، چاپ: اول، مکان چاپ: قم،‏ ۱۴۰۹ ق.


13.شعیری، تاج الدین محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص ۱۲۴، ناشر: انتشارات رضى، چاپ اول، قم، ۱۴۰۵ ق.‏


14.طوسى، محمد بن الحسن،‏ تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: خرسان، حسن الموسوى،‏ ناشر: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ: چهارم‏، تهران‏، ۱۴۰۷ ق.‏


15.ابن طاووس، على بن موسى،‏ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع‏ف، ناشر: دار الرضى‏، چاپ: اول، قم‏، ۱۳۳۰ ق‏.


16.طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی ( للطوسی)، ناشر: دار الثقافة، چاپ: اول‏، قم‏، ۱۴۱۴ ق‏.


17.ابن بابویه، محمد بن على،
من لا یحضره الفقیه‏، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ: دوم‏، قم‏، ۱۴۱۳ ق.


18.ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ‏ناشر: جامعه مدرسین‏، چاپ: اول‏، قم‏، ۱۳۶۲ ش‏.


19.عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على‌، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، شارح: سلطان العلماء، حسن بن محمد‌، ناشر: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم‌، چاپ: اول‌، قم، ایران،‌ ۱۴۱۲ ه‍ ق‌.


20.ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محقق و مصحح: الموسوى، حسن بن احمد و ابن مسیح، ابو الحسن‏، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،‏ چاپ: دوم، قم‏، سال چاپ: ۱۴۱۰ ق.‏


21.سیفى مازندرانى، علی اکبر، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة، چاپ: اول، قم، ایران.‌


22.کراجکى، محمد بن على، کنز الفوائد، محقق و مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، چاپ: اول‏، قم، ایران، ۱۴۱۰ ق‏.


23.نجفى صاحب الجواهر، محمد حسن‌، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق و مصحح: قوچانى، عباس و آخوندى على، دار إحیاء التراث العربی‌، چاپ هفتم، بیروت، لبنان.‌


24.نورى، حسین بن محمد تقى،‏ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق و مصحح: مؤسسة آل البیت عل
یهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ: اول، قم، ۱۴۰۸ ق‏.


25.. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعة،محقق و مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول، قم‏، ۱۴۰۹ ق‏.


26.طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق‏، ناشر: شریف رضى‏، چاپ چهارم، قم‏، ۱۴۱۲ ق – ۱۳۷۰ ش‏.


27.برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، محقق و مصحح: محدث، جلال الدین‏، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، قم‏، ۱۳۷۱ ق.


28.طباطبایى یزدى، سید محمد کاظم، العروة الوثقى مع تعالیق الإمام الخمینی‌، ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره‌، چاپ اول‌، تهران، ایران، ۱۴۲۲ ه‍ ق‌.


29.حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، محقق و مصحح و ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۴۱۳ ق.


30.خمینى، سید روح اللّٰه موسوى‌، تحریر الوسیلة‌، ناشر: مؤسسه مطبوعات دار العلم، چاپ اول، قم، ایران.‌


31.ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات‏، محقق و مصحح: امینى، عبد الحسین، ناشر: دار المرتضویة، چاپ: اول‏، نجف اشرف‏،۱۳۵۶ ش‏.


32.صدوق، محمد بن على،‏ عیون أخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: لاجوردى، مهدى‏، ناشر: نشر جهان‏، چاپ اول‏،تهران‏، ۱۳۷۸ ق.


33.دیلمى‏، حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، ناشر: شریف رضى‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۴۱۲ ق.


34.ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام‏، محقق و مصحح: فیضى، آصف‏، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ دوم‏، قم، ۱۳۸۵ ق‏.


35.دیلمى‏، حسن، ارشاد القلوب، ترجمه: سلگى نهاوندی، على، ناشر: ناصر، چاپ اول، قم، ۱۳۷۶ ش.


پی نوشت:


 
[۵۴]. ابن بابویه قمی، محمد بن على،‏ الأمالی، ص ۴۲۲٫


[۵۵]. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق‏، ص ۴۶۷ ‏.


[۵۶]. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ‏الکافی، ج ۶، ص ۳۷۶، محقق و مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد ؛ در همین زمینه ر.ک: «صحیح بخاری»، ج ۱، ص ۴۰۲، کتاب صفة الصلوة، باب ۵۵۳ و نیز «صحیح مسلم»، ج ۵، ص ۴۹٫


[۵۷]. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۶۳۰ ‏.


[۵۸]. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق‏، ص ۴۶۷‏.


[۵۹]. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، محقق و مصحح: محدث، جلال الدین‏، ج ۱، ص ۵۱٫


[۶۰]. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۴۸۴٫


[۶۱]. طباطبایى یزدى، سید محمد کاظم، العروة الوثقى مع تعالیق الإمام الخمینی‌، ص ۳۹۴‌.


[۶۲]. حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ص ۹۴٫


[
۶۳]. عنوانی که در کتب فقهی برای این بحث انتخاب شده، «انشاد الضّالة» است. انشاد از لغات «ضدّ» است که هم به معنای اعلام شیئی گم شده است و هم به معنای طلب شیئی گم شده. در قاموس فیرزآبادی آمده است که: نشد الضالة نشداً و نشدة و نشداناً بکسرهما: طلبها و عرفها و انشد الضالة: عرّفها و استرشد عنها ضدّ. قاموس المحیط، مجد الدّین محمد بن یعقوب فیروزآبادی، ج۱، ص۳۴۱٫


[۶۴]. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه‏، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۱، ص ۲۳۷٫


[۶۵]. خمینى، سید روح اللّٰه موسوى‌، تحریر الوسیلة‌، ج ۲، کتاب اللقطة، ص ۲۲۸، مسئله ۱۹٫‌


[۶۶]. صدوق، محمد بن على،‏ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۱، ص ۳۱۸٫


[۶۷]. حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ص ۱۵۴٫


[۶۸]. دیلمى‏، حسن، ارشاد القلوب، ترجمه: سلگى نهاوندی، على، ج ۱، ص ۵۲۲٫


[۶۹]. ابن بابویه قمی، محمد بن على،‏ الأمالی، ص ۵۰۱


[۷۰]. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، محقق و مصحح: محدث، جلال الدین‏، ج ۱، ص ۴۸٫


[۷۱]. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۶۳۵ ‏.


[۷۲]. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام‏، محقق و مصحح: فیضى، آصف‏،ج ۲، ص ۱۹۰٫


[۷۳]. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق‏، ص ۴۶۷ ‏.


[۷۴]. شعیری، تاج الدین محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص ۱۲۴٫


[۷۵]. بقره، ۱۲۵٫


[۷۶]. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۶۳۵٫


&lt ;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl” dir=rtl class=MsoNormal align=justify>[۷۷]. ابن بابویه قمی، محمد بن على،‏ الأمالی، ص ۱۸۰٫


[۷۸]. حدید، ۲۸٫


http://islampedia.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید