ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آماده ی عروسی!

اكبرصحرايي

بچه هاي 2 ساعته لباس پوشيدن و عطر زدن..آماده عروسي با كادوي مخصوص …تمام نيروها به گوش…بسم الله الرحمن الرحيم، انا فتحنا لك فتحا مبينا و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم، يا امام صادق! يا امام صادق! يا امام صادق! الله اكبر! الله اكبر! الله اكبر..به پيش رزمندگان اسلام.
ماه بيرون نيامده است و تك منورهاي عراق، آسمان را روشن مي كند. صداي زوزه ي جانوري وحشي كه ازخوردن گوشت مرده،
هار شده است، سكوت را مي شكند
.
 مسعود، گروهان امام حسين مستقر شد پاي ارتفاع 128؟
 مستقر شده، نگران كمين ها هستن. جاي استقرار شون خيلي مناسب نيس! سگ ها هم شده مشكل!
 عاليكار مي گويد:
«سگ!؟»
 به نظرم تو كمين ها سگ گذاشتن!
 مسعود گردان تو مشكلي نداري كه؟
 نه من 3 گروهان رو تو محور مستقر كردم. فقط زودتر بچه هات رو حركت بده!
 ساعت رو تنظيم كن، الان يكه، ساعت 2،بي سيم رو روشن كن، مستقر شدم تماس مي گيرم!
دوباره صداي پارس سگ مي آيد و نور متحركي كه دردل شب ديده مي شود.
 حركت!
عاليكار ، قنبرزاده را خطاب قرار مي دهد:
«
بابا علي بچه ها رو حركت بده
گروهان امام حسين، سمت راست گردان امام حسن، روبروي كمين و تپه ي 128 و 137 مستقر هستند و امام حسن پشت سر تپهي 120. نيروهاي گردان امام مهدي مي آيند و مي گذرند و درعمق دشمن بيشتر پيشروي مي كنند تا به پشت تپه ي 100، ميرسند.
گروه كوچك مخابرات، رسول قائد شرفي، رضا پور خسرواني، محمد ابراهيمي، مهدي نظيري و مصطفي اسداللهي توي مسير سيم ها و كابل هاي مخابراتي و تلفني دشمن را قطع مي كنند. رسول قائدشرفي با سيم چين به جان سيم هاي مخابرات مي افتد اما ذهنش به اتفاق عصراست كه بعد از نوحه خواني براي او پيش آمده بود
 حاج رسول!
 چيه؟
 آقا نبي گفته نروم تو حمله!
 به امام زمان دستور خودشه..
 كجا مي ري رسول آقا! منم خسرواني، كارت دارم كاكو!
 فكر كردم« بدرالدين هاشمي » هسي؟ با هزار مكافات از دستش فرار كردم .گرفته بود كه آقا نبي گفته نبايد بري تو حمله!
 منم مي خواستم همين رو بگم، در به دردنبالت مي گردن.
 غلط كردن! چيه! چرا عقده ات رو سر من خالي مي كني؟
 دست خودم نيس. آخه مي شه نوحه بخونم و بچه ها رو دعوت به شهادت بكنم. بعد خودم نروم تو عمليات و قايم بشم؟بيا يه بوست كنم…راستي صبح كه پادگان شهيد دستغيب اهواز بودم، خانمت زنگ زد!
 خانم من!؟
 ها!
 چي مي گفت: حامله هس، نگفتي كه حمله هس؟
– &lt ;/SPAN> نه بابا، مگه خرم! گفت رضا كجاست؟گفتم دهلران! انگار دلش شور مي زد. مي گفت ديشب خواب درخت نارنج توي باغچه رو ديده! مي گفت: جان تو هس و جان اون نارنج! خيلي درخت رو دوست داري؟
 ها بله…چيه رسول؟حرفت رو خوردي ! ديگه چي گفت؟
 مي گفت تو خواب درخت نارنجت خشك شده! گفت نگرانته…چرا ساكت شدي؟
گردان امام مهدي 3 شاخه مي شوند و گروهان يك به فرماندهي ناصر وراميني به سمت پارك موتوري نزديك رودخانه ي ميمه مي رود. گروهان 2 به فرماندهي باقر رشيدي به مقر تراجل و گروهان 3 همراه مهدوي به سمت دورترين نقطه ي مقرالنزيحه حركت مي كند. عاليكار آخرين هماهنگي ها را با فرماندهان گروهان انجام مي دهد.
– رسيدند به هدف، بي سيم ها روشن! ياعلي!
– جعفر، جعفر، ناصر…رسيديم …منتظر دستور
– ناصر شنيدم، منتظر باش!
– جعفر ، جعفر، باقر،همه آماده…منتظر رمز عمليات
– باقر شنيدم ، آماده باش!
– جعفر ، جعفر، قاسم
– قاسم آماده باش! آماده تا از فرماندهي دستور گرفته بشه!
– نبي، نبي،جعفر.
– جعفر به گوشم!
– آماده ي عروسي!
– شنيدم، آماده ي عروسي باشيد، بقيه هم آماده بشن!
– سيدي، سيدي،نبي ..آماده؟
– نبي،نبي،سيدي….2ساعته لباس پوشيديم و عطر زديم!
– حسينقلي،حسينقلي، نبي …تو چي؟
– نبي، نبي، حسينقلي..آماده با كادو مخصوص!
حدود ساعت 2 بامداد ابتدا از منطقه ي شرهاني، سكوت مي شكند و صداي تيراندازي و آتش مقابل بلند مي شود. به طوري كه تعجب فرماندهان مقر تاكتيكي را برمي انگيزد. اما سكوت منطقه عملياتي هنوز شكسته نشده است!
..از نبي به
دامادها…اعلام آمادگي …عروس
ساعت 2و نيم بامداد محورهاي عملياتي اعلان آمادگي مي كنند.فرمانده گردان ها دهانه ي گوشي بي سيم خود را كه مستقيم با فرمانده لشكر وصل است را روي گوشي فرمانده گروهان ها مي گذارند تا شروع و رمز عمليات را بدون واسطه بشنوند.
 تمام نيروها به گوش…بسم الله الرحمن الرحيم، انا فتحنا لك فتحا مبينا و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم، يا امام صادق! يا امام صادق! يا امام صادق! الله اكبر! الله اكبر! الله اكبر..به پيش رزمندگان
اسلام.
سكوت و تاريكي شب با هم مي شكند. رعشه ي نور، صداي تكبير و گلوله، فوكه ي موشك هاي آر.پي.جي و رگبار تيربارها، همه ي خطوط 30 كيلومتر مربع منطقه ي عملياتي و اطراف را فرا مي گيرد.


منبع: خيلي خيلي محرمانه(بازخواني داستاني عمليات قدس 3 لشگر19 فجر)


www.navideshahed.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید